شما اینجا هستید: Homeکتاب ها و مجله های علمیکتابخانهقدرت نرم

قدرت نرم

جوزف نای

نویسنده : جوزف نای

 مترجم : سید محسن روحانی . مهدی ذوالفقاری

انتشارات : دانشگاه امام صادق (ع)

جوزف نای، محقق برجسته روابط بین‌الملل که خود برای اولین بار اصطلاح «قدرت نرم» را در اواخر دهه ۱۹۸۰ م به کار برد، در سال ۲۰۰۴ کتاب «قدرت نرم: ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی» را منتشر نمود. وی در این کتاب ایده‌ها و استدلات مربوط به قدرت نرم را در متن شکل‌گیری سیاست خارجی آمریکا پس از حملات یازده سپتامبر و به خصوص جنگ عراق مورد بررسی قرار داده است. از نظر نای موفقیت در سیاست‌های جهانی مستلزم استفاده از قدرت نرم به همراه قدرت سخت می‌باشد. لذا کشورهایی در این زمینه موفقند که توجه کافی به استفاده از قدرت نرم داشته باشند. از نظر نای قدرت نرم توان یک کشور برای دستیابی به اهدافش از طریق جذابیت و نه اجبار یا تنبیه می‌باشد. این جذابیت از فرهنگ، ایده‌های سیاسی و سیاست‌های یک کشور ناشی می‌گردد. زمانی‌که سیاست‌های یک کشور در نگاه دیگران مشروع به نظر برسد، قدرت نرم اعمال شده است. به نظر نای آمریکا در صورتی قادر به تسلط بر دیگران خواهد بود که با کمک به کمپانی‌ها، بنیادها، دانشگاه‌ها و نهادهای جامعه مدنی‌اش بتواند در اعمال قدرت نرم از دیگران پیشی بگیرد، در این میان فرهنگ، ایده‌ها و ارزش‌های آمریکایی در جذب حامیان و متحدان برای واشنگتن بسیار مهم می‌باشد. به هر حال این کتاب در ۵ فصل سازماندهی شده است. در فصل اول با عنوان «تغییر در ماهیت قدرت»، نویسنده ضمن تعریف قدرت نرم بر این نظر است که قدرت نرم صرفا همان نفوذ نیست قدرت نرم بیشتر اغواء یا توان برای شکل‌ دادن به ترجیحات یا جذب ایران می‌باشد. نای در ادامه سه منبع اصلی باری قدرت نرم یک کشور برمی‌شمارد. فرهنگ آن کشور (در جایی‌که برای دیگران جذاب باشد)؛ ارزش‌های سیاسی آن کشور (زمانی‌که مطابق با معیارهای زندگی آنها در داخل و خارج از کشور باشد)؛ سیاست خارجی آن کشور (زمانی‌که در نظر دیگران مشروع و دارای اقتدار اخلاقی باشد). نای در ادامه این فصل ضمن اشاره به محدودیت‌های قدرت نرم بر تغییر نقش قدرت نظامی تاکید می‌کند او از تغییرات علمی و تکنولوژیک؛ تکنولوژی ارتباطاتی مدرن، تغییرات اجتماعی در دموکراسی‌های بزرگ به عنوان عوامل تاثیرگذار بر تغییر نقش قدرت نظامی یاد کرده و تاثیر عوامل فوق را بر مباحث مربوط به تروریسم مورد بررسی قرار می‌دهد. در بحث‌های پایانی این فصل نویسنده ضمن بیان نمونه‌هایی از تعاملات میان قدرت نرم و سخت و تأثیرگذاری این دو بر هم برای تقویت یکدیگر، ماهیت قدرت را در عصر جهانی اطلاعاتی مورد بررسی قرار می‌دهد. نای با تمایزگذاری میان سه نوع قدرت نظامی، اقتصادی و نرم بر این نظر است که در عصر اطلاعات قدرت نرم در حال تبدیل شدن به قدرتی مهم‌تر در سیاست‌های جهانی می‌باشد.فصل دوم این کتاب به منابع قدرت نرم آمریکا پرداخته است. به نظر نای ایالات متحده به‌طور بالقوه بیشترین منابع را برای اعمال قدرت نرم دارد. آمریکا نه‌تنها بزرگ‌ترین اقتصاد جهان را داراست بلکه نیمی از ۵۰۰ کمپانی بزرگ جهان در آمریکا قرار دارد این میزان ۵ برابر بیشتر از کمپانی‌های ژاپنی که نزدیک‌ترین رقیب آمریکا محسوب می‌گردند، می‌باشد. نویسنده همچنین به چندین شاخص اجتماعی برای نشان دادن توان بالقوه آمریکا برای ایجاد جذابیت اشاره می‌نماید ازجمله برنامه‌های رادیو و تلویزیونی و سینمای این کشور، میزان برندگان جایزه نوبل، میزان ثبت‌نام از دانشجویان خارجی، میزان انتشار کتب و مقالات علمی، ... ژوزف نای در ادامه این فصل ضمن بررسی علل تغییرات حاصل شده در جذابیت ایالات متحده و تأثیری که این تغییرات می‌تواند بر دستاوردهای سیاسی بگذارد، موضوع ظهور و بروز آمریکاستیزی در جهان را بررسی و اظهار می‌دارد که علی‌رغم منابع بالقوه برای ایجاد جذابیت آمریکا به دنبال جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ تا حد بسیار زیادی جذابیتش را از دست داده است. وی در ادامه با توجه به سه منبع اصلی برای قدرت نرم یعنی فرهنگ، ایده‌های سیاسی و سیاست خارجی، منافع قدرت نرم آمریکا را در این چارچوب بررسی و به ابعاد جذابیت آمریکا در نقاط مختلف جهان می‌پردازد. فصل سوم این کتاب با اشاره به اینکه دیگر کشورها یا بازیگران غیردولتی نیز می‌توانند با استفاده از قدرت نرم خود مانع رسیدن آمریکا به اهدافش گردند و البته شاید هم به این کشور در رسیدن به اهدافش کمک کنند، به بررسی قدرت نرم کشورهای اروپایی، آسیایی و بازیگران غیردولتی پرداخته است.نویسنده در فصل چهارم این کتاب با عنوان «بکارگیری قدرت نرم» بر این نظر است که بکارگیری قدرت نرم مشکل‌تر می‌باشد چراکه بسیاری از منابع اصلی قدرت نرم خارج از کنترل دولت‌ها و حکومت‌ها می‌باشد ضمن اینکه منابع قدرت نرم اغلب به‌طور مستقیم بر محیط سیاسی تاثیرگذارند و گاهی اوقات سال‌ها طول می‌کشد نتایج مطلوب را ایجاد نمایند. در ادامه این فصل به تلاش‌های صورت گرفته در چند قرن اخیر در بکارگیری قدرت نرم در نظام بین‌الملل توسط قدرت‌های بزرگ به‌طور مختصر اشاره شده و دیپلماسی عمومی در عصر اطلاعات مورد بررسی قرار گرفته است. در همین راستا در ابتدا به شکل‌گیری‌ دیپلماسی عمومی و ابعاد این دیپلماسی شامل ارتباطات روزانه، ارتباطات استراتژیک، روابط پایدار با افراد تاثیرگذار از طریق سمینارها، کنفرانس‌های مبادلات، دسترسی به رسانه‌ها پرداخته شده است. به نظر نای هر سه بعد یاد شده در دیپلماسی عمومی نقش اساسی در کمک به ایجاد تصویری جذاب از یک کشور بازی کرده و در بهبود چشم‌انداز کسب نتایج مطلوب برای آن کشور تاثیرگذار می‌باشد. در ادامه این فصل خاورمیانه به عنوان نمونه‌ای که در آن قدرت نرم آمریکا به چالش کشیده شده است، مورد بررسی قرار گرفته است. آینده دیپلماسی عمومی آمریکا بخش پایانی این فصل را تشکیل می‌دهد.در فصل پنجم و پایانی این کتاب با عنوان قدرت نرم و سیاست خارجی آمریکا، با اشاره به افزایش آمریکاستیزی در جهان در چند سال گذشته، هزینه‌های نادیده گرفتن اهمیت قدرت نرم توسط آمریکا تشریح گشته است. به نظر نویسنده آمریکا در بکارگیری قدرت نرم در سال‌های اخیر کمتر موفق بوده است. نویسنده در ادامه برای بهبود توان قدرت نرم آمریکا توصیه‌هایی را ارائه می نماید.