Developed in conjunction with Joomla extensions.

تغییر سبک به روش اختاپوسی

رضا میرزایی کارشناس ارشد روابط بین الملل

این روزها گمانه زنی های سفر بایدن به کشور عربستان و منطقه بالا گرفته است و اینکه آیا سیاست ها یا تصمیمات گذشته محمد بن سلمان به عنوان یکه تاز عرصه سیاسی این کشور، به نتایج یا پیامدهایی انجامیده است یا خیر؟ ، را نیز نمی توان از نظر دور داشت. در یک نگاه می توان عربستان را بزرگترین شیر فلکه دارِ نفت در منطقه و جهان دانست و چنین جایگاهی قدر مسلم میدان ممکنات درعرصه سیاست خارجی این کشور را پهنا خواهد داد، بویژه وقتی که شرایط پسا کرونا، بحران اوکراین و پیامدهایش، همچنین در نگاه کلی دوره های گذار انرژی و احتمال تغییرات نظم بین المللی را نیز به آن اضافه نمائیم. در کنار این موضوعات خواندن ذهن تیم سیاسی بایدن نیز چندان ممکن نیست و حتی روی قول های بایدن نیز نمی توان چندان تمرکز داشت، اما این توجه وجود دارد که برنامه ها یا سیاست های کلی ایالات متحده چیزی جدای از نظرات یا کنش های بیشتر برخوردار از اشخاص می تواند باشد. به عنوان نمونه تمرکز بر چین یکی از این محور هاست و حتی با کمی احتیاط می توان سفر یا تمرکز سیاسی بر عربستان و منطقه را ، از سوی ایالات متحده ، گام یا برنامه شماره دوم استراتژی تمرکز بر چین دانست و البته گام نخست آن را بصورت بخشی و قابل توجه می توان در بحران اوکراین جستجو کرد که مطابق برآورد،  نگارنده آن مرحله را گام (تمرکز بر پل اوراسیایی) می داند!، هر چند تقویت ناتو و رفع سایه های بستر بازنویسی پیمان ورشو، و توازن انرژی همچنین تفویض عرصه بازیگری به اروپا نیز از چنین بحرانی قابل استنتاج خواهد بود.

از طرفی در مجموعهِ چنین متغیرهایی موضوع برجام و اشاعه تسلیحات هسته ای نیز خودنمایی دارد که البته ایران چنین نقشی را نپذیرفته و صرفا بر حقوق خود در دانش مسالمت آمیز هسته ای و رفع نیازهای خود همچنین خنثی سازی فشار تحریمی پافشاری دارد.

در اصل تیم سیاسی بایدن در منطقه با پیچیدگی هایی روبروست که بخش قابل توجه آن در نگاه کلی تغییر روش های سیاسی بازیگران است. این بدان معناست که برخی واحدهای سیاسی منطقه خاورمیانه و حواشی آسیایی آن (شاید منهای ایران!)  در تکاپوی منافع ملی خود متمایل به نگاه کوتاه مدت نیز شده اند، و در چنین حالتی به نظر می رسد ایالات متحده  سعی دارد مدلی پایدار (در قالب اتحاد و ...)، متناظر با سیاست های امنیت ملی خود در جهت بازتولید جایگاه گذشته خود و استمرار منافع خود در این جغرافیا بر پایه نگرش تیم سیاسی موجود مستقر نماید. چنین مدلی در مجموعه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی قابل تخمین خواهد بود، اما مشکل تداوم مسئله اصلی در این مجموعه ها خواهد بود. بنابراین با کمی احتیاط می توان استراتژی ممکن برای ایالات متحده را استراتژی اختاپوسی دانست! این استراتژی علاوه بر چگونگی تحرکات و امکان محافظت از خود، روشی در برگیرنده و حتی توام با تزریق توکسین سیاسی می تواند باشد، با اینحال این استراتژی مطابق آنچه که در شرکت ها تجربه شده موجب نتیجهِ (اتحاد در عین رقابت) خواهد شد.   در تجارت نتیجه نهایی این استراتژی این است که دو بخش از شرکت‌های چندبخشی و رقیب، ممکن است یک اتحاد تشکیل داده باشند، در حالی که سایر بخش‌های همان سازمان‌ها ممکن است در رقابت شدید با یکدیگر باشند. این نهایتا مدلی از عملکرد اتحادهای استراتژیک (به عنوان برونداد) ایجاد خواهد نمود.

بررسی سوابق رفتاری و سیاسی کشورهای عربستان ،  ترکیه، و حتی برخی کشورهای دیگر منطقه  موید پتانسیلِ استقبال از چنین مدلی خواهند بود، چیزی که ما بایستی در تصمیمات خود بر آن توجه کافی داشته باشیم!. مضافا اینکه روش محاسباتی در شرایط استراتژی اختاپوسی بسیار متفاوت و پیچیده به نظر می رسد...

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

تمامی حقوق برای مجله ایرانی روابط بین الملل محفوظ است ©2021 iirjournal.ir. All Rights Reserved

Please publish modules in offcanvas position.