شما اینجا هستید: Homeگزارش تحلیل جامعه شناختی انتخابات 7 اسفند

تحلیل جامعه شناختی انتخابات 7 اسفند

گروه پویش و پردازش سیاسی و اقتصادی اندیشکده سیمرغ باریخ

گردآوری و تدوین:  لیلا طباطبایی

رخداد هفتم اسفند 94 یکی از انتخابات منحصر به فرد و خاص ایران بود که شانس توزیع قدرت سیاسی در کشور را فراهم نمود و توسعه سیاسی و فرهنگ سیاسی ویژه ای را به ثبت رسانید.

می توان گفت انتخابات اخیر ایران تمام ابعاد جامعه شناختی را در سه حوزه انتخاب شوندگان، انتخاب کنندگان و برگزارکنندگان زیر سوال برد. این امر متاثر از فاکتورهای مهمی همچون حوزه جغرافیایی،اینترنت و فضای مجازی، خانواده و در نهایت نقش نخبگان بود که حاصل جمع آن منجر به خلق مشارکت سیاسی تازه ای شد.

این انتخابات سوالات زیادی را با خود به همراه داشت از جمله آنکه آیا این رخداد حاصل یک رفتار اجتماعی بوده یا فردی؟ آیا می توان آن را یک رفتار فرا اجتماعی نامید؟آیا یک رفتار سیاسی متاثر از گرایش های حزبی بود یا  یک رفتار اقتصادی مبتنی بر منافع اقتصادی مشارکت کنندگان بوده است؟ آیا در این انتخابات یک پدیده فرهنگی وگفتمان سازی مشاهده شد یا خیر ؟ درتعریف مشارکت سیاسی گفته شده است: مشارکت سیاسی رفتاری  است که بر نتایج وتصمیمات حکومتی اثر می گذارد،ویا قصد تاثیر گذاری دارد. به معنای دیگر مشارکت سیاسی یک فرهنگ سیاسی محسوب می شودویکی ازپله های ورود به توسعه سیاسی است .در مشارکت سیاسی سه اصل بنیادی مد نظر گرفته شده است :

  1. سهیم کردن مردم در قدرت واختیار.
  2. وارد کردن اقشار مختلف مردم در امر نظارت وتصمیم گیری وسرنوشت خویش.
  3. باز گشودن فرصت های پیشرفت بر روی رده های زیرین جامعه .

مشارکت سیاسی انتخاباتی همواره دارای سه جزءجدا نشدنی است :انتخاب شوندگان ،انتخاب کنندگان وبرگزار کنندگان .

 مشارکت سیاسی همچنین در سه بعد کارکردهای آشکار ,کارکردهای پنهان وپیامدهای پیش بینی نشده (احتمالی )انتخابات نیزقابل بررسی است.

انتخابات ، یکی از زیر مجموعه های مشارکت سیاسی است وبنا به طبیعت کارکرد آن در جامعه یک عمل اجتماعی است ودر واقع مشارکت در مدیریت یک موضوع به واسطه انتخاب نماینده است.

در  جامعه شناسی سیاسی، انتخابات عبارت است از تحلیل رفتار انتخاباتی شهروندان ازیک سو وتحلیل صورت بندی وآرایش نیروها واحزاب سیاسی برای کسب آرای مردم وپیروزی در انتخابات از سوی دیگر. در این نوع از جامعه شناسی سیاسی، دغدغه ونگرانی افراد ،رفتار سیاسی وروان شناسانه نامزدهای انتخاباتی ،صراحت وفقدان رای دهنده ، اهداف شخصی وخصوصیات اخلاقی فرد ، رابطه افراد رای دهنده با جامعه ،احزاب سیاسی ،برنامه های ایدئولوژیک واعتقادات دینی مورد تحلیل قرار می گیرد .در جامعه شناسی ،انتخابات که نوعی مشارکت است در دو رهیافت قابل بررسی است:

رهیافت کارکرد گرایی،ورهیافت مبادله .

این نوع از جامعه شناسی سیاسی افرادرا در فضای انتخاباتی وهنگام رای دادن مورد مطالعه قرار داده واین پدیده رادر رابطه با عوامل سیاسی ،فرهنگی ،مذهبی ،سنی ،خانوادگی واقتصادی به بررسی می کشاند.به بیان دیگر جامعه شناسی انتخابات ،رای زنان ومردان ،میزان مشارکت سیاسی ،نوع سیستم انتخاباتی ومیزان رابطه آن با قدرت سیاسی در اشکال مختلف وبالاخره اطمینان واعتماد مردم به هیات حاکمه را مورد نقد وبررسی قرار می دهد.

مشارکت سیاسی در کشور ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ،عمد تا تنهادر یک بعد وآن هم حق وحقوق دولت ومشارکت تبعی مردم در تظاهرات ورأ ی دادن در هنگام انتخابات خلاصه شده بود .وابعاد دیگر مشارکت سیاسی مانند تشکیل احزاب سیاسی به فراموشی سپرده شده است . انتخابات در کشور ما بیشتر به اشخاص ،میزان کاریزمای آنها ومظلوم واقع شدن آنها در معادلات قدرت ارتباط دارد وانتخابات سیستماتیک نیست ودر واقع  انتخاب کنندگان الگوی رفتاری پیچیده ای دارند .

 امانکته اساسی این است که انتخابات در کشور ما معنای دیگری را در بر می گیرد وآن اثبات اقتدار نظام ومیزان نفوذ وپذیرش آن درمیان مردم است .درانتخابات هفتم اسفند برای اولین بار یکی از طیف های مهم، حزبی عمل کرد. وانتخابات از شخصیت محوری به دور بود . مهم ترین عامل در پیروزی انتخاب شوندگان نیز همین عامل بود .

اما آنچه قابل تامل است میزان مشارکت انتخاباتی مردم در شهر تهران است ،که بسیار متمایز ومتفاوت بود. تمام لیست طیف مخالف برنده شدند، هر چند اشخاص لیست یاد شده شناخته شده نبودندوبر اساس تایید چند نفر که در راس بودنداین حادثه رقم خورد .

تجربه نشان داده است که ایرانی ها معمولا برای  انتخاب فرد مورد نظر لحظه آخر تصمیم می گیرند ،تقلید وپنهان کاری از ویژگی هاوخصوصیات انتخاب کنندگان است وریشه در بحث های زمینه ای وتاریخی متفاوت دارد .

از فاکتورهای مهم دیگر، نقش دین ومذهب در رفتارهای سیاسی وانتخاباتی مردم  است .واین در میان توده های مردم به مراتب قوی تر است.  در شهرهایی مثل قم ومشهد نقش دین ومذهب و کارکرد فرهنگی عامل پیروزی طیفی از نمایندگان است، که نقطه مقابل لیست پیروزتهران است . بنابر این دین گرایی یکی از فاکتورهای مهم انتخاباتی است.

نکته حائزاهمیت دیگر در انتخابات هفتم اسفند این است که مردم پس از 37 سال دریافتند از انتخاباتی که در زندگیشان تاثیر محسوسی ندارد خسته شده اندو  شرایط موجود را عقلانی نمی دانند پس در صدد تغییر آن بر آمدند. شاید نه از روی قبول داشتن طیف خاص، بلکه به دلیل بیم ازادامه روند نادرست قبلی.  یک رویکرد جنبشی در انتخابات ایران همیشه وجود داشته است، بدین معنا که سونامی های رای در انتخابات شکل می گیرد.به تعبیری یک موج ، وحال سوال این است زمینه ایجاد این موج در چیست ؟ به قول هگل این روح جامعه است که عمل می کند و به تعبیری یک موج است . اتفاقی که  جمعه 7  اسفند رخ دادتنها درتهران شاهدحرکتی حزبی مانندبود.ودر سایر شهرها همچنان تفکرهای قومی وقبیلگی وعملکرد نادرست روند قبلی ازفاکتورهای مهم وپا برجا ست .وآیا این آغازی برای گذار است؟در اینجا می توان به 3 مورد اشاره کرد .1- فرایند ,تحول خواهی یا تغییر خواهی است؛  2-یک لجبازی ملی است.(این مورد را نباید دست کم گرفت). 3- اتفاقات شب انتخابات است که به واقع همان میل به تغییر است .

به نظر سه مورد صحیح است.وبه همین دلیل روح جامعه ،کاملا پیش بینی ناپذیر است ،زیرا سونامی انتخابات در کشورهایی اتفاق می افتد که از سامان سیاسی ضعیفی برخوردار هستند.   وانتخابات تهران به زعم برخی حماسی بود ،اما این رخداد،بیانگر یک لایه پنهان است که نشانه  برخی بیماری ها در جامعه است.وآن فقدان سامان سیاسی است.زمانی که ما یک سامان سیاسی معینی نداریم احتمالایک نظام حزبی نهادینه شده نیزنداریم؛ وبه همراه آن ساختار قدرت تعریف شده ونظام منزلت اجتماعی  وکنترل قدرت وکنترل سیاسی نیز نخواهیم داشت .زمانی که جامعه مدنی شکل نگیرد وگروههایی که اسکلت جامعه را بنا می کنندوجود ندارد وبه تعبیری ذهن جامعه که سازمان جامعه , نخبگان سیاسی , احزاب , سازمانهای غیر دولتی وساختار تعدیل شده قدرت بیمار است به تبع جامعه را دچار نگرانی ودلشوره می کند. روح جامعه واکنش نشان داده وموجی حماسی می سازد وبه تدریج به عنوان یک واکنش اجتماعی بروز پیدا می کندو نابسامانی در جامعه ره آورد آن است .با نگاهی دقیق تر به انتخابات در می یابیم اغلب ایرانی هابه دلیل رغبت به فرد یا حزب خاصی رای نمی دهند ،بلکه ترس از روی کار آمدن فرد یا حزب دیگر باعث روی آوردن به رای سلبی می شود.

البته باید در نظر گرفت که ما زیر ساخت های رسیدن به یک جامعه حزبی ومدنی را هم نداریم. با عدم عملکردحزبی ومدنی جامعه دچار دلشوره ونگرانی می شودوسپس روح جامعه،واکنش نشان می دهد وموج و حماسه می سازد وممکن است مدتی هم خیابان ها را به اشغال خود در آوردوبه شیوه های مختلف واکنش نشان دهد.اما این روح به تدریج به عنوان یک واکنش اجتماعی عقب نشینی می کندو دوباره با یک جامعه نابسامان مواجه می شویم.

به نظر می رسد رفتار پیچیده نظام وفضای امنیتی سال های قبل در این موارد بی تاثیر نباشد.مردمی که راهی برای اظهار نظر آزادانه نداشته باشند . رسانه ای که آزادانه نتواند به نقدبپردازد، باعث تراکم نیرویی در مردم می شودو در یک لحظه این نیرو آزاد می شود .این نیرو ممکن است به شکل خشونت آمیز مثل انقلاب ویا به صورت مسالمت آمیز ،همانند انتخابات 7 اسفند با تغییر در پای صندوق های رأی شکل  گیرد . البته اگر با دیدجامعه شناختی به موضوع نگاه کنیم در می یابیم اتفاقات انتخابات اخیر پیروزی یک امر اجتماعی بر امر سیاسی است .امری اجتماعی که باعث می شود جامعه به سویی سوق یابد که کنش ،کنش گرانش رضایت بیشتری داشته باشند.این امر اجتماعی درایران یعنی کنش عادی مردم وزندگی روزمره آن ها  و اینکه  به کجا  می روند؟ ومعیشت شان چگونه تامین می شود؟ وبه شکل کاملا مشخص وریشه ای به امور سیاسی متصل می گردد .

با پایان انتخابات 7 اسفند 94 در یافتیم که گفتمان سیاسی جدیدی در حال شکل گیری است جنبش اعتدالی که به نوعی نقش میانجی را بین دو گفتمان اصلاح طلبی واصول گرایی عمل می کند .در تحلیل رفتار انتخاباتی یکی از کار ویژه های اساسی جامعه شناسی انتخابات است. در  مشارکت انتخاباتی هفتم اسفند،جایگاه ویژه ای در مباحث جامعه شناسی به طور عام ،وجامعه شناسی انتخابات به طور خاص دارد.

تحلیل رفتار انتخاباتی یکی از کار ویژه های اساسی جامعه شناسی انتخابات است که پژوهشگران تاکنون با مطالعه انتخابات گوناگون توانسته اند الگوهای متعددی در تحلیل رفتار انتخاباتی ارائه دهند. به تعبیر   لازارسلفد(بامطالعه شرایط اجتماعی واقتصادی فرهنگی افراد رأی دهنده نتیجه می گیرد)، فرداز نظر سیاسی آن گونه می اندیشد که از نظر اجتماعی در آن به سر می برد وعوامل اجتماعی تعیین کننده گرایش های سیاسی افراد است. به عبارت دیگر ،میان شرایط اجتماعی واقتصادی وفرهنگی افرادو رای دهی آنان ارتباط مستقیم دارد.

 انتخابات هفتم اسفند نشان داد شرایط مختلف برنوع بینش رای دهنده موثر است وپدیده های اجتماعی می تواند نیاز کل بر جزءو برعکس را نشان دهد.وهر حرکت فرد با محاسبه سود وزیان صورت می گیرد ودر نظریه فونکسیو نالیسم کل نیازمند جزء و جزء نیازمند کل است.پدیده های اجتماعی مثل انتخابات می تواندنیاز کل بر جزء وبر عکس را نشان  دهد. رای دهی طبقاتی وعوامل سنتی تاثیر گذار بر رای دادن دچار زوال وکاهش است به عنوان نمونه در شهر تهران با وجود قشر وسیع تحصیل کرده  لیست امید که به نوعی نماینده تفکر دولت واز طرفی رویکردی به حل مشکلات اقتصادی از طریق حل وفصل موضوع هسته ای دارد مورد انتخاب قرار می گیرد واز سوی دیگر گسترش رسانه های جمعی که باعث انفجار اطلاعاتی شده است با ارتقاءآگاهی مردم باعث ریزش الگوی سنتی می گردد. شبکه های اجتماعی نیز نقش موثر وتعیین کننده ای در انتخابات داشتند واز آن سو در شهر های کوچک وروستاها قومیت گرایی وخرید رای و... نشان ازآن داشت که انتخابات نه تنها پدیده ای فرا اجتماعی است بلکه ترکیبی از رفتارهای فردی و اجتماعی است و همچنین  پدیده ای  است فرهنگی برای نیل به توسعه سیاسی .

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل