انتخابات آمریکا وتاثیر آن بر محیط بین المللی(بخش دوم)

سخنرانی"دکتر سیدوحید کریمی"در سومین هم اندیشی گروه مطالعات روابط بین الملل با موضوع:انتخابات آمریکا وتاثیر آن بر محیط بین المللی

گردآوری و تدوین: لیلا طباطبایی-امیر مقدمی

➖21 استثناء در مورد کشور امریکا و  3 سوال در خصوص انتخابات امریکا

1.    امریکا هیچگاه مستعمره نداشته و خود مستعمره بوده است.
2.     امریکا در بحران سال 1956 کانال سوِئز، تجاوز اسراییل و انگلیس و فرانسه به مصر را محکوم کرد.
3.     فاقد استراتژی کلان سیاسی و اکثرا دارای دکترین سیاسی هشت ساله است.
4.     امریکا ظاهرا منفور اما بعضا الگوی بسیاری از کشورها است.
5.    دارای منابع سرشار اما بی برنامه و بیشتر درخدمت دیگر کشورها است.
6.    قدرتمند، احساسی و مغرور و نسبتا موفق اما مخرب و فاقد نقشه راه در روابط بین الملل است.
7.     امریکا مورد توجه بسیاری کشورها است اما بی اعتماد نسبت به دیگران به استثنای انگلیس و اسراییل است.
8.    بندرت دارای روسای جمهور با تجربه است لذا به عنوان قدرت سخت مورد سوء استفاده و اغفال واقع می گردد.
9.     تنها از طریق اروپا (قدرت نرم) قابل کنترل و هدایت است.
10.    امریکا بازیگری هفتاد ساله در مقایسه با چهارصد سال قدمت استعماری اروپاست و به راحتی توسط اروپایی ها در روابط بین الملل مورد بهره برداری واقع می گردد.
11.     دارای سیستم سیاسی داخلی خنثی کننده "چک و بالانس" است که معمولا کشورهای جهان سوم دارا می باشند.
12.    در تمامی مناقشات جهانی حضور دارد لذا می تواند قدرتی برای خوبی ها (شکست طالبان و صدام و فاشیسم و کمونیسم) و بدی ها (تجهیزو حمایت عربستان و اسراییل) باشد.
13.    امریکا قابل مقایسه با هیچ کشوری به خصوص اروپایی ها نیست و تنظیم روابط و کنترل سیاست خارجی امریکا تدبیری خاص می طلبد.
14.    طی نیمه دوم قرن گذشته تجاوزات جنگی امریکا کمتر از تجاوزات جنگی انگیس به دیگر کشورها بوده است. امریکا در ردیف سوم بعد از مداخلات نظامی انگلیس و فرانسه قرار می گیرد.
15.     کنگره امریکا تجاوز به کشور عراق را به دلیل "اغفال" امریکا بر مبنای گزارشات دروغ سرویس های کشورهای ثالث را در ژوییه 2004 در گزارش 500 صفحه ای منتشر کرد و به کلمه manipulation سیاست خارجی امریکا در صفحه 34 اشاره می کند.
16.    در کوتای علیه مصدق، امریکا نقش ثانویه داشت. قدرت نرم انگلیس و امریکا قدرت سخت بود.  
17.    روش سیاسی خواجه نصیر طوسی، وینستون چرچیل و نیکلا سارکوزی در رام و کنترل کردن امریکا موفق بوده است. خواجه نصیر طوسی با امریکای زمان (مغول ها) مواجه بود.  
18.    امریکا کشوری عادی و همانند دیگر کشورها نیست، شرکت تعاونی corporation است، هر قدر سهام داشته باشید، بازیگر در هدایت سیاست خارجی خواهید بود.
19.    امریکا بازیگری بی همتا (هم بد و هم خوب) در روابط بین الملل است که داشتن رابطه و کنترل و هدایت آن تدبیری خاص می طلبد.
20.    برخلاف اکثر کشورهای همردیف، قانون اساسی امریکا اهمیت بیشتری به قوه مقننه می دهد و قوه مجریه در جایگاه دوم قرار دارد. الزاما رئیس جمهور مرد قدرتمند سیاسی نیست.
21.    بر خلاف بسیاری از کشورهای همردیف، انتخابات ریاست جمهوری امریکا؛ زودرس، طولانی، غیر اخلاقی، پرهیاهو و با هزینه گزاف و با اجرای شوهای سیاسی جنجالی است که بعضا به آبروریزی می انجامد.

3 سوال:
1-  آیا پست ریاست جمهوری امریکا خریدنی است؟ بله
2-  آیا تفاوتی بین رئیس جمهور دمکرات و رئیس جمهور جمهوریخواه وجود دارد؟ بله
3-  منافع جمهوری اسلامی ایران چگونه تامین می شود؟
در خبرها آمده است که خانم کلینتون حتما برنده انتخابات آتی ریاست جمهوری امریکا خواهد بود زیرا شرکت های تولید کننده تسلیحات نظامی مبالغ زیادی برای انتخاب نامبرده هزینه کرده اند. البته این خبر کمی قبل از آشکار شدن بیماری ایشان بود. در بین کاندیداهای ریاست جمهوری امریکا افراد شاخص تر از ترامپ و کلینتون هم بودند اما بدلیل فقدان بودجه و شانس کم، میدان را خالی کردند. هزینه های تبلیغاتی و گردهم آیی انتخاباتی با هزینه کاندیداها و طرفداران وی تامین می شود؛ لذا "پول" ایفا کننده نقش اصلی در انتخابات امریکا است.
چنانچه مشاهده می شود آقای ترامپ شخصی با شغل آزاد بساز و بفروش و کازینو دار بدلیل ثروت فوق العاده در مقایسه با دیگران نه تنها کاندیدای ریاست جمهوری قدرتمند ترین کشور جهان می شود بلکه ممکن است جایگاه ریاست جمهوری در کاخ سفید را غصب کند و همین شخص بی تجربه در سیاست بین الملل در مناقشات و مسایل جهان مداخله نماید!
بررسی تاریخ هفتاد سال سیاست خارجی امریکا بعد از جنگ جهانی دوم، مشخص می کند که اقدامات مهم سیاست خارجی از سوی دولت امریکا، توسط جمهوریخواهان انجام شده است. تنش زدایی، خاتمه جنگ ویتنام، برقراری روابط با چین، فروپاشی دیوار برلین، اتحاد دو آلمان و تجاوز بدون مشروعیت به عراق توسط جمهوریخواهان انجام گرفته است. البته دمکرات ها سعی کرده اند اقدامات مهمی در سیاست خارجی انجام دهند، ولی در مقایسه با آنچه جمهوریخواهان انجام دادند موفق نبودند. اگر اقای اوباما سعی کرد با جمهوری اسلامی مماشات کند در مقابل عربستان و اسراییل را نیز بیش از پیش تجهیز کرد.
اگر بیل کلینتون سعی کرد فلسطین و اسراییل را به مذاکره تشویق کند سرانجام سیاست خارجی وی به ناکجا آباد ختم شد اما اکثر اقدامات سیاسی جمهوریخواهان در روابط بین الملل به عنوان اقدامی ملی پایدار ماندند. در بین نخبگان امریکایی جمله ای تحت عنوان Only Nixon can go to China در تایید نظریه فوق وجود دارد. نیکسون نماد "جمهوریخواه" و کشور "چین" هم یعنی موضوعی سیاسی پیچیده و عظیم که در چرخش سیاست خارجی امریکا اتفاق افتاده که انجام دهنده آن جمهوریخواهان بودند. جمهوریخواهان حزب به مراتب قوی تر، با اعتماد به نفس بیشتر و جسورتر در مقایسه با دمکرات و ملی است. توافق با جمهوریخواهان کمتر از توافق با دمکرات ها در معرض خطر مخدوش شدن قرار دارد.
جمهوری اسلامی ایران کشوری مهم و قدرتمند و دارای چارچوب نظری حکومتی و ارزش های والا مبتنی بر ادیان الهی و به مراتب بهتر از غرب است. ارزش های حکومتی علمی/الهی جمهوری اسلامی ایران، به زعم غرب، چالشی برای مجموعه غرب به رهبری امریکا محسوب می شود.
به نظر می رسد برای روابطی مبتنی بر همزیستی مسالمت آامیز و همزمان چالشی، بتوان با جمهوریخواهان بهتر از دمکرات ها به توافق رسید. اعتماد در واژه نامه روابط بین الملل یا وجود ندارد و یا معنی ندارد. اروپا و امریکا بر سر واردات میوه موز و اخیرا تعرفه های تجارت آزاد اختلاف شدید داشتند و دارند. اما همانطور که گورباچف و ریگان، در پذیرش خواسته های شوروی به عدم استقرار زرادخانه سپر دفاع موشکی NMD امریکا، در نزدیکی مرزهای روسیه توافق کردند، می توان اقدام کرد. در مثالی دیگر؛ هلموت کهل و بوش پدر، در اقدام برای اتحاد دو آلمان، علی رغم مخالفت شدید خانم مارگارت تاچر (انگلیس) و فرانسوا میتران (فرانسه) موفق بودند این دو مثال بیانگر نه تنها عقب راندن امریکا از موضع قبلی است بلکه به کار گرفتن قدرت امریکا در تامین اهداف در مقابل مخالفت اروپا (انگلیس و فرانسه) است.
شیطنت اروپا اگر بیشتر از امریکا نباشد کمتر نیست. بر این باورم: اگر ترامپ انتخاب شود قطعا بدلیل عدم تجربه در سیاست خارجی وابسته به متحدین امریکا خواهد شد.انگلیس و اسراییل دو متحد امریکا هستند که امریکا به آنها "اعتماد" می کند! در واقع امریکا به بسیاری از کشورها توجه نمی کند و فقط به انگلیس و رژیم غاصب قدس و فلسطین "اعتماد" دارد و می کند: انگلیس و اسراییل هم نهایت سوء استفاده را از اعتماد امریکا به عنوان "قدرت سخت" را می کنند.
ما؛ جمهوری اسلامی ایران می توانیم و باید جلوی ادامه چنین روندی، یعنی "اغفال" امریکا توسط دیگران و یا سوء استفاده از قدرت سخت امریکا را بگیریم، ما می توانیم؛ باید منشاء قدرت نرم در هدایت سیاست خارجی امریکا را قطع کنیم.
چنانچه خانم کلینتون انتخاب شود به انگلیس و رژیم غاصب توجه بیشتری خواهد کرد. هنری کسینجر که تنها سیاستمدار علمی امریکا به نظر می رسد و جمهوریخواه بود، در کتاب: "سال های کاخ سفید" می نویسد (اعتراف می کند): با وزارت خارجه انگلیس بیشتر از زیرمجموعه خودش مشورت می کرد، لذا با توجه به تئوری "اغفال امریکا از طریق وابستگی سیاسی و درگیر کردن در مناقشات"، با حذف متحدین امریکا، که در مشاوره دادن به رئیس جمهور امریکا صادق نیستند، به نظر می رسد می توان سیاست خارجی امریکا را مهار و هدایت کرد.
امریکا قابل مهار شدن و قابل تغییر در رفتار سیاست خارجی است. شعار آقای اوباما "تغییر Change" بود، اما نتوانست. مهار و تغییر امریکا تنها از طریق اروپا قابل اجرا است. قدرت نرم مجموعه غرب، اروپاست و امریکا صرفا قدرت سخت است. در ژوییه 2004 گزارش کنگره در خصوص علل اشتباه محاسباتی اطلاعاتی امریکا در تجاوز به عراق آمده است که سیاست خارجی امریکا توسط کشور ثالث اغفال Manipulate شده است. لذا باید از تکرا چنین امری یعنی اغفال و سوء استفاده از امریکا به عنوان قدرت سخت پیشگیری کرد. روش های سیاسی خواجه نصیر طوسی، اندیشمند شیعه/ایرانی در مهار امریکای زمان خود (مغول) و روش سیاسی وینستون چرچیل در به خدمت گرفتن قدرت سخت امریکا بعد از جنگ جهانی دوم قابل اجرا در سیاست خارجی است. کجاست خواجه نصیر طوسی؟

 گروه مطالعات روابط بین الملل

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل