شما اینجا هستید: Homeیادداشتتغییر راهبرد خاورمیانه ای امریکا و رای ممتنع به قطعنامه ضد اسراییلی

تغییر راهبرد خاورمیانه ای امریکا و رای ممتنع به قطعنامه ضد اسراییلی

رامتین رضایی: عضو هیئت تحریریه

مخالفت امریکا با شهرک سازی در کرانه باختری رود اردن توسط حکومت  اسراییل مساله چندان جدیدی نیست و از زمان ریاست جمهوری بوش این تضاد و اختلاف بروز و ظهور نمود. از سوی دیگر موضع گیری بر خلاف منویات اسراییل نیز توسط ایالات متحده امریکا هرچند به ندرت اما مسبوق به سابقه است. جنگ دوم اسراییل و اعراب در 1956 که اسراییل ،فرانسه و بریتانیا کانال سوئز را مورد تهاجم قرار دادند امریکا در کنار شوروی سابق قوای مهاجم را مورد تهدید جدی قرار داد.
در جریان حمله موشکی اسراییل به تونس در سال 1985 نیز امریکا موضعی متضاد را اتخاذ نمود و در جریان قطعنامه اخیر نیز مخالفت خود را با شهرک سازی در ساحل غربی رود اردن اگر چه با رای ممتنع اعلام نمود .
اگرچه نمی توان و نباید با قضاوتی عجولانه قطعنامه اخیر را به پایان اتحاد دو دولت تعبیر نمود، اما نمی توان تغییر راهبردی و سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه و تمایل این قدرت بزرگ به خروج از آن را در قطعنامه اخیر نادیده گرفت. این تغییر راهبرد و دلزدگی امریکا از تنش های مداوم و فرسایشی منطقه حتی متحد بی چون و چرای خود را نیز در بر می گیرد. در راهبرد جدید امریکا خاورمیانه به عنوان پر دردسر ترین نقطه جهان ،جایگاه و اولویت نخست را به خود اختصاص نداده و منطقه آسیا -پاسیفیک به عنوان منطقه راهبردی در  سیاست خارجی امریکا برجستگی یافته  است. با توجه به این چارچوب رای ممتنع امریکا به قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل را به صور ذیل می توان تحلیل نمود.
-کرانه باختری در اثر شهرک سازی غیر قانونی و گسترده یهودیان آبستن یک تنش جدید در قالب انتفاضه بوده و وقوع دور جدیدی از درگیری ها میان طرفین محتمل است.
-در صورت وقوع انتفاضه در کرانه باختری احتمالا حماس و جهاد اسلامی در نوار غزه نظاره گر منفعل نخواهند بود و بار دیگر قدرت موشکی خود را به رخ اسراییل خواهند کشید.
-در صورت وقوع درگیری و منازعه تمام عیار و محتمل میان اسراییل و فلسطین  تمامی هزینه ها و دردسرهای دفاع از  اسراییل مانند همیشه بر دوش امریکا  خواهد بود که رهایی از خاورمیانه را در سر می پروراند.
-با توجه به وضعیت متشنج منطقه و درگیری های عراق و سوریه و نیز جولان گروه های تکفیری ،بروز منازعه جدید عملا به یک بحران امنیتی جدی برای امریکا ،اسراییل و غرب منتهی خواهد شد.
-با توجه به حضور جدی و گسترده نظامی روسیه در سوریه و ائتلافی که میان ایران ،روسیه وسوریه ایجاد گشته است، وقوع درگیری میان فلسطینیان و اسراییل احتمالا به قرار گرفتن ائتلاف  مذکور در حمایت از فلسطینیان و در نتیجه شکل گیری موازنه به زیان امریکا و متحدین منطقه ای خواهد بود.
در مجموع می توان گفت که هدف امریکا دور ساختن اسراییل از یک جنگ تمام عیار و پر هزینه است که بخش قابل توجه آن را باید ایالات متحده تقبل نماید.
از زمان تشکیل دولت اسراییل در سال 1948 تا به امرور دولت مذکور حائز بیشترین هزینه نظامی و امنیتی برای امریکا بوده است. چهار جنگ عمده با کشورهای عربی همسایه از سوی اسراییل ،درگیری مداوم با مبارزین فلسطینی و انتفاضه و نیز سالها منازعه مسلحانه در جنوب لبنان بخش عمده ای از سیاست خاورمیانه ای و هزینه های امریکا در حمایت از اسراییل را به خود مشغول و معطوف داشته است.
اکنون و با ظهور و گسترش بنیاد گرایی و افراط گرایی یهودی در یک دهه اخیر که نمود آن پیروزی مداوم احزاب دست راستی اسراییل در انتخابات و گسترش شهرک سازی است از یکسو و خطر درگیری میان بنیاد گرایی یهودی و افراط گرایی اسلامی فعال در منطقه، ایالات متحده امریکا بیش از هر زمان دیگری خود را بی میل و بی انگیزه در مدیریت بحران در منطقه خاور میانه و قرار گرفتن در یک سوی درگیری ها می بیند. لذا توجه به دو مساله دیگر نیز در این خصوص حائز اهمیت است:
1-بر خلاف نوار غزه که خاستگاه و ماوای مقاومت اسلامی فلسطین و گروه های هم سو با ایران و سوریه  است کرانه باختری رود اردن از جایگاه ویژه و اهمیت بالایی برای امریکا و غرب برخوردار است. کرانه باختری خاستگاه و محل استقرار جنبش فتح،گروه های هم سو با آن و دولت خودگردان فلسطین به رهبری محمود عباس است که دستکم از زمان در گذشت یاسر عرفات به این سو نه تنها تهدیدی برای اسراییل به شمار نمی روند بلکه دوستانی خوب برای امریکا و غرب به حساب می آیند. محمود عباس ،دولت خودگردان و جنبش فتح که در کرانه باختری حضور دارند در حال حاضر تنها شانس و آخرین گزینه برای صلح با اسراییل و حل بحران تاریخی فلسطین به شمار می روند. بنابراین ساخت شهرک های یهودی می تواند این شانس را از بین برده و رویای واشنگتن را بر باد دهد.
2-در حال حاضر افکار عمومی جهان و خصوصا غرب نسبت به فلسطین و حمایت بی چون و چرا از اسراییل با تحولی جدی مواجه گردیده است.
عضویت کامل فلسطین در یونسکو ،محکومیت اسراییل توسط گروه های حقوق بشری به دلیل تهاجم نظامی به غزه و نظایر آن نشان از تغییر رویکرد افکار عمومی جهان دارد که امریکا نیز ناگزیر از در نظر گرفتن و همراهی نسبی با آن است. البته در پایان این احتمال را نیز نباید از نظر دور داشت که به دلیل نزدیکی دولت خود گردان با عربستان سعودی فشار لابی عربستانی ها در واشنگتن نیز در عدم وتوی چنین قطعنامه ای مثمر ثمر واقع شده باشد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل