ظهور و سقوط نازیسم در اورپا از دیدگاه آدولف هیتلر(بخش دوم)

هیأت دیپلماتیک آلمان با 280 عضو راهی فرانسه شد تا معاهده را امضا کند.

پذیرش معاهده 

هیأت دیپلماتیک آلمان با 280 عضو راهی فرانسه شد تا معاهده را امضا کند. رهبران فرانسه دستور اکید داده بودند که قطار حامل این هیأت نمایندگی با سرعت 16 کیلومتر در ساعت حرکت کند تا آلمانی ها بتوانند خرابی هایی را که به قول فرانسویها مسبب آن بودند، ببینند. هنگامی که نمایندگان آلمان به ورسای رسیدند، ژرژ کلمانسو نخست وزیر فرانسه با لحن تندی با آنها صحبت کرد و گفت: "وقت آن رسیده است که حساب های سنگینمان را تصفیه کنیم". شایان توجه آن که متفقین در جریان نوشتن معاهده جایی برای آلمانی ها در میز مذاکرات در نظر نگرفته بودند و تنها پس از آنکه به امضای آلمان نیاز افتاد از نمایندگان آلمان دعوت به عمل آمد. تاریخ نگار چارلز براسِلِن فلاد می نویسد: "در سرتاسر آلمان از درد و خشم ناشی از تحقیرشدگی فریاد و فغان برخاست و این سبب شد عقده ای درونی در آن ها شکل بگیرد".
دولت آلمان به منظور پاسخگویی به مطالبات مردم نگون بخت خودش و همچنین خواسته های متفقین، شروع به چاپ اسکناس بیشتر نمود. از آنجا که فرانسوی ها و دیگر متفقین مقدار زیادی از طلاهای آلمان را از خزانه ملی این کشور به سرقت برده بودند، برای اسکناس هایی که چاپ می شد پشتوانه ای وجود نداشت.133 چاپخانه دولتی با 1783 دستگاه چاپ, روز و شب مشغول تولید پول کاغذی به نام مارک شدند. از آنجا که چیز با ارزشی پشتوانه این مارک ها نبود، ارزش آنها به سرعت سقوط کرد. به عنوان مثال در سال 1919 نه مارک برابر یک دلار آمریکا در بازار جهانی بود, اما درسال 1923 رقم باور نکردنی چهار تریلیون مارک برابر تنها یک دلار بود ! با این حال دولت هنوز به چاپ اسکناس های بی ارزش ادامه می داد و از این طریق سعی می کرد تولید را حرکت دهد. تورم افسار گسیخته سطح زندگی مردم را در آلمان به شدت تحت تاثیر قرار داد. قیمت ها تنها در یک روز صد برابر و گاه بیشتر می شد. حقوق بگیران مجبور بودند برای حمل حقوقشان به خانه، گاری یا چرخ دستی به سر کار خود بیاورند.کارخانه ها به کارگرانشان 2 بار در روز دستمزد پرداخت می‌کردند و به آنها مرخصی کوتاه مدت می دادند تا پیش از آنکه قیمت ها بالاتر رود برای خانواده خود مواد غذایی بخرند. هیچ کس در آلمان یا حتی در تمام اروپا چنین تورمی ندیده بود. فحشا، بزهکاری و مفاسد اجتماعی سراسر جامعه را در بر گرفته بود. حق اشتراک یک روزنامه در برلین از هفته ای شش مارک به بیش از پانصد میلیارد مارک ترقی کرد و از آنجا که پول کاغذی این قدر بی ارزش بود، مردم از آن برای عایق بندی، کاغذ دیواری و حتی به عنوان کاغذ باطله برای روشن کردن اجاق آشپزخانه ها استفاده می کردند. مردم با سوزاندن این اسکناسها خود را گرم نگه می داشتند و کودکان نیز خود را سرگرم. زنی شکایت داشت که وقتی یک سبد بزرگ پر از اسکناس را برای چند دقیقه جلوی یک مغازه جا گذاشت، دزدی سبد را ربود، اما اسکناس ها را باقی گذاشت!
شاید با این شرح از اوضاع, علت گرایش توده ها به حزبی که به دنبال جاه و جلال آلمان است بیشتر مشخص شود. در دورانی که تورم و بی‌کاری بیداد می‌کرد، هیتلر با وعده اصلاح اوضاع اقتصادی وارد عرصه سیاست شد. او مدعی شد که آلمان برای سامان دادن به وضعیت وخیم اقتصادی نیازمند دیکتاتوری است. همچنین هیتلر می‌خواست ناکامی‌های آلمان در جنگ جهانی اول را جبران کند و عزت و احترام را به ملیت آلمانی بازگرداند. بسیاری از مردم با آرایی که به نفع او به صندوق‌ها ریختند، نشان دادند که امیدوار به تحقق وعده‌های او هستند و نیز به توانایی هیتلر در برقراری نظم اعتقاد دارند. در آن زمان، برای مردمی که با آشفتگی‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دوران جمهوری وایمار دست و پنجه نرم می‌کردند، گزینه‌های چندانی برای انتخاب باقی نمانده بود. ماکس وبر می گوید : "یک ملت می تواند خسارات مادی را بپذیرد ولی نمی تواند تحقیر را تحمل کند. غرامات سنگین ,اشغال ناحیه روهر , دالان دانتزیگ , ماده 231 معاهده صلح ورسای , تحدید تسلیحاتی و... مسائلی بود که هر آلمانی را بصورت بمبی آماده انفجار درآورده بود و چنین شد که ملت آلمان به نعره های ولگرد دیروز کوچه های مونیخ گوش فرا داد".

کودتای آبجو فروشی

در نوامبر ۱۹۲۳ ژنرال اریش لودندورف و هیتلر کودتای نافرجامی را ترتیب دادند که منجر به بازداشت آنها و سران حزب نازی گشت که به کودتای مونیخ معروف شد. دادگاه مونیخ برای محاکمه کردن آدولف هیتلر و سران وقت حزب نازی به خاطر کودتای آبجو فروشی در مونیخ که در هشتم و نهم نوامبر سال 1923 حادث شد, برگزار گردید که متهمین ردیف اول و دوم این محاکمه آدولف هیتلر و ژنرال لودندورف رئیس ستاد پیشین ارتش آلمان بودند. لازم به ذکر است در کودتای آبجو فروشی سران آینده حزب نازی و رایش سوم مانند هرمان گورینگ و رودولف هس نیز حضور داشتند. در جریان این کودتا 20 نفر کشته شدند که 16 نفر از اعضای حزب نازی بودند و 4 نفر از افراد پلیس مونیخ. محاکمه هیتلر و لودندورف و سایر متهمین شرکت در توطئه مونیخ در تاریخ تعیین شده از بامداد روز 26 ام فوریه 1924 در مونیخ آغاز شد. برای شخص هیتلر این محاکمه از همان آغاز یک پیروزی بزرگ تبلیغاتی بود، زیرا جریان این محاکمه به دقت و علاقه در سراسر آلمان و بلکه جهان دنبال می شد و با وجود حضور شخصیتهایی چون ژنرال لودندورف رئیس کل ستاد پیشین ارتش آلمان در صف متهمین و سرجوخه سابق ارتش آلمان آدولف هیتلر در مرکز توجه مطبوعات و محافل سیاسی جهان قرار گرفته بود. هیتلر که در سخرانی ها و فعالیتهای سیاسی خود در گذشته کمتر به سر و وضع خود توجه داشت برای حضور در دادگاه مونیخ لباس اتو کشیده و مرتبی پوشیده و نشان صلیب آهن خود را هم روی لباسش نصب کرده بود. با این که در ادعانامه ی دادستان نام ژنرال لودندورف در ردیف اول ذکر شده و هیتلر متهم ردیف دو بود, رئیس دادگاه قبل از همه او را به پای میز محاکمه خواند و هیتلر بدون تامل سخنان خود را نه در موضع دفاع، بلکه در موضع حمله آغاز کرد.
هیتلر با صدای بلند در تشریح دلایل شورش مونیخ به خیانت و بی کفایتی مسئولین در حل مشکلات مردم اشاره کرد و آنها را به خشونت و شدت عمل بیجا در برابر اعتراض مردم متهم ساخت و گناه تیراندازی و خونریزی را به گردن مامورین پلیس انداخت. هیتلر در پایان سخنان خود گفت مسئولیت طرح توطئه براندازی را تماما به عهده می گیرد و تنها تاسف او از این است که چرا مانند دیگر یاران مقتولش در راه هدف خود شهید نشده است. روز اول دادگاه با استماع ادعانامه دادستان و سخنان هیتلر سپری شد و لودندورف و سایر متهمین در روز دوم دادگاه به دفاع از خود پرداختند. بر خلاف هیتلر که تمام مسئولیتها را به عهده گرفت لودندورف از خود سلب مسئولیت کرد و گفت که در جریان این توطئه نبوده و در مسیر آن قرار گرفته است. دفاع سایر متهمین هم کوتاه و بیرنگ بود و بعضی از آنها که تحت تاثیر سخنان هیتلر قرار گرفته بودند بجای دفاع از خود گفته های هیتلر را تائید کردند. پس از پاسخ دادستان دوباره نوبت به هیتلر رسید و سخنان او در روز سوم دادگاه که متضمن حملاتی به حکومت محلی باواریا و جمهوری وایمار بود واکنش های متفاوتی به وجود آورد و رئیس دادگاه، نایتهارت مورد حمله و انتقاد شدید قرار گرفت. با وجود این حملات و انتقادات، نایتهارت که خود یک ناسیونالیست افراطی بود دادگاه را به روش مخصوص خود ادامه داد و هیتلر پس از چند نوبت سخنرانی تند و تیز دیگر در روزهای یازدهم و چهاردهم مارس با استفاده از مقررات دادگاه مقامات دولتی باواریا از جمله اعضای شورای سه نفره را به عنوان شهود به جلسه کشاند. در این جلسات بین هیتلر و ژنرال فون لوسو سخنان تندی رد و بدل شد و ژنرال که مورد اهانت قرار گرفته بود به حال اعتراض جلسه را ترک کرد. دادگاه مونیخ که پر سر و صداترین محاکمات سیاسی در تاریخ آلمان تا آن زمان به شمار می رفت و بعضی از روزنامه ها آن را " کارناوال سیاسی مونیخ " لقب داده بودند, سرانجام با آخرین دفاع هیتلر که یکی از طولانی ترین و پر سر و صدا ترین نطق های او بود خاتمه یافت. هیتلر در این نطق خود خطاب به هیأت قضات گفت که "هنگام قضاوت درباره او متوجه این مطلب باشند که درباره رهبر آینده آلمان اظهار نظر می کنند!" او همچین گفت که" با وجود شکست شورش مونیخ، سرانجام روزی ارتش به ملت خواهد پیوست و حرکت آینده با همکاری نیروهای مسلح به ثمر خواهد رسید". هیتلر ضمن مسخره کردن این ادعای دادستان که او به خاطر وزارت دست به توطئه زده گفت که " هدف من هزار بار مهمتر و بالاتر از وزارت است ، من می خواهم نابود کننده مارکسیسم باشم، هدفی که نه فقط آلمان بلکه همه جهان را در بر می گیرد!" هیتلر در پایان سخنان خود خطاب به هیأت قضات ناگهان حالتی روحانی به خود داد و گفت که "شما صلاحیت محاکمه ما را ندارید تنها دادگاه خدا و دادگاه جاویدان تاریخ است که می تواند درباره ما و اعمال ما قضاوت کند". روز اول آوریل 1924 جلسه دادگاه برای اعلام رای درباره متهمین تشکیل شد. تمام صندلی های دادگاه از تماشاچیان پر شده بود و در محوطه بیرون دادگاه هم جمعیت کثیری در انتظار اعلام رای دادگاه ایستاده بودند. صف های مقدم تماشاچیان را زنان اشغال کرده بودند و هر یک دسته گلی برای تقدیم به هیتلر در دست داشتند، ولی به دستور رئیس دادگاه دسته گل ها را از سالن دادگاه بیرون بردند. در صف متهمین قیافه لودندورف که یونیفورم کامل ژنرالی خود را به تن کرده و کلاه خود نیزه دارش را بر سر گذاشته بود ابهت خاصی داشت، ولی نگاه ها همه متوجه هیتلر بود که لباس ساده و بسیار تمیزی بر تن کرده و یک کلاه مخملی در دست راست او دیده می شد.
قرائت رای دادگاه از متهم ردیف یک که ژنرال لودندورف بود آغاز شد و همان طور که انتظار می رفت رای صادره در مورد وی حاکی از برائت بود. هیتلر به پنج سال زندان محکوم شد که مدت بازداشت قبلی از آن کسر میشد و مشروط به همکاری و تعهد هیتلر این مدت به 9 ماه هم به تائید رسید. از متهمین دیگر سرهنگ کریبل و پوهنر و وبر نیز به پنج سال و بقیه به مدتهای کمتری محکوم شدند. طرفداران هیتلر که انتظار برائت او را داشتند با همهمه و فریاد به رای دادگاه اعتراض کردند که به دستور رئیس از دادگاه اخراج شدند. مخالفان هیتلر هم این مدت محکومیت را برای کسی که دست به قیام مسلحانه علیه حکومت قانونی زده بسیار ضعیف می دانستند و حتی در دادگاه پیشنهاد تبعید هیتلر را به وطن اصلی او یعنی اتریش را هم ارائه کردند که به دلیل خدمت هیتلر در ارتش آلمان و دریافت نشان درجه اول صلیب آهنین که مبیّن فداکاری و خدمت او به آلمان بود مورد موافقت قرار نگرفت. عصر روز اول آوریل هیتلر به سلول شماره 7 زندان لاندسبرگ منتقل شد و پس از ساعتی قدم زدن در سلول خود دفتر یادداشت سفیدی از کیف خود بیرون آورد و در روی صفحه اول آن چنین نوشت : "امروز- اول آوریل 1924 محاکمه کینه جویان و تنگ نظران بر علیه من پایان یافت و اکنون آغاز می شود". در همین دوران کتاب نبرد من را نوشت. او پس از آزادی از زندان، با ترویج ایده‌های ملی‌گرایی، ضد کمونیستی، یهودستیزی و ایراد سخنرانی‌های پرشور بر ضد پیمان ورسای، حامیان بسیاری در کشور آلمان به‌دست‌آورد. هیتلر در سال ۱۹۳۳ به مقام صدراعظمی رسید. در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۲ انتخابات رایشتاگ صورت گرفت و حزب نازی ۳۷،۴٪ کل آرا را به خویش اختصاص داد و به بزرگترین حزب رایشتاگ تبدیل شد. در سوی دیگر مجموع آرای حزب نازی و حزب کمونیست آلمان ۵۲٪ کل آرا را تشکیل می‌داد و این اکثریت هرگز موفق به همکاری مناسب با هم نشدند. پس از آن هیتلر در سال ۱۹۳۲ تصمیم گرفت در انتخابات ریاست جمهوری آلمان شرکت کند. رقیب اصلی و قدرتمند وی ژنرال هیندنبورگ بود که مورد احترام اکثر احزاب و مردم آلمان بود. در دور نخست هیتلر نزدیک به یک سوم آرا را از آن خود کرد و هیندنبورگ نیمی از آرا را بدست آورد. در دور دوم، هیتلر با بدست آوردن ۳۷ در صد آرا باز هم شکست خورد و هیندنبورگ به عنوان رییس جمهور انتخاب شد.کشمکش بر سر انتخاب صدراعظم در رایشتاگ سال ۱۹۳۲ ادامه داشت. رئیس جمهور هیندنبورگ به خوبی می‌دانست که دیگر احزاب وابسته به آمریکا هیچ قدرتی در رایشتاگ ندارند و تنها احزاب قدرتمند نازی‌ها و حزب کمونیست آلمان هستند که در مجموع بیش از ۵۰٪ از کل مجلس را به خود اختصاص داده‌اند. در ابتدا تمام محافل سیاسی گمان می‌کردند فرانتس فون پیپن عضو حزب کمونیسم آلمان از طرف رئیس جمهور به عنوان صدراعظم معرفی شود اما رئیس جمهور هیندنبرگ در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ آدولف هیتلر را به عنوان رهبر حزب اکثریت رایشتاگ به عنوان صدر اعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کردند. هیتلر به دلیل مخالفت شدید با اتحادیه‌های کارگری و مارکسیستها مورد توجه و حمایت صاحبان صنایع بزرگ آلمان (مانند تیسن صاحب شرکت فولاد تیسن) قرار گرفت و سیل کمک‌های نقدی به صندوق حزب سرازیر شد. مجموعه ارتشی- صنعتی آلمان در زمان صدارت وی توانست قوای تحلیل رفته این کشور را ترمیم و آن را تبدیل به یکی از قدرت‌های برتر اروپا در زمان خود نماید. هیتلر سیاست خارجی خود را با هدف سیاست لبنسراوم { سیاست لبنسراوم (به آلمانی: Lebensraum im Osten) (لبنسراوم به معنی لغوی "فضای حیاتی" اما اشاره به زمین و مواد اولیه دارد) یکی از ایده‌های سیاسی اصلی آدولف هیتلر، و بخش مهمی از ایدئولوژی نازی‌ها بود. این ایده در خدمت سیاست‌های توسعه طلبانه آلمان نازی و با هدف ارائه فضای اضافی برای رشد جمعیت آلمان مورد استفاده قرار می‌گرفت. هیتلر در کتاب نبرد من، اعتقاد خود را مبنی بر اینکه مردم آلمان نیاز به لبنسراوم (زمین و مواد اولیه) دارند و اینکه باید آن را از شرق تامین کنند را به تفصیل بیان می‌کند }دنبال نمود و یکی از دلایل نخست و عمده وقوع جنگ جهانی دوم تهاجم به لهستان در ۱۹۳۹ بود که در نتیجه، بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کردند. جنگی که بین دو قدرت نیروهای محور و نیروهای متفقین درگرفت و در طی این مدت اروپا و همچنین سایر نقاط دنیا شاهد ویرانی‌ها و تلفات بسیار بود. اگرچه در عرض سه سال، آلمان و نیروهای متحدش بیشتر مناطق اروپا، بخش‌های بزرگی از آفریقا، شرق آسیا و اقیانوسیه را اشغال کردند اما نیروهای متفقین از سال ۱۹۴۲ به بعد، از آنان پیشی گرفته و در سال ۱۹۴۵، رایش آلمان بزرگ را از هر سو احاطه نمودند. اما در این میان تصمیم گیری های اشتباه هیتلر نیز کار دست او داد و نباید سقوط کامل رایش سوم را یکسر به حساب دیگر قدرت های اورپا گذاشت موارد اصلی این اشتباهات به شرح زیر است :
برهم زدن توافق اولیه با اتحاد جماهیر شوروی وحمله به آن کشور.
توقف ۴۸ ساعته دونکرک به دستور هیتلر.
نبرد استالینگراد به دستور هیتلر.
توقف بمباران فرودگاه‌های نظامی انگلستان و به جای آن‌ها هدف قرار دادن لندن به دستور هرمان گورینگ در طی نبرد بریتانیا.
عدم استفاده بهینه از نیروی زمینی به علت بها ندادن کافی به این نیرو که این کمبود در محاصره مسکو بسیار جلوه‌گر بود و کمبود آتش توپخانه باعث افزایش قدرت مانور مدافعان مسکو و پشتیبانی مناسب از آنها گردید.
اتکا بیش از حد به نیروی هوایی.
عدم عقب‌نشینی محاصره شدگان در استالینگراد باوجود اصرار فیلد مارشال فن پائولوس.
بدست گرفتن هدایت عملیاتی ارتش آلمان از طرف هیتلر بعد از شکست مسکو.
کمبود امکانات ارتش وافن اس اس. خیلیها معتقدند اگر هیتلر به این ارتش بهای بیشتری می‌داد جنگ جهانی دوم طوری دیگر ورق می‌خورد.
تاخیر هیتلر در صدور اجازه ارسال واحدهای زرهی جهت مقابله با پیاده شدن نیروهای متفقین در نرماندی.

تفکرات , عقاید و جملات معروف هیتلر :

هيچ ملتي در روي كره زمين, خاكي كه بر روي آن زندگي مي كنند بدون اعمال قدرت بدست نياورده است. مرزهايي كه حدود كشورها را تشكيل مي دهند و مبناي حاكميت ملي هستند به دستان انسان ترسيم شدم است و به دست انسان نيز قابل تغيير است. اگر ملتي در يك شرايط زماني مناسب توانسته است بر سرزميني مسلط شود دليل حق حاكميت جاويد آن ملت بر آن سرزمين نيست. تسلط بر يك سرزمين را نمي توان "حق حاكميت ملي" تلقي كرد, بلكه اين دليل قدرت آن ملت و ضعف ملل ديگري است كه اين سرزمين را از دست داده اند؛ پس تنها قدرت است كه ايجاد حق مي كند؛ بعبارت ديگر حق با كسي است كه قدرت دارد؛ نقل شده از كتاب " نبرد من "
درباره جوانان
ما نسل جوان را براي جنگ؛ بخاطر عظمت آلمان تربيت آلمانی مي كنيم. ما ديگر اجازه نخواهيم داد سالهاي گرانبهاي عمر جوانان ما با آموزش چيزهايي كه در زندگي بكارشان نمي آيد تلف شود. جوانان ما بايد از حالا خود را براي نبرد بزرگ فردا آماده كنند و شجاع, نيرومند, منضبط و مطيع فرمان رهبري باشند. از نطق هيتلر در نورمبرگ _14 سپتامبر 1935
درباره يهوديان
يهوديان آفت جامعه بشري هستند و اگر ملت آلمان نتواند خود را از شر آنان نجات دهد, جهان از اين اختاپوس رهايي نخواهد يافت. يهوديان هميشه خود را با شرايط زندگي و اخلاق و آداب ملت هاي ديگر تطبيق داده و به تخريب اين جوامع از درون مي پردازند. آنها در هر كشوري, سلاحي را كه مناسب وضع روحي مردم آن كشور است براي مبارزه بكار مي گيرند و در ميان اروپاييان با توجه به بيزاري اين ملتها از خونريزي, آرمانهاي صلح جويانه و همكاري بين المللي را پيش مي كشند اما هدف نهايي آنها, تضعيف همه اين ملتها و ايجاد اختلاف بين آنها و تثبيت قدرت و سلطه دائمي خود بر جهان مي باشد. از كتاب " نبرد من "
نظام طبيعت مبتني بر حكومت قوي تر است
حق بدون قدرت مفهومي ندارد و اگر فردي يا ملتي قدرت گرفتن حق خود را نداشته باشد, حق به تنهايي واژه اي بي معني خواهد بود. نظام طبيعت بر اساس حكومت آنكه قوي تر است بنا نهاده شده و خداوند هم با خلق موجودات نيرومند تر در برابر موجودات پست تر و ضعيف تر, حق را بر آنها ارزاني داشته است. اين نظام بر روابط ملتها هم حاكم است و ملتهاي ضعيف هميشه مغلوب و مقهور قوي ترها خواهند بود. از نطق هيتلر در مونيخ _13 آوريل 1923
نژاد برتر
اصل تساوي حقوق و برابري نژادها و اقوام مختلف با يكديگرحرف ياوه اي است. چگونه مي توان يك ملتِ با فرهنگ و يك نژاد اصيل را با نيمه ميمون هاي آفريقايي در يك رديف قرار داد؛ حكومت بر جهان حق نژاد اصيل و برتر است و برترين نژاد كه تمدن و فرهنگ بشري مديون اوست نژاد آريايي است... ما بايد اين نژاد را از آلودگي هایي كه بر اثر اختلاط با نژادهاي ديگر, بخصوص يهوديان عارض شده پاك كنيم و براي پاكي نسل, در امر ازدواج و توليد نسل كنترل دقيقي به عمل آوريم. از نطق هيتلر در مونيخ_2 آوريل 1927
درباره دمكراسي و حكومت برتر
دمكراسي غربي در حال حاضر زمينه مساعدي براي نشو و نماي ميكروب ماركسيسم فراهم آورده است؛ به عبارت ديگر دمكراسي, پيشقراول ماركسيسم است. من به حكومت عدد و دمكراسي پارلماني هرگز اعتقاد نداشته ام . اكثريت هرگز نمي تواند جانشين اراده يك "مرد" بشود. اكثريت نه تنها نماينده بلاهت بلكه نماينده جبن هم هست و همانطور كه يكصد كله پوك نمي توانند مرد عاقلي را به وجود آورند, يك تصميم قهرمانانه از ميان يكصد آدم جبون صادر نمي شود. از كتاب " نبرد من"
صلح جهاني و همكاري بين المللي حرف مفتي است
اساس همه پيشرفتها و تحولات سازنده در جهان بر خلاقيت و نبوغ فردي بنا نهاده شده است. توده مردم يا سازماني كه براساس اكثريت بنا نهاده شده كمتر كار مثبتي مي تواند انجام دهد . ما بايد به مردم بياموزيم كه دمكراسي سرابي بيش نيست و حكومت پارلماني حرف پوچ و مهملي است... مردم بايد به قدرت و رهبري ايمان بياورند. جو تنبل و عدم احساس مسئوليت بايد جاي خود را به احساس مسئوليت و احساس وظيفه در برابر وطن بدهد. ما بايد به خود متكي باشيم و خود براي عظمت و اعتلاي وطن بكوشيم. صلح جهاني و همكاري بين المللي حرفی ياوه است ... فقط تعصب و ايمان به ناسيوناليسم است كه دريچه سعادت را روي ما خواهد گشود . از نطق هيتلر در مونيخ _22 سپتامبر1928
درباره تبليغات
هنر تبليغات در به حركت در آوردن جامعه, نقش اساسي دارد. تبليغات بايد متناسب با هوش و فهم مردم باشد و از آنجا كه قوه درك اكثريت مردم محدود و هوشياري ایشان كم است, سطح شعارهاي تبليغاتي نيز بايد هر چه بيشتر پائین و درحدود درك و فهم عامه باشد ... شعارهاي تبليغاتي هرچه ساده تر و محدودتر باشد اثر بيشتري مي گذارد ...تبليغات بايد عواطف مردم را مورد هدف قرار دهد نه عقل آنها را ... و با تحريك عواطف و تبليغات زيركانه و پيگير مي توان جهنم را در نظر مردم بهشت, و بهشت را جهنم جلوه داد . از كتاب "نبرد من"
داور نهايي, شمشير است !
سياست سير طبيعي تاريخ است و تاريخ سرگذشت ملتها براي بقاي خويش مي باشد. بين جنگ و صلح تفاوت زيادي وجود ندارد و نبرد ملتها در هر زمان به اشكال مختلف در جريان است. آنچه صلح ناميده مي شود سروري و حاكميت يك طرف و اسارت و بردگي طرف ديگر است و اين وضعي نيست كه قابل دوام باشد. داور نهایی, شمشير است. از نطق هيتلر در مونيخ _2 مه 1928
صلح, كلمه بي معنايي است !
صلح كلمه بي معنايي است. در روي زمين هرگز جنگ متوقف نشده و تا زماني كه ملل و اقوام مختلف در روي اين كره خاكي زندگي مي كنند نبرد ادامه خواهد داشت. اگر ملت ها به آنچه كه دارند قانع باشند حركتي كه لازمه ي پيشرفت در جهان است بوجود نخواهد آمد و تلاش هر ملت براي توسعه و پيشرفت خود طبعا" با منافع ملتهاي ديگر در تعارض قرار گرفته و به جنگ منتهي خواهد شد. از نطق هيتلر در 15 مارس 1929

نویسنده : سعید صفرپور هیئت تحریریه 

منابع :

کتاب نبرد من نوشته آدولف هیتلر
کتاب ظهور و سقوط رایش سوم نوشته ویلیام شایرر ترجمه کاوه دهگان
کتاب گرگ خاکستری نوشته سایمون دانستِن و جرارد ویلیامز
کتاب تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل دکتر احمد نقیب زاده
مقاله راز های پنهان صعود نازیسم از عبدالله شهبازی
The CIA and the Nazis-Full Length Documentary
BBC Documentary -The Investigation of Adolf Hitler's Death or Disappearance
اسناد امنیت ملی آمریکا سند شماره 472 به تاریخ 1948
History of the United Nations Treaty of Versailles
اسناد تلویزیون ملی بریتانیا
تحقیقات دانشکده politicalscience yale کانادا