شما اینجا هستید: Homeیادداشتبررسی همگرایی منطقه ای اوناسور از منظر بین حکومت گرایی

بررسی همگرایی منطقه ای اوناسور از منظر بین حکومت گرایی

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش

سخنرانی دکتر امیر هوشنگ میرکوشش در همایش آمریکای لاتین،کارائیب و قطب جنوب در دهه جدید در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه- 8 اسفند 1390*

اوناسور یکی از نمونه های در حال ظهور همگرایی منطقه ای در آمریکای لاتین است که با الگو پذیری از اتحادیه اروپا به دنبال تحقق اهداف اقتصادی- سیاسی - فرهنگی واجتماعی درون منطقه ای است.تعاملات بین کشوری و در بیانی تئوریک "بین حکومت گرایی"[1] در تفسیر "اندرو موراوچیک"[2] نگرشی انتقادی به نوکارکردگرایی به عنوان یکی از شاخه های اصلی رهیافت لیبرالیسم و مولفه های اصلی آن است که دراین پژوهش با در نظر گرفتن این نگرش انتقادی و مصادیق آن کنش بین حکومت گرایی در جامعه در حال همگرایی آمریکای لاتین مورد واکاوی قرار گرفته و بر مبنای آن سه مولفه الگوهای مبادله تجاری- قدرت نسبی چانه زنی حکومت های ملی و انگیزه آن حکومت ها برای ارتقای تعهدات بین دولتی در اوناسور مورد مداقه قرار می گیرد.بین حکومت گرایی موراوچیک فرض را بر آن می گذارد که این اراده دولت هاست که منجر به همگرایی منطقه ای بر مبنای ملاحظات ملی و منافع سیاسی و اقتصادی می شود و دراین میان تصمیم گیری های نخبگان حکومتی و منافع وانگیزه های آنان برای ارتقا تعهدات بین دولتی از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ بر این اساس نگرش کارکردگرایی و نو کارکردگرایی نوعی تقلیل آن چیزی است که بین حکومت گرایی خوانده می شود.مقاله حاضر با درنظر گرفتن مبانی تئوریک رهیافت موراوچیک کنش همگرایانه در اوناسور را به لحاظ اقتصادی- سیاسی و تاثیر نخبگان کشورهای آمریکای لاتین بررسی و تبیین می نماید.                                                                                                  

 مقدمه

بررسی نحوه چگونگی و چرایی همگرایی ها در سیستم بین المللی و ارتباط میان دولت ها به یکی از دغدغه های اصلی علم روابط بین الملل تبدیل شده است که در پی آن نظریه های مختلف با دوری و نزدیکی نسبت به مفهوم همگرایی به تبیین این چرایی ها پرداخته اند.اولین نشانه های تئوریک کنش همگرایی به لحاظ نظری با فرایندهایی عملی روبرو شد و نظام متشکل اروپایی با عنوان اتحادیه اروپا که سیری تاریخی و50ساله را بعد از جنگ جهانی دوم طی نموده باعث گردید تا نظریه پردازان حوزه همگرایی با وجوهی عینی روبرو شده و اشکال تئوریک خود را در پیوند با آن چه که روی می دهد محک سنجی نمایند.دراین میان نظریه پردازان لیبرال با در نظر گرفتن قرابت های خود به مفهوم همگرایی به آن گسترش معناشناختی بیشتری داده اند؛ از طرف دیگر الگوی اتحادیه اروپا در مناطق دیگر به صورت های مختلف در حال بلوغ و ظهور است از آسه آن گرفته تا اوناسور در آمریکای لاتین نمونه هایی از مشابهت سازی همگرایانه در نظام بین المللی است.این پژوهش به بررسی و امکان سنجی همگرایی در آمریکای لاتین با محوریت اوناسور برمبنای نظریه بین حکومت گرایی اندور موراوچیک با طرح این موضوع می پردازد که تاچه حد امکان همگرایی در آمریکای لاتین وجود داشته و چه میزان می توان روند همگرایی در آمریکای لاتین را با تفسیر بین حکومت گرا ارزیابی کرد؟ فرضیه مقاله در پاسخ به پرسش مطرح شده بر این اساس استوار است که آینده و منافع مشترک و متقابل ملت های منطقه با توجه به چارچوب های فرهنگی،تاریخی و جغرافیایی می تواند هویت منطقه ای مشترک را تقویت نماید و به همگرایی منطقه ای در منطقه اوناسور منتهی شود و با توجه به قدرت سران دولت ها و حکومت ها و روند افزایش این قدرت نظریه بین حکومت گرایی آندرو موراوچیک برای نیل به همگرایی میان کشور های منطقه ای می تواند کاربرد داشته باشد. بر همین اساس ابتدا به رهیافت تئوریک بحث پرداخته و در ادامه روند همگرایی در آمریکای جنوبی را مورد واکاوی قرار می دهیم.در قسمت های دیگر پژوهش فوق اوناسور را معرفی نموده و به ابعاد سیاسی-اقتصادی آن با تکیه بر مفهوم بین حکومت گرایی می پردازیم و به جهت این که در مفهوم بین حکومت گرایی روابط اوناسور با قدرت های بزرگ حائز اهمیت می باشد به طور اخص روابط اوناسور باایالات متحده آمریکا ،اتحادیه اروپا و چین مورد مداقه قرار گرفته است.بر این اساس هدف اصلی مقاله بررسی اوناسور و روند همگرایی آن با تکیه بر مفهوم بین حکومت گرایی است.

 روند همگرایی در امریکای جنوبی

ابعاد همگرایی منطقه ای درامریکای لاتین که منطقه ای بسیار پیچیده و با مناطق فرعی است عبارتند از: بعد اول رسیدن به امنیت و همگرایی پیشرفته تحت دموکراسی است وجامعه مدنی، حقوق شهروندی و حقوق بشر در توسعه پروژه همگرایی نقش مهم و اساسی دارد. بعد دوم خود همگرایی است که با فرآیند همکاری میان برزیل و آرژانتین آغاز گردید و توسط هر دو کشور تحت اعتماد متقابل ادامه یافت. بعد سوم فرآیند جهانی شدن است که باعث ورود سرمایه خارجی به این منطقه گردید و متعاقبا جهان نیز سرمایه امریکای لاتین را به خدمت گرفت.

تلاش های همگرایی در امریکای لاتین به قدری متنوع و زیاد است که ناظران خارجی را سر درگم می‌کند. امروزه مجامع و نهاد های بسیاری برای همگرایی در امریکای لاتین وجود دارد که با یکدیگر هم زیستی دارند. از آن جمله می‌توان از مجمع همگرایی امریکای لاتین،مرکوسور،جامعه آند، اوناسور، آلترناتیو بولیوارین برای قاره امریکا، بازار مشترک امریکای مرکزی،جامعه کارائیب، گروه ریو و جامعه امریکای لاتین و کارائیب را بر شمرد. بسیاری ازاین گروه بندی ها دارای ساختار های تاسیسی و بوروکراسی مطلوبی می‌باشند وبرخی دارای پارلمان و دادگاه هستند.

امریکای جنوبی از قرن بیستم با متنوع نمودن روابط خارجی خود به دنبال راه حل هایی مضاعف برای توسعه پایدار و همزیستی مسالمت آمیز بوده است.

اتحادیه ملل امریکای جنوبی(اوناسور)

اتحادیه کشور‌های آمریکای جنوبی[3](Unasur) اتحادیه‌ای فراکشوری و بین حکومتی است که دو سازمان تجارت آزاد مرکوسور و جامعه آند را با یکدیگر ، در چاچوب طرح یکپارچگی آمریکای جنوبی، ادغام می‌کند. پیش تر این اتحادیه ، جامعه کشور‌های آمریکای جنوبی نام گرفته بود که در جریان اولین اجلاس انرژی آمریکای جنوبی که در 16 آوریل 2007 برگزار شد به اوناسور تغییر نام داد.مقر اوناسور در کیتو پایتخت اکوادور قراردارد. پارلمان آمریکای جنوبی در کوچابامبای بولیوی و مقر بانک جنوب نیز در کاراکاس پایتخت ونزوئلااستقرار یافت.

اوناسور12 عضو داردو با 383 میلیون نفر جمعیت و مساحت حدود 18 میلیون کیلومتر مربع و با بیش از 3 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی پنجمین اقتصاد جهان محسوب می‌شود. اتحادیه اوناسور مقام اول تولید و صادرات مواد غذایی در جهان را داراست.95 درصد مردم منطقه اوناسور کاتولیک رومی هستند واکثریت جمعیت اوناسور به زبان های اسپانیایی یا پرتقالی صحبت می‌کنند. اوناسور دارای 8 میلیون کیلومتر مربع جنگل است و دو اقیانوس آرام واطلس در دو طرف آن قرار دارند. 27 درصد آب شیرین جهان در اوناسور است. کل در آمد صادرات اتحادیه 440 میلیارد دلار است. برزیل با 191 میلیون جمعیت بزرگترین کشور اتحادیه اوناسور است.

برزیل به عنوان قدرت هژمون اوناسور محسوب می‌شود. GDP آن 50 درصدGDPکل اوناسور است.اقتصاد برزیل یک دهه بر کل منطقه امریکای جنوبی مسلط بوده است، از این رو وابستگی متقابل اقتصادی در دهه های گذشته از طریق گشوده شدن بازار کشور های منطقه به روی سرمایه گذاری برزیل و همکاری این کشور در پروژه هایی زیر ساختی جدید مثل بزرگراه درون اقیانوس و پروژه های انرژی افزایش یافته است. هر گونه خدشه ای در اقتصاد برزیل می‌تواند به سقوط اقتصاد کشور های همسایه مثل پاراگوئه منجر شود.

 

اهداف اوناسور در جهت ایجاد همگرایی اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی عبارتند از:

  1. ایجاد بازار آزاد و حذف تعرفه کالاهای غیر حساس تا سال 2012 و حذف تعرفه کالاهای حساس تا سال 2019.
  2. ایجاد یکپارچگی ساختاری در آمریکای جنوبی که از حمایت بانک بین آمریکایی توسعه و شرکت توسعه آند نیز برخوردار است. اوناسور طرح‌های یکپارچگی ساختاری را با ساخت بزرگراه بین اقیانوسی آغاز کرده است. این بزرگراه با هدف مرتبط ساختن کشور‌های واقع در سواحل اقیانوس آرام، بویژه شیلی و پرو با برزیل و آرژانتین در اقیانوس اطلس ساخته می‌شود. زمان بهره برداری از اولین بخش این طرح میان پرو و برزیل سال 2009 تعیین گردیده بود.
  3. حرکت آزادانه مردم و شهروندان آمریکای جنوبی برای مسافرت به تمام کشورهای منطقه(به جز گویان فرانسه ) تا سقف نود روز و بدون نیازبه پاسپورت و تنها با کارت شناسایی. براساس توافق انجام شده در نوامبر سال 2006، کشور‌های آرژانتین، بولیوی، برزیل، شیلی، کلمبیا، اکوادور، گویان، پاراگوئه، پرو، سورینام، اوروگوئه و ونزوئلا اخذ روادید مسافرت توریستی میان یکدیگر را حذف کردند.
  4. سیاست پولی: 7 کشور بنیانگذار اوناسور(آرژانتین، بولیوی، برزیل، اکوادور، پاراگوئه، ونزوئلا و اوروگوئه) بانک آمریکای جنوبی را در دسامبر سال 2007 در بوئنوس ایرس افتتاح کردند. مقر بانک آمریکای جنوبی در کاراکاس پایتخت ونزوئلا خواهد بود و این بانک دفاتری در بوئنوس ایرس پایتخت آرژانتین و لاپاس پایتخت بولیوی خواهد داشت. بانک جنوب در زمینه طرح‌های توسعه اقتصادی جهت ارتقای رقابت منطقه‌ای و بالابردن سطح توسعه علمی و تکنولوژیکی در کشور‌های عضو سرمایه گذاری خواهد کرد.
  5. پروژه های نفت و گاز.
  6. سیاست دفاعی، دولت‌های ونزوئلا و برزیل پیشنهاد تشکیل شورای دفاعی آمریکای جنوبی را ارائه داده‌اند که بر مبنای سیاست‌های دفاعی آمریکای جنوبی تدوین خواهد شد. شورای دفاعی آمریکای جنوبی در صورت تاسیس به مثابه مکانیسمی برای امنیت آمریکای جنوبی فعالیت خواهد کرد.

 نتیجه گیری وچشم انداز آینده

در نگاه اول به نظر می رسد که اوناسور تمام ابزار های موفقیت واقعی در همگرایی ملت های امریکا جنوبی را در یک پروژه مشترک در اختیار دارد. تاریخ این منطقه تلاش های ناموفق قبلی در همگرایی منطقه ای را نشان می دهد، اگر چه این تلاش ها خود می تواند تجربه های مفیدی برای برداشتن گام های بعدی به ویژه در اوناسور باشد. اوناسور سازمانی است که به خوبی تعریف شده و از یک پیمان تاسیس مناسب برخوردار است. با این حال به نظر می رسد که برای رسیدن به همگرایی واقعی در منطقه امریکا جنوبی تمایل سیاسی کافی در میان کشو رهای منطقه مهم تر از ساز وکار های بوروکراتیک است که خلاء آن مشهود است.از نظر تئوریکی توصیف سازمان اوناسور به نظر دشوار است. ازمنظر نوکارکرد گرایی خلاء نهاد های فرا ملی یا نبود تمایلات کافی برای تاسیس آن ها مسئله ساز است. تاکید بسیار بر قدرت سران دولت ها و حکومت ها و افزایش قدرت آن ها، نظریه بین حکومت گرایی را تقویت می کند. قوانین مشترک تعامل و اصول پذیرفته شده توسط تمامی اعضای اوناسور می تواند با دولت های دارای اقتدار ملی ایجاد برخورد نماید. از طرف دیگر نظریه بین حکومت گرایی لیبرال ، تا زمانی که تمام کشور های منطقه از فرایند جامعه مدنی دور باشند و با توجه به آمار پایین مشارکت مدنی دراغلب کشور های منطقه ، به نظر غیر قابل اجرا می آید. با این وجود هنوز می توان مزیت های این نوع منطقه گرایی را در فرایند توسعه در نظر گرفت.

تمرکز استدلال بر هویت و تاریخ مشترک، در هنگام تاکید بر سیاست خارجی محلی، احتمالا می تواندنتایج خوبی در بر داشته باشد. به عنوان مثال نا آرامی های بولیوی در سپتامبر 2008 با حمایت و هم بستگی نادرتمامی کشور های عضو اوناسور، نشانه ای از اتحاد منطقه ای را به اثبات رساند. با این وجود حاکمیت ایدئولوژیک در بعضی از کشور ها مثل ونزوئلا می تواند به روند همگرایی در چارچوب اوناسور آسیب وارد نماید. از طرف دیگر نقش هژمونیک برزیل در منطقه امریکای جنوبی و مزیت منطقه ای این کشور و آرمان‌های این کشور برای بدست آوردن جایگاه دائمی در شورای امنیت سازمان ملل و بدست گرفتن رهبری منطقه نیز می‌تواند فرایند همگرایی بیشتر در اوناسور را با خطر شکست روبرو نماید.

با وجود مسائل مطرح شده مزیت های بالقوه اوناسور کاملا مسلم است. آینده مشترک و متقابل ملت های منطقه و ایجاد هویت منطقه ای مشترک می‌تواندنقش خارجی امریکای جنوبی در صحنه سیاست جهانی را برجسته کند. البته باید در نظر داشت که نظریه های همگرایی تنها براساس تجربه اروپایی و بدون ملاحظه چارچوب های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی متفاوت هر منطقه می‌تواند به فرایند همگرایی در منطقه مورد نظر آسیب رساند.در هر صورت اوناسور مجبور است بر ترس های فرا ملیتی خود غلبه نماید و با ایجاد مکانیزم هایی فراتر از اقتدار دولتی روند همگرایی و توسعه پایدار در منطقه را تسریع نماید.

* مقاله فوق با همکاری دکتر حسین درجانی دکترای روابط بین الملل و استاد دانشگاه تالیف و تدوین گردیده است.

[1] Intergovernmentalism

[2] Andrew Moravcsik

 [3]Unión de NacionesSuramericanas