شما اینجا هستید: Homeیادداشتنقش کامرون در جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا از منظر نظریه آشوب جیمز روزنا

نقش کامرون در جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا از منظر نظریه آشوب جیمز روزنا

سیده مسعوده میر مسعودی: عضو هیئت تحریریه

 

شاید بتوان وینستون چرچیل را از اولین متفکرین اتحادیه اروپا نامید. او که بعد از جنگ جهانی دوم از همگرایی اروپایی با نام ایالات متحده اروپایی نام برده بود  شاید نمی توانست تاثیراتی را که جانشینان وی بر این  بزرگترین ساختار غیر دولتی جهان،  می گذارند، حدس بزند.دیوید کامرون در 23 ژانویه 2013 از لزوم به رفراندوم کشاندن حضور کشورش در اتحادیه اروپا و در زمانی سخن به میان آورد که، از سویی نگران به میدان کشاندن این رفراندم توسط احزاب دست راستی بود و از سوی دیگر در یک پارادوکس متقابل تلاش داشت تا با تهدید به این کار از یک سو از اتحادیه اروپا مطالبه حقوقی بیشتر را نماید و از سوی دیگر  متعاقب تامین امتیازات بیشتر برای بریتانیا در جهت ترغیب  کشور های ولز، اسکاتلند و ایرلند شمالی  به  ادامه حضور در داخل بریتانیا.در این تحلیل می کوشیم  به ارزیابی موردی نقش کلیدی دیوید کامرون،  بعنوان پارامتر خرد ،در تصویب طرح رفراندوم جدایی و تاثیر آن در سطوح پارامتر های تلفیقی و کلان  در ایجاد  آشوب درسطوح بین المللی  مطابق نظریه آشوب جمیز روزنا بپردازیم.

همانطور که در اخبار قابل پیگیری است:
دراین انتخابات مردم انگلیس با بیش از 33 میلیون و پانصد هزار نفر در این همه پرسی شرکت کرده اند که از این میان، بیش از ۱۷ میلیون و ۴۱۰ هزار نفر به خروج از اتحادیه رأی داده اند و بیش از ۱۶ میلیون و ۱۴۱ هزار نفر نیز خواهان ماندن در اتحادیه اروپا بوده اند.با این حساب، ۵۲ درصد مردم از طرح خروج، حمایت کرده اند.
دیوید کامرون  که زمانی خود ، این طرح رفراندوم را بعنوان تهدیدی  در برابر اتحادیه اروپا بکار می برد خود این طرح را به اجرا در آورد.در ماه های اخیر  با مشاهده قدرت جناح های دست راستی شدیداً مخالف خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا  گشته بود.از سوی دیگرمقامات اروپایی از این تصمیم انگلیس به شدت ابراز نگرانی کرده اند. «ژان مارک آیرو» وزیر خارجه فرانسه رأی انگلستان به خروج از اتحادیه اروپا را «مایه تأسف» توصیف کرد اما مارین لوپن رهبر حزب جبهه ملی فرانسه با اشاره به نتایج همه ‌پرسی انگلستان، تصمیم انگلیسی‌ها را یک پیروزی توصیف کرده و از دولت فرانسوا اولاند خواسته ادامه عضویت در اتحادیه اروپا را به رأی عمومی بگذارد. بنظر می رسد این حرکت مردم انگلیس، موفقیتی برای سایر احزاب دست راستی  در سطوح بین المللی گشته و دومینو تغییرات اساسی را در سطوح ملی و بین المللی کشور ها بدنبال خواهد داشت.  
در حالی که دونالد ترامپ نامزد جمهوری‌خواه انتخابات ریاست جمهوری امریکا در واکنش به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا گفته است: " این اقدامی بزرگ است که مردم بریتانیا کشورشان را پس گرفته اند." پوتین نیز طی اظهاراتی این تصمیم انگلیسی‌ها را ستود.اثرات اقتصادی این تصمیم در انگلستان از همین حالا مشهود است و در حالی که مقامات اقتصادی اتحادیه اروپا برای انتقال گردش مالی اتحادیه از انگلستان به سایر کشور های درون قاره،هنوز تصمیمی نگرفته اند، ارزش پوند پول ملی انگلیس به شکل بی سابقه ای بیش از ۱۱ درصد کاهش یافته و این باعث نگرانی مقامات این کشور شده است.از طرفی آنچه بعنوان نگرانی های داخلی و حاکمیتی در دوساله گذشته، دیوید کامرون را وادار به اجرایی کردن رفراندوم بدست خودش کرد ( رجوع شود به مقاله نگارنده " خروج انگلستان از اتحادیه اروپا،  ادعا یا واقعیت ") نشان داد که تهدید غیر معقولانه اتحادیه اروپا نه تنها به انگلستان امتیاز بیشتری نداد، سایر کشور های داخل در انگلستان نظیر ایرلند و ولز را به تحرک بیشتر  تشویق خواهد نمود.همانگونه که در خبر ها آمد، همزمان با انگلیس، ولز نیز به خروج از اتحادیه اروپا رأی داد اما اسکاتلند و ایرلند شمالی به ماندن در این اتحادیه رأی دادند. همین مسئله نیز می تواند بریتانیا را دچار مشکل نماید.
آنچه در این تحلیل مورد بحث است ارزیابی موردی رفراندوم اخیر انگلستان بر اساس تئوری آشوب جمیز روزنا است. جیمز روزنا معتقد بود، "سه بعد از ابعاد سیاست بین الملل که پارامتر های اصلی آشوب در سیاست جهان اند عبارتند از:1_بعد سطح خرد (skill parameters)که در آن افراد، که همان سمت گیری و مهارت های شهروندان دولت ها و اعضا ی سازمان های غیر دولتی است که بواسطه آن با سطوح کلان و نظام جهانی پیوند می خورد.2_سطح کلان (structural parameters)  که معرف پارامتر های ساختاری است که اشاره به شرایط و محدودیت هایی دارد که در توزیع قدرت  در دل ساختار جهانی قدرت قرار می گیرد. 3_ پارامتر تلفیقی (rational parameters) که متضمن آمیزه‌ای از دو سطوح قبلی است که در حول سرنوشت مناسبات مرجعیت و اقتدار دور می زند.
در سال های اخیر،باگسترش مناسبات اجتماعی و افزایش گفتمان عمومی، کنش گران خرد به مراتب تاثیر گذار تر شده اند.و این اثر پذیری در حرکت کامرون به انجام رفراندوم درست در زمانی انجام شد که تنش در مناسبات منطقه ای از محور ناتو و روسیه گرفته، تا نفوذ و قدرت عربستان و داعش در خاورمیانه و تا زور آزمایی اقتصادی آمریکا و چین،آنچنان بازیگران کلان جهانی را آماده تاثیر گذاری و تاثیر پذیری کرده که خروج انگلستان از اتحادیه اروپا،آغازگردومینویی است که مطالبه گران دیگری را نیز در اروپا، به خروج از این ساختار تشویق میکند.
شاید بتوان اشتباه دیوید کامرون را در اجرای انتخابات مشابه اشتباه تاریخی چمبرلن وزیر امور خارجه بریتانیا در مذاکره با هیتلر دانست. بسیاری از مورخان اذعان دارند که سکوت چمبرلن وخودداری اواز اعلام مواضع سخت انگلستان در برابر هیتلر  به او این اطمینان را داد که دول غربی در قبال حمله هیتلر به چکسلواکی هیچ دخالتی نخواهد داشت.  از این رو نگارنده بر این عقیده است که در صورتی که نتایج این رای گیری چنانچه با وجودعوامل بازدارنده ای نظیر قوانین و مقررات حقوقی این اتحادیه عملی گردد می تواند آشوب و بحران جدیدی را در غرب و ساختار جهانی پدید آورد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل