Developed in conjunction with Joomla extensions.

صحبت از احیاء برجام 2015 یک شوخی است

سید مهدی موسوی

بعد از کش و قوس های فراوان ، درنهایت تهران و اروپا ۸ آبان ، پایان نوامبر را ، تاریخ آغاز مذاکرات برای احیای برجام اعلام نمودند . شواهد حکایت از آن دارد ،  برجام سال ۲۰۱۵ ، دیگر نمی تواند پاسخ گوی نیازهای دو طرف اصلی یعنی آمریکا و ایران باشد. بنابراین هرچه از دل مذاکرات خارج شود به نوعی برجام جدید خواهد بود .  ترامپ با خروج خود از برجام ، در واقع شمارش معکوس برای مرگ برجام را آغاز نمود. با خروج ترامپ از برجام ، ایران نیز ، در طی  پنج مرحله ، اقدام به کاهش تعهدات برجامی خود نمود و در نهایت در تاریخ  5 اسفندد 99 اعلام نمود به دلیل عدم پایبندی سایرطرفین دیگر خود را ملزم به رعایت پروتکل الحاقی نمی‌بیند. با این اقدام در واقع آخرین میخ بر تابوت برجام زده شد.

 شروع ریاست جمهوری بایدن امیدها را برای زنده نگهداشتن برجام احیا نمود اما با گذشت زمان مشخص شد سیاست مداران کاخ سفید ، حاضر نیستند میراث فشار حداکثری ترامپ را به راحتی کنار بگذارند و سعی نمودند از طریق آن ، برجام منطقه ای را  به برجام هسته ای پیوند دهند . ایران تاکنون نسبت به خواسته های غرب مقاومت نموده و سعی کرد در پاسخ به عهد شکنی غرب ، دانش هسته ای خود را توسعه دهد و هم پیمانان منطقه ای خود را تقویت نماید و در این راستا اقدام به استفاده از سانترفیوژهای پیشرفته و غنی سازی اورانیوم تا غنای ۶۰ درصد نمود . از طرفی با توجه به تحریم های مالی ، سعی نمود دانش ساخت برخی تسلیحات نظامی را در اختیار هم پیمانان خود قرار دهد . اکنون صنعت هسته ای و موقعیت منطقه ای ایران  به نقطه ای رسیده اند ،  که امکان بازگشت به سال 2015 را ندارند. دولت جدید ایران نیز عنوان کرده است به دنبال مذاکرات نتیجه بخش می باشد و هدف خود از مذاکرات را رفع تحریم ها و شرط بازگشت آمریکابه برجام را ارائه تضمن برای عدم خروج مجدد از برجام اعلام نمود.

.واشنگتن هم بارها عنوان نموده برجام 2015 نتوانسته تغییر اساسی در رفتار ایران ایجاد نماید و امنیت متحدین او را تامین نماید بنابراین هر دو طرف با توجه به تجارب گذشته ،خواسته های مطرح می کنند که امکان عملیاتی نمودن آنها بسیار ضعیف است.

با روند فعلی امیدی به ادامه حیات برجام فعلی نیست . تهران و واشنگتن خوب می دانند صحبت از برجام ۲۰۱۵ مانند یک شوخی است بنابراین هردو طرف برنامه دوم خود را آغاز کرده اند . برنامه دوم ایران با اولویت بر بازسازی درونی ، حل تعارضات خود با کشورهای منطقه ، گسترش روابط با شرق ،  تقویت نیروهای هم پیمان ، رساندن برنامه هسته ای خود به نقطه بی بازگشت ، و استفاده از اختلافات داخلی طرفین برجام برای تحقق خواسته های خود ، استوار است .  در سناریو دوم ایران  ساخت بمب هسته ای و درگیری نظامی نه با امریکا و نه با متحدین آن ، جایگاهی نخواهد داشت . آمریکا نیز بارها از برنامه دوم خود ، درصورت شکست برجام سخن گفته ، اما هنوز  از آن رونمایی نکرده است . با بررسی شواهد به نظر می رسد برنامه دوم واشنگتن هم ، منهای اقدام نظامی باشد و شامل سه سناریو قبلی بارویکرد جدید باشد . سناریو اول کنترل برنامه هسته ای ایران ، توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی ، سناریو دوم فشار به حکومت ایران به وسیله مردم  ، از طریق تحریم های هدفمند، و سناریو سوم کاهش نفوذ منطقه ای ایران ، که مسئولیت آن به عهده ی متحدین منطقه ای بخصوص اسرائیل و سایر طرفین برجام واگذار شده است.

در مورد سناریو اول ، وظیفه کنترل برنامه هسته ای ایران ، برعهده آژانس بین المللی اتمی قرار داده شده  ، موضع گیری ها و افزایش رفت و آمدهای  گروسی ، رئیس آژانس موید این مطلب می باشد . آمریکا درصدد است از طریق آژانس برنامه هسته ای ایران را مانند گذشته به یک موضوع جهانی تبدیل کند و زمینه را برای صدور قطع نامه های آژانس و در نهایت ارجاع مجدد پرونده به شورای امنیت فراهم کند . در شورای امنیت نیز با فشار افکار عمومی روسیه و‌چین را همراه خود نماید . هرچند خود آژانس و‌طرفهای غربی خوب می دانند که احتمال همراهی چین و روسیه بسیار ضعیف می باشد. اما نفس بازگشت پرونده به شورای امنیت سایه وحشت بر سر ایران را تشدید خواهد کرد. چین و روسیه اگرچه مخالف صدور قطع نامه در آژانس و بازگشت پرونده ایران به شورای امنیت هستند اما بر نظارت های آژانس تاکید دارند . آمریکا با فعال کردن نقش آژانس ، سعی کرده بعد فنی را بیشتر ازبعد سیاسی مطرح کند و دو کشور روسیه و چین نیز توانایی مقابله با آژانس و قوانین ان پی تی را ندارند. از طرفی برای این دو کشور نیز برای فعالیتهای هسته ای ایران خط قرمزهای ترسیم کرده اند و آنها را به تهران منتقل کرده اند .   .

در مورد سناریو دوم ، از ابتدا آمریکا اعلام نمود هدف از تحریم ها فشار به حکومت ایران از طریق شعله ور نمودن اعتراضات داخلی می باشد .‌ شواهد حکایت از این دارد که تا حدودی در این راه موفق بوده اند . کاهش درآمد ارزی ،موجب رکود شدید اقتصادی و در نهایت افزایش نارضایتی مردم شده و سیاست مردان کاخ سفید ، سعی دارند بااستفاده از ابزار تحریم و ادامه سیاست فشار حداکثری ، فشار داخلی به حکومت را افزایش دهند و به نظر می رسد حتی درصورت توافق برجام هسته ای ، از این ابزار برای حصول برجام منطقه ای استفاده نمایند .‌ در مقابل ایران نیز سعی نموده با ابزارهای خود ، تحریم های آمریکا را کم رنگ نماید . بنا بر اذعان کارشناسان وزارت خارجه آمریکا ، ایران در بلند مدت راه های دور زدن تحریم ها را فراگرفته و برخی تحریم ها دیگر کارایی ندارند و در این اواخر  افزایش فروش و تهاتر نفت نشان می دهد ایران تا حدودی در این زمینه موفق عمل کرده است . در این سناریو واشنگتن هم به دنبال فشار به مردم و ایجاد نارضایتی های درونی است و هم به دنبال محدود کردن سرمایه گذاری و خروج سرمایه های مادی و معنوی از ایران .  

سناریو سوم ، بسیار پیچیده تر از دو سناریو قبلی می باشد و به نوعی هرکدام ازمتحدین منطقه ای آمریکا بخصوص عربستان و‌اسرائیل و همچنین بازیگران دیگر مانند روسیه در آن دخیل هستند .  در این سناریو به نظر می رسد ، سوریه به روسیه ، عراق به جریان پان عربیسم مقتدا صدر ، افغانستان به طالبان ،  یمن  به عربستان واگذار شده است . ترکیه نیز به نوعی در این سناریو بازی می‌کند ، اما در برخی موارد بدونه هماهنگی . اسرائیل هم به عنوان حلقه متصله و اتاق رهبری این سناریو انتخاب شده است . در ارتباط با سوریه ، با توجه به قطع بودن روابط دیپلماتیک دمشق با واشنگتن ، روس ها نقش فعالتری دارند . روس ها هم با تمام اختلافاتی که به آمریکا دارند سعی می کنند از خطوط قرمز واشنگتن یعنی خودمختاری کردها و امنیت اسرائیل عدول نکنند. بنابراین در ماجراجویی اخیر ترکیه اقدام به احداث و تجهیز پایگاه نظامی با جنگنده های سوخو 35 نمود . روس ها همچنین با بازسازی ارتش و نیروهای نظامی سوریه سعی دارند مانع نفوذ ایران در این ارکان و قدرت یابی نظامیان طرفدار ایران شوند. در مورد امنیت اسرائیل هم ،روس ها همیشه جانب اسرائیل را داشته اند و در تعرض های صورت گرفته به سوریه سعی نموده مانع پاسخ دولت دمشق شود..

در ارتباط با کشورهای عربی ، آمریکا واسرائیل در ادامه برنامه صلح ابراهیم ، سعی دارند از طریق فشار بر دولت های عربی منطقه ، روابط سیاسی بین تلاویو و پایتخت های عربی را برقرار نماید . هدف از این اقدام کاهش اسرائیل ستیزی در دولت های عربی و تنها گذاشتن ایران در برابر آرمان آزادی قدس می باشد. از طرفی بعد از خروج آمریکا از منطقه بهترین گزینه برای حفظ منافع آمریکا در منطقه اسراییل می باشد و واشنگتن سعی دارد از طریق تلاویو دولت های عربی را کنترل و در راستای تامین منافع خود آنها را هدایت نماید . کنترل ایران  و  نیروهای وابسته به آن ، مهمترین برنامه این اتحاد جدید می باشد . اسرائیل به کمک کشور های عربی سعی دارند با بالابردن هزینه ماجراجویی احتمالی ایران علیه تلاویو ، مسدود نمودن مسیرکمک های ایران به نیروهای هم پیمان و فشار به دولت های محور مقاومت ، نفوذ منطقه ای ایران را به چالش بکشند . حمایت از مقتدا صدر در عراق ، فشار به نجیب میقاتی در لبنان ، حمایت از دولت مستعفی در یمن ، فشار به دولت پاکستان و درنهایت حمایت و شارژ الهام علیف رئیس جمهور آذربایجان را در این سناریو می توان بررسی کرد. .

افغانستان هم درگیر طالبان است و‌هرگونه اقدام ایران در حمایت از شیعیان بخصوص لشکر فاطمیون ،  موجب تیره شدن روابط و آغاز درگیری با طالبان و حتی گسترش فعالیتهای گروهای تروریستی در داخل ایران می شود . .

فعالیتهای ترکیه هم هماهنگ با این سناریو می باشد با این تفاوت که آنکار سعی دارد از این آب گل آلود ماهی خود را صید نماید . آنکارا نیز به دنبال خروج آمریکا از منطقه ، به دنبال گسترش نفوذ خود می باشد و در این راه ایران را رقیب جدی خود می داند . لذا از تحرکات فعلی برعلیه ایران به نوعی رضایت دارد ، اما سعی می‌کند آن را ابراز ننماید . اردوغان با دو سناریو پان ترکیسم و اخوانیسم هم به دنبال تحقق رهبری ترک زبانان منطقه می باشد و هم به دنبال کنار زدن عربستان و‌کسب جایگاه رهبری کشورهای سنی . ترکیه سعی دارد از فرصت های ایجاد شده ایران وعربستان را کنار بزند و خود را به عنوان قدرت اول منطقه معرفی نماید .

برای اروپا بیشتر برنامه اتمی ایران مهم است تا نفوذ منتطقه ای ، لذا در این سناریو سران اروپایی اغلب به صدور بیانیه های سیاسی اقدام می کنند و در نهایت در وقایع منطقه از سیاست های آمریکا و امنیت اسرائیل حمایت می کنند و سعی کرده اند بیش از این خود را درگیر ماجراجویی های آمریکا در منطقه نکنند. البته در بین کشورهای اروپایی نیز درصدها متفاوت است و دولت های فرانسه و انگلیس بیشترین موضع گیری ها را در ارتباط با ایران دارند و آلمان به دلایل مختلف سعی می کند همراهی کمتر و با احتیاط تری با واشنگتن و اسرائیل داشته باشد.

چین هم در راستای یارگیری دربرابر آمریکا و همچنین اجرای برنامه های اقتصادی و سیاسی خود در منطقه  به ایران نیاز دارد . اما  همواره در برابر تعارضات ایران و آمریکا جانب احتیاط را رعایت می کند و تمایلی به افزایش تنش های خود با آمریکا در ارتباط با موضوع ایران ندارد . پکن حتی برخی تحریم های اعلامی آمریکا را اجرا می کند و بیشتر سعی دارد مبادلات نفتی و مالی خود با ایران را به روش تهاتر انجام دهد . برای پکن منطقه عاری از تنش بسیار اهمیت دارد و برای آنها هم نفوذ منطقه ای ایران به نوعی ناخوشایند می باشد . پکن به عنوان تنها عضو برجامی که بیشترین مبادلات مالی را با ایران دارا است سعی نموده در کنترل تحرکات ایران نقش فعالتری داشته باشد. این کشور هرچند در موضوع هسته ای از ایران حمایت می کند اما در موضوع منطقه ای و بخصوص امنیت اسرائیل تذکراتی به تهران می دهد.

در پایان باید اشاره کرد، دیگر نباید منتظر احیای برجام 2015 باشیم . به طور حتم در صورت موفقیت گفتگو های آتی ، برجام حاصل شده تفاوت بسیاری با برجام قبل خواهد داشت . دو طرف و بیشتر آمریکا برنامه دوم خود را آغاز نموده و رویارویی اخیر نفتی دو طرف در دریای عمان را هم باید در این راستا تحلیل نمود . به نظر می رسد دولت بایدن در ارتباط با ایران ، برنامه مشخصی ندارد و بیشتر تحت تاثیر سایر بازیگران و بیشتر اسرائیل می باشد. نکته دیگر اینکه اگر در گفتگوهای فعلی تمام تنش های فی مابین تهران و واشنگتن حل نشود ، در برهمین پاشنه خواهد چرخید و نبایدمنتظر آرام شدن اوضاع باشیم .  

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

تمامی حقوق برای مجله ایرانی روابط بین الملل محفوظ است ©2021 iirjournal.ir. All Rights Reserved

Please publish modules in offcanvas position.