شما اینجا هستید: Homeگزارشسلسله مباحث آینده پژوهی (قسمت چهارم)

سلسله مباحث آینده پژوهی (قسمت چهارم)

اندیشکده مجازی سیمرغ باریخ: گروه پویش و پردازش سیاس

گرد آوری: فاطمه سنایی

دکتر میرکوشش:برای پیش بینی آینده باید قدرت تصور خود را افزایش دهیم. پیتر راسل معتقد است اغلب تغییرات طی صد سال

گذشته به این علت پیش بینی نشدند که فراتر از تصور پیشگامان آیند ه پژوهی بوده اند.

دکتر مطهرنیا:قطعیت در ساحت علم نیز بر خدا مهر نزده است و آن را بداهت قطعی می داند.

دکترمیرکوشش: آیا دوستان فیلم 24 را دیده اند؟ فیلم در سال 2006 ساخته شده و تا 2010 اکران شده است.

دکتر مطهرنیا:از این دست می توان به فلاش فوروارد هم اشاره کرد.

نیکخواه:استاد منظور از قطعیت بر خداوند این بود که هر چیزی در هستی محتمل است بر قطعیت و پوچی جز خداوند.

دکتر میرکوشش:سکانسی در فیلم وجود دارد که رئیس جمهور ایران به نام حسن با رئیس جمهور آمریکا که یک خانم است در سر میز مذاکرات هسته ای قرار دارند و درست شرایط امروز مذاکرات هسته ای را تصویر نموده است.

میرمسعودی:در مورد فیلم می توان گفت القای دیدگاه های مطلوب در قالب چنین سناریو هایی پذیرش جامعه را به وقوع آن امکان پذیر می سازد

دکترمیرکوشش:البته نام حسن اتفاقی است ولی اغلب موارد دیگر گویی در زمان امروز است.

دکتر مطهرنیا:بله این ها را در باریخ شناسی نسل سوم یعنی آینده نگاری می توان یافت.

دکتر میرکوشش:چگونه چنین چیزی امکان دارد؟

نیکخواه:ما تفکر به آینده را تا حدی پیش میبریم که تبدیل به قضاوت نشود.اما در برخی اوقات دیده شده که کاملا غالب بر آینده سخن گفته شده.

دکترمطهرنیا:دکتر این نسل می گویند آینده جایی نیست که به آنجا می رویم بلکه جایی است که آنرا می سازیم و دیگران را نیز به آنجا می بریم.

میرمسعودی:در این استراتژی طراح با احتساب زمان و مکان احتمالی وقوع شکل داستان را می سازد و شنونده را با وقوع قسمت اول داستان آماده پذیرش قسمت های بعدی داستان می سازد.

دکتر مطهرنیا:بله داستان پیچیدگی هایی دارد که جای بحث فراوان دارد.الان موضوع گفت وگوی ثبوت خدا نیست.

نیکخواه:پوزش رفته رفته به این جریان کشیده شدیم. قصدی در کار نیست.

دکتر میرکوشش: چرا در مورد اهمیت گذشته برای پیش بینی آینده بحث نمی شود.

دکتر مطهرنیا:ببینید آینده پژوهی یا باریخ شناسی تلاش عالمانه برای شناسایی عدم قطعیت ها، کنترل، و مدیریت آن ها به نفع مطلوبیت ها است.از این رو واقع بینانه دنیای آینده را تفسیر و آرمانگرایانه آینده خود را در این دنیا تصویر می نماید .

میرمسعودی:در بعضی از الگو های آینده تکرار گذشته اتفاق می افتد مثلا جنگ جهانی دوم از حرکت جنگ جهانی اول قابل پیش بینی بود زیرا صلح متعاقب جنگ زمینه فکری جنگ بعدی بود.

دکتر میرکوشش: در مورد اهمیت گذشته برای پیش بینی آینده : گراهام مولیتور معتقد است تاریخ، بستری مناسب برای پیش بینی آینده فرآهم میسازد. ادوراد کورنیش نیز می گوید می توان آینده را به کمک گذشته پیش بینی کرد و یا رابرت نیزبت معتقد است

که داشتن احساس و ادراک نسبت به گذشته برای برون یابی آینده لازم و ضروری است.

نیکخواه:گذشته به قطعیت بسیار حائز اهمیت است ولی گذشته یا واژه (عبرت) به طوری تسلسل وار یا نقص داشته و یا کافی نبود و بطبع هر چه بیشتر پیش رفته ایم گذشته را ناکامل دانسته و خواهان بهبود آن در تحول غیر ارادی و ارادی آینده بوده ایم.

میرمسعودی:در ادامه باید گفت طرح مارشال و همگرایی که توسط هژمون آمریکا در موت کوتاهی توانست آلمان و کشوری مانند فرانسه را به هم نزدیک کند الگوی مورد اول را نداشت پس انتظار صلح پایدار اروپایی قابل پیش بینی بود چون الگوی جداگانه داشت.

دکتر مطهرنیا:بله گذشته نگری یکی از روش های آینده اندیشی است ، دنبال کردن سیگنال ها و پیشران های موجود برای کشف آینده است.

دکترمطهرنیا:ببخشید پرسش آقای مرادی چه بود.

دکتر میرکوشش:آيا نظريه موج سوم تافلر را ميتوان در رده آينده پژوهى جاى داد ؟

دکترمطهرنیا:عرض کردم بله او یک آینده پژوه مردمی و در رده آن ها قرار می گیرد.

دکترمیرکوشش:آیا تنها باید به رو ش های مبتنی بر استدلال و ریاضیات تکیه کرد یا اینکه می توان از رو ش های مبتنی بر تفکرعلمی- تخیلی نیز بهره گرفت؟

دکترمطهرنیا:بله نه تنها بر این دو رویکرد که باید بر رویکرد های مبتنی بر عقلانیت یا واقع گرایی انتقادی هم روی آورد.

دکترمیرکوشش:نظریة کوانتومی به عنوان علمی در راستای افزایش توان پیش بینی بشر . این نظریه در مقابل نظریة فیزیک جزم اندیش نیوتنی بر این باور است که ذرات زیراتمی، اغلب حرکاتی احتمالی دارند به طوری که می توان وضعیت حرکات آنها را با سطحی ازاحتمال بالا پیش بینی کرد در حالی که تعیین قطعی حرکت آنها ممکن نخواهد بود. همانگونه که ذرات زیراتمی در حرکات خود با عدم قطعیت مواجهند، لذا اجزای جهان هستی نیز طبق استدلال کنث میلر از تأثیرات عدم قطعیت برخوردارند، و کلا ن سطح ها نیز که شامل انسان و جهان پیرامونی ماست از عدم قطعیت برخوردار است. نتیجه اینکه آینده نیز ذاتاً با عدم قطعیت همراه بوده و آینده به هیچ وجه از پیش تعیین شده نیست. بنابراین انسان در داشتن آزادی انتخاب آینده، دارای هیچ سطحی از عدم اختیار نیست. سخن لورا لی قابل توجه است که میگوید: پیش بینی باید آشکار و بی باکانه باشد و در راه پیش بینی باید خطر کرد و از محافظه کاری و احتیاط پرهیز نمود. هراس از عدم تحقق پیش بینی های خیال پردازانه را باید محدود ساخت و احتمالات آینده را نادیده گرفت.

دکتر مطهرنیا:دکتر با بیان کوانتوم من را به یاد استاد بزرگوارم انداختید جایش در میانمان خالی است.

میرمسعودی:هر دو روش می توانند به روشن شدن موضوع کمک کرده و مکمل یکدیگر باشند ولی داستان این است که این هر دو بدنبال بیان آن چیزی هستند که ذات و حدوث آن مستقل از توانایی ما در دیدن آن است.

دکتر مطهرنیا:دیدن با نگرش یکی است ؟ وظیفه علم فقط دیدن است ؟

میرمسعودی:منظورم این است که واقعیت آن چیز مجرد از توصیفی است که ما در مورد اینکه ما آن را دیده ایم یا خواهیم دید صحبت می کند .وظیفه که نه ماهیت علم شامل خود آن ذات و عمل دیدن ماست که البته این دو از هم جداهستند.

نیکخواه:دکتر جان معذرت میخواهم آیا این وظیفه برای علم صرفا تا مرحله دیدن است یا حکم به تثبیت و اعمال آن را هم صادر میکند؟

دکتر مطهرنیا: بله ولی پرسش این است که ما واقعیت ها را می سازیم یا واقعیت ها سازنده ما هستند ؟ و یا در کناکنش اند

این معنا را با دو نظریه در گفت وگوی بعدی دنبال خواهیم کرد.

سنایی:چیستی و چرایی مطالعه آینده ؟

دکترمطهرنیا:چیستی دانشواژه ای است که به هویت و یا به عبارتی ماهیت ارجاع می دهد.

هویت آینده پژوهی به باور من متوجه درک زمان instant برای مدیریت زمانه time است. به این معنا که ما در لحظه یا (آن) زمان برای مدیریت زمانه ای که روبرو داریم به اندیشه ورزی می پردازیم.

سنایی:قبول دارید که گذشته به اعتبار آینده ارزشمند میشود؟

دکترمطهرنیا: گذشته نه به اعتبار آینده بلکه به اعتبار این که معرفت همنشین ما برای درک آینده و ترسیم معرفت جانشین است که معتبر می گردد. از این معنا یعنی چیستی در می یابیم که چرایی باریخ شناسی چیست ؟

سنایی:اما چرا مورخان و منابع و برنامه های درسی تاریخی به مراتب پر شمارتر از تلاش آینده پژوهان هستند؟

دکترمطهرنیا:چون می خواهند ما در گذشته بمانیم و خود فاتح آینده باشند !گذشته معرفت هم نشین ما است در حالی که گذشته گرایی بدون توجه به آینده یعنی جاماندن ما در گذشته و از دست دادن حال و آینده.

سنایی: اما گذشته و حال و آینده زنجیره وار همدیگرو کامل می کنند.

دکترمطهرنیا: بله این ها نام هایی هستند که به اجزاء یک معنا یعنی زمان برای نشان دادن نسبت ما با آن داده می شود و ....

دکترمیرکوشش:عموماً آينده پژوهان باورشان بر اين است كه آينده از تعامل چهار مقوله ايجاد مي شود: رويدادها، روندها، تصويرها، اقدامات.

آينده شناسي يعني از يك آينده تغييرناپذير صحبت كردن و يك آينده را پيش بيني كردن . آينده انديشي دالاني است براي رسيدن به آينده پژوهي.

میرمسعودی:روند در آینده پژوهی چیست؟

دکترمیرکوشش:روند، الگوی تغییر در داده های ثبت شده است وجود تغییر وقتی اثبات می شود که صعود یا افول متغیر ها در فاصله حداقل دو نقطه زمان اندازه گیری شوند. به عنوان مثال اگر بتوانیم اندازه گیری نماییم که تعداد زوج هایی که دیر ازدواج کرده انددر سال گذشته در مقایسه با 10 سال پیش بیشترند یک روند داریم. برای این که یک الگوی داده ها ، روند به شمار آید باید آزمایش مفهومی مهمی را پشت سر گذارد، باید تغییری باشدکه بخش زیادی از مردم را تحت تاثیر قرار دهد .به عنوان مثال قدرت یابی زنان در جوامع غربی طی قرن بیستم یک روند بود.

دوستان لطفا چند مثال ملموس از روند بزنند.

علی ارامانی: آیا مصداق آن را می توان در حال حاضر عنوان نمود ؟

دکترمیرکوشش:مصادیق را با نگاهی علمی بیان نمایید.

میرمسعودی:آیا می توان گفت در دوره های زمانی الگو های حوادث یک جامعه در چهارچوبی ثابت تکرار می شود؟

دکتر میرکوشش:آینده پژوهی اصولا برای همین است که روند ثابت حوادث در یک جامعه را پیش بینی کرد و بتوان بر آن تاثیر گذاشت و آن را تغییر داد.

دکتر میرکوشش:مثال؟

میرمسعودی:مثلا می توان گفت الگوی رفتار یک جناح در یک کشور مسیری سینوسی است که دوباره تکرار می شود وما می توانیم با محاسبه فاصله زمانی بین فراز وفرود اقبال مجدد آن جناح را ببینیم.

دکتر میرکوشش: برای پاسخ این سئوال را مطرح می کنم آیا روند ها با هم مرتبط هستند یا با هم هم پوشانی دارند؟

علی اورامانی: آیا می توان عنوان نمود که با توجه به حساس بودن منطقه خاورمیانه مباحثی همچون گروه های تروریستی رو به افزایش می باشد.

دکتر میرکوشش: شما دوست عزیز را ارجاع می دهم به مقاله دکتر مطهر نیا در مورد آینده خاورمیانه که لینک آن در همین گروه وجود دارد.

میرمسعودی:در جواب سوال ممکن است هم پوشانی داشته باشند ولی مهم این است که بتوانیم الگوریتم روند حوادث را درک کنیم.

دکتر میرکوشش:اما پاسخ کلی شاید این باشد که افزایش گرو های تروریستی نیز می تواند ناشی از ترسیم آینده برای این منطقه باشد .روند ها با یکدیگر هم پوشانی دارند و با هم مرتبط هستند و یکدیگر را تقویت می کنند.به عنوان مثال جهانی شدن به عنوان یک روند یا شهر نشینی به عنوان یک روند با چه روند های دیگری مرتبط است و هم پو شانی دارد؟

علی اورامانی:آیا می توان بیان نمود که آینده پژوهی منطقه تاثیر گذار بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باشد.درخصوص گروه های تروریستی؟

میرمسعودی:با نفوذ وگسترش فضاهای مجازی وتغییر دیپلماسی سنتی به نوین از منظر اثر گذاری.

دکتر میرکوشش:به هر حال کسانی که آینده منطقه را پیش بینی و طراحی نموده اند تمام متغیر های موجود از جمله کشور های منطقه و رفتار های احتمالی آن ها را در نظر می گیرند.

در مورد هم پوشانی روند ها به عنوان مثال در سراسر جهان شهر سازی و شهر نشینی یک روند مهم است که با روند های دیگر مثل تاثیر سبک زندگی غربی و ادغام ملت ها در اقتصاد جهانی مرتبط است .

دکترمیرکوشش:سئوال بعدی : ایا روند ها می توانند عکس العمل ایجاد نمایند؟

پاسخ ؟

علی اورامانی:شاید بتوان مطرح نمود بعد از هر روندی عملی در خصوص آن روند شکل می گیرد.

دکتر میرکوشش:بله درست است و می تواند مثبت یا منفی باشد مثل مثال سر کار خانم که مثبت است

مثال منفی؟

علی اورامانی:روندها در پاره ای از اوقات هم پوشالی دارد و هم تاثیر گذار می باشد.

میرمسعودی:بله مثلا تفوق هژمون امریکا توانست پس از پایان جنگ جهانی دوم ملل اروپایی در گیر را به مصالحه وهم یاری بکشاند.

دکتر میرکوشش: از بعد کلی و به طور ساده روند جهت حرکت را نشان میدهد. ولی برای به کارگیری آن میبایست تعریف دقیقتری را ارائه کنیم. پیش از هر چیز باید به یاد داشته باشیم که هرگز چيزي در یک خط راست و در یک جهت خاص حرکت نمیکند. تغیرات به صورت یک سری از حرکات زیگزاگ مشخص میشود. این زیگزاگ ها همانند یک سری موج های پی در پی میباشند که شامل موجهای صعودی و موجهای نزولی(حفره ها ) میباشند. برآیند حرکت این موجهای صعودی و نزولی روند را تشکیل میدهد که شامل روندهای صعودی ، نزولی و خنثی میباشد. روند صعودی به عنوان یک سری از موجها و حفره های بالا رونده تعریف میشود و روند نزولی برخلاف آن از موجها و حفره های پایین رونده تشکیل شده و روند خنثی شامل موجها و حفره هایی ست که جهت مستقیم دارند.

دکترمیرکوشش:همان طور که در بالا گفتم روند ها با یکدیگر مرتبط هستند ، هم پوشانی دارند و هم دیگر را تقویت می کنند در بالا مثال هم زده شد.

میرمسعودی:مثال منفی .حرکت امریکا در خلیج خوکها موجی از بی اعتمادی را در طرف کوبایی ایجاد کرد.

دکتر میرکوشش:بله درست است گاهی روند ها به قدری قوی هستند که باعث شکل گیری عکس العمل شدید یا جریان مخالف شوند.مثال واضح آن جهانی شدن است.

میرمسعودی:در ادامه پای خروشچف وکلاهکهای هسته ای روسیه در کوبا باز شد.واین بی اعتمادی تا امروز ادامه داشته است.

دکتر میرکوشش:با وجود موفقیت این روند در همگرایی جهانی هنوز شاهد افزایش مخالفت ها با این روند هستیم.

در مورد سئوال بعدی: آیا روند ها می توانند در مقابل یکدیگر قرار بگیرند و یکدیگر را خنثی کنند؟

پاسخ مثبت است.

مثال؟

مثال : در صنعت مشروب سازی امریکا، روند به سمت نوشیدن شراب است( به هر دلیلی).

از طرف دیگر الکل برای سلامتی مضر است.این موضوع باعث شده به طور کلی میزان مصرف شراب کمابیش ثابت بماند

دوستان اگر می توانند مثال های دیگری بزنند.

روند هسته ای شدن قدرت ها در دهه های 50 و 60 به عنوان یک روند.

اسحاقی:مثال روند در بازار :مفهوم روند به طور قطع یکی از اصول تحلیل تکنیکال بازار میباشد. تمام ابزارهای تکنیکی از قبیل الگوها، میانگین های متحرک، حمایت ها و مقاومت ها، تنها با هدف کمک به اندازه گیری روند قیمت به منظور شرکت در روندها به وجود آمده اند. اغلب اصطلاحات رایجی از قبیل " همیشه در جهت روند معامله کنید" ، " هرگز با روند نجنگید" یا " روند دوست توست" را زیاد میشنویم. پس لازم است وقتی را برای تعریف روند صرف کنیم و انواع آنرا بشناسیم.

دکترمیرکوشش:بازدارندگی و کنترل تسلیحات هسته ای به علت خطر ات جنگ های هسته ای به عنوان روند مقابل در دهه های بعدی.

اسحاقی:همانطور که در پست پیش ذکر شد به طور واضح سه روند صعودی ، نزولی و خنثی داریم. اکثر مردم فکر میکنند که بازار یا صعودی است یا نزولی ولی در حقیقت بازار در سه جهت حرکت میکند. صعودی، نزولی و خنثی. که تشخیص تفاوت این سه روند بسیار مهم است. زیرا در بهترین برآورد حداقل در یک سوم مواقع قیمت ها روند خنثی یا افقی به خود میگیرند. روند خنثی نمایانگر مساوی بودن عرضه و تقاضا در یک دوره زمانی میباشد. بدین معنی که نیروی عرضه و تقاضا به یک تعادل نسبی رسیده اند.( که در نظریه داو این الگو به عنوان خط نامیده شد.) اگر چه ما تعریف روند خنثی را به بازار بدون تغییر نسبت دادیم اما بهتر است که از آن بعنوان بازار بدون روند نام ببریم. اکثر ابزارها و سیستم های تکنیکی ذاتا به دنبال یافتن روند هستند که بدین معنی است که اساسا برای بازاری تعریف شدند که در جهت بالا و پایین حرکت میکند. آنها عموما وقتی بازار در حالت بدون روند قرار دارد بسیار بد کار میکنند یا حتی اصلا کار نمیکنند. نمیتوان این حالت را یک مشکل در بازار یا سیستم نامید بلکه اشکال در کسانی است که اصرار دارند تا از این ابزارها در چنین موقعیت هایی ( بدون روند) استفاده کنند. در حالی که این ابزارها اصولا برای چنین شرایطی طراحی نشده اند. سه انتخاب کلی برای هر معامله گری وجود دارد. ورود به بازار(خرید)- خروج از بازار(فروش)- و نظاره گر بودن بازار. زمانی که بازار رو به رشد است خرید ارجح است. وقتی بازار در حال نزول و افت است دومین انتخاب یعنی فروش درست تر به نظر میرسد و در وضعیت خنثی بازار، عاقلانه ترین کار بیرون رفتن و نظاره کردن بازار است.

میرمسعودی:مثال روند در بازار کاملا منطبق با جواب است وآینده پژوهی از منظر اقتصادی است.

دکتر میرکوشش:در مورد روند کمی آگاهی پیدا کردیم و در جلسات بعد می توانیم ادامه دهیم

اسحاقی:علاوه براینکه روند دارای سه جهت میباشد به سه دسته نیز تقسیم میشود :

1- روند بزرگ 2- روند متوسط 3- روند کوتاه

دکتر میرکوشش:بله فعلا نمی خواهیم دامنه آن را وارد شویم زیرا ممکن است باعث left شدن دوستان شود.

اما سئوال بعدی: روند با دیده بانی آینده چه ارتباطی دارد؟

واژه دیده بانی آینده در حوزه نظامی یا دریایی اقتباس شده است، در این حوزه ها ، دیده بانی آینده موضوعات مبهم یا نشانه های ضعیفی را جستجو می کند که بیان کننده نخستین هشدار ها برای تغییرات محیطی است.شناسایی یا پی گیری روند با دیده بانی آینده یا بررسی محیطی، یعنی فرآیند تعقیب و جمع آوری اطلاعات موجود در حاشیه برداشت های رایج آغاز می شود.

ویژگی های دیده بان آینده چیست؟

وسعت نظر نخستین لازمه دیده بانی است.

دیده بان به رسانه های جانبی توجه می کند به عنوان مثال زمانی که در اویل دهه 1980 در تلویزیون و رسانه های مهم از مسئله ایدز صحبتی نبود اما بسیار زودتر در مجله های پزشکی مظالبی در این مورد منتشر می شد.

نیکخواه:سوالی در ذهن اینجانب برافروخته شده است. البته اگر نامربوط است پوزش میطلبم.

سوال :من گمان میکنم اگر یک ویدیو را مثال و یا تجربه ای مجدد از زمان گذشته بدانیم و همچنین اگر یک آینه را مصداقی برای زمان حال تصور کنیم.آیا میتوان تجربه ای تا حدودی ملموس و عینی از آینده داشت؟و اینکه آیا زمان حال دائما در حسرت آینده است یا در حسرت گذشته ؟

دکتر میرکوشش:شناسایی اولیه از ویژگی های کاشفان روند است که قبل از دیگران توانایی شناسایی نیرو های جدید یا توانایی ارائه تصویری کامل تر از آن چه در حال فرا رسیدن است را قبل از دیگران بدهد.

بهترین دیده بان ها با منابع دست دوم راضی نمی شوند و به سفر های آموزشی می روند تا به طور مستقیم با مردم ، مکان ها یی که ممکن است وقایع مهم در آن جا اتفاق افتد در ارتباط باشند.دوست من به شما و همه همراهان توصیه می کنم فیلم interstellar را که در پردیس کوروش اکران می شود ببیند.

میرمسعودی:پس در دید بانی درک تغییرات درداده های ملموس مبنا است.یعنی ابزاردرک را تعیین می کند.

دکتر میرکوشش:در عرصه نظری ، دیده بانی مقدم بر تعقیب روند است اما در عرصه عمل به محض گرد آوری اطلاعات یا نشانه های ضعیف مورد تحلیل قرار می گیرند.

میر مسعودی:نکته قابل توجه اینکه ممکن است داده های اولیه موجود باشد ولی دیده بان قادر به درک تغییرات نباشد.

دکتر میرکوشش:در هر صورت در مورد روند و دیده بانی آینده منتظر سئوالات دوستان و پاسخ دکتر مطهر نیا هستیم

میرمسعودی:جناب آقای دکتر مطهرنیا تعریفی جامع از دید بانی؟

دکتر مطهرنیا: در تعریف نظام جامع دیده بانی باید به شاخص های محتوایی آن پروا روا داشت.این شاخص ها عبارتند از :

1- شناخت محیط از طریق پویش محیطی

پويش محيط (Environmental Scanning) توسط اغلب آينده‌پژوهان در طي سال های 1960 تا 1970 استفاده شد.پویش محیط، هشدار اولیه را اعلام می کند.این هشدار ها را سیگنال های ضعیف می نامند(weak signal )،این هشدار در خصوص تغییرات مهمی است که در محیط در حال رخ دادن است. با استفاده از این روش، سیگنال های ضعیفی را شناسایی می کنند که نمایانگر ضرورت تغییر در برنامه است. فعالیت پویش محیطی به فرآیندی پیوسته ی پایش تغییرات و در راستای موضوع های بلندمدت تر اشاره دارد.از درون پیوند یابی ها ی هوشیارانه است که روندها قابل تشخیص می شوند. لازم به ذکر است که واژه محیط، تنها به محیط طبیعی و جغرافیایی اشاره نمی کند بلکه در برگیرنده محیط هایی چون محیط تجاری، محیط سیاسی و محیط تکنولوژیک و ارزشی یا steep v نیز هست. هدف از بکارگیری این روش، توسعه بینش است که "این پیشرفت های مهم در چه حوزه هایی رخ می دهند" و یا "به کدامین روندها باید توجه نمود" و در این که "بازیگران کلیدی چه کسانی هستند یا می توانند باشند"؟ در همین حال است که می توان روندها را مورد ردیابی یا پویش قرار داد.

دکتر میرکوشش:دکتر محیط پویش چه نوع محیطی است؟منظور البته عرصه های موضوعی نیست.

میرمسعودی:در این دهه چه عللی باعث مصداق پیدا کردن این نوع آینده پژوهی (پویش محیط )شد؟

دکتر میرکوشش:منظور پویش محیط داخلی و خارجی و چگونگی ارتباط آن ها با یکدیگر است.

دکتر مطهرنیا:آگویلار به عنوان یکی از متقدمین این حوزه- پویش محیطی را به عنوان فرایند جست وجوی اطلاعاتی درباره روابط و اتفاقات پیرامونی محیطی و دانش و آگاهی از مواردی تعریف می کند که به مدیریت عالی سازمان در تنظیم اقدامات آتی کمک می کند.

دکتر میرکوشش:در حقیقت دید ه بانی ابزاری است که تصمیم گیرندگان را قادر می سازد به نقش محیط خارجی و ارتباط آن با

محیط درونی پی برده و با ایجاد رابطه بین بخش های مختلف محیط و انتقال این درک به فرایندهای برنامه ریزی، به تصمیم گیری راهبردی نایل آیند.

دکتر مطهرنیا:بله محیط ها از این جهت به محیط داخلی یا درونی ، محیط میانی و محیط بیرونی تقسیم می شوند .

دکتر میرکوشش:آیا گزاره بالا درست است؟

دکتر مطهرنیا:محیط دور ؛ محیط نزدیک و محیط میانی هم نام می گیرند.

بله این گزاره صادق است من بیشتر به شناخت محیط ها و تاثیر متقابل آن ها یا کناکنش آن ها به یکدیگر پروا روا می دارم.

سنایی:چگونه مي‌توان در سپهر دانش و فناوري‌ها ديده‌باني كرد و چه رخدادهايي را بايستي مورد توجه قرار داد؟

دکتر مطهرنیا:سرکار خانم سنایی در سطج کلان ابزارهای جمع آوری اطلاعات از راه های گوناگون مورد استفاده قرار می گیرند

انچه دکتر میرکوشش اشاره می کنند درست است تاکید بر محیط خارجی و تاثیر آن برروی محیط داخلی سازمان ها است .

میرمسعودی:آقای دکتر مطهرنیا من هنوز جواب سوالم را نگرقتم چه عاملی در دهه 60 تا 70 انسان را وادار به آینده پژوهی در حوزه پویش محیط کرد ؟

دکتر میرکوشش:سئوال سرکار خانم را کلی تر مطرح می کنم اهداف و ضرورت های دیده بانی چیست؟

دکتر مطهرنیا:چشم الان پاسخ خواهم گفت دهه 60 دهه ی پر فراز و نشیب و آغازی بر برنامه ریزی برای توسعه در فضای بس رقابتی در دوران چنگ سرد اول است, context دهه 60و نیازهای ناشی از مدیریت تحولات ناشی از یک دهه گذار از جنگ جهانی دوم و رقابت دو بلوک شرق و غرب از یک سو و دستاوردهای علمی و معرفتی از سوی دیگر در این دهه با یکدیگر تلاقی کردند در 1963 است که کوهن کتاب ساختار انقلاب های علمی را منتشر کرد.

پویش محیطی، فرایند جمع آوری اطلاعات بوده و به تنهایی خود موضوعی استراتژیک نیست. به عبارتی، این فرایند به تنهایی نمی تواند موجب انطباق سازمان با محیط پیرامونی شود، بلکه صرفاً ابزار جمع آوری اطلاعات و انتقال آن ها به دست اندرکاران برای در نظرداشتن در برنامه های راهبردی است.

دکتر میرکوشش:اهداف و ضرورت ها را لیست می کنم لطفا شما روی آن ها نظر بدهید:

  • تدارک سامانه ای برای سازماندهی جریان اطلاعات
  • کشف روندهای علمی، فناورانه، اجتماعی و سیاسی و تبیین رویدادهای مهم برای یک بنگاه، سامانه یا کشور
  • تدارک سامانه هشدار سریع برای مدیران و سیاستگذاران
  • ارایه تعاریف دقیق از پتانسیل تهدید، فرصت و بیان تغییرات ناشی از روندها و رویدادها
  • ترویج تفکر آیند ه سازی در اندیشه مدیریتی و انجام وظایف
  • توانمندسازی تصمیم گیرندگان برای درک تغییرات جاری و بالقوه در راستای پی ریزی راهبرد سازمانی

 

دکتر مطهرنیا:بله به همانگونه که در كشتی های بادبانی قديمی، محلی در بالای دكل اصلی قرار داشت كه يك فرد می توانست دريا را زيرنظر گرفته و در آب‌های ناشناخته، مسيرهای امن را پيدا كند. یا در زیردریایی ها دوربین متحرک زیر آبی این کار را انجام می دهد، امروزه تمدن انسانی نيز در حال حركت به سمت آب‌های ناشناخته‌ای است كه در آن بحران‌های مالی، تغييرات آب و هوايی، زيست‌شناسی مصنوعي و نانوتكنولوژي باعث ايجاد عدم قطعيت‌هایی شده‌اند. بنابراين ما بيش از گذشته نيازمند شناسایی تغييرات و ارزيابی اثرات و كاربردهای آن ها می باشيم.

دیده بانی بر آن است که از پویش محیط استفاده و لی در آن محدود نشود.

دکتر میرکوشش:اگر دوستان در این موارد سئوالی ندارند سئوال بعدی را مطرح کنم.

میرمسعودی:سوال دارم.

دکتر میرکوشش:بفرمایید لطفا

دکتر مطهرنیا:دکتر جان یک نکته در فرمایش شما و پاسخ من بود شما چرا از آن گذشتید ؟

دکتر میرکوشش:هنوز نگذشتم شما ادامه دهید

دکتر مطهرنیا:نه اون نکته چیست؟

دکتر میرکوشش:عدم محدودیت در پویش محیط

میرمسعودی:دیدبانی توانایی دیدن تغییرات در بستر محیط است پس هم به محیط برای دیدن وابسته است وهم به ابزار خود برای درک تغییرات.

دکتر میرکوشش:بنابر این، این سئوال مطرح می شود قلمرو دیده بانی تا کجاست؟

دکتر مطهرنیا: شما بر اساس سنت مرسوم در تعریف پویش محیطی به محیط بیرونی اشاره کردید ولی من بر اساس جهت گیری ساختارشکنانه ام آنرا در محیط درونی نیز تعمیم دادم.

دکتر میرکوشش:من محدود نکردم و به نقش محیط خارجی و ارتباط آن با محیط درونی اشاره کردم.

دکتر مطهرنیا:قلمرو دیده بانی به باور من به گستره توانایی و کارآمدی ابزارها، و ژرفای ادراکات باز می گردد. این مثلث هر چه قوی تر باشد افق بیشتر و گستره فزون تری را می تواند رصد کند.بله تاکید در پویش محیطی بر محیط بیرونی است و از همین رو است که سمت و سوی تعمق در فرصت ها و تهدید ها را دنبال می کند.

میرمسعودی:محیط درونی در دید بانی همان ادراکات منظورتان است؟

دکتر میرکوشش:به عبارت دیگر محدودیتی در قلمرو دیده بانی وجود ندارد.

دکتر مطهرنیا:نه محیط را در تمام وجوه ممکن نه فقط در گستره سرزمینی در نظر داریم.

سنایی:بنابراین پویش محیطی محدود به محیط طبیعی و جغرافیایی نمیشه؟

دکتر مطهرنیا:بله محدودیت و پایانی ندارد این توانایی ما است که گستره کنش ما را محدود می کند.

دکتر میرکوشش:در جلسات قبل گفتیم معموماً آينده پژوهان باورشان بر اين است كه آينده از تعامل چهار مقوله ايجاد مي شود: رويدادها، روندها، تصويرها، اقدامات.

در مورد روند و دیده بانی کمی بحث شد.گفتیم در حقیقت دید ه بانی ابزاری است که تصمیم گیرندگان را قادر می سازد به نقش محیط خارجی و ارتباط آن با محیط درونی پی برده و با ایجاد رابطه بین بخش های مختلف محیط و انتقال این درک به فرایندهای برنامه ریزی، به تصمیم گیری راهبردی نایل آیند.

قسمت پنجم

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل