هستی شناسی صلح بین الملل در بستر فرهنگ مدارا و صلح ایرانی

سخنرانی دکتر امیر هوشنگ میرکوشش با عنوان هستی شناسی صلح بین الملل در بستر فرهنگ مدارا و صلح ایرانی در 11 دی ماه 1391  در سالن همایش های برج میلاد*

هستی شناسی در پی اموری است که موجودیت آن ها مسلم است. این که جهان اجتماعی چیست و یا سرشت کنشگران چیست، از جمله اموری است که در هستی شناسی به آن پرداخته  می شود. هستی شناسی با دو پرسش اصلی سرو کار دارد: وجود چیست؟ چه اموری در عالم وجود دارند؟ هستی به دو گونه عینی و ذهنی تقسیم می شود. وجود ذهنی ماهیت اشیاء را در ذهن محقق می سازد و باعث ایجاد علم حصولی و ماهوی به اشیاء خارجی و موجودات عینی می گردد. علم حصولی در مقابل علم حضوری قرار دارد و علم ما به اشیاء خارجی به میانجی گری صورت ذهنی است، یعنی تمام امور عینی را در آینه ذهن خود می بینیم و به صور آن ها علم مستقیم داریم و به خود آن ها علم غیر مستقیم. ازدیدگاه هستی شناسی، وجود آن گونه که هست، مورد مطالعه قرار می گیرد، یعنی هدف هستی شناسی شناخت " هستی ناب" و " مطلق وجود " است. هستی شناسی ضمن توجه به چرایی و چیستی معرفت، به بحث وجود و هستی واقعیت توجه دارد و قلمرو وجود را مورد سئوال و پژوهش خود قرا ر می دهد و به سرشت قوام بخش واقعیت اجتماعی و سیاسی یعنی اساسی ترین اندیشه ها در حیطه جوهر و ذات چیز ها می پردازد. هستی شناسی زمینه اکتشاف یا مقام گرد آوری است و به مفروضه های بنیادین در مورد جوهر سیاست و روابط بین الملل به عنوان عرصه ای خاص از عمل سیاسی اشاره دارد. چه چیزی برای شناختن وجود دارد و نظریه پرداز چه می بیند،اشاره به مباحث هستی شناسی است.
هستی شناسی از نظر واژه شناسی، نظریه هستی است. پرسش کلیدی آن است که آیاجهانی واقعی مستقل از شناخت ما در بیرون وجود دارد؟ به عنوان مثال، آیا تفاوت های ذاتی که در همه زمان ها  و هر زمینه ای بر قرار است، میان جنسیت ها، طبقات و نژاد ها وجود دارند؟برای روشن شدن موضوع، مثالی ساده ارائه می شود. در ده سال گذشته، هفت میلیون نسخه از کتاب" جان گری" با عنوان "مردان مریخی و زنان ونوسی" در امریکا و میلیون ها نسخه از آن در دیگر کشور های جهان به فروش رفته است. نویسنده استدلال می کند که مردان و زنان تفاوت زیادی با یکدیگر دارند که از ویژگی های طبیعی آنهاست و آن ها در صورتی می توانند یکدیگر را درک نمایند که این حقیقت زندگی را تشخیص دهند. البته این موضوع مخالفان زیادی در میان زنان و گرو های فمینستی  دارد.این کتاب موضعی هستی شناختی بر تفاوت های بنیادی میان زن و مرد اتخاذ می کند. این تفاوت ها با گذر زمان، پایدار و میان فرهنگ های مختلف مشترک است. این نقطه نظر از موضعی وجود شناختی ذات گرایانه و بنیاد گرایانه است. طرفداران این موضع استدلال می کنند که تفاوت های ذاتی در هستی بنیان هایی فراهم می کند که زندگی اجتماعی بر آن بنا می شود.
هستی شناسی ادبیات در اساس یک موضوع پدیدار شناختی است تا روش شناسی، جامعه شناسی و روان شناسی. آن یک تئوری ناب پدیدار شناختی است که از یک حس زیبایی شناختی – بر اساس هستی شناسی پدیدار شناختی زیبایی- سرچشمه می گیرد و آن را در محدوده اجتماعی- تاریخی و شرایط مادی پدیده زیبایی قرار می دهد. زیبایی احساسات عینی است  و این تعریف  پدیدار شناختی از ماهیت زیبایی است که خود را در سه سطح نشان می دهد: احساس از طریق خود آگاهی، حس زیبایی از طریق احساس، و احساس از طریق حس زیبایی. هنر از طرف دیگر عینی کردن احساس است و عمومی ترین و نزدیک ترین حالت آن به بشریت، ادبیات و شعر است. شعر سرچشمه و منشاء زبان  می باشد و ماهیت زبان شناسی استعاره است. زبان به عنوان پایگاه و جایگاه  بودن، هم تفکر است و هم شعر و ذات هنر را در مستقیم ترین راه بیان می کند. در ترمینولوژی زیبایی شناختی، ادبیات زبان احساسات است که توسط نویسنده و بر اساس احساسات خود وی  و به سوی زبان صحنه جریان دارد. و بر این اساس شاید بتوان گفت که هستی شناسی ادبیات پارسی در مقایسه با هستی شناسی روابط بین الملل هر اندازه هم اندیشه گرا باشد و از مسایل  بنیادی حیات انسان سخن بگوید، کمتر تحلیلی و اثبات گراست و بیشتر روایت گرا و نمایشگر است.

صلح به معناي رايج آن يعني فقدان جنگ،رویای زيبايي است كه بشريت و جامعه بين المللي همواره در مسير رسيدن به آن تلاش كرده و سوداي وصال آن را در سر مي پرورانده است.صلح و مدارا جایگاه ویژه ای در فرهنگ و ادب ایران زمین دارد.مدارا همان احترام و ارج گذاشتن بر تنوع و اختلاف میان فرهنگ های جهان است.صلح یک آرمان جهانی تلقی می‌شودوانسان امروز را به زندگی در شرایطی آرام و به دور از تشویش وکشمکش سوق می‌دهد.از گذشته تا امروز، صلح یک مفهوم مطلق نیست و همانند جنگ، ریشه در نوع جهان‌بینی ما نسبت به جهان هستی دارد. صلح‌آفرینی و صلح‌پژوهی با هدف اقدام برای ایجاد تفاهم و توافق میان گروه‌های درگیر و شناخت زمینه‌های برقراری صلح،از دغدغه‌های ذهنی شاعران و نویسندگان ایران زمین بوده است.در عرصه بین المللی و در ادبیات روابط بین الملل روش مدارا،با احترام به حقوق بشر همخوانی دارد وانسان ها اين حق را دارند كه در صلح زندگی كنند و همچنان كه هستند باشند.دراین پژوهش ضمن بررسی مفاهیم صلح و صلح بین الملل، مدارا و صلح در فرهنگ ایرانی و در بستری هستی شناختی مورد تحلیل و تبیین قرار میگیرد. فرضیه این پژوهش با واکاوی و بررسی آثار منظوم و منثور ادیبان،شاعران و دانشمندان ایرانی در سده های گذشته به دنبال نشان دادن گستره درک و جهان بینی آن ها از فرهنگ صلح و مدارا فراتر از نژاد ،ملیت و مذهب و پاسخ به این پرسش است که صلح و مدارا در فرهنگ و ادب ایران چه جایگاهی در صلح و مدارای جهانی دارد؟هدف اصلی این پژوهش واکاوی و پالایش فرهنگ صلح و مدارا در ایران و پیوند زدن آن با صلح و مدارای بین المللی است.

صلح، مدارا،بردباری، شکیبایی و... جایگاه ویژه ای در فرهنگ و ادب ایران زمین از گذشته دور تا کنون دارد.صلح به مفهوم فقدان جنگ از مهم ترین ضروریات جوامع گذشته، حال و آینده به حساب می آید.صلح به معنای نبود جنگ آرمانی جهانی تلقی می شود که دغدغه انسان دیروز ، امروز و فردا بوده است و خواهد بود.صلح یک مفهوم مطلق نبوده و همانند جنگ ریشه در نوع جهان بینی انسان به جهان هستی دارد. از متون نظم و نثر پارسی چنین استنباط می شود که بزرگان فرهنگ و ادب پارسی برای صلح  و مدارا ارزش و اهمیت خاصی قائل بوده اند.فردوسی در شاهنامه به صفات نیکی چون مدارا، گذشت، آزاد اندیشی، تساهل و تسامح که زمینه ساز برقر اری صلح و آشتی است توصیه می کند. جهان وطنی گرایی از ویژگی های اندیشمندی چون سعدی است که صلح را همواره بر جنگ مقدم می دارد و مدارا با دشمن را بهتر از کارزار و جنگ می پندارد.
صلح در روابط بین الملل در برابر جنگ و دشمنی قرار دارد و بر اساس توافق گروهی شکل می گیرد.همزیستی مسالمت آمیز در روابط میان کشور ها با نظام های متفاوت و بر اساس حل و فصل مسالمت آمیز اختلاف ها در روابط بین الملل از مقدمات بر قرای صلح و صلح پایدار میان کشور ها است.ابعاداصلی آموزه های صلح در سیاست و روابط بین الملل ریشه در زمینه های نظری صلح، مطالعات صلح، صلح منفی، مثبت و پایدار دارد.
در این مقاله تلاش شده است که مبانی هستی شناسی صلح و مدارا در فرهنگ و ادب پارسی وهستی شناسی صلح در روابط بین الملل تبیین شود.چیستی و چگونگی صلح و مدارا در فرهنگ و ادب پارسی؟چیستی وچرایی صلح در روابط بین الملل؟رابطه میان فرهنگ و ادبیات صلح و مدارا در ایران با صلح و مدارای بین المللی چه گونه است؟آیا افکار صلح طلبانه مردم ایران با اساسنامه های جهانی صلح تطابق دارد؟ نگارندگان تلاش دارند که با پاسخ به سئوالات مطرح شده و سئوال اصلی به واکاوی و پالایش فرهنگ صلح و مدارا در ایران پرداخته و آن را با صلح و مدارای بین المللی پیوند دهند. برای تامین این هدف مباحث در دو بخش کلی ارائه می شود. در بخش اول، هستی شناسی صلح در روابط بین الملل با بررسی مفهوم صلح در نظریه های روابط بین الملل و حقوق بین الملل تبیین شده است و در بخش دوم، صلح و مدارا در فرهنگ ایران وادب پارسی و از منظر هستی شناسی و با رجوع به آثار نظم و نثر ادیبان و محققان ایرانی پرداخته شده است و در نهایت، نتیجه گیری بر اساس هدف اصلی مقاله با استنتاج از مباحث مطرح شده و در راستای تدوین و پردازش فرضیه مورد نظر ارائه شده است. واکاوی وبررسی مفهوم صلح و مدارا در فرهنگ و ادب پارسی وپیوند زدن آن به صلح بین الملل از منظری هستی شناسی ، که پیش از این انجام نگرفته، کاری جدید و نوین در این عرصه است و از همین منظر می تواند مزیت این مقاله قلمداد شود.

مقاله" هستی شناسی صلح بین الملل در بستر فرهنگ مدارا و صلح ایرانی" با همکاری سرکار خانم دکتر شهرزاد نوری صفا دکترای ادبیات فارسی و عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور تالیف و تدوین گردیده است و در فصلنامه علمی پژوهشی راهبرد شماره 68 پاییز 1392 چاپ گردیده است.