شما اینجا هستید: Homeیادداشتهمگام با گام های پوتین در تصاحب کرملین (قسمت اول)

همگام با گام های پوتین در تصاحب کرملین (قسمت اول)

سیده مسعوده میر مسعودی: عضو هیئت تحریریه

پوتین ،مردی که در دهه اخیر کمتر زمانی ا ست که اخبار جهان سخنی را به او اختصاص ندهد،چگونه انسانیست ؟ فردی که تا قبل از رسیدن به قدرت در روسیه کمتر کسی از او سخن گفته بود و تا آن زمان هیچ یک از نخبگان روسیه و سیاسیون جهان از میزان توانایی ها ی او تصوری نداشتند ،کیست ؟چگونه به قدرت رسید و چگونه تثبیت شد ؟تعامل متقابل او و غرب چگونه تا این حد پر حاشیه و حساس گشته و نقش هویتی او در تئوری نقش کجای این معادله است .

ولادیمیر ولادمیروویچ پوتین[1] در 1952 در سن پترزبورگ متولد شد.بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه لنینگراد در 1975 با مدرک حقوق بعنوان مامور اقتصادی K.G.B در ارزیابی های برون مرزی در آلمان شرقی مشغول به کار شد .در سال 1989 به لنینگراد باز گشت و کرسی دانشگاهی در این دانشگاه گرفت. او با آناتولی شابچاک[2] که یکی از اصلاح طلبان روسی و شهر دار لنین گراد بود ، رابطه نزدیکی داشت و از طریق او به بسیاری از پست ها ی کلیدی دست یافت. در سال 1996 در مسکو معاونت بوریس یلسین را بر عهده گرفت. سپس تصدی سازمان F.S.B (K.G.Bشوروی سابق) را بر عهده گرفت و یکسال قبل از اولین دوره نخست وزیری ،پوتین کلیه موضوعات اطلاعاتی و امنیتی روسیه را تحت تسلط خود در آورد.

او در بدو ریاست جمهوری در مورد مسائلی نظیر آزادی بیان ،آزادی تفکر ،آزادی اطلاعات و اخبار و حق داشتن بنگاه ها ی اقتصادی خصوصی نظرات موافقی ابراز داشت که زمینه را برای اقبال عمومی فراهم کرد. اوبعداز وضع قانونی که تخلفات در دولت یلتسین را غیر قابل پیگیری می کرد از دختر بوریس یلتسین که مشاور یلتیسین وفعال اقتصادی سالهای اول بعد از فرو پاشی شوروی بود ،حمایت کردوبسیاری از افراد بانفوذ دولت یلتسین نظیر آلکساندر وولوشین[3] رادر سمت خود یعنی مشاور کاخ کرملین ابقاء کرد.از وجود افرادی نظیر بوریس برژوفسکی[4] که فعال اقتصادی وقدرت تاثیر گذار در فضای رسانه ای روسیه بود ، سود جست وبا دخالت در بحران جدایی طلبانه چچن وسر کوب آنها برای خود مقبولیت در جامعه روسیه آفرید.

با بالا رفتن تلفات شهری در چچن این موضوع بجای اقبال عمومی به نقطه منفی درمقبولیت عمومی او بدل شد.بین دو جنگ اول و دوم چچن اقبال عمومی جامعه روسیه مبنی بر وادار کردن چچن در ابقاء در داخل فدراسیون روسیه باعث حمایت بیشتر مردمی از پوتین گشت.همچنین حمایت قوی دومای روسیه از رئیس جمهور جدید اهداف مشترک نخبگان در قدرت روسیه را برای تثبیت حدود کشور ،جلوگیری از فساد ومطیع کردن فرمانداران محلی را میسر ساخت.بدین ترتیب قبل از آنکه فعالان قدرت در روسیه یا حتی متفکرین کشور ها ی غربی از میزان توانایی ها ی او آگاهی کامل بدست بیاورند در راس قدرت روسیه قرار گرفت که این یکی از جنبه ها ی موفقیت او محسوب می شود. جرج بوش در مورد پوتین گفت "ما نمیدانیم که او چگونه انتخاب شده ،ولی ایالات متحده آمریکا راغب است ،بجای بوریس یلتسین که (دوستی همیشه بیمار )است ،با فردی آماده مذاکره و توانا نظیر پوتین به مذاکره بپردازد .

گراهام آلیسون [5] کارشناس کنترل سلاح ها ی هسته ای دانشگاه هاروارد پوتین را شخصیتی توصیف می کرد که بر خلاف یلتسین ،در مورد مذاکرات کنترل سلاح های بالستیک ،مذاکره گر و منفعت طلب است . او معتقد بود با پوتین می توان در مورد تغییر توافقات قبلی آمریکا با اتحاد جماهیر شوروی وارد مذاکره شد. این توافقات شامل طرحی بود که با تایید دومای روسیه می توانست میزان کلاهک ها ی هسته ای آماده پرتاب را کاهش داده و روسیه را مسئول کنترل آن دسته از سلاح ها ی هسته ای کند که در کشور ها ی جدا شده نظیر قزاقستان و اوکراین باقی مانده بود.در آن دوران از دید آمریکا ،روسیه درگیر با جدایی طلبان چچنی ،بیش از ایالات متحده آمریکا ،نگران دزدیده شدن زرادخانه هسته ای شوروی و افتادن آنهابه دست ایران ،عراق یا حتی تروریست ها و گروه های اسلامی نظیر حماس بود.

این توجیه عامل اصلی بود که نگرانی آمریکا را کاهش داده و باعث شد این کشور بعدا در سال ها ی 2002 تا 2007 ،گسترش ناتو به شرق اروپا را متوقف سازد. عملی که تا سال 2012 اطمینان را در طرف روسی تامین کرد. پوتین به این نتیجه رسید که آمریکا در مورد درگیری ها ی کوچک منطقه ای نظیر اوستیا ی شمالی و گرجستان (2007)از خود صبر پیشه خواهد کرد و با وجود اصرار گرجستان ،به عضویت در ناتو ،این پیشنهاد را جهت ایجاد اطمینان در طرف روسی نخواهد پذیرفت .

بعد از 2002 تلاش پوتین برای تشکیل یک گردهمایی مردمی بعنوان انجمن ها ی شهری [6] شکل اجتماعی حضور حکومت در دیالوگ سیاسی را از طریق سازمان های غیر دولتی تکمیل کرد. این موضوع به پوتین ،توانایی بازخورد دیدگاه ها ی مردمی و در مواردی توانایی بهتر در کنترل مخالفان را بخشید . به موازات طرح گسترش ناتو به شرق ، غرب سیاست موازی نرم تری را نیز دنبال می کرد که تحت نام طرح گسترش دموکراسی به شرق ،فعال بود و هدف آن جدا کردن جامعه تحت حکومت کمونیستی از دولت و ایجاد یک گروه آلترناتیو در جامعه بمنظور فروپاشی پرده آهنین بود. این طرح بعد از فروپاشی شوروی در کشور ها ی بجا مانده ،تاثیرات متفاوتی به بار آورد.

در روسیه بعد از فروپاشی اتحاد شوروی ، کشور ها ی اروپایی بویژه آلمان و شخص صدر اعظم وقت ،گرهارد شرودر [7]بیش از همه بر حمایت از سازمان های غیر دولتی روسی تاکید داشت. گلپ پاولوفسکی[8] یکی از معماران سیاسی کرملین بود که در انتخاب پوتین بعنوان جانشین بوریس یلتسین بسیار تاثیر گذار بود .او معمار طرح انجمن ها ی شهری روسی بود که این انجمن ها ی ملی و جوان را بعنوان فرزندان معنوی [9] خود در فضای اجتماعی و سیاسی جامعه روسیه گسترش داد. این گروه ها بالغ بر 300000 گروه و انجمن بودند و   بیش از یک میلیون شاغل در دستگاه ها ی مختلف روسیه داشتند. این گروه ها بعنوان یک مجمع نظر سنجی و یک تیم سیار برای کاهش تنش ها ی جامعه روسیه در برخورد با سیاست ها ی پوتین نقش بازی می کردند. پاولوسکی,پوتین را مانند دوچرخه سواری می داند   که برای ماندن در قدرت چاره ای ندارد بجز آنکه یکسره رکاب بزند .

شگرد بعدی پوین ،استفاده از روش ها یی بود که سال ها در دموکراسی های غربی معمول بود ،یعنی طرح جدایی و استقلال قوه قضایی از قوه ی مجریه و دولت .این طرح به پوتین این فرصت را داد تا با قوانین مدنی و عرفی ،مخالفین داخلی را کنترل کرده و یک حرکت یک دست را از دولت و ملت روسیه به جهانیان ارائه دهد. این کاراکتر پوتین که نمود عملی تئوری نقش در اعمال سیاست ها ی منطقه ای و بین الملی است تا سال 2012 بین غرب و روسیه یک توازن را برقرار کرد .

از مطالب بالا می توان نشان داد که با وجود   فروپاشی پرده آهنین ،پوتین و تیم مدیریتی او توانستند تا 2012 علی رغم تضعیف قدرت نظامی روسیه ،در مقابله با غرب و اتحادیه اروپا ،توازن   موجود را حفظ کنند .در قسمت دوم این مقاله به نقش و تاثیرات متقابل پوتین و غرب در حوادث منطقه ای بعد از 2012 در شرق اروپا و بخصوص در بحران اوکراین می پردازیم.

 

[1] Владимир Владимирович Путин

[2] Anatoly Shobchak

[3] Alexandr Voloshin

[4] Boris Berezovsky

[5] Graham Allison

[6] Civic Society

[7] Gerhard Schroder

[8] Gelb Pavlovsky

[9] Brain Child

 

منابع

 

.M & Popescu .N .(2007).A Power of Audit of EU-Russia Relations:Europian Concil on Foreign relations,ecfr.eu

.Traynor.I. (2001).Putin plays The Liberal ,World Russia, www.theguardian.com

.Traynor.I.(2000).the putin profile, World Russia, www.theguardian.com

.Traynor.I.(2007,Dec 4).Putin Keeps West In Dark On Foreign Policy,Thegaurdian.com

.Woollacott.M.(2000). Russia's new boss has an extremely strange history, http://www.theguardian.com/world/2000/jan/07/russia.comment