Developed in conjunction with Joomla extensions.

تنش فزآینده میان ایران و اسرائیل:زمینه ها و پیامدها و تبعات منطقه ای جهان

 *بهار وکیلی

 سیاست کشورهای عربی در قبال اسرائیل به سال 2002 برمی گردد. در آن زمان کشورهای عربی اعلام کرده بودند که صلح با اسرائیل و رفع تحریم های این کشور منوط به پذیرش و موجودیت دولت فلسطینی از سوی اسرائیل است که از آن تحت عنوان «صلح در ازای زمین» یاد می شود. بنابر این موضوع، صلح ابراهیم و توافق صلح اسرائیل با امارات متحده عربی و همچنین با بحرین عملا به معنای تغییر رویکرد این کشورها در قبال تصمیمی است که در سال 2002 گرفته شد. همچنین ایجاد پیوند قوی بین اسرائیل با کشورهای عربی خلیج فارس باعث منزوی شدن ایران در منطقه خواهد شد بنا بر این تفاسیر، فرض مقاله موجود بر این است که توافق صلح ابراهیم بین اسرائیل و امارات متحده عربی زمینه تنش میان ایران و اسرائیل را گسترش خواهد داد و از طرفی باعث ایجاد خصومت و تنش در روابط ایران با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس خواهد شد.

 صلح ابراهیم چیست؟

صلح ابراهیم در واقع توافقنامه ای بین اسرائیل و امارات متحده عربی است که در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ منعقد شد که شامل مفادی همچون برقراری روابط دیپلماتیک، پیمان صلح، عادی سازی روابط بین اسرائیل و امارات متحده عربی است . این توافقنامه در تاریخ 15 سپتامبر 2020 در کاخ سفید به امضا رسید. البته پیشتر اسرائیل این توافقنامه را با مصر و اردن منعقد کرده بود و امارات سومین کشور عربی طرف قرارداد و همچنین نخستین کشور حاشیه خلیج فارس بود که این پیمان را با اسرائیل برقرار کرد.

حالا چرا این قرارداد «ابراهیم» نام گذاری شده است؟ توافق صلح ابراهیم در واقع هدفمند نامگذاری شده است. چرا که سه دین بزرگ توحیدی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام به ابراهیم (نبی) به عنوان پدر نگاه می کنند و پیشنهاد دهندگان این توافق بر این نظر بودند که با استفاده از این نام که به نوعی میان آمریکای مسیحی، اسرائیل یهودی و امارات متحده عربی و بحرین اسلامی مشترک است، پیوند برقرار کنند.

ریشه این صلح را می توان در صحبت های رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، دونالد ترامپ در سال 2017 جستجو کرد که در ارتباط با صلح خاورمیانه ای صحبت می کرد و سه سال پس از آن، ترامپ پیشنهاد صلح جرد کوشنر (داماد و مشاور ترامپ) را به عنوان یک «موفقیت تاریخی» عنوان کرد که مبنای این قرارداد را به نوعی پایان دادن به تمامی بحران ها و اختلافات در خاورمیانه نسبت داد. هر چند این برنامه صلح خاورمیانه ای ترامپ با مخالفت هایی از جانب فلسطینی ها مواجه شد، به همین دلیل ترامپ سیاست نزدیکی کشورهای عربی به اسرائیل را جایگزین آن کرد.  

در راستای توافق صلح ابراهیم، اسرائیل موافقت کرده است که در ازای عادی سازی روابط با امارات متحده عربی، برنامه الحاق کرانه باختری را به حالت تعلیق درآورد. همچنین هر دو کشور امضای توافق در رابطه با سرمایه گذاری، جهانگردی، پروازهای مستقیم، امنیت و ایجاد سفارت خانه های متقابل را در دستور کار دارند.

عادی سازی روابط بین اسرائیل و امارات متحده عربی ممکن است زمینه را برای توافق های مشابه با دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، بویژه عربستان سعودی فراهم کند و همچنین به تقویت مناسبات اقتصادی هر دو کشور منجر شود و این موضوع می تواند خطر درگیری با ایران را بیشتر کند.

 صلح ابراهیم و تاثیر آن بر افزایش تنش میان اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران

 از دیرباز، یهودیان به دلیل نوع رفتار وخلقیاتشون که احساس برتری نسبت به دیگران داشتند مورد کینه و دشمنی جوامعی که در آنها زندگی می کردند بودند. «هرتزل» از بنیان گذاران و از بزرگترین رهبران صهیونیست، اعتقاد داشت یهودی ها ملتی هستند که تنها راه حل آنها در مقابل اقدامات ضد یهود، تملک یک موطن متعلق به خودشان است و اینکه دولتی را مستقر کنند که خودشان زمام امور را به دست گیرند. اما در ارتباط با ایران به لحاظ تاریخی یکی از نخستین همکاری ها و تماس های مشترک متقابل میان ایرانیان و یهودیان به سال 957 قبل از میلاد باز می گردد، زمانی که بخت النصر پادشاه بابل به اورشلیم حمله کرد و آنجا را غارت نمود و هزاران یهودی را اسیر کرد و به بابل برد. در سال 538 قبل از میلاد، کوروش کبیر امپراطور هخامنشی، حکومت بابل را سرنگون نمود و یهودیان را آزاد کرد. وی به یهودیان و خانواده های آنها اجازه داد به سرزمین خویش بازگردند. عده ای از یهودیان در بابل باقی ماندند و گروهی نیز به تدریج به ایران وارد شدند و به مرور در آنجا سکنی گزیدند. اما اگر بخواهیم به رابطه ایران و اسرائیل در سده گذشته اشاره کنیم، در دوران حکومت پهلوی با وجود مخالفت ها ی گروه ها و اقشار مختلف جامعه روابط دوجانبه بر مبنای همکاری قرار داشت و تا حدودی روابط ایران و اسرائیل در این دوره کم و بیش پنهان بود اما با وجود تمام این فراز و فرودها و گاها نارضایتی ها، به مدت سی سال دوام یافت. اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن جمهوری اسلامی، روابط ایران و اسرائیل بلافاصله قطع شد و این دشمنی تا به حدی ادامه یافته که هر دو خواهان نابودی هم و دشمن شماره یک همدیگر در منطقه خاورمیانه بحساب می آیند.

در این میان، توافق صلح ابراهیم بیشتر از آنکه نظارت بر تنش زدایی در خاورمیانه را دنبال کند، به باور کارشناسان به دنبال ائتلافی همه جانبه علیه ایران و همچنین نفوذ این کشور در منطقه است. چرا که ایران با پشتیبانی خود از نیروهای شیعه در منطقه، از یمن و عراق گرفته تا سوریه و لبنان، تلاش در گسترش نفوذ سیاسی خود داشته است که این مسئله چالش بزرگی را در دهه گذشته پیش روی اسرائیل قرار داده است. همان اقداماتی که از دیدگاه آمریکا و متحدان این کشور در منطقه به مثابه اقدامات بی ثبات کننده ایران ارزیابی شده است.

از طرفی سیاست اعلام شده دولت ترامپ در ارتباط با کاهش نیروهای نظامی خود در منطقه نیز به نگرانی بیشتر کشورهای حوزه خلیج فارس و از جمله بحرین و امارات متحده عربی دامن زده است. در واقع با نگاهی ریز بینانه تر می توان اذعان داشت اقدامات ایران در سطح منطقه طی سال های اخیر با عث نگرانی کشورهای حوزه خلیج فارس و بیش از پیش نزدیکتر شدن این کشورها به اسرائیل شده است.

اما در کنار این عوامل، موارد دیگری نیز باعث نزدیکتر شده کشورهای عربی بویژه امارات متحده عربی به اسرائیل شده است که بطور خلاصه به چند مورد آن اشاره می کنیم:

 

  1. خصومت مشترک ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و امارات متحده عربی با ایران بر سر حمایت از حزب الله لبنان؛
  2. ترس مشترک آنها از دستیابی ایران به سلاح هسته ای؛ که پیرو آن رهبران امارات از دولت ترامپ در ماه مه سال 2018 برای خروج از توافق هسته ای با ایران و استفاده از سیاست «فشار حداکثری» بر ایران حمایت کردند.
  3. عامل دیگر، اختلاف ایران و امارات بین چند جزیره خلیج فارس است؛ در سال 1971، محمدرضا پهلوی اختیار جزایر تنب بزرگ و کوچک را به دست گرفت و در آوریل سال 1992 هم ایران کنترل جزیره ابوموسی را به دست گرفت.

 تنش میان ایران و اسرائیل موضوعی نیست که تازگی داشته باشد و در طول عمر جمهوری اسلامی ایران یکی از نقاط مهم در ساختار سیاست خارجی ایران و متقابلا اسرائیل بوده است. اگر بخواهیم به پیشینه دشمنی این دو با یکدیگر بپردازیم قابل گنجاندن در این مقاله کوتاه نخواهد بود اما بطور خلاصه می توان، به درگیری نیابتی بین این دو کشور در سال 2005 اشاره کرد که دلیل آن حمایت پنهانی ایران از حزب الله لبنان در درگیرهای لبنان جنوبی بین سال های 1985 تا 2000، حمایت بی شائبه ایران از لبنان در جنگ بین اسرائیل و لبنان، حمایت ایران از حماس و جهاد اسلامی فلسطین، حملات خرابکارانه اسرائیل در ایران به دلیل برنامه هسته ای ایران و ایجاد کمپین شبه نظامی در داخل ایران برای آسیب رساندن به برنامه هسته ای ایران، حمایت اسرائیل از گروه های ضد ایرانی، حمایت از گروه مجاهدین خلق و... اشاره کرد. که با شروع جنگ و درگیری در سوریه و حمایت ایران از گروه های مخالف با اسرائیل درگیری ها بیش از پیش بالا گرفت که منجر به درگیری مستقیم ایران و اسرائیل در سال 2018 شد.

بنا براین واقعیات می توان گفت که ایران و اسرائیل در طول این 42 سال بصورت مداوم و در جبهه های مختلف با یکدیگر هر چند بصورت غیر مستقیم، مشغول جنگ و درگیری هستند چرا که هریک خواهان تسلط خود در منطقه هستند و به یگدیگر اجازه استیلا و برتری یافتن در منطقه خاورمیانه را نخواهند داد. با نگاهی دقیق تر می توان به این امر پی برد که ایران به هیچ عنوان، هیچ زمان و تحت هر شرایطی _حتی با وجود جنگ و درگیری مستقیم_ اجازه تسلط پیدا کردن اسرائیل در منطقه را نخواهند داد شاید به این دلیل که ایران خود را ساکن دیرینه این منطقه از جهان،  و خاورمیانه را زادگاه ازلی و ابدی خود می داند و اسرائیل را نیروی خارجی و مزدوری که به واسطه کشتار و جنگ در این منطقه وارد شده میداند و اجازه حضور و ساکن شدن «مهمان ناخوانده قلدر ماب» را نخواهد داد. با تمام این تفاسیر، می توان متصور شد که تفاهم و توافق امارات متحده عربی و دیگر کشورهای عربی با اسرائیل چه شرایطی را برای ایران ایجاد خواهد کرد_ دادن دست دوستی با مهمان ناخوانده ای که علیه ساکنین دیرینه این منطقه دست به کشتار و خونریزی زده است_ که قطعا برای ایران نه تنها خوشایند نخواهد بود بلکه آثار و تبعات زیادی را نیز در طولانی مدت به همراه خواهد داشت. به همین خاطر دستگاه سیاست خارجی ایران باید بیشتر از هر زمان دیگری به فکر انتخاب راه درست برای ائتلاف و جلب اعتماد و همکاری با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس باشد. در کنار همه این مسائل عادی سازی روابط دیپلماتیک صلح آمیز باعث تقویت قدرت و اتحاد دو شریک امن و قوی ایالات متحده در منطقه می شود که در پی آن اسرائیل و امارات متحده عربی برای راه اندازی یک دستورکار استراتژیک برای خاورمیانه برای گسترش همکاری های دیپلماتیک، تجاری و امنیتی با ایالات متحده همراه خواهند شد. چنانچه برایان هوک از این تفاهم به عنوان «کابوس» برای ایران نام برد. از یک منظر، توافق اسرائیل، آمریکا و امارات به نوعی همکاری برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه است. بنابراین ایران تا قبل اینکه کشورهای عربی هم راه امارات را در پیوند و توافق با اسرائیل در پیش گیرند، باید به دنبال راه چاره ای برای ائتلاف منطقه ای بر اساس منافع ملی و منطقه ای خود با آنها و بطور ویژه عربستان سعودی باشد.

توافق صلح اسرائیل با امارات متحده عربی و بحرین عملا فصل جدیدی در مناسبات اسرائیل با کشورهای عربی است، پیش از آن اسرائیل با مصر در سال 1979 بر سر عادی سازی مناسبات به توافق رسیده بود و 15 سال بعد از آن نیز اردن موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخته بود. هر چند به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی کشورهای عربی با مخالفت چند کشور از جمله ایران و ترکیه مواجه شد و این دو کشور از صلح اعراب با اسرائیل،  تحت عنوان «خیانت» یاد کردند.

در نهایت اینکه، این توافق هر چند بصورت موقت_ با توجه به اینکه اگر هر دو طرف قرارداد، به مفاد آن پایبند باشند و با فرض اینکه جوبایدن هم راه ترامپ را در این مقوله پیش گیرد_ اجرایی شود، مسلما این توافق خطر جنگ برای کشورهای حوزه خلیج فارس را با اسرائیل کاهش می دهد اما از طرفی خطر بزرگی در بیخ گوش ایران، آن را تهدید می کند. همچنین این توافق می تواند باعث حضور پررنگ اسرائیل در خلیج فارس شود و این موضوع به معنای ایجاد شکاف های سیاسی و نظامی گسترده در منطقه  خواهد شد و این مسئله بسیار مهم برای ایران که دارای مرزهای آبی طولانی در خلیج فارس هست و همچنین دشمنی دیرینه ای که با اسرائیل دارد می تواند مسئله ساز شود. بنابراین دستگاه سیاست خارجی ایران برای تامین حداکثری منافع و اقدامات پیشگیرانه و حملات احتمالی باید ائتلاف منطقه ای با حضور پر رنگ و تاثیرگذار عربستان ایجاد کند و نظر مثبت کشورهای عربی خلیج فارس و همچنین سطح جهان را جلب کند تا به نحوی از پیامدهای منفی این توافق بالاخص بر علیه خود، بکاهد. هر چند که با شکست ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری و قدرت گیری مجدد دموکرات ها و روی کار آمدن جو بایدن در کاخ سفید می تواند اوضاع منطقه را دستخوش تغییرات جدیدی کند ودگرگونی هایی را ایجاد کند که بر خلاف تصور اولیه باشد که آینده آن از هم اکنون قابل پیش بینی نخواهد بود.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

*دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود

یادداشت

سیدقائم موسوی دکتری علوم سیاسی 
سیدقائم موسوی دکتری علوم سیاسی 
رضا میرزایی کارشناس ارشد روابط بین الملل

مفاهیم و نظریه ها

زهرا شریف زاده عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
زهرا شریف زاده عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

گفتگو

دکتر سیامک‌کاکایی کارشناس مسائل قفقاز در گفتگو با مجله ایرانی ...
دکتر مصطفی‌ مالکی کارشناس مسائل آلمان در گفتگو با مجله ایرانی روابط‌ ...

مطالب پربازدید

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
متن سخنرانی دکتر امیر هوشنگ میرکوشش به مناسبت 18 می روز جهانی موزه و میراث ...
دکترامیرهوشنگ میرکوشش

ویدیو

banvid

تبلیغات

banmon

تمامی حقوق برای مجله ایرانی روابط بین الملل محفوظ است ©2021 iirjournal.ir. All Rights Reserved

Please publish modules in offcanvas position.