Developed in conjunction with Joomla extensions.

فراتر از مرزها حرکت کنیم، لزوم بازتعریف دیپلماسی فرهنگی

دکتر مریم خالقی نژاد، پژوهشگر فوق دکتری علوم سیاسی، دبیر سرویس دیپلماسی فرهنگی مجله ایرانی روابط بین الملل

خلاصه ای از سمینار جهانی سالزبورگ[1] «بازتعریف دیپلماسی فرهنگی»[2]

مقدمه:

در جهان امروز که ارتباطات و تعاملات بین­المللی با سرعتی بی سابقه در حال گسترش است، دیپلماسی فرهنگی به عنوان پلی میان تمدن­ها و ملت­ها، نقشی حیاتی در شکل­دهی به روابط جهانی ایفا می­کند. اما آیا رویکردهای سنتی دیپلماسی فرهنگی پاسخگوی نیازهای عصر حاضر هستند؟ در عصری که مرزهای جغرافیایی به واسطه فناوری و تحولات اجتماعی کمرنگتر شده­اند، ضرورت بازتعریف دیپلماسی فرهنگی بیش از هر زمان دیگری احساس می­شود. «فراتر از مرزها حرکت کنیم» نه تنها یک شعار، که یک ضرورت استراتژیک برای ایجاد تفاهم عمیق­تر، کاهش تنش­ها و تقویت همکاری­های بین­المللی است. این امر مستلزم خلق ابزارها و راهبردهای نوین است که بتواند از ظرفیت­های هنر، زبان، آموزش و فناوری­های دیجیتال بهره بگیرد تا گفت­وگوی میان فرهنگی را به سطحی کیفی­تر ارتقا دهد.  در این مسیر، دیپلماسی فرهنگی باید از چارچوب­های محدودکننده گذشته فراتر رود و با نگاهی خلاقانه، مشارکتی و همه­جانبه، زمینه­ساز پیوندهای پایدار میان ملت­ها شود. این جستار تلاش دارد تا در راستای الزام تحول در دیپلماسی فرهنگی و ارائه راهکارهایی برای حرکت به سوی افق­های جدید تعامل فرهنگی برخی از مهمترین نکات و دستاوردهای سمینار جهانی سالزبورگ را ارائه دهد.

گزارش سمینار

از ۵ تا ۸ ژوئیه2022، بیش از ۶۰ نفر از ۲۸ کشور مختلف در سمینار جهانی سالزبورگ با عنوان «جریان‌های تغییر: بازتعریف دیپلماسی فرهنگی برای آینده‌ای که نیاز داریم» گرد هم آمدند. شرکت‌کنندگان شامل هنرمندان، سیاست‌گذاران، سرمایه‌گذاران، فعالان، اعضای جامعه‌ی مدنی و سازمان‌های بین‌المللی، دانشگاهیان و آینده‌نگران بودند. بسیاری از این افراد تعاریف متفاوتی از دیپلماسی فرهنگی حتی در مورد معنای خودِ «دیپلماسی فرهنگی»، داشتند، اما درنهایت بر بینش‌های مهمی توافق کردند که می‌تواند به ما کمک کند تا پتانسیل دیپلماسی فرهنگی و چگونگی به‌کارگیری آن برای ساختن جهانی بهتر را بهتر درک کنیم. بیان شده است که در این رویداد از رهبران فرهنگی، دولتی و مؤسسات از ۲۸ کشور دعوت به عمل آمده بوده تا مدلی جدید و فراگیر را تصور کنند و تاکید شده است که در نتیجه مباحث ارائه شده به این نکته تاکید می داریم که اگر دیپلماسی فرهنگی قرار است آینده‌ای داشته باشد، باید به‌صورت قاطعانه تنوع دیدگاه‌های ملت‌ها و مردم را بپذیریم. دیپلماسی فرهنگی دیگر نمی‌تواند به عنوان یک ضمیمه در نظر گرفته شود. این یک ضرورت برای پل زدن بین شکاف‌هاست.»  در ادامه به مهمترین محورها و نکات مطرح شده پرداخته شده است. از مهمترین مباحث مورد بحث در خصوص هنر و هنرمندان، فناوری، تغییر تنوع بخشی در بازیگران  و ... است که به مهمترین آنها اشارات مختصری داریم.

 الف)- محوریت هنر در دیپلماسی فرهنگی   

هنردر هر رسانه‌ای دارای پتانسیل قدرت سیاسی عظیمی است. می‌تواند مردم را گرد هم آورد یا چالش‌های پیش‌روی یک جامعه را برجسته کند. اما برای تحقق این پتانسیل، نه‌تنها باید به نقش خود هنر توجه کنیم، بلکه باید اطمینان حاصل کنیم که هنرمندان در کانون گفت‌وگو قرار دارند. ایجاد فضاهایی که هنرمندان بتوانند بدون ترس از سوءاستفاده از آثارشان آزادانه خلق کنند، به شکوفایی قدرت هنر و گسترش روابط فرهنگی کمک می‌کند. علاوه بر این، هنرمندان می‌توانند کارهایی انجام دهند که دیپلمات‌های سنتی قادر به آن نیستند. دیپلمات‌ها به‌صورت مرسوم باید با دقت نظر بیان کنند تا به منافع دولتشان آسیب نزنند. دیپلماسی فرهنگی امکان بحث در مورد موضوعات دشوار را فراهم می‌کند، درحالی‌که از موانع بوروکراتیک و سیاسی سایر اشکال دیپلماسی عبور می‌کند. اما این تنها زمانی ممکن است که هنر و هنرمندان به‌اندازه‌ی کافی ارزشمند شمرده شوند، و این امر فقط با محوریت نقش هنر در این فرآیند امکان‌پذیر است.

ب)- کشورها باید تنوع نمایندگی خود را بهبود بخشیده و از آن بهره‌برداری کنند   

کشورها باید در دیپلماسی فرهنگی خود، تنوع درونی‌شان را بپذیرند تا هم اشتراکات خود با دیگر کشورهای جهان را برجسته کنند و هم ارزش‌های کثرت‌گرایی را ترویج دهند. برای کشورهای بزرگ، این می‌تواند به معنای نمایش تنوع جمعیتی داخلی باشد. برای کشورهای کوچک‌تر، این امر اغلب از طریق برجسته‌سازی جامعه‌ی دیاسپورا[3](مهاجرانشان در سایر کشورها) امکان‌پذیر است. با شناسایی تنوع جمعیتی خود و نمایش فعال آن در دیپلماسی فرهنگی، کشورها از تلاش برای ارائه‌ی یک «فرهنگ صرفا ملی» با کنشگری دولتی فاصله گرفته و به سمت فرهنگی فراگیرتر و نماینده‌ی طیف گسترده‌ای از تجربیات زیسته‌ی مردم خود حرکت می‌کنند. این امر منجر به خلق هنری نقادانه‌تر می‌شود که می‌تواند با واقعیت زندگی مردم ارتباط برقرار کند و آن‌ها را به شیوه‌های معنادارتری گرد هم آورد.  همچنین می­تواند موجبات تبدیل تهدیدها و چالش­ها را به فرصت و ظرفیت فراهم نماید. بخصوص با همکاری و درگیر کردن بخش­های مرزی در دیپلماسی فرهنگی بین ملت­ها این امر به خوبی می­تواند میسر واقع گردد.

ج)- دیپلماسی فرهنگی به سطح محلی می‌آید   

درحالی‌که اغلب بر جنبه‌های بین‌المللی روابط فرهنگی در بحث‌های مربوط به قدرت دیپلماسی فرهنگی تمرکز می‌کنیم، روابط فرهنگی در سطح داخلی نیز اهمیت دارد. اگرچه مهم است که کشورها تنوع جمعیتی خود را در دیپلماسی فرهنگی‌شان به رسمیت بشناسند، بسیاری از کشورها همچنان بخش‌هایی از جامعه‌ی خود را نادیده گرفته یا به حاشیه می‌رانند. این بخش‌ها می‌توانند شامل اقلیت‌های قومی نژادی، بومیان یا جمعیت‌های مهاجر باشند.  در تلاش برای اطمینان از شنیده شدن صدای این گروه‌ها در صحنه‌ی سیاسی و فرهنگی ملی، بازیگران فرهنگی اعم ازهنرمندان، موسیقی‌دان‌ها یا نهادهای فرهنگی و .. می‌توانند نقش حیاتی در تقویت این صداها و داستان‌هایشان ایفا کنند. چنین تقویتی نه‌تنها برای نمایندگی از انسانیت مشترک جوامع و نقشی که همه در «فرهنگ ملی» ایفا می‌کنند حیاتی است، بلکه برای کاهش قطبی‌سازی آشکار در کشورهای سراسر جهان نیز ضرورت دارد و تاثیر مضافی بر توانایی و اقتدار ملی فرهنگی یک کشور و ملت دارد.

د)-  فراتر از مرزها حرکت کنیم   

برای برخی، دیپلماسی فرهنگی دولتی صرفا به معنای تبلیغات است. با افزایش ارتباطات جوامع و درک این موضوع که چالش‌های فوری اغلب فرامرزی هستند، مهم است که بر نقش مهم روابط فرهنگی که توسط بازیگران غیردولتی انجام می‌شود در گرد هم آوردن مردم به شیوه‌های معنادار تأکید کنیم. بازیگران غیردولتی موقعیت بی‌نظیری برای ایجاد جامعه‌های عملی دارند که می‌توانند الگوهای فکری رایج را به چالش بکشند و انسانیت و تجربیات مشترک جهانی را به رسمیت بشناسند. اکنون بیش از پیش متقاعد شده‌ایم که آینده‌ی دیپلماسی فرهنگی درباره‌ی رها کردن قدرت و نیاز به بازاندیشی رادیکال در ساختارهایی است که امروزه می‌شناسیم و با آن‌ها کار می‌کنیم. شاید زمان آن رسیده که همه دولت­های جهان بازیگران موثر و کنشگران مدنی جهان را به سمت راه‌های کاملا جدیدی هدایت کنند که تفکر سیستمی برای آینده‌ای که آن‌ها، و همه‌ی ما، نیاز داریم ایجاد گردد.»     

ث)-  قدرت فناوری   

فناوری این قدرت را دارد که هم جامعه‌ها را در سراسر مرزها گرد هم آورد و هم افراد را با فرهنگ‌هایی غیر از فرهنگ خودشان آشنا کند. درحالی‌که پتانسیل قطبی‌سازی فناوری را دیده‌ایم، این ابزار ظرفیت عظیمی نیز در حوزه‌ی دیپلماسی فرهنگی برای تغییر روش‌ها و گسترش دامنه‌ی آن دارد. با ایجاد فضاهایی که به بازیگران غیردولتی مانند هنرمندان، موسیقی دانان، مراکز خصوصی فرهنگی و .. امکان تعامل با مخاطبان فرامرزی را می‌دهد، می‌توانیم به‌صورت چشمگیری توانایی روابط فرهنگی برای دستیابی به مخاطبان جدید و تأثیرگذاری جهانی گسترده‌تر را افزایش دهیم. این امر قدرت فشار بر دولت‌ها را دارد، چراکه کنشگران غیردولتی به خصوص هنر از طریق اینترنت از مرزها عبور می‌کند و افراد در سراسر جهان خواستار تغییر می‌شوند. فناوری همچنین هدف مهم دیگری را دنبال می‌کند. برای بسیاری دنیای مرزهای ملی به‌سرعت در حال تبدیل شدن به مفهومی منسوخ است. با تعامل جوانان با یکدیگر در سراسر مرزها، جامعه‌های عملی جدید چه در زیرفرهنگ‌هایی مانند بازی­های کامپیتوری و مجازی و چه در جامعه‌های هنری می‌توانند جهان‌های جدیدی خلق کنند که در آن اصالت ملی کمتر از ارتباط دیجیتال مشترک اهمیت دارد. از سویی هم می­توان از آن به عنوان ابزاری برای ترویج اصالت ملی و فرهنگ ملی خویش و پیوند با فرهنگ­های متنوع همسو در سراسر جهان بهره برد.

 جمع‌بندی   

اگرچه می‌توان درس‌های ارزشمندی از دیپلماسی فرهنگی و راهکارهای ارتقای آن فراگرفت، اما گام نخست، تضمین برقراری گفت‌وگوی سازنده میان بازیگران مختلف دخیل در فرآیند دیپلماسی فرهنگی و روابط فرهنگی است. هر یک از این ذینفعان، رویکردهای حائز اهمیتی برای ترسیم آینده‌ی دیپلماسی فرهنگی ارائه می‌دهند و تنها از طریق هم‌اندیشی جمعی می‌توان به «بازتعریف دیپلماسی فرهنگی برای آینده‌ای مطلوب» دست یافت.در این راستا، شناسایی و درک عمیق نیازها، دغدغه‌ها و انتظارات هر یک از بازیگران، از دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی تا سازمان‌های مردم نهاد و فعالان فرهنگی، ضروری به نظر می‌رسد. تنها با ایجاد فضایی مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل می‌توان زمینه‌ی تبادل ایده‌ها و تجربیات را فراهم کرد و از این طریق، به اشتراک‌گذاری بهترین شیوه‌ها و الگوهای موفق در عرصه‌ی دیپلماسی فرهنگی دست یافت. علاوه بر این، به‌کارگیری فناوری‌های نوین ارتباطی و دیجیتال می‌تواند به عنوان ابزاری قدرتمند در تسهیل گفت‌وگوهای بین‌فرهنگی عمل کند و مرزهای جغرافیایی و زبانی را کمرنگ‌تر سازد. با این حال، نباید از یاد برد که فناوری به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین تعاملات انسانی و روابط چهره‌به‌چهره شود، بلکه باید به عنوان مکملی برای تقویت این تعاملات مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، دیپلماسی فرهنگی زمانی به ثمر می‌نشیند که بتواند پیوندی پایدار و معنادار میان ملت‌ها و فرهنگ‌های مختلف ایجاد کند. این امر مستلزم تعهد بلندمدت همه‌ی ذینفعان به اصول مشترک و ارزش‌های انسانی است تا از طریق آن، صلح، تفاهم و همکاری بین‌المللی تقویت شود.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

متن اصلی از گزراش از برخی سخنرانان مهم این همایش قابل دسترسی است در

 https://www.salzburgglobal.org/news/topics/article/the    future    of    cultural    diplomacy

[1] Salzburg Global Seminar

[2]  در ادبیات فارسی این کلمه زالتسبورگ هم ترجمه می­شود

[3] diaspora

تمامی حقوق برای مجله ایرانی روابط بین الملل محفوظ است ©2024 iirjournal.ir. All Rights Reserved

Please publish modules in offcanvas position.