شما اینجا هستید: Homeتحلیلکرونا ویروس ونظریه واقع گرایی در روابط بین الملل

کرونا ویروس ونظریه واقع گرایی در روابط بین الملل

روح الله سوری عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

موفقیت آمیز بودن نحوه مقابله دولت چین با ویروس کرونا فقط موضوعی قابل بحث در چارچوب مباحث پزشکی و بهداشتی نیست بلکه این روزها موضوع کرونا و رویکرد دولت‌ها نسبت به آن به محلی جدی برای بحث پیرامون مهمترین مباحث نظری روابط بین‌الملل نیز تبدیل شده است چرا که رفتار دولت‌ها در قبال بیماری کوئید -19 سوالات زیادی را در این حوزه بوجود آورده است، سوالاتی از قبیل اینکه آیا همانطور که واقع گرایان همواره تاکید داشته‌اند شرایط جدید را می‌توان دلیلی محکم برای اثبات انگاره " دولت محوری"مدنظر آنها در نظر گرفت؟ آیا جهانی شدن سیاسی، فرهنگی و اقتصادی با فرورفتن دولت‌ها در لاک مرزی خود زیر سوال رفته است؟ آیا بستن مرزها ، ایجاد محدودیت در تردد افراد و سایر محدودیت‌های ایجاد شده در زندگی شخصی افراد در تضاد با حقوق اساسی انسان‌ها نمی‌باشد؟ و نهایتا آیا شیوع سریع کرونا در تمام قاره‌های جهان را نباید نشانه‌ای از دنیای جهانی شده و در هم تنیده امروزی در نظر گرفت؟ این‌ها پرسش‌هایی جدی هستند که شاید در جهان پساکرونایی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

واقعیت امر آن است که در موضوع کرونا دلایل محکمی در تقویت انگاره دولت محوری واقع گرایان می‌توان ذکر کرد. شیوع این ویروس به ما نشان داد که همانطور که واقع گرایان اصرار دارند دولت‌ها همچنان مهمترین بازیگران نظام بین‌الملل به حساب می‌آیند، چرا که دولت‌ها به دلیل وفور منابع در اختیار و قدرت بسیج کنندگی بالای خود در جایگاه نخست سیاستگذاری و تصمیم گیری برای مقابله با چنین بحرانی قرار دارند و درست همانطور که واقع گرایان می‌گویند این فقدان یک اقتدار مرکزی و حاکم بودن نظام آنارشیک بر نظام بین‌الملل می باشد که دولت‌ها را به سمت خودیاری پیش خواهد برد چرا که هیچ اقتدار مرکزی وجود ندارد که دولت‌ها در تامین امنیت خود به آن تکیه نمایند.

می توان گفت شیوع بسیار سریع ویروس کرونا در سطح جهانی اگرچه نشانه‌ای از به هم پیوستگی جهانی و کم رنگ شدن مرزهای فیزیکی میان کشورها می‌باشد اما لزوم بسته شدن مرزها و ایجاد محدودیت در تردد آزادانه افراد در سطوح ملی و بین کشوری به صورت دستوری از سوی دولت‌ها معنایی جز در مرکز قرار گرفتن دولت‌ها به عنوان مهمترین بازیگر بین‌المللی به دست نمی‌دهد. در این میان جایگاه سازمان بهداشت جهانی نیز تنها از حد یک سازمان تسهیل کننده و ناظر فراتر نرفته است و مسولیت اصلی در این موضوع همچنان بر عهده دولت‌هاست.

از سویی دیگرنیز باید به این موضوع توجه داشت که نمایان شدن کرونا ویروس به عنوان یک مشکل جهانی ضرورت همکاری کشورها و وجود منافع مشترک بشری را دوچندان کرده است. تخریب محیط زیست بدون شک مساله‌ای جهانی است که نیازمند برجسته شدن همکاری و نفع مشترک بشری می‌باشد و دولت‌ها گریزی از واگذار کردن بخشی از حاکمیت و اقتدار خود به قوانین و الزامات بین‌المللی برای مقابله موثر با مشکلات زیست محیطی که کلیت جامعه بشری را تهدید می‌کند ندارند. به عبارت واضح دست یابی به امنیت زیست محیطی نیازمند همکاری جمعی دولت‌ها می‌باشد.

این مساله بویژه به این دلیل حائز اهمیت است که بدانیم شیوع ویروس کرونا و موارد مشابه دیگری چون ابولا نتیجه چیزی جز دخالت بشر در محیط زیست و تخریب بی رویه آن نیست. به عنوان یک مثال بررسی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد که پیدایش ویروس ابولا که منشاء آن چند نوع خفاش بوده است در برخی مناطق آفریقای مرکزی و غربی که قربانی نابودی جنگل‌ها بوده است بیشتر دیده شده است. تخریب جنگل‌ها این خفاش‌ها را مجبور به زندگی در محل‌های زندگی انسان‌ها کرده است و همین موضوع به وجود آورنده مسایل جانبی دیگر شده است. یا به عنوان مثالی دیگر پژوهش‌ها نشان می دهد انواع پشه‌های حامل عوامل پاتوژن انسانی در نواحی بی درخت دو برابر جنگل‌های دست نخورده است(1) در مورد کرونا نیز همانطور که تا کنون آشکار شده است دستکاری بشر در زندگی طبیعی جانداران و اضافه کردن آنها به لیست غذایی خود عامل اصلی ورود این ویروس به زندگی انسان‌ها  و بوجود آمدن همه‌گیری اخیر می‌باشد. درست به همین خاطر باید تاکید کرد بدون همکاری دولت‌ها و میدان دادن به سازمان‌های بین‌المللی محیط زیستی، در آینده نیز شاهد بروز بحران‌هایی از این دست خواهیم بود.

موضوع مهم دیگر که یادآوری آن در اینجا ضروری به نظر می‌رسد مباحث شکل گرفته حول بیوتروریسم می‌باشد. نگارنده اگرچه تئوری‌های ارائه شده در رابطه با جنگ زیستی کشوری مثل آمریکا علیه چین و یا هر جنگ زیستی دیگری که در آن پای دولت‌ها در میان باشد را راجع به همه گیری امروزین کرونا ویروس، خالی از معنا و به دور از استدلال‌های قانع کننده می‌داند اما مساله بسیار مهم در این میان احتمال دسترسی گروه‌های افراطی و یا تروریستی به امکانات لازم برای استفاده از ویروس‌ها برای پیشبرد اهداف خود می‌باشد. تردیدی نیست که دسترسی این گروه‌ها به چنین قابلیتی جدای از تهدیدی که می تواند متوجه زندگی بشرنماید نقش و اهمیت بازیگران غیردولتی را در کنار بازیگر اصلی نظام بین‌الملل یعنی دولت‌ها بر همگان آشکار خواهد کرد و آنگاه باید گفت که انگاره دولت محوری واقع گرایان با تردید‌هایی جدی روبرو خواهد شد.

  • منشاء کرونا ویروس کجاست؟علیه اپیدمی جهانی، بیماری، اکولوژی؛ بهروز عارفی، سایت لوموند دیپلماتیک فارسی مارس 2020

 تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل