شما اینجا هستید: Homeیادداشتچرا امریکا نگران چین است؟

چرا امریکا نگران چین است؟

عمران کریمی دانشجوی دکتری مطالعات خاورمیانه از دانشگاه مارمارای استانبول

 رقابت چین و آمریکا بر سر عنوان ابرقدرتی جهان ابعاد تازه تری به خود گرفته است. این دو کشور با رقابت تجاری و جنگ اقتصادی به مصاف هم رفته اند اما این رویارویی ابعاد نظامی جدی به خود گرفته است.

  دولت چین بودجه نظامی امسال را رقمی معادل  ۱۷۸ میلیارد دلار اعلام کرد, که این رقم نسبت به سال پیش  ۶,۶  افزایش نشان می‌دهد. اما نکته مهمی که آمریکا را نگران کرده است میزان افزایش این بودجه و نه میزان کلی آن می باشد چراکه در برابر بودجه ۷۰۰ میلیارد دلاری آمریکا در نگاه اول رقم تهدید کننده محسوب نمی شود. اما ناگفته پیداست که هر آماری را باید در  متن اصلی آن مورد بررسی قرار داد.

 بنابر گزارش ارسالی به کنگره آمریکا, جزئیات این بودجه نشان می دهد که ارقام آن آنگونه که به ظاهر دیده می شوند معنا نمی یابد. در جزئیات این گزارش آمده است که چین  به طور نسبتاً مساوی این ارقام را برای پرداخت حقوق پرسنلی, عملیات و نگهداری و تدارک تجهیزات نظامی هزینه می کنند. اما نکته اساسی اینجاست که با توجه به حقوق پایین نظامیان چین نسبت به آمریکا و همچنین قیمت نهایی نسبت ناچیز تجهیزات تدارک دیده شده برای ارتش این کشور در مقایسه با آمریکا بودجه اصلی نظامی چین با محاسبه قدرت خرید مابین ۵۲۰ تا ۵۵۰ میلیارد دلار می باشد, که این رقم  نه  تنها  به بودجه نهایی آمریکا نزدیک است بلکه پتانسیل  عبور از آن را در سال‌های نه چندان دور دارد.

 به استثنای خرید بسیار ناچیز تعدادی موتور برای جنگنده و موشک های بالستیک از روسیه تقریباً تمامی تجهیزات نظامی چین در داخل این کشور ساخته شده و تحویل ارتش این کشور داده می شود. در این گزارش همچنین آمده است که تجهیزات نظامی تدارک دیده شده برای ارتش چین چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ کیفیت رزمی نه  تنها دست کمی از ارتش آمریکا ندارد بلکه تعداد و تنوع آن ها حتی بیشتر نیز می باشد. ارتش چین در حال ساخت صدها نوع ناو هواپیمابر, جنگنده های نسل ۵,  انواع مختلف موشک های مافوق صوت, پدافندهای موشکی و رادارهای پیشرفته می باشد. همچنین در این گزارش آمده است که در حالی که ارتش آمریکا صدها میلیارد دلار  صرف پرداخت حقوق کادر ارتش خود می‌کند ارتش چین متشکل از قشر عظیمی از نیروهای کادر و  داوطلبی می‌باشد که بنا بر ادعای این گزارش"   صرفاً پول تو جیبی" دریافت می کنند. همچنین به طرز شگفت آوری سهم مخارج ارتش چین از تولید ناخالص ملی این کشور کمتر از آمریکا می باشد. بودجه دفاعی چین  ۱.۲ درصد از تولید ناخالص ملی این کشور را به خود اختصاص داده است و این در حالی است که سهم مخارج ارتش آمریکا رقمی مابین  ۳.۱ درصد بوده است. تحلیل این آمارها نشان می دهد که چین با توجه به رشد اقتصادی عظیمی که در طی سالیان گذشته داشته است و فضای بیشتری برای رشد به لحاظ نظامی دارد و علی رغم بودجه نسبتا کم توانسته است قابلیت نظامی سهمگینی ایجاد کند.

 از سوی دیگر آمریکا رقم قابل توجهی از بودجه دفاعی خود را صرف سرپا نگه داشتن صدها پایگاه نظامی ریزودرشت خود  در بیش از ۱۰۰ کشور جهان هزینه می‌کند که این میزان برای چین تقریباً صفر است و تمامی مصارف نظامی چین در داخل این کشور هزینه می شود. بنابر این گزارش در دوران پس از کرونا اقتصاد چین شکل و حجم بهتری نسبت به اقتصاد آمریکا خواهد داشت, اگرچه جنگ تجاری بین دو کشور در کوتاه مدت به نفع آمریکا خواهد بود اما در دراز مدت چین خواهد توانست اقتصاد خود را بازسازی کرده و با قدرت بیشتری به عرصه جهانی برگردد. اگرچه اقتصاد چین در سه ماهه اول سال با رشد اقتصادی شدید مواجه گردیده اما در سه ماهه دوم و سوم رشد مثبت اقتصادی را دوباره شاهد خواهد بود و این در حالی است که رشد اقتصادی آمریکا در سه ماهه دوم سال ممکن است به منفی ۱۰ درصد برسد.

 آنچه مایه نگرانی آمریکا در ابعاد وسیع تری شده است کنار گذاشته شدن سیاست تک فرزندی از سوی حکومت چین برای ترمیم جمعیت این کشور می باشد. چینی ها ادعا دارند که با اتخاذ سیاست تک فرزندی توانسته‌اند صدها میلیون نفر را از خط فقر نجات داده و زیرساخت های ملی را تقویت کنند اما کنار گذاشتن این سیاست نسبتا خشن صرفاً به معنای ترمیم جمعیتی نمی باشد. اسناد منتشر شده در رسانه های آمریکا نشان می دهد که هدف چین رساندن جمعیت این کشور به مرز دو میلیارد نفر در دهه های آینده است که به معنای سلطه جمعیتی بر بخش عظیمی از آسیا و سایر بخش های جهان خواهد بود. هم اکنون ده ها میلیون نفر از جمعیت چین به عنوان کارگر یا در قالب شرکت های سرمایه گذاری در کشورهای آسیایی و حتی آمریکای لاتین حضور دارند که نه تنها بخشی از دیپلماسی عمومی این کشور محسوب می شوند بلکه به واسطه حجم بسیار بالای سرمایه گذاری در کشورهای مختلفی چون پاکستان ویتنام و حتی روسیه در آینده نزدیک تبدیل به اهرم اقتصادی نیز خواهند شد. .  به موازات افزایش قدرت تجاری و تکنولوژیک حکومت چین توانسته است در ابعاد سیاسی و بین‌المللی نیز در قالب سازمان های مهمی مانند سازمان بهداشت جهانی نفوذ کند

 بررسی آماری سه مولفه نظامی, اقتصادی و جمعیتی چین نشان می دهد که شدیدتر شدن لحن مقامات آمریکا در قبال چین محدود به گسترش ویروس کرونا نمی باشد و ابعاد استراتژیک پر دامنه ای دارد. اعمال محدودیت های تجاری و تحریم شرکت های غول آسایی مانند هواوی  که بازوی تکنولوژیک چین در عصرنوین می باشند بخشی از آغاز یک فرآیند طولانی برای مقابله با سیطره چندجانبه چین در دهه های آینده میباشند.ارگان های رسمی و غیررسمی منتسب به ارتش آمریکا از ارسال تجهیزات نظامی استراتژیک مانند جنگنده های f۳۵ و انواع سیستم های راداری مدرن به مناطق پیرامونی چین حکایت دارند اما ناگفته پیداست که این جنگ به شکل سنتی جنگ گرم منتهی نخواهد شد و هدف از تمامی تمهیدات ایجاد شده در پیرامون چین محدود کردن و به نوعی به زنجیر کشیدن این قدرت عظیم جهانی  در دهه های آینده می باشد, که این امر برداشت های مهمی برای تحولات سایر نقاط جهان به ویژه خاورمیانه خواهد داشت.

 تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل