سلسله مباحث آینده پژوهی(قسمت سوم)

اندیشکده مجازی سیمرغ باریخ: گروه پویش و پردازش سیاسی

گرد آوری : فاطمه سنایی

 

دکتر میرکوشش:با نام و یاد خداوند

با سلام و درود خدمت کلیه دوستان و همراهان

امشب در مورد دو سئوال اول جمع بندی خواهم کرد و سپس به موضوع بعدی خواهیم پرداخت.

چیستی و چرایی آینده پژوهی؟

آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاش‌هایی است که بااستفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگوها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم آینده‌های بالقوه و برنامه ریزی برای آنها می‌پردازد.گفتیم که آینده پژوهی تولد فردا از دل تغییرات یا عدم تغییرات امروزاست.آینده پژوهان می کوشند تا با تصویر و ترسیم آینده های ممکن، محتمل و مطلوب و ارائه اطلاعات و آگاهی های نسبتا قوی بستری را فرا روی سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران جامعه فراهم نمایند تا آن ها بتوانند در تصمیم گیری ها و بر نامه ریزی ها با نگاه به آینده و پیش بینی روند های آتی عمل کرده و از فرصت ها، امکانات و منابع موجود تا حد امکان استفاده بهینه برده و با اطمینان بیشتری گام بر دارند

آینده نگاری در پی نگاشت آینده است. بسیار خلاقانه و فعالانه به دنبال ساخت آینده مطلوب است و نه فقط کشف و نگرش در آن.در واقع آینده پژوه در هنگام آینده نگاری، پا را از پیش بینی فراتر می نهد و به دنبال خلق آینده مطلوب گام بر می دارد.آینده پژوهی با پیشگویی متفاوت است ولی پیشگویی را رد نمی کند . در پارادایم نخست یعنی پیش بینی بخشی از این پارادایم به عرفان و اشراق نیز توجه دارد.

 وندل بل در کتاب مبانی آیند ه پژوهی اهداف نه گانه ای را برای آیند ه پژوهی بر شمرده است :

 فکر کنم دوستان با مرور مطالب گذشته و این جمع بندی تا حدودی به پاسخ سئوال اول دست یابند

 اما سئوال دوم:رابطه میان علم و آینده پژوهی چیست؟

آیا آینده پژوهی علم است یا هنر؟

بسیاری از پیشگامان این حوزه نظیر دانیل بل، لاس ول و ژووینل بر این باورند که آینده پژوهی، به دلیل ماهیت ویژه خود، نمی تواند علم باشد؛ برای مثال ژووینل به عمد عنوان هنر گمانه زنی را برای کتاب خود برگزیده است.آینده پژوهانی نیز همچون کوتس و والتر ای هان رویکردی کمابیش میانه را در پیش گرفته اند؛ آن ها گرچه تعبیر هنرگونه ای ازآینده پژوهی دارند، اما تصدیق می کنند که این حوزه به مرزهای تعریف شده برای علم نیز نزدیک می شود.امارا نیز آشکارا بر هر دو وجه هنر و علم بودن آینده پژوهی تأکید می کند.كا نينيلوتو كه آينده‌پژوهي را «علم‌ تصميم‌گيري» مي‌داند، براي هواداران اصلاحات كامل، مقوله‌اي باورپذير به نظر مي‌رسد. نظريه‌ي هربرت سيمون به نام «علم طراحي» (كاربست سازمند ابزارهاي بهينه براي دستيابي به اهداف، همراه با نگرش سودآورانه) با نگرش فعالانه‌ سياسي ـ اجتماعي در تناقض بود كه بر دخالت موثر ديدگاه‌هاي فلسفي در عرصه‌ي سياسي و اجتماعي تاكيد داشت.

  نیکخواه:پژوهش آینده امری غیر اجتناب انگیز است ؟

دکتر میرکوشش:واژه‌ی پژوهش(research) و مترادف‌های آن مانند جستجو، بررسی، مطالعه و تحقیق، تفحص و تتبع در واقع اسم یا عنوان یکی از فعالیت‌های علمی انسان است؛ فعالیتی که هدف آن «شناختن امور ناشناخته» است. این فعالیت به روش‌های مختلفی می‌تواند انجام گیرد، ولی در صورتی نتایج آن با ارزش و معتبر خواهد بود که با روش و شیوه‌های خاص صورت گیرد و از ابزار و منابع خاصی استفاده شود. واژه پژوهش در زبان عادی (عرفی) به همه‌‌ی شکل‌های مختلف این فعالیت‌ علمی اطلاق می‌گردد.

علم را سطح کلان باید در سه سطح دید :

علم به معنای knowledge

علم به معنای معرفت episteme

علم تجربی science

دانش به مجموعه آگاهی هایی گفته می شود که در ذهن آدمی قابل حصول است. این آگاهی ها در ذهن بشر به صورت پیشاورفرض ها یا پنداشت های موجه تصویر پیدا کرده تصور می شوند.علم شاخه‌ای از دانش بشری است که متضمن مشاهده، تجربه، و تکرار پذیری نظام یافته است.علم در لغت به معنی یقین, معرفت و دانش است و در مفهوم کلی خود بر هر نوع آگاهی نسبت به اشیا، پدیده ها، روابط و … اطلاق می شود.علم را در مفهوم کلی و عام آن knowledge می گویند. ولی از واژه علم مفهوم خاصی نیز تعبیر می گردد و آن science است که مقصود آن بخشی از دانستنی ها و آگاهی های نوع بشر است که به روشهای تجربی قابل اثبات و تایید باشد.بنابراین ُعلم مطالعه جهان طبیعت است و با فرآیند پرسش علمی در مورد طبیعت جهان همراه است.

شعور متعارف در تعریف به مجموعه دانش هایی گفته می شود که بشر از راه های گوناگون کسب می کند . نه لزوما از راه تجربی . معرفت یک جهت گیری چند وجهی و سویه گیری تک وجهی دارد:

چند وجهی است چون در زمان است .

تک سویه است چون بر زمان است.

در زمان بودن موجب می شود سه ساحت زمان را در قالب گذشته ، حال و آینده در نظر قرار گیرد

 آینده پژوهی به واسطه هویت زمان و زمانه ای بودن آینده و رویکرد فرارش خود یک معرفت متعارف با جهت گیری های عالمانه برای کشف آینده های بدیل و مدیریت آن است.

ادوارد کورنیش روش های آیند ه پژوهی را تنها در قلمروعلم و خرد، معنی کرده و امور غیبی و فراطبیعی را در حوزه آیند ه پژوهی راه نمیدهد. کورنیش در مقالة آیند ه پژوهان خود سرنوشت باوری را نیز هم طراز با اندیشه های غیب باوری دانسته و آن را هم مردود میداند. او در کتاب آینده پردازی خود همچنان بر تسلط منطق و علم بر آینده پژوهی اذعان دارد و با این باور، رو شهایی همچون: پایش، تحلیل روند، پایش روند، پیش بینی روند، سناریوها، نظرسنجی، توفان فکری، مدل سازی و شبیه سازی، باز یها، تحلیل تاریخی و چشم انداز را در زمره رو ش های معتبرآینده پژوهی برمیشمرد.

 دکتر میرکوشش:ریچارد اس الوتر توجه آیند ه پژوهی را رشته ای دانشگاهی، و دارای اصول و رو شهای تحقیق مختص به خود میداند و تکوین این دانش را در پرتو شکل گیری چهار سنت جهانی می داند:

سنت مبتنی بر تجربه گرایی آمریکایی، سنت فرهنگ بنیان اروپایی، سنت چند فرهنگی و غیرغربی و جنبش فراگیر آیند ه ها که از فلسفة کنویلبر نشأت گرفته است. بر این اساس،آیند ه پژوهی دربرگیرندة کاملی از واقعیات ذهنی و عینی انسان است. بر این منوال به منظور درک آینده باید از رو شهای روحانی، معنوی، درونگرایانه، سنت ها و فلسفه های موجود بهره گیریم. او همچنین نگرش غربی را نقد میکند. این نگاه موجب پیدایش دو رویکرد نسبت به آینده خواهد شد که از آن با عنوان رویکرد خوش بینانه به فناوری ها و رویکرد بدبینانه به فناوری ها یاد شده است. اس الوتر معتقد است فرهنگ غربی حال باور است و آن هم به دلیل خصوصیت خردگرانه و مادی گرایانه ای است که در بطن خود دارد.

نتیجه نهایی که دکتر مطهر نیا گرفتند: آیند پژوهی هم علم است هم فن است وهم هنر.

 

دکترمطهرنیا:درود . شبتان پر از معرفت با افتخار در کنارتان هستم.

دکترمیرکوشش:دکتر لطفا بحث را برای روشن شدن بیشتر مفاهیم و وفاق در مورد آن ها ادامه دهید.

سنایی:من یه سوال بپرسم؟

دکترمطهرنیا:بفرمایید سرکار خانم

دکتر میرکوشش:دوستان هر سئوالی دارند مطرح نمایند

سنایی:حتی خردورزانه ترین برنامه ریزی ها نیز ممکن است در اجرا از مسیر راستین منحرف بشن و با پیشامدهایی غیر منتظره روبه رو شوند.تکلیف چیست؟

دکتر مطهرنیا:عقلانیت و خردورزی برای کاهش هزینه های آتی در حالات گوناگون کارکرد خود را به عمل می رساند.بله حردورزانه ترین برنامه ها نیز ممکن است با چالش های جدی روبرو شوند ، اما مساله آن است که آدمی و کارکرد عقلی و خردمنشانه او برای مدیریت زندگی در بطن زمان زمینی به آن محتاج است تا هزینه ها را کاهش و دریافت هارا افزایش بخشد.

دکتر مطهرنیا: چه چیز مطلقا روشنی در صحنه حیات بشر می توان یافت ؟

سنایی: هیچ چیز،چون همه چیز بر مبنای احتمالات است.

دکتر مطهرنیا: بله پس نباید از باریخ شناسی نیز توقعی بیش از دیگر علوم به ویژه علوم انسانی داشته باشیم.

نیکخواه:به حدس و گمانی تا حدودی نیمه روشن چگونه میشود این قدر اطمینان کرد؟کشف اسرار و حقایق آینده تا چه حد محسوس و روشن است.به زعم من آینده پژوهی به مثابه دیدن جسمی در هوای مه آلود غلیظ است و نمیتوان پایه های معنایی زندگی را بروی آن حدس و گمان ها پیش برد.این روند حتی از حالت ریسک کردن هم فراتر میرود.

میرمسعودی:آینده پژوهی شناخت عوامل محتمل است و درصد احتمال وقوع آنها متناسب با میزان اثر گذاری آن هاست.بنابر این آینده پژوهی ورود به مقوله ای است که حدوث آن اجتناب ناپذیر است.

سعید مرادی:آيا اين ها مبناى علمى دارند؟و يا صرفا بر اساس حدس و گمان هستند؟

دکترمطهرنیا: بله آن ها هم مبنایی علمی و معرفت شناسانه دارندُ حتا اسپیلبرگ در نگارش سناریوی فیلم گزارش اقلیت از این علم استفاده کرده است.قطعیت در ساحت علم نیز بر خدا مهر نزده است و آن را بداهت قطعی می داند.

نیکخواه:قطعیت بر همه موارد هستی حکم محرومیت خورده است جز خداوند.ولی بیان برخی جریانات در آینده پژوهی بیش از حد پای کوب اثبات است.

دکترمیرکوشش:مفروضات دوازده گانة بل نیز بدين شرح عنوان شده است:

 برای پیش بینی آینده باید قدرت تصور خود را افزایش دهیم. پیتر راسل معتقد است اغلب تغییرات طی صد سال گذشته به این علت پیش بینی نشدند که فراتر از تصور پیشگامان آیند ه پژوهی بوده اند.

دکتر مطهرنیا:درست است دکتر عزیز

 قسمت چهارم

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل