نویسنده: نیکلاس.دی.رایت ترجمه دکتر زهرا شریف زاده
هوش مصنوعی و کلان داده نوید می تواند به تغییر نظم جهانی منجر شود. برای چندین دهه، اکثر ناظران سیاسی بر این باور بودند که لیبرال دموکراسی فقط راه های آینده قابل قبولی را برای کشورهای بزرگ و پیشرفته صنعتی ارائه می دهد تا شهروندان خود را ثروتمند کنند.اکنون، هوش مصنوعی با اجازه دادن به دولتها برای نظارت، درک وکنترل شهروندان خود بسیار مؤثرتر از همیشه، راهی معقول برای کشورهای بزرگ و از نظر اقتصادی پیشرفته ارائه میکند تا شهروندان خود را ثروتمند کنند و در عین حال کنترل بر آنها را حفظ کنند -این ممکن است به تقویت و شکل دادن مجدد رقابت بینالمللی بین انواع رژیمهای سیاسی که همگی «دیجیتالتر» میشوند، کمک کند. درست همانطور که رقابت بین نظامهای اجتماعی لیبرال دمکراتیک، فاشیست و کمونیستی بیشتر قرن بیستم را تعریف کرد، چگونه میتواند نزاع بین لیبرال دموکراسی دیجیتال و اقتدارگرایی دیجیتال را تعریف و شکل دهد؟
در این کتاب آمده است که ماهیت فنی پیشرفت های جدید هوش مصنوعی به ویژه با نظارت فراگیر و در نتیجه اقتدارگرایی مناسب است. اشکال جدید اقتدارگرایی با امواج قبلی گسترش اقتدارگرایانه جهانی به وجود آمد: فاشیسم در دهه 1920 یا اقتدارگرایی بوروکراتیک در دهه 1960.چین ساخت اجزای اصلی یک دولت اقتدارگرای دیجیتال را آغاز کرده است. رژیم سیاسی لیبرال دموکراتیک آمریکا در حال تبدیل شدن به دیجیتال است و رژیم سیاسیترکیبی روسیه نیز که بین دموکراسی و استبداد قرار دارد نیز همینطور است.کشورهای در حال چرخش از آسیا تا آفریقا، اروپا و آمریکای لاتین باید رژیم های سیاسی خود را در چارچوب این رقابت جهانی مدیریت کنند. چندین کشور همفکر شروع به خرید یا تقلید از سیستم های چینی کرده اند.تکنیک های روسی در حال گسترش است. مطمئناً، مدلهای رقیب برای رژیمهای داخلی باید در چارچوب استراتژیک گستردهتر دیده شوند - قدرت نظامی یا اقتصادی نسبی نیز عمیقاً اهمیت دارد - اما، مانند قرن بیستم، احتمالاً بُعدی حیاتی خواهد داشت.این کار بر روی مدل های نوظهور چینی و روسی و نحوه تعامل آنها با نظم جهانی تمرکز دارد. ما تخصص عمیقی را در مورد چین، روسیه، استراتژی و فنآوری و همچنین هنرمندان برای ارائه نورهای جانبی روشن گرد هم می آوریم.
این کتاب علاوه بر مقدمه شامل شش بخش است که کارشناسان برجسته چین، روسیه، استراتژی و هوش مصنوعی و همچنین هنرمندان آن را گرد هم آورده اند.
*بخش اول فنآوری های مرتبط با هوش مصنوعی و پیامدهای آنها را برای نظم جهانی بررسی می کند. این چارچوبی را ارائه میکند که چگونگی تأثیر فنآوریها بر رژیمهای سیاسی داخلی را بر نظم جهانی توضیح میدهد.این به ساختار مشارکت های متنوع زیر کمک می کند.
*بخش دوم جنبه های خاصی از رژیم های چین و روسیه را با جزئیات بیشتری شرح می دهد.
*بخش سوم به بررسی جنبه های خاص صادرات و تقلید از مدل های روسی و چینی در رقابت جهانی برای نفوذ می پردازد.
* بخش چهارم به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه پیامدهای بالقوه هوش مصنوعی برای رژیم سیاسی داخلی چین ممکن است بر تصمیمگیری سیاست خارجی آن تأثیر می گذارد.
*بخش پنجم ابعاد نظامی خاص هوش مصنوعی را در چین و روسیه بررسی می کند.
بخش ششم رویکرد بسیار متفاوتی دارد و دیدگاههای تأمل برانگیزی از هنرمندان و دیدگاههایی از علوم انسانی ارائه میکند.
بخش اول. هوش مصنوعی، رژیم های سیاسی داخلی، و نظم جهانی
در بخش اول، نیکلاس رایت یک تحلیل و چارچوب کلی ارائه میکند، که از ویژگیهای فنی خاص فنآوریهای جدید تا نظم جهانی را طی میکند.
فصل اول فنآوری های مرتبط با هوش مصنوعی را بررسی می کند و می پرسد: به طور خاص چه چیزی جدید است؟ در اینجا منظور ما از هوش مصنوعی مجموعهای از فنآوریهای جدید است: خود هوش مصنوعی تعریف دقیقتری دارد.(در اصل رفتارهایی را به رایانه ارائه می دهد که در انسان هوشمندانه تصور می شود)، داده های بزرگ، یادگیری ماشینی و چیزهای دیجیتالی (مثلاً «اینترنت اشیا»).
این صور فلکی عصر فنآوری جدیدی را به ارمغان می آورد. پس از جهشی در تحقیقات هوش مصنوعی در حدود سال 2012، ما اکنون سیستمهای خودکاری که مستقیماً از دادهها برای انجام کارهای پیچیده یاد میگیرند،داریم. جهش کلیدی این است که هوش مصنوعی اکنون می تواند کارهای بسیار پیچیده تری را انجام دهد (به عنوان مثال، هوش مصنوعی اکنون می تواند تشخیص چهره را به خوبی انجام دهد).مهمتر از همه، هوش مصنوعی به ویژه برای وظایف مربوط به "ادراک" - به عنوان مثال، درک تصاویر یا گفتار یا برخی از انواع الگوها در داده های بزرگ - بهبود یافته است و اینها پیشرفت هایی هستند که اکنون به سرعت در استفاده های مختلف در دنیای واقعی گسترش می یابند.
فصل دوم انبوهی از پیامدهای گیجکننده هوش مصنوعی را برای نظم جهانی در نظر میگیرد و آنها را به سه بخش قابل کنترل تقسیم میکند. این کار در درجه اول بر حوزه اول تمرکز دارد که کمترین توجه را به خود جلب کرده است.
1. اولین مورد این است که چگونه تأثیرات بالقوه این فنآوری جدید بر رژیم های سیاسی داخلی (به عنوان مثال، اقتدارگرا، ترکیبی یا لیبرال دمکراتیک) ممکن است بر رقابت بین آنها در نظم جهانی تأثیر بگذارد. هوش مصنوعی به یک رقیب قابل قبول برای لیبرال دموکراسی برای دولت های بزرگ صنعتی پیشرفته کمک می کند تا شهروندان خود را ثروتمند کنند و کنترل سختی را حفظ کنند:اقتدارگرایی دیجیتال چین در حال ساخت اجزای اصلی چنین سیستمی است - که در حال حاضر در رقابت جهانی با لیبرال دموکراسی صادر و تقلید شده است.
2.«انقلاب صنعتی نهم»: هوش مصنوعی ابزارهای تولید را در بخشهای اقتصادی و اجتماعی، به عنوان مثال، حملونقل، مراقبتهای بهداشتی، یا ارتش بهطور اساسی تغییر خواهد داد.
3 .«تکینگی» و احساس خود»: در تکینگی، پیشرفت تکنولوژی با شتاب تصاعدی، هوش مصنوعی ایجاد میکند که از هوش انسان فراتر میرود و از کنترل ما فرار میکند و به طور بالقوه بشریت را نابود میکند یا تصور انسانها از خود را مختل میکند.
فصل سوم هوش مصنوعی و رژیم های سیاسی داخلی را با جزئیات بیشتری بررسی می کند و سه مورد مهم را معرفی می کند: چین، روسیه و ایالات متحده. رژیم سیاسی داخلی یک سیستم سازماندهی اجتماعی است که نه تنها شامل دولت و نهادهای دولتی می شود، بلکه ساختارها و فرآیندهایی را نیز در بر می گیرد که به وسیله آنها با جامعه گسترده تر تعامل می کنند. امروزه سه نوع گسترده در سطح جهان تسلط دارند: رژیم های اقتدارگرا (مثلاً چین)، لیبرال دموکرات (مثلاً ایالات متحده)، و رژیم های ترکیبی که درمیان دو رژیم اقتدارگرا و لیبرال دموکرات قرار می گیرند (مثلاً روسیه). انواع جدیدی از این نوع رژیم ها در پاسخ به زمان تغییر ظهور می کنند.برای مثال، از نظر تاریخی، اشکال جدیدی از اقتدارگرایی در دهه 1920 (فاشیسم) و 1960 (استبداد بوروکراتیک) ظهور کرد. مسلماً اکنون شاهد ظهور انواع «دیجیتال» از هر نوع رژیم هستیم: اقتدارگرایی دیجیتال (مثلاً چین)، رژیمهای ترکیبی دیجیتال (مانند روسیه)، و دموکراسیهای لیبرال دیجیتال (مثلاً ایالات متحده). با این حال، ویژگی فنآوریهای جدید مرتبط با هوش مصنوعی (یعنی ادراک تقویتشده) به بهترین وجه برای تقویت نظارت، فیلتر کردن و پیشبینی در اقتدارگرایی دیجیتالی مناسب است، و این شاید بزرگترین خروج از این سه باشد.
فصل چهارم رقابت جهانی و بهویژه صدور و تقلید از این مدلهای جایگزین برای نفوذ بر دولتهای نوسانی[1] را مورد بحث قرار میدهد - همانطور که در قرن بیستم در میان انواع رژیمهای لیبرال دموکرات، فاشیست و کمونیستی رخ داد. رقابت جهانی برای نفوذ از طریق تبلیغ فعال؛ صادرات سیستم های کنترل و نظارت، رقابت بین غول های فنآوری چین و ایالات متحده، و همچنین جنگ بر سر هنجارها و نهادهای جهانی رخ می دهد.دولتهای نوسانی در سراسر اروپا، آفریقا، آسیا و جاهای دیگر بسیار ناهمگن هستند و حتی در داخل دولتها، نخبگان و جمعیتها ممکن است بر سر شایستگیهای نسبی مدلها اختلاف نظر داشته باشند. البته، جذابیت یا عدم جذابیت مدلهای رقیب تنها یک عامل در زمینه استراتژیک گستردهتر است، همانطور که بین انواع رژیمهای رقیب قرن بیستم وجود داشت.در نهایت، دو روش دیگر را نیز بررسی میکنیم که فنآوریهای مرتبط با هوش مصنوعی ممکن است بر رقابت جهانی تأثیر بگذارد:اولاً، اینکه چگونه تأثیرات بالقوه هوش مصنوعی بر رژیم های سیاسی داخلی ممکن است بر تصمیم گیری سیاست خارجی تأثیر بگذارد،و دوم، ابعاد نظامی
قسمت دوم. اقتدارگرایی دیجیتال: چینی در حال تکامل ومدل های روسی
در فصل پنجم، جفری دینگ[2] مروری بر استراتژی هوش مصنوعی چین ارائه میکند. او ابتدا آن را در چارچوب برنامههای علم و فنآوری گذشته قرار میدهد، که به تحلیل مهمترین سیاستها و ابتکارات فعلی چین برای پیشبرد صنایع مرتبط با هوش مصنوعی کمک میکند. در مرحله بعد، او چگونگی تلاقی توسعه هوش مصنوعی با چندین حوزه از منافع ملی چین و به ویژه حکومت اجتماعی داخلی آن را تشریح می کند. او با بحث در مورد موانع اصلی چین در تحقق رویای هوش مصنوعی خود به پایان می رسد.
در فصل ششم سامانتا هافمن[3] توضیح می دهد که چگونه درک تحولات در اقتدارگرایی پیشرفته فنآوری چین مستلزم قرار دادن آنها در چارچوب فرآیند کنترل سیاسی حزب کمونیست چین به نام «مدیریت اجتماعی» است. سیستم مدرن «مدیریت شبکه»، پروژه نظارتی «اسکای نت» و «سیستم اعتبار اجتماعی» همگی از نظر مفهومی با فرآیندهای کنترل لنینیستی دیرینه مرتبط هستند.
در فصل هفتم، شازدا احمد [4]«شهر اعتباری» چین را توصیف میکند، که در آن دولتهای محلی و شرکتهای فنآوری اطلاعات خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند تا میزان اعتماد افراد و کسبوکارها را تعیین کنند. در برخی موارد، یک امتیاز عددی یا یک رتبه بندی شفاهی - مبنایی برای تعیین مزایایی است که یک شخص یا شرکت می تواند قفل کند.با این حال، تحقیقات او در زمین، چالش های فنی و اداری عظیمی را نشان می دهد که هنوز باید بر آنها غلبه کرد.
در فصل هشتم، جاکلین کر [5]توضیح می دهد که چگونه رویکرد ابتکاری و آزمایشی روسیه برای دستکاری و کنترل اطلاعات به طور قابل توجهی با سیستم "دیوار آتش بزرگ" چینی که اغلب مورد بحث قرار می گیرد، و همچنین رویکردهای دیگری که بر سانسور فنی سیستمی تأکید دارند، متفاوت است.مدل روسی بر ترکیبی از مکانیسمهای کمتر آشکار و اغلب غیرفنی برای دستکاری جریانهای اطلاعات آنلاین، روایتها و چارچوبها برای شکل دادن به افکار عمومی بدون توسل به سانسور جهانی متکی است. این مدل برای کنترل داخلی اطلاعات نه تنها با سیستم سیاسی خود روسیه مطابقت دارد، بلکه احتمالاً در بسیاری از کشورهای دیگر نیز طنین انداز تر و قابل تقلید آسان تر خواهد بود.
قسمت سوم. صادرات و شبیه سازی مدل ها در رقابت جهانی
در فصل نهم، والنتین وبر[6] نمای دقیق تری از نحوه صادرات مدل چینی توسط دولت، شرکت های دولتی و شرکت های خصوصی که مجموعه امنیتی ارائه می کند که صنعتی شدن چین را تشکیل می دهند.این صادرات در آفریقا، آسیا، خاورمیانه و آمریکای جنوبی موفقیت آمیز بوده است. اگر ایالات متحده میخواهد در مناطقی که ساخت زیرساختهای اینترنتی توسط چین و نصب فنآوری فیلتر/نظارت، آمریکا را به چالش میکشد، یک مزیت استراتژیک را حفظ کند، در این صورت سیاستگذاران ایالات متحده نیاز به دیدی جهانی از عوامل اساسی دارند که صادرات را هدایت میکنند.این به ایالات متحده اجازه می دهد تا سیاست هایی را برای مقابله با انتشار کنترل های اطلاعاتی تنظیم کند.
در فصل دهم، لورا استکمن[7] استراتژی دوجانبه چین برای تبدیل شدن به رهبر فنآوری در جهان برای هوش مصنوعی را شرح می دهد. دو مسیر اصلی آن عبارتند از:
1.ایجاد مشارکت با کشورها، سازمان ها و سایر نهادهایی که استعداد هوش مصنوعی و
2.صادرات جهانی فنآوری های مرتبط با هوش مصنوعی توسعه یافته داخلی خود.
این رویکردها سوالاتی را برای کشورهایی با ساختارهای سیاسی و اجتماعی متفاوت ایجاد میکند یا از استفاده از این فنآوریها برای شکل دادن جوامع با شیوههایی که با ارزشها و هنجارهای ملی در تضاد است یا عمیقتر از آن، برای اعمال کنترل از طریق مکانیسمهای اقتدارگرایی دیجیتالی محتاط هستند.
در فصل یازدهم، رابرت مورگوس[8] گسترش مدل روسیه را که شامل مجموعه ارتباطات فراگیر، نظارت غایب، و همکاری دولت از صنعت به ویژه ارائه دهندگان خدمات اینترنتی برای انجام خواسته های خود، که مشخصه اقتدارگرایی دیجیتال روسیه است را ارائه می کند.اقتدارگرایی دیجیتال روسیه نه به اندازه مدل چینی تعریف شده است و نه از نظر فنآوری قوی و متکی به هوش مصنوعی است. دولت روسیه از طریق ابزارهای دیپلماتیک، اطلاعاتی و اقتصادی الگوی اقتدارگرایی دیجیتالی خود را در سطح جهانی و در خارج از کشور نزدیک خود صادر یا تشویق می کند.
در فصل دوازدهم ، جیمز لوئیس[9] نگاهی بدبینانه به ایدههای هوش مصنوعی و رشد غیرقابل توقف چین دارد. قضاوت در مورد جذابیت بالقوه هر مدل اقتدارگرای دیجیتال چینی مستلزم مشاهده آن در زمینه استراتژیک است - نه تنها در چارچوب یک دیدگاه جامع تر از آنچه باعث نفوذ در سیستم جهانی می شود، بلکه در زمینه چگونگی مقایسه چنین نفوذی با رقیب اصلی چین که ایالات متحده است .او پنج عاملی را بیان می کند که تأثیر مدل چینی را محدود می کند. اگرچه هوش مصنوعی حذف شده از زمینه استراتژیک خود می تواند قدرتمند یا حتی ترسناک به نظر برسد، با توجه به صلاحیت استراتژیک، ایالات متحده برتر از چین باقی خواهد ماند.
در فصل سیزدهم، کریس دمچاک [10]بیان میکند که با افزایش اهمیت فنآوریهای مرتبط با هوش مصنوعی برای رفاه اقتصادی و سیاسی آینده کشورها، چین اکنون در سه مورد از چهار «سوارکاران» تضاد هوش مصنوعی (مقیاس، پیشدانش و انسجام استراتژیک) مزیت دارد.تنها یک چهارم (سرعت) را به جوامع دموکراتیک غربی واگذار کرد.
برای مقابله با مزایای هوش مصنوعی چین، جوامع دموکراتیک به روایت جدیدی نیاز دارند که آینده آنها را به عنوان کشورهای اقلیت در این کشور قرار دهد.نظم جهانی که به دنبال بقای بلندمدت و همچنین معماری سازمانی بدیع اما کاربردی برای اجرای این چشم انداز است. ارتشها نیز باید تغییر کنند و برای «مبارزه کردن» با یک جنگ دائمی در عملیاتهای نظامی تحت رهبری هوش مصنوعی در حالی که به طور جمعی در جامعه کشورهای دموکراتیک قرار دارند، آماده شوند.
قسمت چهارم هوش مصنوعی و تاثیرات داخلی برتصمیم گیری در سیاست خارجی چین
در فصل چهاردهم، بنجامین چانگ می پرسد: استفاده داخلی از هوش مصنوعی چگونه بر سیاست خارجی چین، به ویژه در رابطه با روابط ایالات متحده و چین تأثیر می گذارد؟ او با تکیه بر موضوعات مرتبط علوم سیاسی، دو پیامد احتمالی را مورد بحث قرار می دهد:1- روابط ایالات متحده و چین به دلیل افزایش اصطکاک و کدورت ایدئولوژیک به طور قابل توجهی بدتر شد و 2- افزایش قاطعیت چین به دلیل افزایش اعتماد به نفس و "ائتلاف ضروری"کمتر در نهایت، او پیامدهای سیاست ایالات متحده را ارزیابی می کند
در فصل پانزدهم، کاسی میورا [11]پیامدهای افزایش کنترل داخلی بر رفتار بینالمللی چین را مورد بحث قرار میدهد. اگرچه گروه کوچکی از رهبران ارشد سیاست خارجی را در چین دیکته می کنند، چندین عامل کلیدی داخلی رفتار بین المللی چین را محدود و پیچیده می کند که شامل ناامنی رژیم، افکار عمومی، رقابت جناحی و اختلافات بوروکراتیک است.هوش مصنوعی – اگر توانایی رهبری چین در نظارت و کنترل بازیگران اجتماعی و نخبگان را بهبود بخشد – احتمالاً می تواند تأثیر این محرک های داخلی رفتار بین المللی چین را کاهش دهد.این به رهبران چین این امکان را می دهد تا به طور مؤثرتر آرزوهای خود را برای موقعیت چین در جهان پیش ببرند، صرف نظر از اینکه آیا آنها این کار را از طریق سیاست های خارجی تقابلی یا مشارکتی انجام می دهند.
در فصل شانزدهم، راشل اسپلین اودل[12] به بررسی رابطه متقابل مهم بین ناامنی رژیم چین، اقتدارگرایی داخلی و سیاست خارجی می پردازد. اغلب اوقات، روایات غربی نمی توانند درک کنند که یک ناامنی عمیق در مورد توانایی آن در حفظ قدرت در حین اصلاح اقتصاد، اقتدارگرایی حزب کمونیست چین را به پیش می برد. علاوه بر این، ناظران غربی به دروغ تصور میکنند که اقتدارگرایی داخلی چین جاهطلبیهای بینالمللی آن را تحت تأثیر قرار می دهد و چین را به چالش کشیدن نظم بینالمللی لیبرال موجود سوق میدهد. در عوض، دولتهای غربی رفتارهای سیاست خارجی چین را بهعنوان تلاشهایی که عمدتاً از وضعیت موجود حمایت میکنند برای تقویت رشد اقتصادی به رسمیت شناختند، آنها میتوانند در پاسخ به آن، سیاستهای مؤثرتر و با حاصل جمع مثبت ایجاد کنند.
در فصل هفدهم، راجر کریمرز[13] تاثیر سیاست خارجی و بین المللی استراتژی های هوش مصنوعی و کلان داده چین را بررسی می کند. در چند سال گذشته، چین استراتژی بلندپروازانه ای را برای ایجاد قابلیت های خود در هوش مصنوعی و کلان داده ها آغاز کرده است.اهداف اولیه این دستور کار داخلی تغییر توانایی های مدیریت اجتماعی و حکمرانی دولت و ایجاد زمینه های جدید برای رشد اقتصادی هستند.با این وجود، این دستور کار هم از نظر واکنش دولت های خارجی به استراتژی داخلی چین و هم از نظر میزان صادرات یا تبدیل شدن فنآوری های چینی به فرآیندهای سایبری جهانی، تأثیر بین المللی دارد. این فصل به بررسی توسعه این دستور کار و ارزیابی تاثیر آن بر سیاست خارجی چین می پردازد.
بخش پنجم. هوش مصنوعی و ابعاد نظامی در مسابقات بین المللی
در فصل هیجدهم، مارتین لیبیکی [14]استدلال میکند که هوش مصنوعی با مهمتر کردن هک و تغییر هک، ماهیت جنگ را تغییر میدهد. هک رایانه ممکن است به عنوان جستجوی آسیبپذیریها در سیستمهای مخالف که بهرهبرداری از آنها اجازه قدرت نفوذ را میدهد درک شود:تلاش های کوچک تاثیر زیادی دارد.تزریق هوش مصنوعی به سیستم ها، جستجوی هکرها را برای آسیب پذیری ها سیستماتیک می کند. علاوه بر این، هوش مصنوعی نیز آسیب پذیری ها را چند برابر می کند. سیستمها را میتوان بر روی مجموعهای از محیطهای مورد انتظار آموزش داد، اما اگر طرف مقابل موارد حاشیه ای ایجاد کند که مدافع تصورش را نداشته باشد، هوش مصنوعی گیرنده ممکن است رفتاری مطلوب برای هکر از خود نشان دهد.در مجموع، با مهمتر شدن هوش مصنوعی، جستجوی چنین آسیبپذیریهایی احتمالاً سهم فزایندهای از فعالیتهای نظامی را تشکیل میدهد.
در فصل نوزدهم، هربرت لین[15] خطرات تشدید درگیری را از سیستمهای نظامی مجهز به هوش مصنوعی بررسی میکند. او توضیح می دهد که چگونه هوش مصنوعی ممکن است تشدید عمدی، سهوی، تصادفی یا کاتالیزوری را تغذیه کند.هوش مصنوعی امروزی – به ویژه یادگیری ماشینی – خطرات خاصی را به همراه دارد، زیرا درک عملکرد درونی همه به جز سادهترین سیستمهای یادگیری ماشینی برای همه اهداف عملی برای انسان غیرممکن است.بنابراین برای کاربران انسانی آسان است که از چنین سیستمهایی بخواهند که خارج از بسته، دادههایی که با آن آموزش دیدهاند کار کنند و کاربر هیچ اطلاعیهای دریافت نکند مبنی بر اینکه واقعاً از سیستم خواسته شده است به این روش کار کند.
در فصل بیستم، السا کانیا[16] هوش مصنوعی را در تصمیم گیری فرماندهی آینده چینی بررسی می کند. ارتش آزادیبخش خلق چین [17] در حال بررسی استفاده از فنآوریهای هوش مصنوعی برای تقویت تصمیمگیری فرماندهی در آینده است. به طور خاص، ارتش آزادیبخش خلق چین به دنبال غلبه بر کمبودهای پذیرفته شده در توانایی های فرماندهان خود و استفاده از این فنآوری ها برای دستیابی به برتری تصمیم گیری در جنگ "هوشمند" آینده است. کارشناسان نظامی چینی برنامه دارپا دیپ گرین [18]را بررسی کرده اند و از موفقیت های اخیر آلفاگو[19] الهام گرفته اند. ظاهرا انتظار ارتش آزادی بخش خلق چین مبنی بر اینکه در آینده سرعت عملیات از شناخت انسان پیشی خواهد گرفت، میتواند منجر به تصمیمی عملگرایانه برای خارج کردن انسانها از چرخه در محیطهای عملیاتی خاص شود.در مورد دیگر ، ارتش آزادی بخش خلق چین اهمیت یکپارچه سازی و استفاده از هم افزایی بین هوش ترکیبی انسان و ماشین را تشخیص می دهد.
در فصل بیست و یکم، لورا سالمن [20]با استفاده از یک مورد واضح و آشکار، تلاش های چینی برای ادغام شبکه های عصبی در پلتفرم های مافوق صوت خود، بینشی در مورد تحقیقات هوش مصنوعی چینی به دست می آورد.بر اساس تجزیه و تحلیل بیش از 300 مجله فنی چینی ،مقالات و مقالات منتشر شده توسط محققان دانشگاه ها و مؤسسات نظامی چین، او دو گرایش عمده را آشکار می کند.
اول، تحقیقات نوآورانه و پربار که گسترش همکاری داخلی و بین المللی را نشان می دهد.
دوم، تغییر کمّی و کیفی از اقدامات متقابل دفاعی به سکوهای تهاجمی، که نشاندهنده گرایشی از موضع سنتی چین در «دفاع فعال» به سمت یک حمله قویتر با هوش مصنوعی است.
در فصل بیست و دوم، ساموئل بندت [21]توسعه رو به گسترش هوش مصنوعی روسیه را بررسی می کند.توجه روزافزون دولت روسیه به توسعه فنآوریها با کمک هوش مصنوعی و فنآوریهای تسهیلشده با هوش مصنوعی باعث این گسترش میشود. توسعه هوش مصنوعی مسکو هنوز از نزدیکترین رقبای همتا مانند چین و ایالات متحده عقب است.با این حال، پیشرفت مشهود است. به طور خاص، ارتش روسیه سرمایه گذاری زیادی برای ایجاد زیرساخت های فکری و فیزیکی برای توسعه هوش مصنوعی در سراسر خدمات خود انجام می دهد. دولت نیز مشتاق گسترش بحث و همکاری بین بخش خصوصی در حال رشد کشور با فنآوری پیشرفته و زیرساخت های گسترده نظامی-آکادمیک است.
قسمت ششم دیدگاه های هنری و علوم انسانی
فصل بیست وسوم داستان کوتاه "هوش زیستی بی نهایت در دنیای گنجشک ها" نوشته الئونور پاولز [22]و سارا دنتون[23] است. هیچ چیز بدون نظارت زندگی نمی کند و نمی میرد. در آیندهای که هوش مصنوعی، ژنومیک پیشرفته و بیوتکنولوژیها به هم نزدیک میشوند، ما دائماً از شواهد بیولوژیکی که ناخواسته در زندگی روزمره خود به جا میگذاریم آگاه خواهیم بود.در این سناریوی خیالی و آینده نگر، نویسندگان تلاش می کنند پیامدهای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی به کارگیری چنین فنآوری هایی را بدون توجه به حقوق بشر بیان کنند. آنچه در نزاع "اینترنت اجسام"، شبکه نظارت زیستی فراگیر، گم می شود، داستان های انسانی است که از چنین سیستمی بیرون می آید. این یکی از این داستان هاست.
فصل بیست و چهارم قطعه بصری "دو یادداشت از آینده" اثر لیدیا کوستوپولوس [24]است. او در تلاش برای نگاه به گذشته به زمان حال، سناریوهای آینده نگر را انتخاب کرده است تا به ما کمک کند آینده را به گونه ای تجسم کنیم که گزارش های فنی این کار را نمی کنند.پیشبینی آینده در عصر تغییرات تصاعدی و همگرایی سریع فنآوری تا حدی بر اساس ارزیابیهای تکنولوژیکی و تا حدی کاوش خلاقانه در وضعیت موجود و جایگزینهای تخیلی است. این سناریوها به هر شکلی در افق فکری وجود دارند.
فصل بیست و پنجم داستان کوتاه "پاک کننده های رژه" اثر سرهنگ جنیفر اسنو [25]است. داستان یکی از آینده های تاریک یک ایالت نظارتی رو به رشد را بررسی می کند.ما چاد را دنبال می کنیم، یک کارگر امنیتی که مسئول گشت زنی دیجیتالی در گذرگاه اصلی معتبر است. خلاصه سؤالات چالش برانگیزی را برای فرهنگ اطلاعاتی در حال رشد جهانی ما مطرح می کند و خواننده را به بررسی وادار می کند."چه می شود اگر؟" آیا این بلایای تکنولوژیکی بالقوه امروز می توانند واقعی شوند یا در حال تبدیل شدن هستند؟ چه کسی تعیین می کند که کدام افراد سود می برند و کدام افراد نه؟ برنامه نویسان هوش مصنوعی؟ دولت؟ عموم؟ آینده آزادی بیان، دسترسی عمومی یا تحرک رو به بالا در فضای اطلاعاتی جهانی که به طور فزاینده ای بین آرمان های اقتدارگرا و آزادی خواه تقسیم شده است، چیست؟
فصل بیست وششم مقاله "مراقب جابرووکی[26]: هیولاهای هوش مصنوعی در حال آمدن" نوشته ناتاشا باجما[27] است. داستان های علمی تخیلی نقش مهمی در شکل دادن به درک ما از مفاهیم علم و فنآوری و کمک به ما برای کنار آمدن با چیزهای آینده ایفا می کند.این قطعه هنری سه هیولای هوش مصنوعی را توصیف میکند که در فیلمهای علمی تخیلی به تصویر کشیده شدهاند که روزی نظم جهانی را مختل میکنند و به طور بالقوه بشریت را نابود میکنند: هیولای اتوماسیون، هیولای ابر ماشین و هیولای داده. ترس از پیامدهای هیولاهای خودکار و ابر ماشینی ما را از ترسناک ترین آنها دور می کند.درزندگی روزمره ما، هیولای داده به طور مخفیانه به احساس حقیقت، حق ما برای حفظ حریم خصوصی و آزادی های ما حمله می کند.
فصل بیست و هفتم مقاله «آیا آینده هوش مصنوعی چین مار در نوشیدنی است؟ یا اینکه آیا آینده ی ما فنگ[28] خواهد شد؟» توسط رجینا جوزف[29] طرح اضطراری چین برای تسلط بر هوش مصنوعی با شرایطی مشابه دره سیلیکون مشخص می شود. هر دو تصویر بر فرصت های بی حد و حصر، درخشش و خیر اجتماعی تأکید دارند. با این حال، پتانسیل متفاوتی در زیر آن نهفته است. در ایالات متحده، به نظر می رسد نسل های جوان به آرامی اسارت ناشی از فناوری های اعتیادآور را تشخیص می دهند. سرنوشتی که توسط انقلاب نهایی آلدوس هاکسلی [30]پیش بینی شده بود. در چین، کنترل متمرکز و اجبار نرم، مخالفت عمومی با ملیگرایی فنی را متوقف میکند، و منجر به اشتیاق غیرقابل کنترل برای گسترش هوش مصنوعی میشود که تأثیر نامطلوبی بر چین، ایالات متحده و فراتر از آن خواهد گذاشت.


تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
[1] در سیاست آمریکا، اصطلاح ایالت نوسانی (همچنین به عنوان ایالت میدان نبرد یا ایالت بنفش شناخته می شود) به هر ایالتی اطلاق می شود که به طور منطقی توسط نامزد دموکرات یا جمهوری خواه در یک انتخابات سراسری، که اغلب به انتخابات ریاست جمهوری اشاره دارد، با نوسان آرا برنده شود.
[2] Jeffrey Ding
[3] Samantha Hoffman
[4] Shazeda Ahmed
[5] , Jaclyn Kerr
[6] Valentin Weber
[7] Laura Steckman
[8] Robert Morgus
[9] Robert Morgus
[10] Chris Demchak
[11] Kacie Miura
[12] Rachel Esplin Odell
[13] Rogier Creemers
[14] Martin Libicki
[15] Herbert Lin
[16] Elsa Kania
[17] People’s Liberation Army (PLA)
[18] Deep Green
[19] AlphaGo
[20] Lora Saalman
[21] Samuel Bendett
[22] Eleonore Pauwels
[23] Sarah Denton
[24] Lydia Kostopoulos
[25] Jennifer Snow
[26] Jabberwocky
شعر بی احساسی است که توسط لوئیس کارول در مورد کشتن موجودی به نام "جابرواک" سروده شده است. در سال 1871 از طریق شیشهای که دنبالهای بر ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب بود، گنجانده شد. این کتاب از ماجراهای آلیس در دنیای پشت به جلوی جهان شیشه ای می گوید.
[27] Natasha Bajema
[28] شرکتهای فیس بوک، آمازون، اپل، نتفلیکس و گوگل از بزرگان بازار سهام آمریکا هستند. معمولاً این پنج شرکت بزرگ را FAANG مینامند. این اصلاح از حروف اول اسامی پنج شرکت تشکیل شده است.
[29] Regina Joseph
[30] Aldous Huxley’s Ultimate Revolution
جهت دریافت کتاب با شماره 09155656516 در تلگرام و ایتا تماس بگیرید

