چه بر سر فراخوان آتش بس کووید-19 دبیرکل سازمان ملل آمده؟

مترجم:محسن انصاری

سخنرانی/ جهانی، 16 ژوئن 2020

نویسنده: ریچارد گوآن: مدیرگروه بحران بین الملل سازمان ملل

#  پاندمی کوید-19 و کشمکش مرگبار#  دیپلماسی چند سویه

فراخوان شورای امنیت برای آتش بس جهانی در پاسخ به کووید-19 از شتاب افتاده داست، با وجود این، با بیان اینکه آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل بخاطر مطرح ساختن یک تقاضای واقعاً الزام آور درخورستایش است، شروع می کنم، و فکر می کنم طنین پیشنهاد اولیۀ وی، خیلی از ما را شگفت زده کرد.

وقتی ما اولین بار شنیدیم وی در حال فراخون دادن برای یک آتش بس است، ناظران بدبین دیپلماسی، همچون خودم، فکر می کردند آن احتمالاً نوعی ترفند است و هیچ گونه تأثیر انضمامی ندارد. نکتۀ جالب توجه این بود که یک هفته تا ده روز بعد از تقاضای وی، در اواخر مارس، ما شاهد بودیم که شمار قابل توجهی از گروهای مسلح و دولت ها فراخوان را پذیرفتند و متعهد شدند که-مفاد- آن را رعایت کنند. بنابر برآورد سازمان ملل طرفین نزاع در 11 کشور جهان این فراخوان را اوایل آوریل پذیرفته اند. چنین محاسبه ای اندکی خدعه آمیز است؛ چون که در برخی جاها مثل اوکراین، عاملان درگیری فراخوان را پذیرفته اند، با وجود این، بدون توجه به فراخوان به جنگ و ستیز ادامه داده اند. برعکس، مواردی بوده، همچون در تایلند که گروهای مسلح متعهد شدند فعالیت های نظامی خود را در واکنش به کووید- 19 به حالت تعلیق درآورند، امّا در انجام چنین کاری به سازمان ملل ارجاع ندادند. بنابراین، تعداد واقعی عاملان درگیری که به ایدۀ آتش بس پاسخ داده اند، تا حدی غیر قابل اعتماد است. با وجود این، اواخر مارس و اوایل آوریل این تعداد هنوز قابل ملاحظه بود.

 به نظر می رسد فراخوان آتش بس تأثیر اندکی در سطح کلی خشونت در سرتاسر جهان داشته است.

 اگر چه از اواسط آوریل ما شاهد شتاب زیادی نبوده ایم، در واقع، در حال حاضر اگر به داده های نزاع و درگیری در سطح جهانی نگاهی بیندازید، به نظر می رسد فراخوان آتش بس بر سطح کلی خشونت در سرتاسر جهان تأثیر اندکی داشته است. برای این امر دلایلی وجود دارد.

 مسألۀ نخست این است که در برخی موارد یک طرف نزاع در پاسخ به فراخوان سازمان ملل آتش بسی را پیشنهاد کرده، اما طرف دیگر نزاع، یا به این پیشنهاد رغبتی نشان نداده یا صرفاً به پذیرش موقت این پیشنهاد تمایل نشان داده. یک نمونه از این موارد، کامرون بود، جایی که سُکادف؛ یکی از چندین گروه شورشی انگلیسی زبان، سریعاً از آتش بس جهانی در اواخر مارس حمایت کرد، امّا دولت کاملاً آن را نادیده گرفت. جنگ و ستیز هرگز متوقف نشده و به نظر می رسد دو طرف از زمان تقاضای سازمان ملل، اهداف حمله ی خودشان را به سمت مددکاران افزایش داده اند.

همچنین ما در مورد این موضوع در کلمبیا تنوع متفاوتی را شاهد بودیم، جایی که گروه شورشی ELN به مدت یک ماه از اِعمال خشونت بازایستاد، امّا خواهان گفتگوهای سیاسی کاملاً فراگیر با دولت در بوگاتا به منظور استمرار آتش بس بود، که دولت به این پیشنهاد تمایلی نشان نداد. ELN در پایان آوریل به آتش بس خاتمه داد.

 یمن مورد دیگری است، هر چند واقعیت ها پیچیده هستند. درست است که ائتلاف سعودی از فراخوان سازمان ملل حمایت می کند؛ دولت متوقف شدن منازعات را در اوایل آوریل پیشنهاد می کند؛ و متعاقباً این پیشنهاد را تجدید می کند؛ و گروه شورشی حوثی این پیشنهاد را رد می کند. اما لازم است این مسأله در این کانتکس و زمینه دیده شود که سازمان ملل درگیر کار بر روی یک برنامۀ آتش بس پیجیده تر بوده که شاملِ اقدامات اعتمادساز دو طرف  می شود، چیزی که پیشنهاد سعودی آن را در نظر نمی گیرد. از منظر حوثی ها، متوقف شدن درگیری ها شبیه عملی شرم آور بود و دو طرف به درگیری ادامه دادند.

 مسألۀ دوم این است که حتی جایی که ظاهراً طرفین برای متوقف ساختن خشونت در پاسخ به کووید-19 حسن نیت داشته اند، غالباً مهندسی آتش بس برای بهره برداری از این پیشنهادها وجود ندارد. برای یک گروه مسلح، خواست کاستن از خشونت یک چیز است، امّا برگرداندن این تمایل به یک توافق آتش بس فنی با قرارداد روشن و نوعی تضمین امنیت که تمام طرفین می توانند بپذیرند، چیز دیگری است. واضح است که برای میانجی گران بین المللی و حافظان صلح بین المللی تلاش برای راه اندازی مهندسی از این نوع که می تواند تثبیت کننده ی آتش بس باشد، زمان بدی بوده است؛ ما در زمانی هستیم که میانجی گران بین المللی قادر نیستند به مناطق درگیر سفر کنند؛ ما در زمانی قرار داریم که بسیاری در قرنطینه به سر می برند یا آزادی رفت و آمد محدود شده است. به نتیجه رساندن کار فنی و دشوارِ تبدیل پیشنهادات آتش بس به توقف واقعی خشونت، بسیار دشوار است.

ما در زمانی هستیم که بسیاری از میانجی گران بین المللی در قرنطینه به سر می برند یا آزادی رفت و آمد محدود شده است.

 اما این امر می تواند به از دست رفتن فرصت هایی منجر شده باشد. برای مثال، در فیلیپین، دولت توقف یک جانبۀ عملیات علیه شورشیان حزب کمونیست فیلیپین CPP را پیش از تقاضای سازمان ملل اعلام نمود. CPP ابتدا متقابلاً آتش بس اعلام نکرد، امّا بعد از فراخوان سازمان ملل پیشنهاد آتش بس داد. با این حال اثرگذار نبود، تا حدودی به این خاطر که دو طرف هیچ گونه راه واقعی برای عملیاتی سازی تعهداتشان نداشتند. آنها به آتش بس های هم زمان اما ناهماهنگ در طول آوریل ادامه دادند که نتایج نابسامانی داشت؛ سربازان با شورشیان کمونیست ناخواسته رو در رو می شوند و کارشان به زد و خورد می انجامد؛ خشونت به سطوح پیشا کووید-19 برمی گردد و CPP در آوریل به آتش بس خاتمه می دهد.

 سومین نکته، که در بهترین وجه یک داستان خبری خوب است، مربوط به این بیماری است. در اواخر مارس وضعیت به گونه ای بود که بسیاری انتظار داشتند کووید-19 یک فاجعه باشد؛ از جمله شیوع سریع بیماری و سطوح بالای مرگ و میر در کشورهای آسیب پذیر و مناطق جنگی. ما در واقع شاهد چنین اتفاقی نبوده ایم. یقیناً، ما شاهد شیوع کوید-19 در برخی مناطق متأثر از جنگ و درگیری بوده ایم؛ برای مثال، شهر عدن در یمن، امّا آنها محاسبات طرفین جنگ را تغییر نداده اند. در کشورهایی مثل لیبی، به نظر نمی رسد سطح بیماری هیچ یک از طرفین را به نحوی تحت تأثیر قرار داده باشد.

 امکان تغییر این وضعیت وجود دارد، به خصوص از آن جا که هجوم این بیماری به سمت مناطقی از جهان آغاز شده که قبلاً در معرض آن قرار نداشتند. به نظر می رسد که نرخ ابتلا در یمن بالا باشد، با وجود این، داده ها درست و موثق نیست. به طرز نگران کننده ای شاهد شیوع بیماری در اردوگاهای پناهنده گان در سودان جنوبی هستیم. ممکن است در ماههای پیش رو شاهد اوج گیری بیماری باشیم؛ در واقع، به نظر می رسد هم اکنون ابتلا به این بیماری در آفریقا شتاب گرفته است؛ و ممکن است که اوج گیری بیماری موجب شود گروههای مسلح موقتاً سلاح های خودشان را زمین بگذارند. امّا چنین چیزی هنوز اتفاق نیفتاده است.

 عامل چهارم عملکرد ناقص و ضعیف شورای امنیت سازمان ملل است. اگر چه دبیرکل ایده ی خوبی داشته، این شورا خودش را بخاطر پاسخش به تقاضای وی بدنام کرده است. اگر شورا در پیشنهاد فرانسه، در اواخر مارس یا اوایل آوریل برای تصویب یک قطعنامۀ حامی این ایده، می شتافت، به آن اعتبار سیاسی می بخشید و گروههای درگیر را به جدی تر گرفتن آن ترغیب می کرد. آن به صلح جهانی نمی انجامید، امّا به فراخوان دبیر کل استحکام و شتاب می بخشید.

اگرچه دبیر کل ایدۀ خوبی داشت، شورا خودش را بخاطر پاسخش به تقاضای وی بدنام کرده است.

در عوض، آنچه ما شاهد بوده ایم این است که  برای حدود شش یا هفت هفته، شورا قادر به توافق در مورد قطعنامۀ حامی ایدۀ آتش بس نبود. نه به این خاطر که کسی نسبت به ایدۀ آتش بس اعتراض داشت، بلکه به جای آن، بخاطر اینکه تمام اعضا از آن با بیان اخطارهایی حمایت کردند. نخست، آمریکا و روسیه خواستار اجازه داشتن آنها برای استمرار عملیات علیه تروریسم شدند. سپس آمریکا و چین بر سر اینکه آیا باید در جایی از قطعنامه بندی وجود داشته باشد که از سازمان بهداشت جهانی WHO حمایت کند یا نه، به بن بست کامل رسیدند. آمریکا هر آنچه که حتی حاوی کوچکترین ارجاع مثبت به سازمان بهداشت جهانی باشد را رد کرد؛ و چین متنی که حاوی ارجاع به سازمان بهداشت جهانی نباشد را رد کرد. کار به اینجا رسید که آمریکا، در لحظۀ آخر، قطعنامه ای که تمام چهارده عضو شورا پذیرفته بودند، نقش بر آب کرد، بخاطر اینکه آن حاوی ارجاع ناچیز و غیر مستقیمی به سازمان بهداشت جهانی WHO بود.

نتیجۀ این مچ اندازی قدرت های بزرگ این است که شورای امنیت سازمان ملل فلج شده و در این مجادله خودش را منزوی کرده است. همچنین من فکر می کنم که برای کسانی که ناظر این شورا هستند، فکر اینکه آنها نمی توانند بر سر یک حرکت نسبتاً نمادین توافق کنند، ناامید کننده است، زمانی که ما می دانیم مسائل بسیار بغرنج تر منتظر حل و فصل شدن هستند؛ از جمله مسألۀ الحاق کرانه باختری رود اردن و پیمان هسته ای ایران. اگر آنها نمی توانند بر سر یک آتش بس توافق کنند، نا محتمل به نظر می رسد که بتوانند بر سر این مسائل به توافقی برسند.

 متأسفانه، فراخوان آتش بس توان و قوت کمتری نسبت به زمانی دارد که به نظر می رسید هنگام طرح آن توسط دبیرکل دارا باشد. مقامات شورای امنیت تصدیق می کنند که فراخوان «شکست خورده» است. گوترش، دبیر کل سازمان ملل به پیش بردن این ایده ادامه داده، امّا موضوعات دیگر، از چگونگی مدیریت تبعات پاندمی گرفته تا سرنوشت پیمان هسته ای، احتمالاً در ماههای پیش رو در صدر دستور کار سازمان ملل قرار بگیرند. با این همه، این ویروس ممکن است قدرت ماندگاری بزرگتری داشته باشد. آن هنوز می تواند بر کشورهای درگیر تأثیرات مخرب و شدیدی داشته باشد. سیاستمداران، دیپلمات ها و مصلحان بایستی در حال حاضر به حل وفصل  نتایج آن بپردازند. برای انجام چنین کاری، لازم خواهد بود که ببینند آیا آنها می توانند چارچوب های کارآتری برای ممانعت، متوقف کردن و پایان دان به خشونت در قیاس با آنچه فراخوان آتش بس نشان داد، ایجاد کنند.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل