شما اینجا هستید: Homeیادداشتارزیابی وتحلیل سخنرانی جان کری در بنیاد کارنگی در مورد سیاست خارجی آمریکا در خاور میانه

ارزیابی وتحلیل سخنرانی جان کری در بنیاد کارنگی در مورد سیاست خارجی آمریکا در خاور میانه

سیده مسعوده میر مسعودی: عضو هیئت تحریریه

 وزیر خارجه آمریکا در تشریح سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه در روز 28 اکتبر در بنیاد کارنگی سخنانی ایراد نمود که در بیان تحلیل در دو بعد آرمان گرایانه و واقع گرایانه مورد نقد وبررسی قرار می دهیم.
 در بعد آرمانی آمریکا بعنوان هژمون وقدرت غالب در نظام بین الملل سعی در تصحیح نقشه سیاسی خاورمیانه با غالبیت امنیت منطقه دارد. وی در راستای این موضوع بطور شفاف امنیت برای تمام منطقه را در سخنانش تاکید داشت در حالی که قبلا بیشتر تکیه آمریکا بر امنیت متحدین خود در خاورمیانه بود.لذا این امنیت برای یک شهروند فلسطینی در کنار یک شهروند اسرائیلی تقریبا آرمانی بوده وشعاری بیش نیست.
 موضوع دیگری که بیش از پیش سخنان جان کری را دو گانه می نمود موضوع نوید حرکت اقتصادی در خاورمیانه بود که وی بر آن تاکید داشت. شاید جا دارد تا از سخنان وزیر امور خارجه آمریکا در مورد خاورمیانه و تحولات اخیر در آن بدنبال مطالبی گشت که گفته نشده بود. این مقام آمریکایی علی رغم اظهار ات خود در موضوع توجه آمریکا به شکوفایی اقتصادی در منطقه نتوانسته حتی کوچکترین مصداقی از آثار آن را در حضور خود در عراق بعنوان کشوری که نزدیک به یک دهه مستقیما بانی تحولات آن بوده نشان دهد.
 بعلاوه جان کری ملت ها را مورد خطاب قرار داد واز این ملت ها نیز بطور خاص به زنان وجوانان تاکید داشت . در اینجا این سوال پیش می آید که چرا اساسا این مقام بلند مرتبه امریکا بجای مخاطب قرار دادن ملت - دولت های با تمامیت ارضی موردتایید سازمان ملل بدنبال فتح باب گفتگو با ملت ها بعنوان یک پازل با قومهای مختلف در داخل مجموعه بنام ملت و دولت ها است؟
 با توجه به پیشینه این بازیگر در خاورمیانه اظهارات جان کری در نگاه به جوامعی نظیر زنان و کودکان این مناطق بسیار دوگانه وغیر قابل انطباق با رفتار ان در منطقه بنظر میرسد. بطور حقیقت آشکار ،زمانی که آمریکا بعنوان بانی تغییرات در منطقه‌ و بخصوص عراق،تجاوز و تعدی نیروهای داعش به زنان و کودکان ایزدی را دید و سکوت کرد همگان بی عملی این کشور و سایر دول اروپایی را در مورد فجایع گروه داعش دیدند چرا؟.
 بعد دیگری از مطالبی که جان کری در باره آن سخنی نگفت را باید در این مفهوم جستجو کرد که آنچه مقامات آمریکایی و دول اروپایی را در فجایع کشتار ایزدیان و به برده گرفتن زنان این مردم، آنها را وادار به دلسوزی نکرد، چگونه است که کوچاندن دست جمعی این مردم به سمت اروپا، اینچنین بعنوان نمونه‌ای از دلسوزی و هم اندیشی این دولت ها بحساب می آید.
 اصولا نقش ترکیه در این وارد کردن نیروهای نیابتی داعش به منطقه و خارج کردن جمعی مردم منطقه به سمت اروپا بر چه منطقی استوار است.در این راهکار منفعت محور ترکیه عدم واکنش آمریکا و متحدین اروپایی آن چگونه قابل توجیه است؟
 شکی نیست که امروزه دیدگاه مدارا پذیری در فرهنگ اروپایی موجود بوده و در خور تحسین است ، ولی سوال اساسی این است که آیا مقامات دول اروپایی فی نفسه از این روح تعامل برخوردارند و یا تلاش دارند از این روح تعامل پذیری داخل در فرهنگ ملل خود در جهت پیش برد برنامه های سیاسی خود سود جویند.عدم واکنش فعال این دول در فجایع داعش بر مردم سوری و عراقی نشان داد که این دولت ها که در زمان بحران تلاش عملی چندانی نداشته اند چگونه در پس لرزه های بعدی بحران اینچنین فعالانه دست یاری خود را گشوده اند.
 شاید تا چند ماه پیش کمتر کسی می توانست تصور کند که تفکری که در طول نیم قرن شالوده اتحادیه اروپایی را تشکیل داده بود و وینستون چرچیل آن را بعنوان ایالات متحده اروپایی تنها راه توقف جنگ های خانمان براندازی نظیر جنگ دوم جهانی دانسته بود،ایده ای. که به فروپاشی دیوار برلین و الحاق دو آلمان،تجمیع اکثریت کشورهای اروپایی و تاسیس ساختار مستحکم مرزهایی خارجی اروپایی واحد روح بخشیده بود، اینچنین بتواند توسط مقامات سخت گیر این دولت ها به یکباره دچار سکون گرد و در خطر فروپاشی قرار گیرد.
 آخرین مطلبی که جان کری بعنوان سیاست خارجی کشورش درمنطقه به آن اشاره نکرد اینکه دولت مردان هم پیمان اروپایی این کشور در مقابل بیش از یک دهه هم پیمانی با سیاست امریکا در خاورمیانه و تحمل هزینه های سرسام آور این هم پیمانی که باعث ابقای رکود اقتصادی در این کشور ها شده واین آخری که بر هم خوردن کامل اصول، اهداف و مقاصد اتحادیه با ورود این سیل مهاجران به داخل اروپاست، چه بهایی را از آمریکا مطالبه خواهند کرد.
 در چرایی بیانات جان کری در این مقطع زمانی بد نیست به تاثیر گذاری حرکت روسیه و ایران در تحولات سوریه و تاثیر آن بر سرکوب تحرکات داعش اشاره کنیم. آنچه از حوادث مشهود است نشان میدهد که تغییرات اساسی در درگیری های سوریه ابتکار عمل را از نیروهای داعش گرفته و حرکت هماهنگ و هم زمان نیرو های سوری و عراقی راه را بر این گروه تنگ کرده است. ومدیریت امریکا برای همکاری منطقه ای برای حل بحران س
وریه مخصوصا کمک ویاری از ایران بعنوان قدرت منطقه ای قابل تحسین است .سخنان جان کری در این مقطع که منطبق بر سخنان سخنگوی کاخ سفید مبنی لزوم تغییر رفتار آمریکا در موضوع داعش بود میتواند گواهی بر این مسئله باشد که نگاه این کشور به خاورمیانه،چه در کشورهایی همسو وچه در کشورهای غیر همسو یکسان است وعزم راسخ برای حل بحران سوریه وداعش بعنوان مشکلی جهانی دارد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل