شما اینجا هستید: Homeیادداشترویکردهای نوین منطقه ای ایران

رویکردهای نوین منطقه ای ایران

بنیامین صادقی پژوهشگر صلح و روابط بین الملل

رویکردهای نوین منطقه ای ایران؛ اقدامات پیشگیرانه از جنگ و لزوم تغییر سطوح منازعه از دشمنی به همکاری

یک نگاه فلسفی مهم بیان می کند که اگر می خواهید با دشمن خود صلح کنید، باید با دشمن تان کار کنید، در این صورت شریک دشمن خود خواهید شد و ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خود پتانسیل های زیادی برای حضور در منطقه خاورمیانه دارد اما  مادامی که سیاست خارجی ایران شریک راهبردی و هم پیمانان قدرتمندی همچون ایالات متحده، اسراییل و فلسطین و عربستان و امارات و غیره را نداشته باشد، حساسیت زدا نباشد و اقتصاد ایران در بازارهای منطقه ورود نکند و کشور در مسیر توسعه متوازن قرار نگیرد این نفوذ، سخت افزاری، محدود، شکننده و لرزان است.

و تا زمانی که نگاه به امنیت ملی از دایره سخت افزاری خارج نشود و چند بُعدی و متوزان نشود ایران در تعیین اولویت های سیاست خارجی دچار خطای روشن خواهد شد. و شاید سیاست خارجی ایران توانایی کسب پیروزی های مقطعی و گذرا را داشته باشد، اما از دستاورهای راهبردی محروم خواهد شد.

ایران باید به الگوها و مدل های نوین در سیاست خارجی بیندیشند که منافع ملی و امنیت ملی زیر بار این دشمنی های بی چشم انداز با ایالات متحده و اسراییل و عربستان پایمال نشود. لازمه این کار این است سطح منازعه از "دشمنی" به "همکاری" تغییر یابد. این مهم مستلزم  فعال کردن دیپلماسی فرهنگی و اقتصادی خفته است ، اصلاح و تعدیل شعارهای هزینه افزای "مرگ بر امریکا" و "مرگ بر اسراییل"، و "مرگ بر آل سعود" و اتخاذ یک دیپلماسی عمومی صلح محور و دفاع از راه حل "دو دولت و دو ملت" در مناقشه اسراییل و فلسطین و میانجی گری کردن ایران میان طرفین این منازعه و ارتباط موثر رسانه ای با افکار عمومی جهان و تقویت گفت و گو و سطح روابط با کشورهای جامعه جهانی است.

از آن رو اسراییل و ایالات متحده و عربستان برای ایران دشمن مفروض شده اند که آرایش سیاست خارجی ایران بدین گونه تنظیم و چیدمان شده است و با تغییر این چیدمان و آرایش بازی، این فضای چالشی می تواند به زمینه‌های مشترک تفاهم و همکاری و همگرایی و هم بودگی و اشتراک منافع و راهبردها تبدیل گردد.

و به نظر چنان چه معیار را قرآن در چگونگی تعامل با دشمن احتمالی بگیریم، آیه ی 61 سوره ی انفال خود بهترین گواهست و می گوید: "(چنان چه دشمنانت) جانب آشتی را گرفتند، تو نیز جانب آن را بگیر و بر خداوند توکل کن؛ که او شنوای داناست" پس از انقلاب چه از جانب امریکا و اسراییل و عربستان و سایر کشورها پیشنهادهای متعدد صلح به ایران گردیده، و رهبران ایران و برخی افکار عمومی پشتیبان  "نه بزرگ" گفته اند و دست رد زده اند، پس به عبارتی، به این اصل حسنه ی قرآنی به شکل جامع، جامه ی عمل پوشیده نشده است.

 و ایران می تواند، تلاشی بر ضربه زدن به منافع و امنیت امریکا و اسراییل و مجموعه کشورهای عربی در منطقه نداشته باشد، و چرا که ایران با این کشورها هیچ تضاد منافع پایداری ندارد، و بهترین و طبیعی ترین دوستان و هم پیمانان ایران همین کشورها هستند،  و ایران به جای تقابل و رودر رویی بی سرانجام که در شرایط بحرانی حاد به قیمت از بین رفتن احتمالی غالب شهروندان ایرانی و نظام شیعی حاکم بر آن منتهی خواهد شد، به یک روند همکاری و تعامل و بده و بستان در یک فضای مسالمت جویانه و احترام متقابل وارد گردد.

و نیز به نظر هیچ کشوری قابل حذف از عرصه ی بازی های منطقه ای و جهانی  نیست، و گاهی افکار واگرایانه و نفرت پراکنانه است که همچون بلایی فراگیر امکان همزیستی کشورها را سلب نموده است و توازن و تعادل مناسبات ایران با اسراییل در منطقه پیش نیاز ضروری ایران برای ایجاد روابط حسنه با ایالات متحده و امکان رفع تحریم های مالی و امنیتی و تسلیحاتی و... ایران است و تا ایران روابط خود را به درجه ای از حسنه سازی با اسراییل نرساند، امکان رفع تحریم های ایران، رویایی بیش نخواهد بود، پس در واقع به این امر برای حیات اقتصادی ایران سخت نیاز است. 

و بین اسلام و یهود، امکان همخوانی و تعامل و نزدیکی وجود وجود دارد، و ایران و اسراییل با دو آیین رسمی شیعه و یهود می توانند الگوهایی از تعامل و تفاهم حکومت های دینی در منطقه باشند، همان طور که کشور آذربایجان با اکثریت شیعی یک روابط حسنه با اسراییل را دارد. و به نظر جنگ های آخرالزمانی، با ایجاد تفاهم بین طرف های درگیر می توانند رخ ندهند و سرنوشت بشری به گونه ای مسالمت جویانه تر رقم بخورد.

و صلح علی رغم تلخی و گاه سخت بودنش از سوی طرفین، یک رویای غیر باور نیست و یک پروژه ی ممکن و قابل حصول است و نیز صلح به اندازه ی جنگ و تقابل، کشنده و مرگبار نیست، و دست کم خونی را یا جاری نمی سازد و یا میزان آن بسیار کم تر است، یکی از دلایل وجودی علم حقوق چه در حقوق خصوصی و بین الملل آن است که  افراد و کشورها در هنگام بروز اختلاف های مالی فردی و یا اختلافات مرزی و دریایی و امنیتی و غیره بدون توجه به سیاست و اقتدار مورد تاکید، به رویکردهای خشونت پرهیز و مصالحه محور روی بیاورند، و چنان چه می توانند خودشان بدون گلاویز شدن با هم، مشکلات شان را حل کنند و یا در صورت ناتوانی به یک مرجع دادرسی عادلانه و علنی و بی طرفانه با حضور وکلا و هیات منصفه و حضور رسانه های مختلف مبادرت ورزند.

و به نظر رسیدن به تفاهم و مصالحه ی ایران با امریکا و اسراییل و عربستان بسیار ساده است، مهم یک میل رهبران و آمادگی افکار عمومی است، و ایران هم می تواند به حل و فصل منازعات و مخاصمات به شکل مستقیم و رو دررو با امریکا و اسراییل و عربستان بپردازد و یا در صورت عدم تمایل و عدم حصول نتایج، می توان اختلافات را به یک مرجع قضایی یا داوری بین المللی بی طرف با حضور وکلا و هیات منصفه ی طرفین و رسانه ها ارجاع داد. 

ولی پرسش مهم تر آن است که مسوولان ارشد و شهروندان، اصولا چنین باوری برای رسیدن به مرحله ی بنیادین حل اختلاف ها از مسیرهای فنی حقوقی و دیپلماتیک را دارند، و یا نه برعکس بر اساس یک سری قرائت های یک سویه و خاص از خدا و دین و مذهب و انقلاب و اسلام و شیعه و فرهنگ عاشورا و قیام امام زمان و غیره هر گونه تفاهم و مصالحه با این کشورها، مذموم و ناپسندیده و ناروا شمرده شده و یک حرکت ذلیلانه و خفت بار و واگرایانه نمایش داده می شود؟

و تا زمانی که بین رهبران کشور و نیز شهروندان هنوز مقابله و ستیزه و جنگ ارزش گذاری شده و مقدس شمرده شده و اولویت آن بر رویکردهای حقوقی و دیپلماتیک شمرده می شود و هنوز جنگ حماسه است و صلح یک حماسه محسوب نمی گردد و جنگ سبب قرب و نزدیکی به خدا و رسول و ائمه تئوریزه و ترویج می شود، و صلح که مفهومی از نوع یک کنش برد برد و تعاملی طرفین است، مورد بی توجهی و غفلت قرار می گیرد و چوب بی توجهی به پدیده ی صلح وتفاهم را هم کل شهروندان می خورند وهم کل ساختار سیاسی و دود آن بر چشم همه می رود و از میراث تلخ یک جنگ و تقابل،یک ملت حدودا 90 میلیونی بدون هیچ دستاورد ملموسی متضرر و آسیب پذیر می شوند و پدیده ی صلح نه جنگ است و نه تسلیم، و یک مفهوم کنش تعاملی و نیز از بنیاد متفاوت با جنگ و تسلیم است.

 تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل