شما اینجا هستید: Homeگفتگوچرا ایران قابل چشم پوشی نیست؟

چرا ایران قابل چشم پوشی نیست؟

مذاکرات هسته ای ایران و حصول یا عدم حصول به توافق نهایی میان این کشور با گروه ۱+۵ یکی از مهم ترین مسائل دیپلماتیک نظام بین الملل طی چند سال اخیر بوده است امری که با توجه به نزدیک شدن به موعد و فرصت نهایی برای توافق، دارای اهمیت روزافزونی نسبت به گذشته هم شده است.

برای بررسی هرچه بیشتر آخرین تحولات مرتبط با پرونده و مذاکرات هسته ای به سراغ پروفسور نادر انتصار، استاد ایرانی روابط بین الملل دانشگاه آلابامای جنوبی آمریکا رفته ایم.

انتصار معتقد است مطمئنا دستیابی به توافق محتمل، پیامدهای مثبتی برای جمهوری اسلامی و نظام بین الملل به دنبال خواهد داشت و یک نقطه عطف تاریخی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی به شمار می رود اما در عین حال او معتقد است که توافق محتمل به معنای پایا مشکلات و مسائل میان ایران و غرب و به خصوص تهران – واشنگتن نیست و در این بین موانع و مشکلات مختلف و عدیده ای قرار دارند که همه آن ها به طول کلی این واقعیت را به ما گوشزد می کند که در این راه نمی باید به صورت صرف خوشبینانه و با دیدی کاملا مثبت پیش رفت.

- دیدگاه شما در خصوص بیانیه سوئیس چیست؟ دستیابی به این تفاهم دارای چه درجه ای از اهمیت است؟

بیانیه سوئیس بیانیه ای کلی است که قطعا چارچوب مذاکرات نهایی بین ایران و گروه ۱+۵ را مشخص می کند و برداشت مفهوم آن بستگی به نظرات کشورهای شرکت کننده دارد. به طور مثال آمریکا یک فکت شیت منتشر کرده که برداشت واشنگتن را از محتوای بیانیه سوئیس نشان می دهد. این برداشت به هیچ وجه جنبه قانونی ندارد و فقط نظرات یک طرف مذاکره است. گرچه از طرف ایران فکت شیت منتشر نشده ولی ایران به طور ضمنی با برداشت آمریکا از بیانیه سوئیس موافقت کامل ندارد و با این وجود بیانیه سوئیس را باید یک نقطه عطف در مذاکرات هسته ای بین ایران و گروه ۱+۵ دانست و قدم مهمی در این مورد برداشته شده است.

- تا چه میزان به دستیابی به توافق نهایی میان ایران و گروه ۱+۵ تا پایان مهلت مقرر (۱۰تیر) خوشبین هستید؟

اگر طرفین به تعهدات شفاهی خود پایبند باشند احتمال امضای توافق نهایی بین ایران و گروه ۱+۵ تا پایان مهلت مقرر، یعنی ۱۰ تیر ۱۳۹۴ زیاد است. مهم ترین مانعی که وجود دارد نقش مخالفان این قرارداد در آمریکا به خصوص در میان افراد کنگره آمریکا و لابی های ضدایرانی در این کشور است و این موضوع که اوباما چگونه می تواند جلوی این مخالفان و نقش مخرب آن ها را بگیرد. جواب این سوال را در دو ماه آینده مشاهده خواهیم کرد.

- در راه دستیابی به توافق مذکور چه موانع جدی وجود دارند؟

همان طور که در جواب سوال پیشین به آن اشاره کردم، مهم ترین مانع در راه دستیابی به توافق نقش کنگره آمریکا و لابی های ضدایرانی در آمریکا هستند. این ها به هیچ وجه مایل به امضای قراردادی که در آن بتوان به یک وضعیت « برد – برد» دست یافت نیستند و دنبال تسیلم ایران در برابر خواسته های خود هستند. علاوه بر این مانع در داخل آمریکا هنوز بر سر مسائل فنی و میزان دقیق غنی سازی و ایمن سازی که احتیاجات کنونی و آینده ایران را تأمین کند، توافق کاملی صورت نگرفته است. سوالاتی مانند نقش غنی سازی صنعتی در آینده، ساخت سانتریفیوژهایی که جانشین سانتریفیوژهای قدیمی R1 و مسائل فنی دیگر مورد اختلاف ایران و طرف مقابل وجود دارند. همچنین نحوه برداشته شدن تحریم های اقتصادی و زمان برداشتن آن تحریم ها موانعی است که در راه امضای یک قرارداد نهایی هنوز وجود دارد.

- تهدیدهای کنگره را تا چه میزان عملی و مانع راه توافق می دانید؟

در مصاحبه هایی که همیشه با رسانه های خارجی و ایرانی داشته ام تأکید بر این موضوع کرده که تهدیدهای کنگره آمریکا را باید بسیار جدی گرفت و با توجه به مسائل و معادلات و تحولات داخلی آمریکا باید اذعان کنم که کنگره این کشورطی سال های اخیرنقش بسیار مخربی را در مسائل مختلف این کشور داشته است. این نقش مخرب به خصوص در قبال ایران بسیار مشهودتر و ملموس تر بوده است.

همان طور که می دانیم اخیرا سنای آمریکا لایحه ای تصویب کرد که هرگونه معاهده نهایی در مورد پرونده هسته ای ایران باید از تصویب کنگره بگذرد. گرچه اوباما اظهار کرده بود با این دخالت های کنگره مخالفت خواهد کرد و در صورت لزوم آن را وتو می کند ولی باز تسلیم کنگره شد و دخالت مخرب سنا را مورد تأیید خود قرار داد. به طور خلاصه هرچه بیشتر نقش کنگره در پرونده هسته ای ایران پررنگ تر شود، به همان اندازه میزان عملی در اجرای توافق نهایی کمتر خواهد شد.

- اگر فرض بگیریم که توافق در ۱۰ تیرماه حاصل شد، میزان پایبندی به تعهدات از سوی طرفین را چه میزان پیش بینی می کنید؟

اگر توافقی در دهم تیرماه حاصل شود من فکر می کنم که ایران بیشتر به تعهداتش پایبند خواهد بود تا طرفین مقابل و به خصوص آمریکا. از زمان اعلام توفق ژنو تاکنون ایران به هر یک از تعهدات خود عمل کرده و آن را اجرایی کرده است در حالی که آمریکایی ها از اجرای برخی از تعهدات خود در همین مدت سر باز زده حتی بعضا تحریم های جدیدی را به تحریم های قبلی اضافه کرده اند. تا حدودی از این تخلفات در مورد اتحادیه اروپا هم مشاهده شده است و تحریم های جدی این اتحادیه برخلاف آن چه آن ها در ژنو داده بودند، است.

- دستیابی به توافق چه تأثیری بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت؟

پاسخ دادن به این سوال چندان ساده نیست. باید صبر کنیم و ببینیم تا چه اندازه ای و چگونه تحریم های ضد ایران برداشته می شودند. اگر تحریم ها زود برداشته نشوند، تأثیر توافق نهایی در کوتاه مدت روی اقتصاد ایران، آن چنان که عده ای در داخل ایران انتظار دارند چندان زیاد نخواهد بود.

موضوع دیگر که راجع به اقتصاد ایران باید در نظر بگیریم این است که اقتصاد ایران مدت هاست از ضعف مدیریت رنج می برد و با توجه به این موضوع و مسئله مهم و گسترده ای به نام فساد اقتصادی ، نمی توان چندان به بهبود و جهش اقتصادی ایران با این شرایط خوشبین بود حتی اگر بخش عمده ای از تحریم ها هم تعلیق شوند.

به عبارت دیگر چاره اقتصاد ایران تنها رفع تحریم ها نیست بلکه اصلاح مدیریتی و قوانین بوروکراتیک دست و پاگیر در کنار مبارزه سیستماتیک با فساد فزاینده در آن بایستی همزمان پیش برود.

- آیا دستیابی به توافق با گروه ۱+۵ و در رأس آن ها آمریکا به معنی نوعی تنش زدایی و آغاز دوران جدیدی در عرصه سیاست خارجی در حیات جمهوری اسلامی به شمار می رود؟

شکی در این نیست که دستیابی به توافق با گروه ۱+۵ به تنش زدایی در سیاست خارجی ایران کمک بسیاری خواهد کرد و روابط جمهوری اسلامی با سایر کشورها به خصوص کشورهای غربی در مداری جدید قرار خواهد گرفت. ولی دستیابی به توافق نهایی بدین معنی نخواهد بود که تمام اختلافات جمهوری اسلامی با کشورهای دیگر از میان خواهد رفت. در بسیاری از موارد اختلافات بین منافع جمهوری اسلامی و برخی کشورهای اساسی و پایه ای هستند که به این زودی ها این اختلافات از بین نخواهد رفت ولی دستیابی به توافق نهایی تضادهای غیرحیاتی را در صحنه سیاست خارجی ایران از بین خواهد برد.

- تا چه میزان امکان تسری همکاری و مصالحه ایران و آمریکا در پرونده هسته ای به سایر حوزه ها و عادی سازی روابط وجود خواهد داشت؟

با توجه به دوره طولانی جدایی بین آمریکا وایران ونوسانات ضدایرانی در آمریکا، عادی سازی روابط واشنگتن و تهران به زودی جامه عمل به خود نخواهد پوشانید یعنی عادی سازی روابط نیاز به مروز زمان خواهد داشت. در مقطع کنونی نه شرایط داخلی ایران و نه شرایط داخلی آمریکا اجازه عادی سازی کامل روابط را به طرفین نخواهد داد.

- تا چه میزان با این ایده که عادی سازی روابط با ایران (مانند پرونده کوبا) یکی از اهداف سیاست خارجی آمریکا و دولت اوباماست، موافق هستید؟

دولت اوباما بسیار مایل است که اگر بتواند رابطه با ایران را تا اندازه ای که می تواند به حالت عادی بازگرداند، لکن به نظر من چنین کاری امکان پذیر نخواهد بود. پرونده کوبا را سال ها بود که آمریکا در موردش مذاکره می کرد و جلسات بسیار زیادی (البته عمدتا به صورت غیرعلنی و غیررسانه ای) بین دو طرف برقرار بود. همچنین کشورهای آمریکای لاتین در برخی از کشورهای مهم اروپا در بهبود و عادی سازی سیاست آمریکا در مورد کوبا مدت ها فعالیت های جدی داشتند. در سال های اخیر سیاست آمریکا در قبال کوبا در جامعه بین المللی دیگر خریدار نداشت و آمریکا کاملا در انزوای سیاسی قرار گرفته بود. در حالی که چنین وضعیت و شرایطی در مورد سیاست آمریکا در مورد ایران هنوز ایجاد نشده است و تا قبل از پایان دوره ریاست جمهوری اوباما هم بعید است ایجاد شود.

- اصولا آمریکا چه احتیاجی به ایران در خاورمیانه فعلی و پیشرو دارد؟

ایران یک کشور مطرح و بزرگ در خاورمیانه است. لذا نادیده گرفتن ایران باری کشورهای دیگر حتی قدرت بزرگی مانند آمریکا در دراز مدت امکان پذیر نخواهد بود. در اکثر بحران هایی که آمریکا در خاورمیانه با آن دست به گریبان است، مانند چالش داعش، بحران های عراق، افغانستان و حتی یمن، آمریکا برای پیشبرد اهدافش به کمک ایران به عنوان قدرتی منطقه ای نیاز دارد. این موضوع را بسیاری از سیاستمداران ارشد آمریکا درک کرده اند ولی هنوز به طور واضح با توجه به رابطه خصمانه بین ایران و آمریکا در ۳ دهه گذشته نتوانسته اند یا نخواسته اند نقش مهم ایران را در خاورمیانه برای مردم عام خود تفسیرکنند.

- دستیابی به توافق محتمل نهایی در پرونده هسته ای و عادی سازی روابط با غرب و آمریکا چه تأثیری بر توان منطقه ای ایران خواهد داشت؟

دستیابی به توافق نهایی در مورد پرونده هسته ای ایران به ادی کردن روابط جمهوری اسلامی با برخی از کشورهای منطقه کمک خواهد کرد. این باعث خواهد شد که ایران به عنوان یک بازیگر مهم منطقه ای مورد قبول آن کشورهایی که سال هاست کوشش کرده اند ایران را در انزوا نگاه دارند یا مقابل آن بایستند، بار دیگر شناخته شود. همچنین از نظر مسائل امنیتی و دستیابی به توافق محتمل نهایی ایجاد یک سیستم امنیتی – منطقه ای را آسان تر خواهد کرد که در چارچوب آن همه کشورهای منطقه بتوانند با همکاری بیشتر خطراتی را که متوجه همه آن هاست مورد بحث قرار دهند و با آن ها مقابله کنند.

منبع: ماهنامه همشهری ماه، شماره ۱۳۲