شما اینجا هستید: Homeیادداشتپایه های چند وجهی منافع ملی در پرتو تحولات منطقه ای: مطالعه موردی ایران و ترکیه

پایه های چند وجهی منافع ملی در پرتو تحولات منطقه ای: مطالعه موردی ایران و ترکیه

سخنرانی دکتر امیر هوشنگ میرکوشش در بیست و یکمین همایش بین المللی خلیج فارس - بندرعباس 17-15 اسفند 1391

تحولات منطقه ای چند سال اخیر باعث دگرگونی های عمده ای در مفاهیم و نظریه های روابط بین الملل به ویژه مباحث مربوط به سیاست خارجی کشورها شده است.منافع ملی به عنوان ستاره راهنمای هر دولت نیز در این میان دچار چالش های عمده ای برای کشورهای منطقه گشته است؛ دوبازیگر عمده منطقه(ایران و ترکیه)به عنوان بازیگرانی فعال و پویا که به دنبال ارتقاء سطح کنش گری خود در منطقه و جهان هستند با توجه به تحولات جاری دچار پیوست ها و همزمان گسست های عمده ای در نوع نگاه به یگدیگر و به منافع ملی خود شده اند که این پژوهش در مورد چرایی ها و چگونگی های آن می تواند درکی جدید از موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک دو کشور را ارائه دهد.با طرح این سوال که تغییرات و تنوع موضوعات در رویکردهای سیاست خارجی دو کشور تاچه حد آنها را به هم نزدیک و یا از یکدیگر دور می کند و روندهای دموکراتیک چه تاثیری بر نوع و ماهیت رابطه دو کشور در پرتو تحولات منطقه ای دارد.

روابط ایران و ترکیه همراه با تغییراتی که در دوران معاصر در جغرافیای سیاسی خاورمیانه ایجاد شده‌ دستخوش تحولات زیادی بوده است.تنش میان امپراطوری‌های عثمانی و صفویه و حملات پیاپی آنان به مرزهای غربی ایران در ۵ قرن گذشته روابط میان دو کشور را عمدتا سرد و خصومت آمیز کرده بود. گرچه صفویه در قرن هفدهم به عمر خود پایان داد، اما امپراطوری عثمانی تا واپسین روزهای حیات خود در قرن بیستم و در جریان جنگ‌های جهانی همواره متعرض به خاک ایران بود.شکست عثمانی‌ها در جنگ جهانی اول و از دست دادن بخش عمده‌ای از متصرفات و ایجاد دولت غیر مذهبی مبتنی بر پان ترکیسم بنام «ترکیه» از یک سو و ایجاد دولت لائیک پهلوی در ایران از سوی دیگر آغازگر فصل تازه‌ای از روابط میان دوکشور بود.در این دوره ایران و ترکیه با سیاست های کلان ایالات متحده آمریکا باور داشتند که با  خطر نفوذ شوروی مواجه هستند. راه اندازی پیمان نظامی سنتو توسط دو کشور در کنار پاکستان از تحولات عمده روابط ایران و ترکیه در زمان پهلوی دوم بود.

 

خیزش ها و تحولات خاورمیانه، مرحله دیگری از روابط پیچیده دو کشور ایران و ترکیه را به عرصه سیاست   منطقه ای آورد. این مرحله اثبات نمود که حل مسائل از" نقطه صفر" ترکیه با همسایگان دیگر کار ساز نیست.ترکیه از بعد از تحولات در منطقه تلاش نموده است نقش مهم تری در مسائل منطقه ای ایفا نماید. هم ایران و هم ترکیه برای تغییرات سیاسی در خاورمیانه بعد ازتحولات در کشور های منطقه الگو ها ی خود را معرفی می کنند. این موضوع باعث پیچیده شدن روابط سیاسی میان دو کشور شده است، در حالی که دو کشور روابط اقتصادی و امنیتی خود را که سابقه چند ده ساله دارد، ادامه می دهند. در هر صورت روابط دو کشور تحت تاثیر حوادث و خیزش ها در محیط سیاسی و استراتژیک خاورمیانه قرار دارد و نقش مهمی ایفا می کندواین موضوع پیچیدگی روابط دو کشور را اجتناب ناپذیر می کند.

 روابط ایران و ترکیه

ترکیه و ایران به عنوان دو کشور غیر عرب در خاورمیانه، از کشور های کلیدی این منطقه هستند. این دو کشور از سال 1639 تا کنون هیچ گونه درگیری مرزی یا مسائل مشابه نداشته اند و مرز های دو کشور تا امروز بدون تغییر باقی مانده است. از نظر تاریخی، با وجود تفاوت های ایدئولوژیکی میان حکومت سکولار ترکیه و جمهوری اسلامی ایران، واقعیت های ژئو پلیتیکی و الزامات اقتصادی دو کشور را ملزم به همکاری با یکدیگر در تعدادی از موضوعات نموده است. به علاوه مرز مشترک دو کشور و وجود سازمان های شبه نظامی کردی به این همکاری استحکام بخشیده است. علاوه بر موارد فوق نیاز ترکیه به انرژی به افزایش حجم مبادلات تجاری میان دو کشور انجامیده است.

با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002، سیاست خارجی ترکیه دستخوش تحول گردید: ترکیه تلاش نمود که با همه طرف های درگیر در منطقه ارتباط بر قرار کند؛ ترکیه به عنوان قطب اقتصادی منطقه مطرح گردید و بهبود روابط  با مسلمانان، مردم بالکان، آسیای مرکزی، اعراب و اروپایی ها رادر دستور کار قرار داد؛ ترکیه با تمام همسایگان خود شامل ایران و سوریه رابطه بر قرار نمود؛ ترکیه، اسرائیل  و سوریه را برای مذاکرات دعوت نمود و تلاش کرد آنها را برای مذاکرات مستقیم در سال 2008 به پای میز مذاکره بیاورد؛ترکیه پیشنهاد میانجیگری میان ایران و امریکا در مسائل هسته ای را مطرح نمود و برای مذاکرات اسرائیل – فلسطین و مذاکرات داخلی فلسطینی ها پیش قدم شد.

روابط تجاری دو کشور همیشه خوب بوده و این از اصول سیاست خارجی دو کشور در جهت توسعه روابط اقتصادی و تجاری با همسایگان سرچشمه می گیرد.تجارت دو کشور بیشتر شامل گاز طبیعی بوده، اما همکاری های اقتصادی در زمینه های دیگر نیز وجود دارد.حجم تجارت دو کشور تا فوریه 2012  به حدود 15 میلیارد دلار رسید.

از نقاط اشتراک مهم در روابط دو کشور در سال های اخیر مسئله هسته ای ایران است . ترکیه تلاش نمود با مشارکت برزیل موضوع هسته ای ایران را به سرانجامی قابل قبول و مورد تایید قدرت های بزرگ برساند. ترکیه با سیاست های تحریمی غرب علیه ایران همراه نشد ، زیرا بازار ایران جذابیت زیادی برای این کشور دارد. اما در مجموع آن چه که نگاه ترکیه را بصورتی تئوریک بازمی تاباند اظهارات احمد داوود اوغلو است.او طی مصاحبه ای اهمیت ایران برای ترکیه را درجهت منافع ملی این کشور نشان می دهد:" ما با اقدام نظامی و تحریم اقتصادی مخالفیم، زیرا آثار ناگوار آن، خود ما را در مقام همسایه ایران دربر می‌گیرد

تحولات در کشور های عربی، مرحله دیگری از روابط پیچیده میان دو کشور ایران و ترکیه را به عرصه سیاست منطقه ای آورد. این مرحله اثبات نمود که حل مسائل از" نقطه صفر" ترکیه با همسایگان دیگر کار ساز نیست.ترکیه از بعد از تحولات در منطقه تلاش نموده است نقش مهم تری در مسائل منطقه ای ایفا نماید. هم ایران و هم ترکیه، با وجودروابط اقتصادی و امنیتی  چند ده ساله ، برای تغییرات سیاسی در خاورمیانه بعد از تحولات منطقه الگو ها ی خود را ارائه و بازنمایی می کنند. این موضوع باعث پیچیده شدن روابط سیاسی میان دو کشور شده است. در هر صورت روابط دو کشور تحت تاثیر حوادث و خیزش ها در محیط سیاسی و استراتژیک خاورمیانه که نقش مهمی ایفا می کند، قرار داردواین موضوع، پیچیدگی روابط دو کشور را اجتناب ناپذیر می کند.تا کنون ترکیه و ایران برای  کنترل اختلاف های  خود موفق  بوده اند. به علاوه حوزه های متفاوت منافع ژئوپولیتیک  دو کشور باعث ایجاد تعادل و جلوگیری از تنش شدید میان آن ها شده است.با تغییرات منطقه ای کنونی ، به نظر می رسد تحولات خاورمیانه این توازن را به طریقی مختل خواهد کرد که می تواند تنها مطلوب یکی از دو کشور باشد و تضاد منافع و دیدگاه را به ارمغان می آورد.حوز ه های تنش میان دو کشور حول دو حوزه منطقه ای و مرکزی دور می زند.

نتیجه گیری:چشم انداز آینده

ترکیه توانسته در کوتاه‌مدت در ژئوپلتیک های مختلف موقعیت خود را تقویت کند. برای نمونه، این کشور در تعامل با خاورمیانه، اوراسیا، بالکان، آفریقا، اتحادیه اروپا ، امریکا و در ارتباط با روسیه و چین نقش راهبردی برای خود کسب کرده و در نهادهای بین‌المللی نیز (به عنوان عضو غیردائم شورای امنیت، با حمایت 154 کشور و همچنین کسب دبیری سازمان کنفرانس اسلامی از طریق رای‌گیری) اعتبار قابل توجهی یافته است. همچنین ترکیه در حوزه ترتیبات امنیتی جهانی در چارچوب و قالب ناتو نقش‌آفرینی می‌کند و در حوزه اقتصادی جزء گروه 20 کشور برتر و قدرتمند جهان جای گرفته‌ است . در حوزه فرهنگ نیز ترکیه با اتکاء بر قدرت نرم خود توانسته نمایی از فرهنگ و تمدن خود را بازنمایی کند. در سال‌های اخیر ترکیه علاوه بر سیاست خارجی توانسته در حوزه سیاست داخلی خود  نیزپیشرفت های مهمی در جهت دموکراسی و حقوق بشر داشته باشد. ترکیه علاوه بر بهره‌مندی اقتصادی، به عنوان یک کشور طرفدار صلح و ثبات در منطقه شناخته می شود.به هر حال ترکیه به دنبال حداکثرسازی مطلوبیت‌های ژئوپلتیک خود در منطقه و جهان است و با این رویکرد در نظر دارد تا سال 2023 که صدمین سالگرد تاسیس جمهوری ترکیه است در خرده‌سیستم‌های منطقه‌ای به عنوان مرکز و در نظام بین‌الملل به عنوان بازیگر شناخته شود. ترکیه، خرده‌سیستم‌های منطقه‌ای را تنها در خاورمیانه نمی‌بیند، بلکه چند ژئوپلتیک منطقه‌ای از جمله اوراسیا و بالکان را نیز در نظر دارد.در این فضا اقتضا می کند که جمهوری اسلامی ایران با درک شرایط جدید و توجه عمیق تر به تحولات منطقه ای چنانچه یک یا چند بازیگر در ادبیات و رفتار سیاسی خود دچار واگرایی و یا همگرایی با ایران شوند آن را به مثابه امری قطعی معنا ننماید و تحرکات کشورها(به ویژه دولتمردان ترکیه)را بر اساس راهنمای منافع ملی آنها ارزیابی نمایند.

 ترکیه پل ارتباطی ایران با غرب است و پیوستن احتمالی این کشور به اتحادیه اروپا می تواند منافع حداکثری ایران را تامین نماید. ایران و ترکیه نقاط اشتراک و پیوند های عمیق فرهنگی، قومی،دینی و تاریخی دارند و می توانند با اجماع روی آن ها بر نقاط افتراق با دیپلماسی و مذاکره فائق آیند. مزیت های اقتصادی بی شمار دو کشور نیز می تواند در گسترش روابط دوکشور تا حد روابط استراتژیک راهگشا باشد.تاثیر مسائل منطقه ای در روابط دو کشور را نمی توان نادیده گرفت. در حال حاضر مهم ترین مساله منطقه ای موثر در روابط دو جانبه ایران و ترکیه مساله سوریه است. آن چه در سوریه می گذرد و موضع ترکیه در قبال آن، نیازمندبه رسمیت شناختن این اصل است که هر کشوری  سیاست خارجی خود را تعیین می کند.آیا حمایت از سوریه در مقابل تخریب روابط با ترکیه که سال هاست با آن روابط حسنه  و استراتژیک داریم منطقی است؟آیا صف بندی جدید شیعه و سنی در منطقه در دراز مدت به نفع ایران و منطقه است؟پاسخ به این سئوالات خود می تواند موضوع مقالات و پژوهش های دیگر باشد.  با نگاه مثبت  به تحولات  خاورمیانه و با عبور از آن می توان روابط دو جانبه ایران و ترکیه را  برای دهه های آینده و در جهت منافع دو کشور ساماندهی و طراحی نمود. این نوع نگاه مزایای بسیاری به دنبال خواهد داشت. پیشنهادات این پژوهش در جهت دستیابی به روابط خوب منطقه ای و جهانی به شرح ذیل است:

  • هیچ بازیگر سیاسی منطقه ای و جهانی سیاه مطلق و سفید مطلق نیست.
  • توجه به زمان مندی،مکان مندی و زمینه مندی در نوع نگاه به بازیگران منطقه ای و جهانی حائز اهمیت است.
  • برای آن که تحولات اخیر منطقه به خوبی رصد شود نیازمند بازبینی مجدد و نگاه کاربردی گذشته پژوه برای رسیدن به آینده پژوهی و اتخاذ استراتژی هستیم.
  • در تعامل با بازیگران منطقه ای و جهانی رفتار تاکتیکی آنها را به مثابه رفتاری استراتژیک تلقی نکنیم.(مانند آن چه که تا کنون در مورد رفتار سیاست خارجی ترکیه انجام داده ایم).
  • نوع نظام سیاسی در رفتار سیاسی بازیگران حائز اهمیت است و توجه به این موضوع باید چند وجهی ،متنوع و پویا باشد.

 

این مقاله با همکاری دکتر حسین درجانی دکترای روابط بین الملل و استاد دانشگاه تالیف گردیده است.

 تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل