شما اینجا هستید: Homeگزارشسلسله مباحث آینده پژوهی(قسمت اول)

سلسله مباحث آینده پژوهی(قسمت اول)

اندیشکده مجازی سیمرغ باریخ: گروه پویش و پردازش سیاسی

گرد آوری : فاطمه سنایی

 

دکتر میرکوشش:سلام و درود بر همه دوستان و همراهان طبق قرار دوستان به سئوالات مطرح شده پاسخ دهند.

 

آینده پژوهی چیست؟ چه نسبتی با علم دارد؟

جایگاه آن در علوم سیاسی چیست؟

اکنون می توان روی سئوال اول تمرکز نمود منتظر نظرات دوستان هستم.

میرمسعودی: آینده پژوهی شناخت آینده، همواره بخشی از میل دیرینه انسان برای درک دنیای پیرامون خود بوده است.در جهان عقل محور امروز،به رغم تلاش بسیار واستفاده از دانش وفناوری،برای فهم چشم اندازهایی از فردای انسان ،گام هایی کوچک برداشته شده است.مجموعه این گامها،در زیر دانش نوینی بنام "دانش پژوهی"گرد آمده اند.آینده پژوهی تنها به شناخت کلیت آینده جهان وانسان نمی پردازد،شیوه های نوین مطالعات آینده نگر ،در بسیاری از موارد به بررسی جزئیات شکل گیری پدیده ها وفرآیندهای آتی می پردازد ودانش های مختلف ،از سیاست و فرهنگ گرفته تا اقتصاد وجنگ ،علوم پزشکی و.....همه را در بر می گیرند

نیکخواه: آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاش‌هایی است که بااستفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگوها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم آینده‌های بالقوه و برنامه ریزی برای آنها می‌پردازد. آینده پژوهی منعکس می‌کند که چگونه از دل تغییرات (یا تغییر نکردن) «امروز»، واقعیت «فردا» تولد می‌یابد.گمانه زنی‌های سیستماتیک و خردروزانه، در مورد نه فقط «یک آینده» بلکه «چندین آینده متصور» مبادرت می‌شود.موضوعات آینده پژوهی دربرگیرنده گونه‌های «ممکن» ،«محتمل» و «مطلوب» برای دگرگونی از حال به آینده می‌باشند

میرمسعودی: گمانه زنی‌های سیستماتیک و خردروزانه، در مورد نه فقط «یک آینده» بلکه «چندین آینده متصور» مبادرت می‌شود.موضوعات آینده پژوهی دربرگیرنده گونه‌های «ممکن» ،«محتمل» و «مطلوب» برای دگرگونی از حال به آینده می‌باشند.

دکتر میرکوشش: طبق تعریف “گویکان”، آینده پژوهی فرآیندی سیستماتیک، مشارکتی و گرد آورنده ادراکات آینده است که چشم اندازی میان مدت تا بلند مدت را با هدف اتخاذ تصمیمات روز آمد و بسیج اقدامات مشترک بنا می سازد

نیکخواه: آینده اساسا قرین به عدم قطعیت است. با این همه آثار و رگه‌هایی از اطلاعات و واقعیات که ریشه در گذشته و حال دارند، می‌توانند رهنمون ما به آینده باشند.«ریچارد اسلاتر» آینده پژوه را کسی معرفی می کند:« که می داند چگونه آینده های بدیل(ممکن،محتمل و مطلوب) را مطالعه کند.چنین کسی می تواند از مطالعات خود در باره آینده های بدیل آن گونه استفاده کند که سایرین بتوانند گزینه ها و انتخاب های مختلف را در زمان حال بشناسند و در نتیجه بتوانند تا حد مقدور برای ساختن آینده، بهترین گزینه را انتخاب نمایند.

آینده های ممکن: آن دسته از آینده هایی که وقوع آن ها امکان دارد.

آینده های محتمل: آینده هایی که وقوع آن ها از امکان بیشتری نسبت به سایر آینده های ممکن برخوردار است.

آینده های مطوب: آینده ای که با ارزش ها و آرمان های مطلوب آینده پژوهان همخوانی دارد.

دکتر میرکوشش: به قول وندل بل آینده پژوهان می کوشند تا با تصویر و ترسیم آینده های ممکن، محتمل و مطلوب و ارائه اطلاعات و آگاهی های نسبتا قوی بستری را فرا روی سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران جامعه فراهم نمایند تا آن ها بتوانند در تصمیم گیری ها و بر نامه ریزی ها با نگاه به آینده و پیش بینی روند های آتی عمل کرده و از فرصت ها، امکانات و منابع موجود تا حد امکان استفاده بهینه برده و با اطمینان بیشتری گام بر دارند

نیکخواه: وندل بل اعتقاد دارد که آینده پژوهان برای کشف این سه نوع آینده،سه دسته سوال مطرح می کنند:«چه چیزی می تواند در آینده وجود داشته باشد؟»،«چه چیزی به احتمال بیشتر وجود خواهد داشت؟» و «چه چیزی می بایست وجود داشته باشد؟».

دکتر مطهرنیا:زمان و آینده آن و اهمیت مطالعه آن همیشه مورد توجه بوده است . آینده پژوهی در مسیر این تلاش چه جایگاهی دارد ؟

نیکخواه:ما نمی توانیم هیچ عمل آگاهانه ای را بدون آینده نگری انجام دهیم.اگرچه انسان ها بدون داشتن تصویری از آینده، می توانند عکس العمل نشان دهند اما انجام عملی آگاهانه بدون پیش نگری و در نظر داشتن هدفی معین غیرممکن است. در واقع تصمیم سازی اصولا امری آینده گراست و انتخاب گزینه ای از میان گزینه های مختلف برای تصمیم گیری بر اساس مرور نتایج آن عمل در آینده شکل می گیرد.

دکتر مطهرنیا: هویت شناسی ،جایگاه شناسی ،موقعیت شناسی و ظرفیت شناسی

آینده پژوهی را در دستور کار پاسخ به پرسش نخست قرار دهیم .

نیکخواه:سوال من از اساتید گرامی تعریف های ارایه شده ار آینده پژوهی به مفهوم عام است اما در روابط بین الملل به نظر می رسد بیشتر آینده سازی باشد جایی که قدرت های بزرگ براساس منافع خود آینده را ترسیم می کنند. نمونه آن نقشه فعلی خاور میانه است که براساس تصمیم قدرت های بزرگ بعد از جنگ جهانی دوم ترسیم شد  لذا باید تعریف ویژه ای برای آینده پژوهی در روابط بین الملل وجود داشته باشد

دکتر مطهرنیا: آینده نگاری در این زمینه به کار می رود نه آینده سازی

نیکخواه: لطفا بیشتر در مورد آینده نگاری توضیح دهید ممنون

دکتر مطهرنیا: سه پارادایم آینده پویی، آینده نگری ،آینده نگاری با سه مبنی معرفت شناسی در آینده پژوهی یا باریخ شناسی وجود دارد

نیکخواه:آینده نگری (Forecasting) ، آینده نگاری ( Foresighting )

انگلیسی آینده پویی چیست؟آینده نگاری در پی نگاشت آینده است. بسیار خلاقانه و فعالانه به دنبال ساخت آینده مطلوب است و نه فقط کشف و نگرش در آن.در واقع آینده پژوه در هنگام آینده نگاری، پا را از پیش بینی فراتر می نهد و به دنبال خلق آینده مطلوب گام بر می دارد.آینده نگری   بیشتر در پی کشف و پیش بینی آینده و دیدن آنچه در آینده رخ خواهد داد می باشد.و این گونه در آینده پژوهی معاصر از آن یاد می شود.

دکتر مطهرنیا: آنچه شما به عنوان forecast نگاشته اید در بر گیرنده گذشته نگری با دو رویکرد پیشبینی و پیشگویی تجربی و تاویلی است که آینده پویی و آینده نگری را دربر می گیرد .ولی تحت لیسانس پوزیتیویسم و دوم تحت لیسانس. پساپوزیتویستم قرار می گیرد

نیکخواه: آینده نگری از تقابل دو پایه فلسفی "چشم انداز پردازانه" و "اکتشافی" بوجود آمده، ولی آینده نگاری از تقابل دو پایه فلسفی "چشم انداز پردازانه" و "تجویزی یا هنجاری" به وجود آمده است. جمله زیر، این ارتباط عمیق بین این دو رویکرد مهم را بهتر نمایان می سازد:"بهترین راه پیش بینی آینده، ساختن آن است"

دکتر مطهرنیا: جملات شما با ادبیات من هماهنگ است .مانند آینده نگاری در پی نگاشت آینده است. بسیار خلاقانه و فعالانه به دنبال ساخت آینده مطلوب است و نه فقط کشف و نگرش در آن.در واقع آینده پژوه در هنگام آینده نگاری، پا را از پیش بینی فراتر می نهد و به دنبال خلق آینده مطلوب گام بر می دارد. اساسا روش های آینده پژوهی یا اکتشافی است یا هنجاری

دکتر میرکوشش: دکتر کمی در مورد چیستی آینده پژوهی دانستیم سئوال من از شما این است رابطه میان علم و آینده پژوهی چیست؟

دکترمطهر نیا: علم را باید در دستگاه های معرفت شناسانه گوناگون دید

دکتر میرکوشش: يكي از عمده ترين چالشهايي كه پس از نطفه بستن آينده پژوهي به عنوان يك رشته پيش روي آن قرار گرفت اين بود كه در عصري كه تحت سلطه بازمانده پوزيتيويسم منطقي قرار داشت، پروژه هاي آينده پژوهي از نظر معرفت شناختي عجيب و نابهنجار تلقي مي شد و به طور كامل با استانداردهاي غيرمنعطف علمي تحميل شده توسط جريانهاي اصلی (فكري) پوزيتيويستي سازگار نبود.

دکتر مطهرنیا: بله البته هماهنگ نبود ، بسی بهتر از کاربرد سازگار نبود ، است.

دکتر میرکوشش:بدون شك منبع اصلي آسيبي كه توسط پوزيتيويسم منطقي به مباني معرفت شناسانه آينده پژوهي وارد شده است قابل کتمان نیست. رابطه ميان پيش بيني و تبيين؟

دکترمطهرنیا: باریخ شناسی در این گستره پهنا بیشتری از مبانی معرفت شناسی را طلب می کرد .

دکترمیرکوشش: رشته آينده پژوهي هنوز هم توسط مباني معرفت شناسانه اي ادراك مي شود كه ريشه در مدل پوزيتيويستي دارد واقعيت آن است كه عدم تقارن معرفت شناسانه ميان تبيين و پيش بيني به اندازه كافي شناخته نشده است و غالبا خارج ازقلمرو اين رشته ودر حوزه معرفت شناختي يا نظريه اجتماعي مورد بررسي قرار گرفته است.

دکترمطهرنیا: پیش بینی بر آن است که با ردگیری داده های عینی وارد کمی سازی پارامترهایی موثر بر آینده شود ، و تبیین داده های کمی و کیفی را در معرفت شناسی تفسیری خود باز تعریف می نماید.

دکترمیرکوشش: به نظر شما آیا امروزه نيز همانند 30 سال گذشته، جدا كردن مدلهاي پيش بيني از مدلهاي تبييني وايجاد فضايي براي بحث هاي ناب معرفت شناسانه براي جامعه آينده پژوهي در اولويت قرار دارد؟

دکترمطهرنیا: اولی به آینده بر مبانی کمی سازی و برون یابی روند متکی است و دوم بر کیفی سازی و نگرش تفسیری بر آینده تاکید دارد

جمع بندی درباره  سوال اول:چیستی و چرایی آینده پژوهی؟

آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاش‌هایی است که بااستفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگوها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم آینده‌های بالقوه و برنامه ریزی برای آنها می‌پردازد.گفتیم که آینده پژوهی تولد فردا از دل تغییرات یا عدم تغییرات امروز است .چیستی دانشواژه ای است که به هویت و یا به عبارتی به ماهیت ارجاع می دهد.هویت آینده پژوهی متوجه درک زمان instant برای مدیریت زمانه time است. به این معنا که ما در لحظه یا (آن) زمان برای مدیریت زمانه ای که روبرو داریم به اندیشه ورزی می پردازیم.

آینده پژوهان می کوشند تا با تصویر و ترسیم آینده های ممکن، محتمل و مطلوب و ارائه اطلاعات و آگاهی های نسبتا قوی بستری را فرا روی سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران جامعه فراهم نمایند تا آن ها بتوانند در تصمیم گیری ها و بر نامه ریزی ها با نگاه به آینده و پیش بینی روند های آتی عمل کرده و از فرصت ها، امکانات و منابع موجود تا حد امکان استفاده بهینه برده و با اطمینان بیشتری گام بر دارند

آینده نگاری در پی نگاشت آینده است. بسیار خلاقانه و فعالانه به دنبال ساخت آینده مطلوب است و نه فقط کشف و نگرش در آن. آینده پژوهی با پیشگویی متفاوت است ولی پیشگویی را رد نمی کند . در پارادایم نخست یعنی پیش بینی بخشی از این پارادایم به عرفان و اشراق نیز توجه دارد در واقع آینده پژوه در هنگام آینده نگاری، پا را از پیش بینی فراتر می نهد و به دنبال خلق آینده مطلوب گام بر می دارد.

 

سوال دوم:رابطه میان علم و آینده پژوهی چیست؟

آیا آینده پژوهی علم است یا هنر؟

دکتر میرکوشش :آیا ویژگی علم شامل قابلیت پیشبینی، روشمند بودن، برخورداری از نظم و قاعده، تعمیم پذیری،تکرارپذیر بودن ، آزمون پذیری و... در مورد آینده پژوهی صادق است

آیا آینده پژوهی علم است یا هنر؟ در پاسخ این سوال بین آینده پژوهان اشتراک مساعی وجود نداشته و اختلاف نظرهایی حاکم است.؛ماسینی؛ علم بودن را مجادله آمیز ترین ویژگی آینده پژوهی می داند.بسیاری از پیشگامان این حوزه نظیر "دانیل بل"، "لاس ول" و "ژووینل" بر این باورند که آینده پژوهی، به دلیل ماهیت ویژة خود، نمی تواند علم باشد؛ برای مثال" ژووینل" به عمد عنوان هنر گمانه زنی را برای کتاب خود برگزیده است .آینده پژوهان نیز همچون "کوتس "و "والتر ای هان" رویکردی کمابیش میانه را در پیش گرفته اند؛ آن ها گرچه تعبیر هنرگونه ای ازآینده پژوهی دارند، اما تصدیق می کنند که این حوزه به مرزهای تعریف شده برای علم نیز نزدیک می شود."امارا"  نیز آشکارا بر هر دو وجه هنر و علم بودن آینده پژوهی تأکید می کند."كا نينيلوتو" كه آينده‌پژوهي را «علم‌ تصميم‌گيري» مي‌داند، براي هواداران اصلاحات كامل، مقوله‌اي باورپذير به نظر مي‌رسد. نظريه‌ "هربرت سیمون” بسیاری از پیشگامان این حوزه نظیر “دانیل بل”، “لاس ول” و “ژووینل” بر این باورند که آینده پژوهی، به دلیل ماهیت ویژة خود، نمی تواند علم باشد؛ برای مثال ژووینل به عمد عنوان هنر گمانه زنی را برای کتاب خود برگزیده است.سيمون به نام «علم طراحي» (كاربست سازمند ابزارهاي بهينه براي دستيابي به اهداف، همراه با نگرش )سودآورانه) با نگرش فعالانه‌ سياسي ـ اجتماعي در تناقض بود كه بر دخالت موثر ديدگاه‌هاي فلسفي در عرصه‌ي سياسي و اجتماعي تاكيد داشت.

سناتور: پندار این جانب براین است که آینده پژوهی تا حدودی نوعی خط دهی علمی یا سیستماتیک است که نفع و ضررش برای فرد بروز دهنده واجب تر از دیگران است.

میر مسعودی: پیش بینی های عادی در علوم ،مشروطند.بدین معنا که می گویند بعضی تغییرات همراه خواهند بود با تغییرات دیگر .شاید تمام ویژگیهای علم را نتوان در آینده پژوهی دید مثل آزمون پذیری که نیاز به زمان دارد.

دکتر میرکوشش: این همان موضوعی است که قبلا هم بحث شد .يكي از عمده ترين چالشهايي كه پس از تولد آينده پژوهي به عنوان يك رشته پيش روي آن قرار گرفت اين بود كه در عصري كه تحت سلطه بازمانده پوزيتيويسم منطقي قرار داشت، پروژه هاي آينده پژوهي از نظر معرفت شناختي عجيب و نابهنجار تلقي مي شد و به طور كامل با استانداردهاي غيرمنعطف علمي تحميل شده توسط جريانهاي اصلی (فكري) پوزيتيويستي سازگار نبود.

عليرغم پيشرفتهاي قابل تحسيني كه در حوزه تئوري،روش شناسي و كاربردها رخ د اد، سايه اي بر آينده پژوهي افكنده شد به اين علت كه از نظرمعرفت شناسي در معرض اين اتهام قرار دارند كه جريان هاي فكري فلسفي آنها به مقدارزيادي به اعتبار و صلاحيت آن به عنوان يك رشته آسيب مي رساند.

تعجب آور نيست كه بسياري از محققان برجسته در حوزه آينده پژوهي بر اين باورند كه به معرفت شناسي آينده پژوهي پرداخته نشده و در شرايط فكري فعلي، تلاش در، جهت توسعه آن به يكي از اولويتهاي اصلي آينده پژوهي بدل گشته است.

میر مسعودی:آینده پژوهی شاید هنر تصمیم گیری براساس داده ها واطلاعات موجود باتوجه به محیط در باره آینده است بعنی هم علم است هم هنر.

 دکتر میرکوشش:آينده پژوهي بايد اعتبارنامه معرفت شناسانه خود را به صورت واضح و مستحكم تدوين نموده و نفوذ و مشروعيتش را كه توسط پوزيتيويسم منطقي آسيب ديده را در مقابل جامعه محققان طلب نمايد . بدون شك منبع اصلي آسيبي كه توسط پوزيتيويسم منطقي به مباني معرفت شناسانه آينده پژوهي وارد شده است، نه روش شناسي غيرمنعطف آن و نه تجربه گرايي افراطي آن بوده است بلكه نظريه معروف و تاثيرگذار تبيين (تفسير ) آن مي باشد.اصل تئوري حاكي از آن است كه تبيين و پيش بيني رويدادها از نظر منطق وروش شناسي يكسان هستند .

درست است كه پوزيتيويستها به توسعه يك نظريه تبييني علاقمند هستند و نه نظريه پيش بيني، اما به علت تأكيد بر وجود تقارن منطقي ميان اين دو،نظريه كامل و قيا س پذير پيش بيني به شكلي طبيعي و بر اساس مفاهيم موجود در نظريه رشته آينده پژوهي هنوز هم توسط مباني معرفت شناسانه اي ادراك مي شود كه ريشه در مدل پوزيتيويستي دارد .

واقعيت آن است كه عدم تقارن معرفت شناسانه ميان تبيين و پيش بيني به اندازه كافي شناخته نشده است و غالبا خارج از قلمرو اين رشته ودر حوزه معرفت شناختي يا نظريه اجتماعي مورد بررسي قرار گرفته است. به علاوه، آينده پژوهان هنوز به اين نتيجه نرسيده اند كه تمايز ميان آنها به اندازه كافي قانع كننده مي باشد.

سناتور:مسئله این است که مشکل میتوان تصور کرد که حدس و گمان مبتنی بر نام آینده پژوهی محسوس علمی باشد.

نیکخواه:بل، فيلسوف پر آوازه‌ي دانشگاه ييل سه راهكار براي برون‌ رفت از جدال جدايي ميان علم و هنر و شورش پسا اثبات‌گرايانه پيشنهاد مي‌كند: نخست آن كه بپذيريم بسياري از پيشگامان حوزه‌ آينده‌پژوهي، به ويژه دانيل بل و برنارد دو ژوونل اين تلقي را دارند كه آينده‌پژوهي به دليل سرشت خود نمي‌تواند علم تلقي شود.دوم آن است كه علم تصميم‌گيري نينيلوتو را كنار گذاشته و علم اقدام را جايگزين آن سازيم. اين جايگزيني ما را قادر مي‌سازد روش‌هاي علمي (شرطي‌ها، ضد واقعيت‌ها، گرايش‌ها، ديدگاه‌هاي نظري، فرمول‌بندي‌هاي آفرينش‌گرانه و پيش‌بيني‌ها) را با آگاهي روان‌شناختي، اقتصادي، فرهنگي و تاثيرات سياسي ـ اجتماعي پيش‌بيني‌ها، در هم آميزيم. سرانجام آن كه به عنوان سومين راهكار، وندل بل با برون‌رفت از بن‌بست پسااثبات‌گرايي كه علم را به شكل پيكره‌اي از معادلات زبان‌شناختي و عددي درباره‌ سرشت واقعيت مي‌داند، راه خود را به سوي دانشي حسي، گرايشاتي فردي و اجتماعي، تكامل هم‌زمان گفتمان از راه افزايش مدام برخي افزودني‌ها و پارادايم‌هاي ناپيوسته در حوزه‌واقع‌گرايي انتقادي مي‌گشايد.

دکتر میرکوشش:با این وجود امروزه نيز همانند 30 سال گذشته، جدا كردن مدلهاي پيش بيني از مدلهاي تبييني وايجاد فضايي براي بحث هاي ناب معرفت شناسانه براي جامعه آينده پژوهي در اولويت قرار دارد.

قسمت دوم

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل