Developed in conjunction with Joomla extensions.

چین در آستانه روی آوری دوم به نظام بین الملل

رضا میرزایی کارشناس روابط بین الملل

سال 1978 را در چین می توان سال روی آوری اول این کشور به نظام بین الملل دانست، سالی که سیاست گشودن در ها به جهان خارج و شروع تمرکز بر یادگیری علم و فناوری پیشرفته از کشورهای دیگر رسما در دستور کار قرار گرفت. این استراتژی توانست تا سال 1993 و پس از آن اقتصاد چین را به حرکت حیرت آوری سوق دهد. در برخی منابع آمده تمرکز بر اصطلاح  (کای نیش) که به معنای گشودن است در واقع از آن زمان برای توسعه اقتصادی چین تا به امروز بسیار مهم بوده است.

با اینحال پیچیدگی اصلاحات اقتصادی و ایدئولوژی هنوز هم در این کشور پابرجا می نماید. هر چند ریچارد باوم دارنده کتاب دفن مائو: سیاست چین  در عصر دنگ شیائوپینگ (1994) معتقد است، شواهد کمی از رویکرد مائو در دنگ باقی مانده است، با اینحال می توان استدلال کرد که مدرنیزاسیون و محافظه کاری ایدئولوژیک در عصر دنگیسم (و حتی تا به امروز) چندان هم از هم دور و جدا نمانده است.

البته به لحاظ تئوریک در دیدگاهی مقدماتی تر در سال 1963 تلاش های نوسازی با مفهوم چهار مدرنیزاسیون توسط ژو انلای شکل گرفت.  به زبان ساده چهار مدرنیزاسیون اهدافی برای بهبود کشاورزی ، صنعت ، دفاع ملی و علوم و فن آوری در چین بودند. اما اصطلاحا دنگیسم که مجموعه ای از ایدئولوژی های سیاسی و اقتصادی است،  اولین بار توسط دنگ شیائوپینگ توسعه یافت. این تئوری ادعای رد  مارکسیسم – لنینیسم یا مائوئیسم را نداشت  اما در عوض به دنبال انطباق آنها با شرایط اقتصادی - اجتماعی موجود چین بود. این شرایط در تنگناهای تجربه شده و تاریخی چین دریچه تغییر رویکرد به نظام بین الملل را گشود تا جمعیت قابل توجهی از کره زمین بتوانند الگویی ترکیبی در اقتصاد را پیش ببرند. یک مدل وام گیری از نظام کاپیتالیستی در جذب سرمایه و تکنولوژی غربی که بعدها توانست در قالب جوینت ونچرها گام های جدی تری در صحنه اقتصادی دنیا طی نماید. چین تقریبا بعد از چهار دهه کارخانه دنیا بودن توانست در عین توسعه رفاه و از زیر خط فقر درآوردن طبقات مختلف جمعیتی خود ،به توده های سرمایه قابل توجهی نیز دست یابد. این در حالی بود که محیط زیست تحلیل رفته و امنیت انرژی به مسائل جدیدی برای چینی ها تبدیل شده بود. در چنین مسیری به تدریج تئوری های جدید در قالب پل اوراسیایی و ابتکار کمربند راه شکل گرفت.

پل اوراسیایی کاملا تجاری بود و مدلی از پائین به بالا تلقی می شود ، اما توانست نتایجی سیاسی تولید نماید، که محل ظهور این نتایج بعدها در قالب یک مقاله در دانشگاه های چین، و نهایتا ارائه ای در قالب یک طرح یا یک ابتکار توسط رئیس جمهور شی جین پینگ در سال 2013 مطرح شود.

زنجیره های ارزش جهانی نقش مهمی در سیاست های جهانی سازی و توسعه بسیاری از کشورها ایفا می کنند. برخی تجزیه و تحلیل ها نشان می‌دهد که زنجیره‌های ارزش پس از سال 2003 به طور قابل‌توجهی ماهیت جهانی‌تر پیدا کرده‌اند. در این تغییرات چین و اتحادیه اروپا دو سوی تامل برانگیز یک پُل ریلی با نام پل زمینی اوراسیایی بوده اند. (پیوند شرق آسیا واروپا)

در برخی تحلیل ها آمده است کاتالیزور چنین پلی تقاضای برخی شرکت های جهانی بود که به دنبال منافع خود از طریق پیوند زنجیره ارزش اروپایی و آسیایی بودند. در اصل کاتالیزور خدمات ریلی لندبریج شرکت‌های خودروسازی و الکترونیکی بود که به دنبال کاهش هزینه‌های تجاری خود بین تامین‌کنندگان قطعات آلمانی و کارخانه‌های مونتاژ فولکس‌واگن، آئودی و بی‌ام‌و در چین و بین مونتاژکنندگان اپل، اچ‌پی و ایسر در چین و مراکز توزیع برای مصرف‌کنندگان لوازم الکترونیکی بودند.

در سپتامبر 2013، رئیس جمهور شی جین پینگ، در سفر به آسیای مرکزی، ابتکار یک کمربند یک جاده را اعلام کرد و متعهد شد بیش از 50 میلیارد دلار بودجه چینی برای پروژه های زیربنایی تامین کند. بانک سرمایه گذاری زیرساخت آسیایی (AIIB) که مدت کوتاهی پس از آن مطرح شد و به طور رسمی در سال 2016 افتتاح شد، آماده تامین بودجه بود. در ماه مه 2017، این ابتکار با عنوان طرح کمربند و جاده (BRI) به طور رسمی در مجمع کمربند و جاده برای همکاری های بین المللی در پکن با حضور نمایندگانی از بیش از 130 کشور و 70 سازمان بین المللی راه اندازی شد. در نوزدهمین کنگره ملی چین در اکتبر 2017، BRI در قانون اساسی چین گنجانده شد و موقعیت خود را به عنوان مهمترین هدف سیاست خارجی رئیس جمهور شی جینپینگ نهادینه کرد.

طرح کمربند و جاده چین این پتانسیل را داشت که پل زمینی اوراسیا را گسترش دهد تا هم خط اصلی چین-لهستان را به اروپای غربی و هم خط اصلی چین-استانبول را با جهش به خاورمیانه و شمال آفریقا شامل شود.

این استدلال وجود داشت که ساخت و ساز آینده در شبکه می‌تواند گام بزرگی به سوی ادغام اوراسیا باشد و رقابت ریلی را نسبت به مسیر هوایی برای محموله‌های حساس به زمان بهبود بخشد.

اینجا شاید با کمی جسارت بتوان گفت در انطباق توده های سرمایه و روش کسب و کار شکل گرفته چینی با تئوری اقتصادی مانند تخریب خلاق، در نهایت استراتژی فتح بازارهای جدید و بهره‌برداری کامل تر از بازارهای قدیمی راهکار مد نظری بود که مضافا نیات پنهانی چون توسعه مدل تولید چینی در کانال های ترانزیتی طرح ابتکاری کمربند راه را نیز دنبال می نمود. البته این یک الگوی هوشمندانه محسوب می شود که تولید چینی را به نزدیکی منابع انرژی برده، کار با سرمایه را برای چینی ها رقم زده، و مشکلات محیط زیست را نیز در قالبی منتشر گونه از گرده سیاست مداران چینی برخواهد داشت. بعلاوه فرصت دگرگونی تولید در داخل چین نیز به سمت صنایع های تک (من جمله در برگیرنده هوش مصنوعی) را بوجود خواهد آورد...

اما در چنین مسیری موانع جدی بوجود آمده است. به عنوان نمونه می توان بحران اوکراین را نوعی تمرکز بر پل اوراسیایی و طرح ابتکاری کمربند راه دانست! که نهایتا توسط ایالات متحده اعمال سیاست شده است ...

به نظر می رسد چین در آستانه انتخاب روی آوری دوم به نظام بین الملل یا رد آن قرار دارد... این برای ما موضوعی مهم است...

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

تمامی حقوق برای مجله ایرانی روابط بین الملل محفوظ است ©2021 iirjournal.ir. All Rights Reserved

Please publish modules in offcanvas position.