Developed in conjunction with Joomla extensions.

دولت بایدن،اسرائیل و ایران

دکتر مهدی نوربخش*

دولت بایدن تصمیم گرفته است که به برجام برگردد و مانند دولت اوباما، برجام را بعنوان اولین قدم برای حل مشکلات خود با ایران قلمداد می نماید. اما در این رابطه دو تحول بزرگ در طول چند سال گذشته صورت گرفته که باید به آنها توجه نمود. اول؛ کدام برجام اولین سئوالیست که برای آمریکا در حال حاضر مطرح است. بعنوان مثال،  ایران سانترفیوژهای جدیدی را بعد از سال 2018 میلادی و خروج ترامپ از برجام تولید کرده است و آمریکا میخواهد که همه آنها نابود شوند در حالیکه ایران خصوصا در زمان پایانی دولت روحانی پیشنهاد کرده بود که این سانترفیوژهای جدید و پیشرفته میتوانند در جایی انبار شده و در زیر کنترل آژانس قرار گیرند. دوم؛ تاخیر در مذاکرات و اینکه کشور ما فکر کرده است که همیشه راه برای مذاکره باز است، اروپا و آمریکا را بلحاظ فهم از سیاستهای ایران و روش برخورد با انها نزدیک کرده است. اکنون اروپا و آمریکا هردو اعتقاد دارند که در پهلوی مذاکره بر روی برنامه هسته ای ایران، مشکلات غرب با ایران باید راه حل پیدا نماید. اینبار غرب حاضر نیست که فقط به مذاکره برای قرارداد هسته ای با کشورما تن داده و در آینده به سراغ حل مشکلات دیگر خود رود. غرب بدنبال حل تمام مشکلات خود با ایران است و می خواهد از برنامه هسته ای کشور ما شروع کند و بلافاصله وارد مذاکرات بعدی گردد. 

بنظر می رسد که نه آمریکا شتابی برای برگشت به برجام دارد و نه کشور ما احساس میکند که شتابی باید در کار باشد. اگرچه دولت بایدن اعلام کرده است که درب مذاکره برای همیشه باز نیست و بنظر می رسد که او می خواهد بگوید که تا چند ماه دیگر این درب باز خواهد ماند. سازمان ملل متحد هم در سال 2023 باید تمام تحریم ها خودرا برروی ایران مورد بررسی قرار دهد که در صورت عدم حل مشکلات، تحریمهای جدیدی بر کشور ما وضع خواهد گردید.  اما هرکدام با یک حسابگری خاصی به این نتیجه رسیده اند که می توانند زمان بیشتری برای مذاکرات بخرند. آمریکا باور دارد که اهرمهای فشار در دست این کشور و اروپاست و اگر روزی بدانجا رسید که فکر کند که از مذاکره گذشته است، ابزارهای دیگری را در دست دارد تا از آنها استفاده کند. جنگ همیشه و از ابتدا گزینه دیگری برای آمریکا بوده است اما نه با سرباز و مداخله نظامی در کشور ما. آمریکا با داشتن یک نیروی هوایی قوی توان آنرا دارد تا مراکز نظامی، تاسیسات هسته ای و حتی مراکز اقتصادی کشور ما را نابود کند. موشکهای ایران یک قدرت بازدارنده برای چنین حمله ای بشمار نمی روند اگر چه آنرا به تاخیر انداخته تا جائیکه دیگر راهی برای مذاکره نمانده باشد. بایدن همچنان توان ایجاد اجماع جهانی بر ضد ایران را داراست اگر کشور ما بخواهد به مرحله جهش (Break Out)اتمی دست یابد. کشورما در زمان ریاست جمهوری آقای روحانی اعتقاد داشت که راهی بجز برگشت به مذاکرات و مذاکره نیست اما در دولت آقای رئیسی خصوصا اکثرا در کادر سیاست خارجی که مرکز ثقل سیاست گذاریش در دست نیروهای نظامی و سپاه است، باور دارند که نباید بزودی بپای میز مذاکره رفت. در جواب وزیر امورخارجه فرانسه در هفته گذشته که گفته بود ایران سریعا به مذاکرات هسته ای برگردد، امیر عبدالهیان پاسخ داده بود که، «حضور میابیم اگر نتیجه ملموسی داشته باشد.»  عبدالهیان و همفکران نظامی او بر این باور هستند که با زمان بیشتر پیش از ورود به مذاکرات با غرب،  میتوان به غنی سازی بالاتری دست یافت و بمب اتمی ساخت تا ایران در سرمیز مذاکره بتواند امتیازات بیشتری از غرب بدست آورد. این نظر با دو مشکل اساسی روبروست. اول؛ اگر ایران به مرحله جهش و یا ساخت بمب اتم نزدیک شود، این پروسه به مذاکره کمکی نمی کند بلکه غرب را تشویق می کند تا گزینه جنگ را برروی میز گذاشته و برای آن برنامه ریزی کند. مشکل دوم این فرضیه اینست که فتوای رهبر جمهوری اسلامی ایران را که گفته بود ایران بدنبال ساختن بمب اتم نیست با چالش بی اعتباری مطلق در سطح بین المللی روبرو می کند. با اطلاعاتی که سازمانهای جاسوسی اسرائیلی و روسی در ایران کسب میکنند، آنها اطلاعات کافی دارند که چه وقتی ایران بآن مرحله نزدیک شده تا خصوصا اسرائیل و غرب برای آن برنامه ریزی کنند. کسانیکه اعتقاد دارند که ایران باید بمب اتم بسازد تا مذاکره کند، بیشتر بر نیروی نظامی ایران تکیه کرده و در ارزیابی قدرت ایران با یک غلو بزرگ روبرو هستند. فرض کنیم در صورت حمله به ایران، کشورما هزاران موشک بسمت اسرائیل و کشورهای منطقه شلیک کند. چیزیکه اینجا اتفاق می افتد یک جنگ تمام عیار خواهد بود که امکان استفاده اسرائیل  از سلاح اتمی محدود  در آن وجود خواهد داشت. آمریکا دو بمب اتمی در جنگ جهانی دوم  برروی هیروشیما و ناکازاکی انداخت نه برای تنبیه ژاپنیها بلکه میخواست آنها جنگ را متوقف کنند. این دو بمب علامتی بود به ژاپن که اگر جنگ ادامه یابد، آمریکا ا ز بمبهای اتمی بیشتری در این جنگ استفاده خواهد کرد. در این صورت بیشترین خسارت را در این جنگ کشورما خواهد دید. بهمین دلیل اصولا نمیتوان گفت که حتی اگر ایران بمب اتم بسازد و خودرا قادر بداشتن توان هسته ای برای اولین حمله (First Strike Capability)  نماید، بتواند از حمله بعدی اسرائیل که بان توان حمله هسته ای دوم (Second Strike Capability) می گویند مصون نماید. داشتن بمب اتم و استفاده از آن در منطقه جغرافیائی خاورمیانه یک فاجعه بزرگ محسوب می شود.  

آمریکا به اسرائیل ضمانت داده است که با دادن هر هزینه ای از داشتن توان هسته ای نظامی ایران جلوگیری بعمل میاورد حتی اگر مجبور شود به جنگ روی آورد. اگر ایران به مرحله جهش هسته ای دست یابد، آمریکا نمیتواند از حمله اسرائیل به ایران جلوگیری بعمل آورد. در این صورت و اگر اسرائیل به ایران حمله کند، آمریکا و اروپا بدون شک از اسرائیل حمایت میکنند. چین و روسیه هم بخاطر روابط سیاسی و اقتصادی خود با اسرائیل و همزمان بخاطر اینکه نمیخواهند منطقه و ایران بدنبال دستیابی به بمب اتم باشند، از اسرائیل حمایت میکنند. باید توجه داشت که حمایت این دوکشور از اسرائیل، روابط بهتری را برای آنها با کشورهای عربی، اسرائیل و غرب رقم خواهد زد. اگر سیاستگذاران در کشورما فکر میکنند که در شرایط جنگی میتوانند برروی چین و روسیه تکیه کنند، بخطا رفته اند. روسیه هرگز نمی خواهد یک ایرانی نیرومند در همسایگی خود داشته و هردو نمیخواهند که ایران به اسلحه اتمی دست پیدا کند. مشکل دیگری که نزدیک شدن به جهش اتمی و یا دسترسی به بمب اتم برای کشورما ایجاد میکند بهم ریختن تمام معادلات امنیتی منطقه است بخاطر اینکه از فردای آنروز بسیاری از کشورهای منطقه میخواهند که بمب اتم داشته باشند. نظم کنونی بین المللی اجازه گسترش اسلحه اتمی در دنیا را بکشوری نمیدهد و برای کشورهاییکه این نظم را بشکنند تنبیه بزرگی قائل است که تحریم یکی از آنهاست. کانونشن NPT اصولا برای منع گسترش تکنولوژی اسلحه اتمی و دست یابی بآن تدوین شده است.

سفر هفته های گذشته نفتعلی بنت، نخست وزیر اسرائیل،  به آمریکا و دیدار با جو بایدن، رئیس جمهور این کشور، بدین مناسبت شکل گرفته بود که اسرائیلیها با اطلاعات کافی که از کنشهای مختلف سیاسی در دستگاه دیپلماسی و نیروهای نظامی کشور دارند و  میدانند گروهی بدنبال غنی سازی بیشتر اورانیوم و رسیدن به مرحله جهش و یا ساختن بمب اتم در کشور ما هستند، زمینه فهم مشترکی را با واشینگتن برای این تهدید فراهم آورند. دستیابی باین گونه اطلاعات هم به نیروهای جاسوسی در ایران نیاز ندارد. فقط کافیست تحلیلگران سری به رسانه های محافظه کاران افراطی در کشور زده و روابط و  تاثیر گذاری آنهارا خصوصا بر روی یک دولت یکدست محافظه کار در کشور به ارزیابی گذارند. نماینده دولت جدید اسرائیل در ملاقات با بایدن می خواست بین خط قرمز کشور خود و آمریکا رابطه ای برقرار کند و مطمئن شود که واشینگتن هرگز اجازه نمیدهد که ایران به اسلحه اتمی دست یابد. اگرچه در گذشته بایدن اعلام کرده بود که به ایران اجازه نخواهد داد که به اسلحه اتمی دست پیدا کند اما ملاقات سیمبلیک رهبران این دوکشور بر این خطوط قرمز تاکید نمود. آنچه از زمان ترامپ در روابط بین آمریکا و اسرائیل اتفاق افتاده است اینست که در زمان دولت پیشین در واشینگتن حق اسرائیل برای تصمیم در حمله به ایران به رسمیت شناخته شده بود. اسرائیل با اطلاعاتیکه بخشی از آنرا از روسیه کسب نموده، بیش از 200 بار به پایگاههای ایران در درون سوریه در طول چهارسال گذشته حمله کرده است و هربار به آمریکا اعلام کرده است که به کمک واشینگتن نیازمند نیست. یکی از دلائلیکه آمریکا در حال حاضر دست به کم کردن، کوچکتر نمودن و کارآمدتر کردن نیروی نظامی خود در منطقه زده است، قدرت گیری نظامی اسرائیل و روابطی است که این کشور با دولتهای عربی منطقه ایجاد کرده است. اگر شرایط امنیتی منطقه سامان نگیرد، در آینده ای نه چندان دور و بدون شک،  کشورهای عربی منطقه با اسرائیل وارد مراودات امنیتی خواهند شد. اولین کشوریکه حاضر شده است به اسرائیل پایگاه نظامی دهد کشور بحرین است.  

آنچه اکنون در صحنه بین المللی مشهود است اینست که برجام برای غرب دیگر در چهارچوبهای برنامه هسته ای ایران و مذاکره و توافق نمی گنجد. دنیای غرب سخت بدنبال مذاکرات تام بعد از عقد هرقراردادی روی برنامه هسته ای کشورماست. هرآنچه این مذاکره به آینده موکول شود و به تاخیر افتد، کسانیکه میخواهند با ایران مذاکره کنند، متحدتر و با مطالبات بیشتری بمیدان می ایند. درست برعکس کسانیکه زمان را بنفع مذاکره بین ایران و غرب می دانند،  زمان طولانی دشمن مذاکرات و نهایتا دستیابی به نتایجی است که بهتر می تواند بشکلی و با تعاریف خاصی به منافع و امنیت ملی کشور کمک کند. فرضیه دستیابی به جهش و یا بمب اتم برای ایران یک راهکار خطرناک است. کشورما راهی در جلو بجز مذاکره ندارد و هرچه این پروسه طولانی شود بر حجم تنشهای داخلی و منطقه ای افزوده میشود و در سطح بین المللی کشورما به انزوا کشیده شده و دستش از دسترسی بمنابع بیشتر در سطح جهانی کوتاه میشود. دنیای جهانی شده امروز در ساعت منابع خلق می کند. دسترسی باین منابع به ایجاد اقتصادی پویا کمکهای حیاتی می کند.   

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

استاد تجارت و روابط خارجی دانشگاه هریسبرگ پنسیلوانیا*

یادداشت

سیدقائم موسوی دکتری علوم سیاسی 
سیدقائم موسوی دکتری علوم سیاسی 
رضا میرزایی کارشناس ارشد روابط بین الملل

مفاهیم و نظریه ها

زهرا شریف زاده عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
زهرا شریف زاده عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

گفتگو

دکتر سیامک‌کاکایی کارشناس مسائل قفقاز در گفتگو با مجله ایرانی ...
دکتر مصطفی‌ مالکی کارشناس مسائل آلمان در گفتگو با مجله ایرانی روابط‌ ...

مطالب پربازدید

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
متن سخنرانی دکتر امیر هوشنگ میرکوشش به مناسبت 18 می روز جهانی موزه و میراث ...
دکترامیرهوشنگ میرکوشش

ویدیو

banvid

تبلیغات

banmon

تمامی حقوق برای مجله ایرانی روابط بین الملل محفوظ است ©2021 iirjournal.ir. All Rights Reserved

Please publish modules in offcanvas position.