امنیت ملی دولت اوباما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این کتاب، مسیرهای زیر را دنبال می‌کند. فصل اول‌‌، گستره‌ی موضوعات امنیت ملی فراروی دولت جدید و رابطه‌ی مبهم دکترین بوش و سیاست‌ها و جهان‏نگرش راهبردی اوباما را بیان می‌کند. سپس ماهیت ریسک را در جهان پس از یازده سپتامبر و این‌که چگونه ارزیابی‏ها از این ریسک بر توسعه‌ی انواع دکترین یا سیاست جدید تاثیر می‌گذارد را بررسی می‌کند. فصل اول را با مطرح کردن پرسش‏های اساسی درباره‌ی امنیت ملی که دولت اوباما باید به آن‌ها پاسخ بدهد، درست همان‌گونه‌که دولت بوش پس از حملات یازده سپتامبر به این پرسش‏ها پاسخ داد، پایان می‌دهیم. پرسش مطرح شده این است: چه بخش‏هایی از دکترین بوش ـ اگر پاسخی داشته باشد ـ در صورت ضرورت باید به‌طور موفقیت‏آمیزی به این پرسش‏ها پاسخ بدهد؟

فصل دوم، بنیان‌های فکری و جهان‏نگرش دکترین بوش را تشریح می‌کند و توضیح می‏دهد چگونه و چرا این دکترین تدوین شد. فصل پنجم، پنج مؤلفه‌ی اصلی دکترین بوش، منطق راهبردی اشتباه درک شده‏اش و پیوند ارزیابی نشده‏اش با جهان‎نگرش واقع‏گرایانه را تحلیل می‌کند. ریشه‏های واقع‏گرایی دکترین بوش یکی از نمونه‏های مهم ـ اما نه‌تنها نمونه ـ درک نادرست ویژگی‏های پیرامون دکترین بوش و اسطوره‏سازی از آن است. این اسطوره‏سازی‏ها مانع از توانایی ما در ارزیابی روشن دکترین بوش می‏شوند. محدودیت‏ها و امکانات واقعی دکترین بوش برای امنیت ملی آمریکا در فصول سوم و چهارم بحث می‌‏شوند و مبنای بررسی این موضوع قرار می‏گیرند که چگونه دولت اوباما می‌تواند آن‌ها را اصلاح یا از آن‌ها استفاده کند.

مباحث پیرامون آینده‌ی سیاست امنیت ملی آمریکا ایجاب می‌کند ماهیت ریسک و پیامدهای عدم‌ قطعیت[1] در جهان پس از یازده سپتامبر و بهترین ابزارهای مدیریت آن‌ها را بررسی کنیم که در فصل پنجم به این مباحث خواهیم پرداخت. منظور از ریسک در این‌جا دربرگیرنده‌ی احتمال زیان یا دستاوردی چند برابر مورد انتظار است. درحقیقت، گستره‏ای از زیان‌ها و دستاوردهای ممکنی وجود دارند که با هر کدام از معضلات امنیتی فراروی ایالات متحده پیوند خورده‏اند، شاخص‏های سنجش کم‌تری برای ارزیابی پیامدهای احتمالی دردسترس وجود دارند، زمانی که تصمیمی درباره‌ی یک موضوع اخذ می‌شود تاثیرات تسری‌بخشی بر موضوعات دیگر دارند و شاخص‏های احتمالی مفید کم‌تری وجود دارند که بتوانند برای هر پیامدی نسبت داده شوند، به استثنای شاخص‏هایی که در منتهی‌الیه طیف قرار دارند. مؤلفه‌ی اصلی تصمیم‏های امنیت ملی، عدم‏قطعیت است. این‌که چگونه رهبران مسائل امنیت ملی را که با آن‌ها روبرو هستند چارچوب‏بندی و درک می‌کنند، شرایطی که آن‌ها را به تصمیم‏گیری سوق می‌دهد، چه چیزهایی می‌‏دانند وچه چیزهایی نمی‌‏دانند و درباره‌ی نیت‏های دشمنانشان چه چیزی می‌‏توانند بدانند یا استنتاج کنند، همگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردارند. با تمام این اوصاف، چنین ارزیابی‏هایی اغلب مبتنی بر استنتاج‏هایی هستند که از ریشه‌ بررسی نشده‏اند.
بااین‌حال، تهدیدات امنیت ملی باید چارچوب‏بندی شوند، توجه ویژه‏ای باید به ماهیت جهان پس از یازده سپتامبر کرد، مفروضات روان‌شناختی که درباره‌ی بازیگران درون این جهان مفروض می‌گیریم و سودمندی و محدودیت‏های راهبرد‏های متعددی که در دسترس هستند باید مورد توجه قرار گیرند. راهبردهای امنیت ملی که بر ایده‏هایی همچون بازدارندگی، اطمینان دوباره، مشروعیت، اجبار، پیشگیری و صلح دموکراتیک تکیه می‌کنند قوی‏تر از بنیان‌های مفهومی که بر پایه آن‌ها ساخته شده‏اند، نیستند. مفروضاتی که بر نگرش‏های مهم مفهومی ما درباره‌ی سیاست امنیت ملی مبتنی هستند، باید در فضای پس از یازده سپتامبر بازاندیشی شوند. در فصل ششم به این مبحث اختصاص دارد.
موضوع مهم زور و زمان توسل به آن در کانون اصلی مبحث دکترین بوش و جهان راهبردی پس از یازده سپتامبر قرار دارد. تردیدی نیست دولت جدید اوباما دیر یا زود با این معضل روبرو خواهد شد. مسئله‌ی زور همواره برای دموکراسی‏هایی مثل ایالات متحده پیچیده بوده است که در جامعه‌ی بین‏الملل نقش‏های زیاد ولی متناقض ایفاء می‌کند. باتوجه‌به این‌که حمله‌ی دهشتناک یک احتمال واقعی است ومشروعیت مؤلفه‌ی مهم رهبری بین‏المللی آمریکا به شمار می‏آید، ارائه‌ی فهمی روشن‏تر از شرایطی که درآن ممکن است زور ضرورت یابد، مهم است. فصل هفتم، این مفهوم پرمخاطره را توسعه می‌‏دهد و مؤلفه‌‌های سیاسی و روان‌شناختی آن را بررسی می‌کند.
اگر دکترین بوش واقعاً مرده است و اوباما از توسل به آن امتناع می‌کند، باید به این پرسش پاسخ بدهیم که پس چه چیزی باید جای آن را بگیرد؟ دانش‏پژوهان مطمئن نیستند و بر همین اساس شمار رقبای جای‌گزین راهبرد کلان برای این دکترین بسیار متعدد است. خرد متعارف تاکنون موفق بوده است. فصل هشتم به راهبردها و پیشنهادهای جای‌گزین متعددی توجه می‌کند. مقایسه‌ی دکترین بوش با جای‌گزین‏های احتمالی به ما امکان می‏دهد برتری ومحدودیت‏های هر دو دکترین بوش را بهتر درک کنیم وهمچنین فرصتی در اختیار ما می‏گذارد تا فهم خود را از موضوعات پیچیده‏ای که در محیط امنیت ملی پس از یازده سپتامبر مطرح شده‏اند، تعمیق بخشیم.
ارزیابی ریسک نه‌تنها دانش اطلاعاتی، بلکه قضاوت‏های مربوط به عدم‏قطعیت اساسی را نیز دربر‏می‌گیرد. چنین ارزیابی با ماهیت بحث‏برانگیز سیاست‌هایی توأم بوده است که با دکترین بوش پیوند خورده است و موجب ظهور تلاش‏هایی برای توسعه‌ی مدرک انکارناپذیر[2] جدید استاندارد برای توسل احتمالی به زور شده است. شکاف میان توانایی برای کسب این سطح اطمینان، نیاز برای تصمیم‏گیری‏های امنیت ملی ضروری و ماهیت بحث‏انگیز آن‌ها، معضلی را پیش روی رهبران گذاشته است که ماهیت آن در فصل نهم بررسی می‌شود.
سرانجام‌‌، جدا از راهبردهای امنیت ملی که انتخاب می‌شوند، رهبران سیاسی باید بتوانند این راهبردها را به مرحله عمل برسانند و افکارعمومی باید آن‌ها را درک کند و از آن‌ها حمایت کند. مباحث پیرامون دکترین بوش این موضوع را روشن کرد که گزینه‏های راهبردی که ایالات متحده با آن‌ها روبرو است بار سیاسی و روان‌شناختی بزرگی بر دوش رئیس‌جمهور و افکارعمومی آمریکا گذاشته‏اند. شکاف بنیادین دو حزب مهم سیاسی درباره‌ی این موضوعات این بار را دوچندان کرده است. فصل دهم کتاب شکاف سیاسی بنیادینی را که در مباحث امنیت ملی رخنه می‌کند و این‌که چگونه این مباحث در انتخابات سال 2008 ریاست جمهوری بی‏رنگ شدند و درنهایت الزامات آن‌ها را برای دولت اوباما، تحلیل می‌کند.
اکنون آمریکائی‌ها رئیس‌جمهور جدیدی دارند، ولی همچنان در جهان امنیت ملی پس از یازده سپتامبر به‌سر می‌برند. این امر ایجاب می‌کند از آنچه بقای دشمنان ما را پایدار می‏سازد فهم دقیقی داشته باشیم، و با متحدان خود و بقیه‌ی جهان رابطه‌ی واقع‏گرایانه و محکمی داشته باشیم. در یک کلام، چنین مدیریتی نیازمند رهبری خواهد بود. فصل یازده برخی دیدگاه‌ها را درباره‌ی این موضوعات درخصوص دولت جدید اوباما مطرح می‌کند.

انتشارات : نشر میزان
مترجم:عسگر قهرمان پور
نویسنده :استانلی رنشون
شابک : 978-964-511-497-6