چالش ها و روند های پیش روی روابط بین الملل و جایگاه ایران(بخش اول)

دومین هم اندیشی تلگرامی گروه مطالعات روابط بین الملل با موضوع چالش ها و روند های پیش روی روابط بین الملل و جایگاه ایران ، با مدیریت دکتر امیرهوشنگ میرکوشش و سخنرانی دکتر محمدرضا دهشیری و دکتر سید وحید کریمی در تاریخ 95/6/13 برگزار شد.

گرد آوری و تدوین: لیلا طباطبایی- امیر مقدمی

در ابتدا مدیریت جلسه دکتر امیر هوشنگ میرکوشش  برای ورود به بحث مطالبی را بیان نمودند:

منظور از روندها  فرايندهايي است كه در نظام  و روابط بین الملل به صورت عمومي درآمده و رفتار بازيگران را تحت الشعاع قرارمي دهد، به طوري كه حتي به صورت الزامات مطرح می شود. در هزاره جديد نيز محيط بين المللي شاهد روندهاي نويني است كه خود را به واحدهاي سياسي تحميل كرده و بر كيفيت داده ها و خروجي روابط بین بازیگران موثر است. برخي از ملزومات كنوني نظام  و روابط بين الملل در گذشته شكل گرفته و تا حال حاضر ادامه يافته است، برخي ديگر نيز بعد از  عملیات تروریستی 11 سپتامبر ايجاد شده  است . منظور از چالش ها نیز پروسه ها و پروژه هایی است که در مقابل این روند ها قرار گرفته و خواهان تغییر وضع موجود است.

در محيط و عرصه نظام و روابط بين الملل كنوني مواردي ؛ مثل بازيگران جديد [بین ]المللي چون افكار عمومي ملي و جهاني و سازمانهاي تروريستي به همراه ديگر بازيگران غير دولتي،جهاني شدن، منطقه گرايي، گسترش و تعميق دموكراسي، چند لايه شدن گفتمان امنيتي، يكجانبه گرايي برخي واحدهاي سياسي قدرتمند بر تصميمات و داده هاي سياست خارجي واحدهاي سياسي تأثيرگذار وچه بسا تعيين كننده هستند.

با پایان جنگ سرد و فروپاشی کمونیسم ودر راس آن شوروی سابق روابط بین الملل وارد دوران جدیدی شد که هم به لحاظ ساختاری و شکلی و هم به لحاظ ماهیت و محتوا با نظام های بین المللی پیشین یعنی دو قطبی و موازنه قوا دارای تفاوت های اساسی است.

روابط بین الملل در جهان کنونی ازحیث پیچیدگی و کثرت و تعدد متغیرها بسیار قابل بحث بوده و با گذشت نزدیک به سه دهه از فروپاشی نظام دو قطبی به جرات می توان گفت که هنوز نظم مشخصی با الگوهای معین و مورد اجماع بر روابط بین الملل دوران پس از جنگ سرد حاکم نگردیده و به همین دلیل بسیاری از نظریه پردازان نظام بین المللی دوران کنونی را یک وضعیت انتقالی و یا یک نظام در حال شکل گیری و تکوین عنوان می دارند.

طیف وسیعی از الگوهای طرح شده جهت تبیین وضعیت نظام بین الملل پس از جنگ سرد مانند: تک قطبی،چند قطبی،

یک چند قطبی ،هژمونی و غیره نیز با موفقیت ،اقبال و خصوصا اجماع چشمگیری مواجه نگردیدند. بنابراین روابط بین الملل پس از جنگ سرد حداقل از حیث ساختار وشکل پیچیده و مبهم است و هنوز قواعد دقیق و مشخص و جوهری به عنوان یک نظام بین المللی کارامد برای خود تعریف نکرده است.

به لحاظ محتوایی نیز روابط بین الملل پس از جنگ سرد از تفاوت زیادی با دوران قبلی برخوردار است . اگر در گذشته تسلط و کنترل نقاط استراتژیک و ژئوپولیتیک و یا تسلط بر منابع طبیعی عامل اصلی جنگ ها و یا رقابت میان کنشگران عرصه روابط بین الملل بود،امروز مساله هویت ،قومیت و مذهب عامل و علت بسیاری از جنگ ها ،رقابت ها و کشمکش هاست. نگاهی به منازعات شکل گرفته از دهه نود به این سو مانند جنگ بالکان،رواندا،قره باغ تا جنگ داخلی سوریه ، عراق و یمن جملگی این واقعیت را منعکس می کند که فرهنگ و هویت از مهترین متغیرهای روابط بین الملل در دوران کنونی به شمار می رود.

ظهور کنشگران جدید که به بازیگران غیر دولتی و یا بازیگران فراملی و فروملی مشهورند ،روابط بین الملل و قاعده مند سازی یک نظام بین المللی را با مشکلات فراوانی مواجه ساخته است. پدیده هایی مانند داعش و القاعده نمونه های بارز این پیچیدگی حوزه روابط بین الملل هستند.

در این میان کشور ایران نیز به عنوان یک کشور در حال توسعه از یک سو با مقتضیات محیطی و بین الملی و منطقه ای در حوزه سیاست خارجی مواجه بوده و از سوی دیگر محذورات و منافع ملی نیز خصوصا یا توجه به حساسیت فوق العاده و موقعیت خاص جمهوری اسلامی ایران باید پیگیری و تحقق یابد.

بنابراین چگونگی عملکرد جمهوری اسلامی ایران در چنین نظام بین الملل پرآشوب و متلاطمی نیز قابل بررسی می باشد.

 

سخنران اول ،دکتر محمدرضا دهشیری

دوران گذار در نظام بین الملل به دلیل ابهام، پیچیدگی، مخاطره آمیزی و سرنوشت سازی و با توجه به شتاب تحولات در دنیای جهانی شده، موجب بروز بی‌ثباتی‌های عدیده در مناطق مختلف جهان و رقابت گفتمانها و خرده گفتمانهای مختلف شده است.

در دوره انتقالی و سیال در نظام بین الملل، به عنوان شرایط شتابان و در حال جهش، بازی بزرگی در حال شکل گیری است. فضای چند گفتمانی و چند پارگی، ورود قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی به بازی ائتلاف قدرت یا ائتلاف گفتمانی و تلاش آن‌ها برای بازسازی و برسازی خود به ‌منظور کسب سهم بیشتر در نظام آتی بینالملل، حکایت از آن دارد که جهان در این پیچ تاریخی، آبستن شکل‌گیری نظمی سیال است.

در این دوران گذار، با توجه به تحول در مفهوم و ماهیت قدرت، بازیگران منطقه ای و بین المللی در صدد شکل دهی و جهت دهی به نظام بین الملل در حال تکوین هستند. تکثر بازیگران دولتی و غیر دولتی و لزوم تصمیم گیری ترکیبی و جمعی کشورها موجب اهتمام بازیگران منطقه ای و بین المللی به ائتلاف سازی و یارگیری بیشتر شده است.

در زمره چالش هاي نظام بين الملل مي توان به موارد زير اشاره كرد:

شبه حاكميت ها يا دولتهاي فرومانده، مناقشه درباره هنجارهاي مورد منازعه،  خشونت گرايي گروههاي تروريستي، منازعات قومي و شكافهاي هويتي كه احتمال تجزيه يا فروپاشي دولتها را تشديد مي كند، منازعات كم شدت ولي طولاني مدت، رقابتهاي ايدئولوژيك خشونت آميز، بي نظمي مداوم و بي ثباتي ناشي از شكافهاي داخلي، تكثر بازيگران آشوب ساز، منازعات در مورد منابع آبي، جنگهاي سايبري، جنگ در فضا، بهره گيري دولتها يا افراد بد سرشت از فناوري هاي پيشرفته بويژه سلاحهاي ميكروبي عليه بشريت و استفاده بازيگران غير دولتي از زور و قوه قهراميز

موارد فوق بيانگر ان است كه  شرايط پيچيده و ابهام اميز دوران گذار مي تواند خطرناك باشد به گونه اي كه اسيب پذيري هاي بازيگران افزايش مي يابد.

يك لحظه غفلت يا اشتباه محاسباتي ممكن است يك بازيگر را از گردونه تاثيرگذاري بر نظام بين الملل حذف كند.

با توجه به جابجايي نقش ها هر بازيگر در صدد ان است كه سمت و سوي هنجارها و جريانهاي موجود را به نفع خود تغيير دهد. لذا هوشياري،هوشمندي و مديريت زمان از اهميت بسزايي برخوردار است.

با توجه به تحول در سطوح تحلیل محلی، منطقه ای و بین المللی و تاثیر و تاثر نظام های منطقه ای و نظام بین المللی بر یکدیگر در دوران گذار، جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی، برنامه ریزی منسجم و هماهنگ و مدیریت زمان می تواند به ارتقای جایگاه خود از قدرت منطقه ای به قدرت میان منطقه ای مبادرت نماید.

با توجه به اينكه جنگ امروز بين راديكاليسم و اعتدال گرايي است جمهوري اسلامي ايران به عنوان بازيگر خردگرا، عقلاني و اجتناب ناپذير مي تواند در اين مواجهه گفتماني پيروز ميدان باشد مضافا انكه از مزيت لولاگونه ژئوپليتيك نيز برخوردار است

در چنين فضايي شايسته است از مزيت خود در حوزه گفتماني و هويتي بهره گيريم.

نظر به چند موضوعي شدن سياست خارجي به تلاش براي اتخاذ راهبردهاي چند بعدي مبادرت كنيم

با عنایت به تغيير وزن راهبردي مناطق تلاش كنيم علاوه بر خاورميانه به شرق اسيا و جنوب شرق اسيا توجه نماييم

در چنين فضايي شايسته است از مزيت خود در حوزه گفتماني و هويتي بهره گيريم

با توجه به چند موضوعي شدن سياست خارجي به تلاش براي اتخاذ راهبردهاي چند بعدي مبادرت كنيم

با نگاه به تغيير وزن راهبردي مناطق تلاش كنيم علاوه بر خاورميانه به شرق اسيا و جنوب شرق اسيا توجه نماييم

با توجه به اهميت سمن ها تلاش كنيم ظرفيت ديپلماسي غير دولتي را ارتقا بخشيم

و با نگرش به اهميت قدرتهاي نوظهور و نظر به اينكه ائتلافها موقتي و مقطعي و موردي خواهند بود بر همين منوال به موازنه قواي نامتقارن اهتمام ورزيم

در مورد روندهاي بين المللي بايد عرض كنم كه جهان شاهد روندهاي متخلف است

در مورد روندهاي بين المللي بايد عرض كنم كه جهان شاهد روندهاي متخالف است

-تخالف و تعامل منطقه گرايي و جهاني شدن

-تخالف و تعامل واقعيت و فراواقعيت

-تخالف و تعامل دمكراسي و اقتدارگرايي

-تخالف و تعامل محلي گرايي، ملي گرايي و جهانگرايي

-تخالف و تعامل تمدن نوين اسلامي و تمدن غربي

با وجود اين امكان تحقق فرايندي سنتزگونه از اين روندهاي بظاهر متخالف وجود دارد

كه در فرايند بحث گفته خواهد شد.

 

سخنران دوم ،دکتر سید وحید کریمی

گفتگوی امشب را با سه سوال آغاز می نمایم:

1-  سیاست بین الملل به چه سمتی گرایش یافته است؟

2-  سیاست منطقه ای (خاورمیانه) به کدام سمت گرایش دارد؟

3-  منافع منطقه ای ایران چیست؟ ما چگونه عمل کنیم؟

منطقه خاورمیانه مستقل از جریانات نظام بین الملل نیست و روندهای آن بسیار متاثر از سایر بازیگران ذی نفوذ و صاحب منافع در این منطقه می باشد به خصوص بازیگران فرامنطقه ای.

ایران و روسیه در روندهای خاورمیانه در یک سمت قراردارند و غرب در سمتی دیگر.به نظر بنده روسیه قابل اطمینان نیست زیرا اولویت روسیه اروپا و نفوذ در کشورهای شرقی اروپا و سازمان های اروپایی است و معمولا در مصالحه با اروپاییان از سایر مناطق و امتیازات خود عقب نشینی مینماید.

و تنها از امتیازات خود به دلیل اولویت های گوناگون خود(نفوذ در اروپا) به عنوان اهرم استفاده مینماید.از این رو نمیتوان روسیه را برای ایران بازیگری قابل اعتماد دانست .

فعلا جمهوری اسلامی ائتلافی را با روسیه و سایر بازیگران نه چندان مطرح نظیر لبنان و سوریه در منطقه دارد که این ائتلاف را می توان "ائتلاف ضغفا "دانست فلذا این یک جنگ فرسایشی خواهد بود که تنها منابع بازیگران این ائتلاف را هدف قرار می دهد

و به نوعی منطقه خاورمیانه را  به سمت فروپاشی از درون سوق خواهد داد.

راه حل:  سناریوی دوم را میتوان بازی و تعامل با قطب جدید دانست که نیازمند تدبیر خاصی است.اختلاط با قطب جدید میتواند همگان را گمراه نماید.

در این راستا نکته لازم به ذکر است که حتی تمامی بازیگران این قطب جدید (انگلستان، آمریکا،کانادا،ژاپن،استرالیا) در اتحاد و توافق کامل نیستند ولی موضوعی مشترک همه انان را به تقسیط منافع جهت رسیدن به هدفی مشترک گرد هم آورده است.

تعامل و ائتلاف با این قطب جدید میتواند گره های کور منطقه را به نفع ایران بازنماید و بسیار قابل اعتماد تر از دل بستن به ائتلاف با روسیه است.

در پاسخ به سوال سوم: منافع منطقه ای ایران چیست؟ ما چگونه عمل کنیم؟

راه حل:ایران نیازمند تمسک به یک سیاست علم بنیان است که نه تنها در سیاست خارجی بلکه در تمامی زمینه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و ... اعمال شود

به عبارتی دیگر جمهوری اسلامی ایران نیازمند تقویت از درون و سرمایه گذاری برروی قدرت نرم است.

به عنوان مثال ما هیچ منبع جامع و کامل  از سیاست خارجی خود به زبان خارجی نداریم و این امر سبب گشته تا همواره منتظر ارایه نظرات طرفهای غربی بمانیم تا بعدا در جهت تایید و یا تکذیب آن اقدام کنیم.

ارتباطات مطالعاتی ما با جهان بسیار اندک است در جذب ایرانیان خارج از کشور که می توانند نماینده خوبی برای کشورمان باشند اقدامی نکرده ایم.

امروزه حتی ورزش نیز در حوزه قدرت نرم مطرح است به عنوان نمونه انگلستان رتبه ئوم را در المپیک کسب می نماید ولی ما علی رغم وجود پتانسیل های خوبمان استفاده ای از این فرصت نمیبریم.

به هر حال ما باید به درون توجه بیشتری نماییم.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل