تنش در روابط ایران و عربستان

  امیر مقدمی :کارشناس ارشد روابط بین لملل

 روابط ایران و عربستان همواره دارای فراز و نشیب های فروانی بوده است .در دوران جنگ بین ایران و عراق ، عربستان یکی از از قدرتمندترین متحدان عراق بود و همه جانبه از این کشور حمایت می کرد ؛ اما پس از اتمام جنگ و تغییر دولت در ایران، روابط دو کشور رو به بهبود نهاد و این شرایط در روابط دو کشور تا کنون نیز ادامه یافته است.

 ساده اندیشی است اگر فرض کنیم با اوضاع موجود در سطح خواسته های دو کشور ایران و عربستان روزی متحد قابل اعتماد برای یکدیگر خواهند بود اما با توجه به شرایط ژئو پلیتیک دو کشور در منطقه، نفت خیز بودن دو کشور، و دارا بودن ذخایر بزرگ نفت و گاز داشتن روابط قابل ملاحظه، می تواند تاثیراتی عمیق در سطح در آمد، اقتصاد و روابط دیپلماتیک و سیاست خارجی دو کشور داشته باشد.

 اما با توجه به اتفاقات اخیر ، اعدام شیخ باقر نمر النمر در عربستان و واکنش عده ای در ایران که منجر به حمله به سفارت آن کشور شد ؛ علاوه بر نقض قوانین دیپلماتیک و بین الملل روابط دو کشور را وارد فاز جدیدی نمود به طوری که واکنش رئیس جمهوری ایران حسن روحانی در نکوهش رفتار نا بخردانه ی عده ای خودسر و اعلام پیگیری موضوع از راه های مختلف، نه تنها دولت سعودی را راضی نکرد ، بلکه بلافاصله آن کشور با تمام قوا به نمایش مظلوم نمایی و محکومیت جمهوری ایران در مجامع و سازمانهای مختلف پرداخت.

 آن چه سوال برانگیز است اینکه :

 

 کشور عربستان به عنوان دارنده ذخایر نفت جهان و ایران با دارا بودن موقعیت خاص ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک در منطقه خلیج فارس ، در نهایت مدتهاست در حال رقابت با یکدیگر هستند.

 تحریم های بین المللی در سالهای باعث شد تا عربستان از آن استفاده نماید و در حالی که راه های مبادلات مالی برای ایران بسته شد و امکان فروش نفت، بیمه نفتکش ها و سوئیفت بانکی برای ایران وجود نداشته باشد، عربستان در تمام این مدت بابالابردن میزان فروش نفت، خلاء موجود در کاهش تولیدات نفتی ایران را در بازار نفت پوشش داد .

 از دیگر سو، جنگ سردی که حدود 10 سال است بین دو کشور آغاز شده، ایجاد رقابت بیشتر منطقه ای بین دو کشور را باعث شده است و با این که هر دو کشور از لحاظ مذهبی ،مسلمان هستند ،اما با تدقیق نگاه به گذشته در می یابیم که دولت آل سعود با تولید ایدئولوژی های نوظهور مانند وهابیت که نگاه کاملا خصمانه ای نسبت به تشیع دارد، در تلاش برای تضعیف شیعیان بوده و برنامه ریزی برای تضعیف این مذهب را از مدت ها پیش آغاز نموده است و برای نمایش قدرت که هدف نهایی این کشور در مقابل ایران است از همه ی ابزرهای و ائتلاف ها برای رسیدن به این برتری استفاده نموده و می نماید.

 از سوی دیگر پان عربیست ها به گونه ای دیگر به ایران می نگارد و جمهوری اسلامی ایران را ارتش صفوی خطاب می کنند؛ با بررسی تاریخی این موضوع به این نتیجه می رسیم که وقتی اعراب با حمله به سایر کشور ها قلمرو خود را گسترش دادند و تا اندلس (اسپانیا) پیش رفتند، تلاش کردند تا هژمون عربی خود را با فرهنگ مسلمانی تحمیل و تغییرات فرهنگ عربی را در سایر کشورهای زیر نفوذ خود به وجود آورند؛ در این راه کشورهایی مانند مصر، الجزایر،تونس این تغییرات را پذیرفتند و حتی زبان رسمی کشور خود را به عربی تغییر دادند اما ،دو کشور بودند که این تغییرات را نپذیرفتند، از شرق آخرین کشور ، ایران و از غرب آخرین کشور اسپانیا.

 اسپانیا پس از 700 سال با تغییر دین کشورمسیحی شد و ایران نیز علاوه بر اینکه زبان عربی را نپذیرفت، بلکه پس از 900 سال سنی نشین بودن بعد از دوران صفویه، شعیه نشین شد که تا کنون نیز ادامه دارد لذا مشاهده می شود که در مطبوعات عربستان برای تهییج افکار عمومی،به ارتش ایران ، ارتش صفوی گفته می شود ؛ اما در سالهای اخیر، شرایط به نفع نظام آل سعود نبوده است .

 زیرا :

 

 

اما پس از حادثه ی حمله به سفارت عربستان،علیرغم تلاش دستگاه دیپلماسی آل سعود ، غرب همراهی مناسب با عربستان نکرد .

 برای موشکافی موضوع ابتدا ابعاد مختلف رقابت بین دو کشور ایران و عربستان را بررسی می کنیم :ایران و عربستان رقبای تک بعدی نیستند بلکه در این جنگ سرد ، عربستان در جبهه های مختلفی، با ایران رقابت می کند.

 

 در این کارزار رقابت، غرب پس از حمله ی نیروهای خودسر به سفارت عربستان در قبال مظلوم نمایی و عملیات روانی عربستان ، هر دو کشور را به خویشتن داری و حفظ روابط دعوت کرد چرا که اولاً در پی انجام مذاکرات برجام تا حصول نتیجه، ایران به شکل منطقی ، جامعه ی بین الملل را اقناع نموده بود و ثانیاً ایران به عنوان بازاری بکر، قابلیتهای اقتصادی مناسبی برای غرب ایجاد می کند و ثالثاً به قول ولی نصر در فارین پالیسی ،غرب با اعتدال شیعی بهتر کنار می آید تا تند روی سنی .

 نتیجه گیری:

 ایران و عربستان هر دو کشور های قدرتمندی هستند و نقاط مشترک زیادی برای همگرایی دارند. اما آنچه که باعث بروز حساسیت در روابط این دو کشور شده و به عبارتی تعدادی از نقاط افتراق عربستان و ایران را می توان به شرح زیر برشمرد:

 

 کشورهای ایران و عربستان دول قدرتمند و تاثیر گذار منطقه هستند و تا مادامی که نگاه واقع گرانه و مشکلات خود را حل نکنند معضلات منطقه حل و فصل نخواهد شد .

 ایران که با شرایط بین المللی خود می تواند بازیگر برتر این میدان باشد، می بایست با هوشمندی و درایت اعتماد جامعه جهانی را جلب نموده و در حل مسائل و موضعات منطقه ای با تعامل سازنده با کشورهای اروپایی و حاشیه خلیج فارس در رفع تنش ها بکوشد .

 از سوی دیگر رژیم حاکم بر عربستان پس از حادثه حمله به سفارت آن کشور در ایران ، ضمن به حاشیه راندن اعدام 47 تن از مخالفان آن رژیم و شهادت رساندن آیت الله نمر، روحانی شیعه آن کشور بلافاصله با تشکیل جلسات اضطراری ایران را در شورای خلیج فارس ،اتحادیه عرب و شورای همکاری کشور های اسلامی محکوم کرده و در حال رایزنی برای ورود پرونده به مجمع عمومی سازمان ملل است تا در آنجا نیز ایران را محکوم نماید .

 اما در این وضعیت و برای حل مشکلات از جمله مسایل فرقه ای و منطقه ای باید این دو کشور مسایل بین خود را حل نمایند و تا مادامی که این موارد حل نشود دیگر مسایل منطقه حل و فصل نخواهد شد .

 اگر چه ایران در این مدت برای کاهش تنش سعی در خویشتن داری نموده است اما بنا به گفته ی محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ی جمهوری اسلامی ایران، آستانه ی صبر و تحمل ایران نیز محدودیت دارد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل