شما اینجا هستید: Homeگزارشسلسله مباحث آینده پژوهی(قسمت پنجم)

سلسله مباحث آینده پژوهی(قسمت پنجم)

گردآوری و تدوین: فاطمه سنایی

 


مقدمی: آقای دکتر در این نمودار که شاکله اصلی بحث ماست آیا خط سیر آینده پژوهی نیز براساس ردیف ها رعایت شده؟ یعنی آیا نباید توانمندی ها، قبل از ماموریت باشد؟
دکتر مطهرنیا:اگر بپذیریم که آینده ‌پژوهی بازتاب دهنده چگونگی زایش واقعیت آینده از دل دگرش ها؛ گشتارها، گشتاورها، و دگرگونی های امروز یا سکون و ثبات باقی مانده از دیروز ، است؛ پویش محیط و دیده بانی آن امری ضروری و گریزناپذیر می نماید.از این رو محیط و مطالعه هدفمند آن را در دستور کار قرار می دهد. تقسیم بندی محیط بر این اساس شکل و محتوا می پذیرد.محیط دور؛ میانی و نزدیک از این دسته است.محیط درونی و برونی نیز دسته بندی دیگر است.
دیده بانی داخلی و دیده بانی خارجی را باید در این چارچوب دید
مقدمی:منظور از دور، میانی و نزدیک چیست؟
دکترمیرکوشش:ارتباط محیط خارجی با داخلی چگونه است؟
دکتر مطهرنیا: محیط به نسبت پی بن یا موضوع مورد بررسی باریخ شناس مشخص می شود به بیان ساده تر محیط به شعاع مرکزیت بررسی کننده و نزدیکی و دوری محیط به وی تقسیم بندی می شود. مثلا محیط نزدیک ما در نظام بین الملل فلات ایران ، خلیج فارس است، محیط میانی ما خاورمیانه و آسیا است . و محیط دور ما نیز نظام بین الملل است.
میر مسعودی:آقای دکتر مطهرنیا گشتار ها چیستند و گشتاور آیا به معنی تاثیر قدرت در پدیده است یا نه ؟
دکتر مطهرنیا: من تغییر یا دگرگونی را به نسبت شدت و دامنه و پیامد آن به دگرش گشتار گشتاور و دگرگونی تقسیم می کنم و واژگان پارسی برای آن به کار می برم.ارتباط محیط داخلی و خارجی را می توان در ابعاد گوناگون مورد پروا قرار داد
مقدمی:داخلی و خارجی چگونه تقسیم بندی میشوند؟
دکتر مطهرنیا: مثلا این که محیط داخلی را متغیر اصلی و محیط خارجی را متغیر وابسته دانست یا بر عکس
اما به واقع این دو محیط در کنش و واکنش متقابل قرار دارند که می توان آن را ارتباط "کناکنشی" خواند.
دکتر میرکوشش: بر اساس شکل اول اجزاء آن آیا بر اساس اولویت دسته بندی شده یا خیر مثلا در دیده بانی داخلی توانمندی ها نباید قبل از ماموریت باشد؟
دکتر مطهرنیا: پویش پایش پیش بینی و ارزیابی در داخل به واقع به دنبال پیش بینی های همسو گرا و پیش بینی های اثرگذار هستند.ماموریت قبل می آید چون بر اساس چشم انداز ترسیم شده باید توانمندی ها برای رسیدن به آن تصویر مطلوب بسیج شوند
مقدمی:با این فرمایشات آیا نمی توان گفت آینده پژوهی در محیط داخلی رابطه مستقیم با عوامل و متغیر های داخلی دارند؟ و با این پیش فرض نگاه دولتها در روند سیاست گذاری ها ، آیا آینده پژوهی را دشوار نمی کند؟
دکتر مطهرنیا:تصویر مطلوب محصول پیش بینی نیست بلکه خروجی آینده نگاری یا پیش پویش های آینده اندیشانه است.بله اساسا تحلیل روند و برون یابی روند پس از تحلیل پیشران ها در دستور کار باریخ شناسی است.از همین رو در محیط هماره عوامل و متغیرها را دنبال می کند
دکتر مطهرنیا: در محیط با تقسیم بندی های گوناگون آن باید پیمایش پایش پویش و پردازش پیشران ها و روندها حادثه ها و تصویر سازی ها را دنبال کرد.
دکتر میرکوشش: بنا براین ارتباط متقابل محیط خارجی و داخلی موجبات هدایت راهبردی را فراهم می سازد.
دکترمطهرنیا: بله دکتر اما نه هدایت راهبردی بلکه مدیریت آینده در مقام پلی میان برنامه ریزی و تفکر راهبردی با آینده پزوهی را ایجاد خواهد نمود ما در پرتو دیده بانی محیط می توانیم به مدیریت آینده نایل آییم.
مقدمی: ولی استاد توانمندی فاکتوری ست که میتواند نوع نگرش و ماموریت را تعیین کند، به دیگر سخن، اگر توانمندی باریخ شناس و داده های ابتدای کم و کاستی داشته باشد هر قدر که عوامل بسیج شوند، باز هم امکان سنجی را دشوار خواهد کرد
دکتر مطهرنیا: توانمندی به عنوان یک فاکتور در ارتباط با راهبرد و برنامه ریزی راهبردی مبنا است نه در باریخ شناسی به این معنا در باریخ شناسی نخست چشم اندازها و سناریوهای مطلوب طراحی و سپس در پرتو تصویر مطلوب وضع موجود مدیریت می شود .توانمدی ها در اینجا مدیریت بهینه می شوند و نقشه راه ترسیم شده برای رسیدن به چشم انداز یا آینده مطلوب توانمندی ها را می سازد.
ماکیاول می گفت ؟ چی می گفت یا چه چیزی عصاره فلسفه او بود. هدف گذاری بعد از آینده نگاری و ترسیم تصویر مطلوبیت ها صورت می پذیرد.
مقدمی: بنابراین برداشت من این است که بر اساس ماموریت توانمندی تعریف میشود.
دکتر مطهرنیا:بله بر اساس ماموریت توانمندی ها گردآوری و مدیریت بهینه می شود.بله باید در حد توان تمام دگرگونی ها و زیر سیستم های آن ها را بررسی کرد ولی چون این امکان عملی نمی یابد تقسیم کار و روشمندی های خاص را طلب می کند.یکی از این روش ها روش STEEP V است .
دکتر میرکوشش: سئوال بعدی:پایش الگوها و روندهای ویژه چیست؟
دکتر مطهرنیا:پایش در اینجا متوجه ردیابی پیشران ها در روند ها را دنبال می کند و بر آن است که با برون یابی روندها الگوهای حاکم بر دگرگونی ها را کشف نماید این آینده پژوهی یا باریخ شناسی اکتشافی است که متوجه پیش بینی بر اساس ردیابی الگو ها است.
دکترمیرکوشش: دستاورد های دیده بانی چیست؟
دکتر مطهرنیا: پایش الگوها و روندهای ویژه چیست؟
در ارتباط با گفت و گوی جلسه گذشته به خاطر دارم که در ارتباط با مدیریت آینده و نقش دیده بانی در آن سخن گفتیم . به روش تحلیل پیشران اشاره شد و به STEEP V نیز اشاره شد.
دستاورد های دیده بانی را می توان در گزاره های متفاوتی مورد پروا قرار داد.
اتمسفر اصلی جاکم بر این گزاره ها برتابشگر این کارکرد است که دیده بانی ما را از غافلگیری استراتژیک دور می کند . فراموش نکنیم ؛ آينده‌پژوهي يك فرايند تصميم‌گيريِ پيشدستانه است كه به توسعه فضاي طرح‌ريزي منجر مي‌شود. افق نگاه آن 10، 20 يا 30 سال آينده است، بنابر این آينده‌پژوهي فرايندي است براي تصميم‌گيري‌هاي بهتر با نگاه به افق‌هاي دور؛ از همین رو نیازمند پویش محیط برای جلوگیری از غافلگیری در زمان اقدام و عمل در محیط آینده بازی است.
دکترمیرکوشش: البته جلوگیری ازغافلگیر ی استراتژیک نتیجه دستاورد ها می تواند باشد.
دکتر مطهرنیا: این که چه نيازي به پيش‌بيني آينده وجود دارد؟ با نگرش های چند گانه ای روبرو است 1- آينده كه با گذشته فرق نمي‌كند!2- پيش‌بيني آينده خوب است؛ حيف كه غير ممكن است. مگر نمي‌بينيد كه اكثر پيش‌بيني‌ها غلط از آب در مي‌آيد؟3- آينده را با تمام قوا بايد پيش‌بيني كرد، حتا اگر پيش‌بيني‌ها غلط از آب درآيند!
دکتر میرکوشش: به عنوان مثال کشف روندها و رخدادهای علمی، فنی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که برای بنگاه های تجاری، مراکزتحقیقاتی و دولتها دارای اهمیت هستند یک دستاورد است. بسط و گسترش تفکر آیند ه مدار در میان جامعه و سایر نهادهای اجتماعی و سیاسی خود یک دستاورد است.
دکترمطهرنیا:هرکدام از این گزاره ها را قبول کنیم ؛ نیاز به دیده بانی محیط را نفی نمی کند. اگر این روند ها را مطالعه می کنیم به دنبال چه نتیجه ای هستیم ؟بسط و گسترش تفکر آیند ه مدار در میان جامعه و سایر نهادهای اجتماعی و سیاسی و کشف روندها و رخدادهای علمی، فنی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی چه نتیجه outcome و چه پیامدی impact دارد؟
دکتر میرکوشش: شناسایی فرصت ها و تهدیدهای راهبردی یا تغییرات محتمل که توسط روندها، رخدادها و رویدادها بیان می شوند.
دکتر مطهرنیا: بله به تعبیر گوردون دو نوع پیش بینی می توان انجام داد 1- پیش بینی همسو و 2- پیش بینی اثربخش .به دست اوردن این الگوریتم ها و درک آن ها ما را با تحلیل روند ها و برون یابی آن ها به سمت پیش بینی همسو کننده پیش می برد و آینده های محتمل را برای ما شفاف تر می سازد.
میر مسعودی: بدنبال درک ارتباط عوامل و پدیده ها در گذشته و استنباط آلگوریتم بروز حوادث بگونه ای که بتوانیم حدوث آنها در آینده را احتمال داده و پیش بینی نماییم.همچنین زمانی می توانیم القای بروز حوادث آینده را در کارگزار ایجاد نماییم که اولا بر روند حوادث و اتفاقات مسلط باشیم.
دکتر مطهرنیا: به دست اوردن این الگوریتم ها و درک آن ها ما را با تحلیل روند ها و برون یابی ان ها به سمت پیش بینی همسو کننده پیش می برد و آینده های محتمل را برای ما شفاف تر می سازد.
میرمسعودی: سوال این است که در حوادث جهانی نقش نظام بین الملل وقتی در یک پدیده محلی به تمام عوامل آگاهی داریم چیست ؟مثلا جریان تجاری تعاملات ترانس پاسفیک چین و آمریکا چگونه بر درگیری غرب با روسیه در اوکراین تاثیر می گذارد.
دکتر مطهرنیا: بینید من درکی که از پرسش شما دارم درست است؟پرسش شما این است که اطلاعات و آگاهی حاصل از دیده بانی تا چه اندازه به ما کمک می کند تا به پیش بینی اثرات و پیامد های آن ها بپردازیم ؟
میر مسعودی: دقیقا گاهی ما فکر می کنیم تسلط ما به محیط به معنی تمام محیط است در حالی که تعاملات بین دو کارگزار در منظر اهداف برای سطح بالا تر در منظر ابزار باید مورد بررسی قرار گیرد.
دکتر مطهرنیا: ببینید آینده قدرت در نظام بین الملل بر اساس داده های موجود در دیده بانی من در گرو رقابت پیجیده سه قطب قدرت است. 1- امریکا 2 اروپا و 3 چین. بر همین اساس ؛ اگر بر مبنای پیشران های 8 گانه اندازه گیری قدرت ملی بنگریم اروپا 14 در صد از قدرت جهان/ چین 14 در صد و روسیه 2 در صد از قدرت جهان را دارا هستند فاصله دورقیب آمریکا با این کنشگر 6 در صد است . حال اگر هر کدام از این رقبا قدرت 2 درصدی ولی موثر روسیه را با خود داشته باشند می توانند رقابت نزدیک تری با امریکا داشته باشند. پس باید بحران دایمی بین روابط روسیه و چین و و روسیه اتحادیه اروپا در آینده مورد عنایت بیشتر خواهد بود.در اینجا است که باید اوکراین به عنوان حد فاصل معنادار روسیه با اروپا قرار گیرد و سوریه و عراق در حد فاصل میان اروپا و نو هارتلند .این جداسازی اروپا از برتری جویی در آینده قدرت در حوزه های ژئو استراتژیک برنامه ریزی شود.آن گونه که اندازه گیری قدرت ملی کشورها در سال 2008 نشان می دهد به طور مثال 7 در صد هند دارا است.
دکتر میرکوشش:70 درصد بقیه قدرت در کجا قراردارد؟
دکتر مطهرنیا: 20در صد امریکا 14 درصد اتحادیه اروپا و 14 در صد چین در مجموع این کشورها 57 در صد از قدرت جهان را دارا هستند 70 در صد را چگونه به دست آورید ؟
دکتر میرکوشش: آمریکا حدود 30 درصد قدرت اقتصادی و علمی جهان را دارد.
دکتر مطهرنیا: در کدام دسته بندی ؟
دکتر میرکوشش: بر اساس آمار سال 2011.
دکتر مطهرنیا:این گزارش که من اشاره کردم در بدترین وضعیت امریکا در سال 2008 موسسه کارنگی و معاونت بررسی سیا آن را انجام داده بودند.
سوال: اطلاعات و آگاهی حاصل از دیده بانی تا چه اندازه به ما کمک می کند تا به پیش بینی اثرات و پیامد های آن ها بپردازیم ؟
دکتر میرکوشش: سئوال بعدی: روش علمی دیده بانی چیست؟ من گرافی را ارائه می دهم لطفا دکتر شما آن را تفسیر و نظر تخصصی خود را نیز اعلام نمایید.

 دکتر مطهرنیا:برای اين‌كه بتوانيم آينده‌های دور را ببينيم، بايد بر شانه‌های غولی به نام ”آينده‌پژوهی“ یا "باریخ شناسی " سوار شويم.ببینید در سطح تحلیل کلان دیده بانی 4 گام دارد :
ا پیمایش
2پایش
3رد یابی یا پویش
4 الگوپردازی یا پردازش
میرمسعودی:آیا تحلیل در این چهارگروه است و اگر بعد سومی محاط بر دو بعد آینده پژوهی ما در حوادث نقش پیدا کرد چگونه باید آن را بحساب آورد؟مثلا تمام تحلیل ها در اثر بخشی نفت و انرژی در نظام جهانی و قدرت مندی کشور ها بر این پایه به عدم دستیابی بشر به انرژی هایی قابل رقابت و عملی بستگی دارد و اگر روزی این موارنه شکسته شد تمامی معادلات با فرمول جدید باید نوشته شد.بنابر این در فرمول آینده پژوهی این انعطاف پذیری آینده پژوه است که در بعد سوم کمک کننده است.
دکتر مطهرنیا:تعریف مساله یا موضوع متوجه ایجاد تعریفی روشن از محیط مورد بررسی با موضوع مشخص است .STEEPV شما با مشخص کردن این ساحت های ششگانه اخبار مرتبط با مساله ی مورد نظر خود را در ابعاد گوناگون مورد پیمایش قرار می دهید. پیشران های موثر در هر حوزه را باز می یابید و با پایش اخبار در این سطوح سیگنال های موثر در هرحوزه را مورد شناسایی قرار می دهید و سپس با رد یابی این سیگنال ها و ارتباطات متقاطع و متراکم سیگنال های متفاوت بر هم پویش آن ها را در نظر قرار داده و سپس الگوی تاثیر بازیافته و به نفع خود آن را مدیریت می کند یا آن ها را با قدرت خود در مسیر ساخت آینده مطلوب خود قرار می دهد و یا این که خود را برای برداشتِ بیشترین بهره ممکن از وضعیت پیش بینی شده خود را با دگرگونی های پیش رو هم سو می نماید.
پیش از هر چیز باید بدانیم سه هدف اصلی از ایجاد یک رصدخانه برای "آینده" دنبال می‌شود: نخست، شناسایی عوامل تغییر در محیط ‌های عملیاتی فردی و سازمانی؛ دوم، در نظر گرفتن پیامدهای احتمالی تغییرات آینده؛ و سوم، فراهم ساختن داده‌ها و دانش مورد نیاز برای توسعه‌ی راهبردهایی جهت رویارویی با تهدیدها و بهره‌برداری از فرصت‌های بالقوه و همچنین ایجاد ارادی فرصت‌های نوین .
بند 6 در پی آن است که ردیابی انجام یافته از پویش های بعمل آمده را جمع بندی کند و در پیش بینی های همسو کننده و یا اثرگذار خود را در ژرفای فهم گستره های به دست آمده از اطلاعات موجود مدل سازی یا پردازش نماید . بر اساس این الگوهای پردازش شده مدل های ممکن، محتمل، و مطلوب را در قالب سناریو های مختلف برگزیند.
دکتر میرکوشش:بند 7؟
دکترمطهرنیا:بند 7 الی آخر نیز به مدیریت نقشه راه برای عرضه بهینه داده ها توجه دارد.
دکتر میرکوشش:دکتر شما میان زمان و زمانه تفاوت قایل هستید. لطفا بگویید زمان چیست و چه ساختار، سازو کار و جوهره و خصوصیاتی دارد؟و چه تفاوتی با زمانه دارد؟
دکتر مطهرنیا:بله من میان زمانه و زمان تفاوت قائلم . زمان به "آن" یا لحظه ارجاع می دهد . آن همان اوان پارسی یا فارسی است که واو و الف آن حذف شده است و به آن یا لحظه ارجاع داده است.
آن همان instant است. و از همین رو مطالعه زمان را همان " آریخ "شناسی خوانده ام که وجه پیشینی آن متوجه "تاریخ" است و صورت پسینی آن متوجه "باریخ" است . تاریخ history است و باریخ را من با در نظرداشتِ hue- story ؛ huistory است
دکتر میرکوشش: تفاوت آن با time چیست؟
دکترمطهرنیا: time دیگر زمان نیست بلکه زمانه است ؛ چرا که گذار زمان را بر ما به عنوان مرجع فهم زمان و مدیریت آن توسط انسان نشان می دهد که در زمان قرار دارد و زمان در او جریان مییابد.
زﻣﺎن"؛ که در زﺑﺎن ﭘﺎرﺳﯽ و ﻋﺮﺑﯽ، ﺑﺎ ھﻤﯿﻦ ﻋﻨﻮان آﻣﺪه Instant اﺳﺖ. در حالی که زمانه Time یا همان ساعتی است که ما در آن می گذر یم . او بر ما می گذرد . زمانه در اینجا همان واژه ای است که در انگلیسی با time در زﺑﺎن اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ و در زﺑﺎن ﻓﺮاﻧﺴﮫ ﺑﺎ Temps بیان میﺷﻮد، اﯾﻦ داﻧﺸﻮاژﮔﺎن از ریشه ی ﻻﺗﯿﻨﯽ ﻣﻔﺎھﯿﻢTempuse ،وTemporis گرفته ﺷﺪه اﺳﺖ.
دکتر میرکوشش:قبلا گفتیم آينده از تعامل چهار مقوله ايجاد مي شود: رويدادها، روندها، تصويرها، اقدامات.
مفهوم تصویر چیست؟
تصویر و تصویر سازی ذهنی در حوزه آینده پژوهی بسیار کاربرد دارد.لطفا دکتر این مفهوم را نیز در این حوزه توصیف نمایید.
دکتر مطهرنیا: تصویر متن یا text ی هنری است . این تکست یا متن لزوما دارای بافت متن یا texture نقاشی یا تصویر به معنای مصطلح آن نیست . بلکه بیان کننده متن های حقیقی، واقعی، و مجازی است که با ویژگی توضیح دهنده و وصف کننده موضوع همراه است و وابسته به زبان نوشتار یا گفتار یا توصیف از طریق زبان بدن و ... است.در مباحث قديمي نفس مانند كتاب «در باب نفس» یا در مورد روان ارسطو توجه زيادي به «خيال» (فانتازيا در يوناني) به عنوان يك حالت ادراكي واسطه ميان ادراك حسي و عقل شده است. او هر جا که عقل قیاسی و عقل استقرایی پاسخ گو نیست به عقل تمثیلی رجوع می کند . در توصیف مفهوم eudimonia یا خوب زیستن از طریق خوب کار کردن؛ نیز در نهایت برای توضیح اعتدال به عقل تمثیلی رجوع می کند. در فلسفه ذهن جديد خيال به عنوان حالتی شبه-ادراكی شناخته می شود اما به اندازه بحث هاي ديگر فلسفه ذهن به آن توجه نشده است؛ زيرا يا همانند ادراك حسی تبيين می شود يا از سنخ كيفيات ذهنی قلمداد شده، بحث هاي مربوط به كيفيات در مورد آن جاری می شود. در اين مباحث بايد ميان «تخيل» (imagination) و «صورت های خيالی» (imagery) فرق گذاشت؛ صورت های خيالی تصاويری هستند كه در ذهن می سازيم؛ تصور يك شكل خاص مانند مربع، تصور چهره يك شخص، تصور چيزهايي كه در جهان واقعی وجود ندارند مانند سيمرغ يا غول و مانند اين ها. اين صورت هاي خيالی در بسياری از فعاليت های ذهنی نقش دارند مانند فكر كردن، ادراك حسی و از همه مهم تر «تخيل»؛ همان طور كه برخي از فيلسوفان معتقدند كه تخيل می تواند بدون صورت های خيالی هم تحقق پيدا كند هرچند اغلب با صور ت های خيالی همراه است.
دکتر میرکوشش: از نظر بولدینگ تصویر میتواند به عنوان ساختار شناختی، عاطفی، و ارزیابی کننده واحد رفتاری در نظر گرفته شود. در واقع دیدگاه و منظر درونی کنشگران به خود و دنیا، محرک کنش و رفتار است.
چه تفاوتی میان تصویر و استعاره وجود دارد؟
در فرهنگ آکسفورد سه معنای رایج برای تصویر وجود دارد. در مشهورترین معنا، تصویر
عبارت از عکسی است از یک شیئ یا موجود زنده که توسط ابزاری مثل دوربین عکاسی گرفته
میشود. در معنای دوم، تصویر عبارت از تجسمی ذهنی از یک واقعیت بیرونی است برای
فهم و درک آن متناسب با توانایی های ذهنی. و در مفهوم سوم، تصویر عبارت از اید ه ایست که
مردم در خصوص افراد و اشیا دارند. این معانی باعث شده است تا عد ه ای مفهوم تصویر را در
کنار مفاهیمی همچون ایده، نظریه، استعاره، و مدل به کار ببرند.
سئوال: آیا این مفاهیم یکی است یا تصویر با استعاره، مدل و نظریه متفاوت است؟
دکتر مطهرنیا: بله تصویر گاه پژواک صور خیالی است و گاه انعکاس صورت های عینی اولی تصور تصویر است و دومی نقش بندی یا نقاشی ترسیم دیده شده است.اما استعاره ها بیان هنرمندانه تصورات تصویر شده و ترسیم شده در قالب واژگان هنرمندانه هستند که در عین اختصار هنرمندانه به بیان محتوا می نشینند .قدرت هنرمندانه استعاره گر است که به واژگان روح هنری می بخشد و ذهن مخاطب را به وجد می اورد.
سوال: تفاوت تصویر و استعاره؟
دکتر میرکوشش:استعاره صنعتی ادبی است که در آن امر آشنایی برای توصیف امری ناآشنا به کار میرود،
مانند توازن قدرت یا خلأ قدرت. اما در زبان رایج میان مردم، این دو اصطلاح میتوانند مترادف با هم به کار روند.
برای نمونه والت روستو «دوران آینده منطقه گرایی » را «استعاره ای برای زمانه ما » میخواند، هرچند او به عبارت دقیق کلمه،امر آشنا را برای توصیف امری ناآشنا به کار نمیبرد. از دید پیروان اندیشه نیچه، نه تنها همه
تصویرها بلکه کل زبان از جنس استعاره است.مجموع این توضیحات مبین آن است که تصویرپردازی دارای
چند ویژگی شناخته شده است: نخست آ نکه تصویرپردازی اغلب در راستای القای معنا و
مفهومی خاص برای آینده به وجود می آید. دوم آ نکه تصویرپردازی در اغلب موارد یک نوع
استراتژی منفعت محور است، یعنی در راستای منافع فردی، گروهی، ملی یا منطقه ای و حتی
بین المللی ایجاد میشود و بسط و گسترش می یابد، و در نهایت تصویرپردازی متأثر از درک
و فهم سازندگان آن است.
دکتر مطهرنیا: جناب دکتر تصویر ترسیم تصور ما از حقایق، واقعیت ها، و ایده های ما است . این را قبول دارید و با آن موافقید ؟
دکترمیرکوشش: بنابراین تصویری که یک ملت از دشمنی یا دوستی ملت دیگر، و نه دشمنی یا دوستی
واقعی او، تجسم میکند، تعیین کننده کنش و عکس العمل آن کشور است با فرض قبول مطلب شما.
دکتر مطهرنیا: بله من می خواهم از عمق به سطح بیاییم / شاید بتوان از سطح هم به عمق رفت اما اینجا بر آنم که مبادی را بازبگشاییم شما می دانید که من تئوری جنگ نامتعادل را بر مبنای همین معنا بیان، و هارتلند بزرگ شامل سه هارتلند نو؛ نوهارتلند و هارتلند علیا یا هدف را مطرح کرده ام این بحث را در چهارشنبه می توانیم دنبال کنیم.
این پرسش من ازشما است / تصویر ترسیم تصور ما از حقایق، واقعیت ها، و ایده های ما است . این را قبول دارید و با آن موافقید ؟ما از حقیقت، واقعیت، و آرمان های خود تصور هایی داریم که در دایره ذهنی خود به ترسیم آن ها می پردازیم . اینگونه نیست ؟
دکتر میرکوشش:بله درست است البته باید توجه داشت که تصویرپردازی از آینده به شدت تحت تأثیر تصورات، تمایلات، وخواسته های گرو ه هایی قرار می گیرد که از فرصت پرداختن به چنین مهمی برخوردار باشند.
دکتر مطهرنیا:خوب آیا تصورات ما از واقعیت ها و ایده ها ؛ حقیقت دارد ؟ یا اساسا آنچه که حقیقت می پنداریم امری حقیقی است یا تصویری از تصور ما در باب حقیقت است؟فعلا به آینده نمی رویم در تصور و تصویر می مانیم
بگذارید به بدیهی ترین حقیقت مورد قبول اکثریت به تقریب قاطع مردم جهان بپردازیم آیا وجود حضرت حق، حقیقت است ؟آیا یقین دارید ؟
دکتر میرکوشش: تصاویر چیزی بیشتر از توهمات یا ساز ه های ذهن ما هستند با این حال این بدان معنی نیست که تصاویر صرفا ارزش درونی دارند.
دکتر مطهرنیا: حقیقت بدیهی به معنای این است که هیچگونه شکی در ان وارد نباشد بداهت امری یقینی است آیا خدا بداهت یقینی است ؟در وجود خداوند هم امکان ورود شک وجود دارد از همین رو بداهت یقینی نیست.فلاسفه به واسطه این که بر آنند تا پایه های مستحکم فلسفه خود را بر بداهت یقینی استوار سازند.این جمله ی علی ع را همه ما شنیده ایم که فرمودند : "خود را بشناس تا خدای خود را بشناسی".بله چرا علی اعلا اینگونه می فرماید و به بیان سقراطی بیان می دارند انسان جرم صغیری است که عالم اکبر در آن منطوی است ؟چون می خواهد بر یک بداهت یقینی به بیان هوسرلی آن تکیه کند.دکارت می گوید من شک می کنم ؛ پس من هستم / کانت می گوید : من می اندیشم ؛ پس من هستم / و مرحوم مطهرنیا می گفت من پرسش می کنم ؛ پس من هستم.جون در زمان گذشته به بیان آن پرداخته است و آن هایی که بر او گذشته است مرده است و باید موچودیت خود را در هستی زایی تفکرات جدید استمرار بخشدوگرنه است ولی هستی ندارد."است" با "هست"؛ متفاوت است من استم ولی آیا هستم ؟
دکترمیرکوشش: شما هم از دیدگاه فلسفی به موضوع نگاه می کنید ....به دنبال بداهت یقینی.
دکتر مطهرنیا: ببینید ما باید یا به عقل نقلی یا عقل تجربی و یا در میان فضای نقلی و تجربی یعنی عقل فلسفی تکیه کنیم و از همه آن ها در مجموع و به جای خود با محوریت عقل فلسفی در آینده پویی؛ آینده نگری، و آینده نگاری بهره بریم.
سنایی: در بحث خداشناسی یا دین شناسی نیز اگر کسی دلیلی منطقی بر اثبات وجود خدا یا اثبات حقّانیّت یک دین ندارد و در مقابل ، دلیلی بر ردّ این امور نیز ندارد ، تنها چاره اش آن است که به همان شیوه ی معقولیّت مطرح در علوم تجربی پناه ببرد ؟
دکتر مطهرنیا: نه لاجرم اینگونه نیست بخث ما اصلا ورود به خداشناسی نبود من تنها بر این نکته تکیه کردم که تصورات ما ناشی از ترسیم حقایق ؛ واقعیت ها و ایده ها یا آرمان ها در مغز ما است . از این رو با وجود تمام شباهت هایی مه از نظر ذهنی میان آدمیان وجود دارد که به مثابه نوک انگستان دست همه ادمیان به هم نزدیک می نماید ولی در عمل آن ها مطابق النعل بالنعل یکی نیستند .
میرمسعودی: آقای دکتر فکر می کنم بااین اوصاف زیادی در گرداب توجیه فلسفی گرفتار نشده اید؟
دکتر مطهرنیا: سرکار خانم ما باید به این مطالب عمیق بنگریم در آن غرق شویم و با کوشش و به سلامت از آن ها خارج شویم آیا بدون تعمق در این ها می توانیم اصل تاثیر تصور در ساخت زمان و پرداخت زمانه را با دلیل عقلی و عمیق بذیریم ؟
دکترمیرکوشش: می خواهید نتیجه بگیرید که تصورات ما از واقعیت ها و ایده ها ؛ حقیقت دارد.
دکتر مطهرنیا: چارلز ساندرز پیرس هم به عنوان یکی از مؤسسان مکتب اصالت عمل (پراگماتیسم) و هم به عنوان بنیانگذار نشانه شناسی معروف است. پیرس قائل به وجود حقیقت عینی و خارجی به صورت ثابت و نفس الامری بود اما معتقد بود که انسان نمی تواند به شناخت کامل آن نایل شود، بلکه فقط می تواند به آن نزدیک شود. از این رو، ملاک صدق قضایا را نه مطابقت با واقع بلکه توافقی که میان متفکران مختلف در مورد آن وجود دارد، می دانست. ممکن است در اثر پیشرفت علمی و کشف قانون جدید، میزان «حقیقت» که برای انسان در زمان خاص مکشوف است یک قدم جلوتر رود. به عبارت دیگر، خود حقیقت برای انسان همیشه مجهول است اما با تلاش متفکران و پژوهشگران امکان نزدیک شدن به آن وجود دارد. از منظر انسان، حقیقت واقعیت قابل حصول نیست بلکه هدفی است که در پی رسیدن به آن، انسان باید دائماً تلاش کند. از این رو،‌ حقیقت، جهت آرمانی و معطوف به آینده دارد. در اینجا قابل توجه است که با وجود گرایش پیرس به پراگماتیسم، بر خلاف نظریۀ متداول این مکتب فلسفی، ملاک صدق را «آنچه مفیدتر است» نمی داند.در آینده پژوهی نیز به باور من انسان واقع بین در عین واقع نگری باید بر این عمل گرایی تکیه کند که تصویر مطلوب از آینده باید معطوف به حقیقت و آرمان بوده و آن را لازمه پیشرفت واقعی بداند. پس واقعیت حیات آدمی عملی است که در آن عطف توجه به آرمان ها و در همان حال آینده های آرمانی باشد. این به معنای دور شدن از واقعیت ها و درگیر تخیلات موهوم شدن نیست .
این گفت و گو ها پایه ای است و بر مبنای همین دانش؛ تبدیل آن به فهم و سپس مدیریت آن ها به سوی ادراک است که می تواند پایه ای برای دانایی دانش بنیان برای دیده بانی با حداکثر صحت باشد تا در سر حد امکان این نگرش ها را در مباحث به تمرین بنشینیم مدیریت خوب جناب دکتر میرکوشش به ما بسی کمک خواهد کرد.
دکتر میرکوشش: از همه عزیزان مشارکت کننده و ناظر و جناب دکتر مطهر نیا بسیار سپاسگزارم.

 

 تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل