Developed in conjunction with Joomla extensions.

کنکاشی بر آینده نظم بین الملل

رضا میرزایی کارشناس ارشد روابط بین الملل

 موضوع تحقیقاتی آینده نظم جهانی، پیامدهای تغییر پویایی قدرت ، تأثیرات فناوری‌های جدید و مشارکت نهادهای حاکمیتی را برای آینده همکاری‌های بین‌المللی بررسی می‌کند و به دنبال درک محرک های تغییر و پیامدهای متنوع آن تغییرات است. به نظر می رسد اساسا این بررسی ها بطور ضمنی تولید کننده ایده های جدیدی برای حفظ و تکامل نظم بین المللی باشد.

در روابط بین‌الملل، نظم بین‌المللی به روابط الگو یا ساختارمند بین بازیگران در سطح بین‌المللی اشاره دارد. مایکل بارنت نظم بین‌المللی را به‌عنوان « الگوهای روابط و عمل» تعریف می‌کند که از قوانین، نهادها، و هنجارها مشتق شده و توسط آن حفظ می‌شود . نظم های بین المللی هم جزء مادی و هم اجتماعی دارند. سازمان ملل متحد، سازمان تجارت جهانی (WTO)، اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون های ژنو، و توافقنامه آب و هوایی پاریس نمونه هایی از موارد مبتنی بر قانون یا نهاد از نظم بین المللی هستند. در نگاهی کلی هر گونه تغییر در این اجزا بحث احتمال تغییر در نظم بین الملل را پیش خواهد کشید! در این ارتباط کارگاه ها و گفتگوها، پروژه ها و کنفرانس های عدیده ای در حال انجام و پیگیری است.

اینجا این سوال مطرح است که میزان نتایج یا پیامدهای تغییر نظم بین الملل برای کشورهای گوناگون چگونه خواهد بود؟ این موضوع برای کشور ما اهمیت دارد که بیشتر متمرکز بر قدرت های قدیم و درحال ظهور و چگونگی عملکرد آنان در برابر ما خواهد بود. در کنار این موضوع سعی و تلاش متقابل نیز اهمیت دارد مبنی بر اینکه قدرت های برتر گذشته چه واکنش ها یا همزیستی ای خواهند داشت؟

یکی از جنبه های قابل توجه نظم بین المللی معاصر، تسلط اندیشه ها و نهادهای غربی است. غرب معمولاً به معنای اروپا (با تأکید خاص بر بخش‌های شمالی و غربی قاره) و قاره آمریکا (با تأکید خاص بر ایالات متحده) در نظر گرفته می شود. هر چند غیر قابل دسترس، اما با اینحال برآورد نسبی یا درک این مجموعه (غربی ها) از تغییرات نظم برای ما بسیار مهم است، چرا که هنوز هم سهم بالایی در بستر موجود دارند! به عنوان نمونه احساس هر گونه کاهش دسترسی به منابع تولید ثروت یا قدرت، ناشی از ظهور قدرت های جدید در دوران اخیر یا آتی می تواند درجات متفاوتی از واکنش را در پی داشته باشد. اینها جزئیات زیادی دارد اما در چارچوب یک گایدلاین گوشزد کننده، نتایج نهایی کنش ها و واکنش ها نوعی تعامل یا اندرکنش خواهد بود! این یک موضوع تقریبا کامل سلسله مراتبی به نظر می رسد و نگاه چند جانبه خارج از یک سلسله مراتب خاص، بیشتر مسدود خواهد بود تا باز! این موضوع برای ما مهم است که دقت نمائیم کجا وارد بازیگری شویم و کجا سهم خود را قطعی نمائیم. این یک روش سیاسی است که لازم است تمام جنبه ها را به خدمت خود گیرد. هر گونه ناآگاهی، تزلزل، عدم محاسبات، احساس جویی، خُرد انگاری، وظیفه نگری و ...، در این راه بستر بازی برد/باخت را مهیا خواهد ساخت‌. بازی میان قدرت هایِ مشمولِ یک سلسله مراتب دیگر کار سختی است اما بهرحال وضعیت موجود چنین است، شاید ماهیت متمایز ، منابع در دسترس، یا سوابق تاریخی یا مجموعه دلایل شناخته شده یا ناشناخته دیگر و البته تمایل یا عدم تمایل یک کشور در قالب بازیگرِ خواهان تغییر وضعیت موجود می تواند تمرکز بر آن کشور را افزایش دهد. در بیانی ساده چنین کشوری ضمن مناقشات درِ باغِ سبزِ سیاست خواهد بود! 

البته آسیا موتور اقتصاد جهانی در قرن آینده محاسبه شده است، و مرز آسیا با اروپا نیز علاوه بر یک ساختار تاریخی و فرهنگی، مرز آرایش یا هندسه قدرت محسوب می گردد. حضور قدرت های نوظهور نیز مضاف است که چندان هم تمایل بر مناقشه مستقیم با قدرت های بستر موجود ندارند و بنابراین کشورهای دیگر درون آسیا در فضای متلاطم تری بسر خواهند برد. این هم برای ما موضوع مهمی است چراکه دومین برد پژوهشی دنیای سیاسی ما را شامل خواهد شد. در برخی منابع عربستان سعودی را بعد از آرژانتین، برزیل، چین، هند، اندونزی، مکزیک و روسیه در لیست قدرت های در حال ظهور قرار داده اند و واضح است فضای ارتباطات منطقه ای و هندسه قدرت در منطقه در آستانه تغییر محاسبه می شود. در اصل مدلی از هژمونی منطقه ای در حال شکل گیری است چرا که مطابق با مفهوم تعریفی گرامشی اجبار یا زوری از سوی این کشور مشاهده نمی شود و سیاست در پس زمینه ارتباطات اقتصادی در زمینه جذب سرمایه احتمالا منتهی به ورود به فاز قدرت این کشور در منطقه خواهد شد. این موضوعی میان مدت تلقی خواهد شد... این در حالی است که تمرکز اقتصادی ما محدود و ابتدایی به نظر می رسد.(مثل مباحث واردات خودروی دست دوم! که نشان از روزمرگی سیاستگذاری و نبود فرصت کلان اقتصادی دارد!).

گویا در حالت بدبینانه کشور در خم هستی و روش شناسانه سیاسی اقتصادی قرار دارد، و در حالت خوشبینانه سرعت فاز تصمیم سازی، تصمیم گیری، و سیاستگذاری به نسبت تغییرات کم است؟!

در حیطه سیاست و نظم بین الملل چندین رسانه و محقق آمریکایی بیان کرده اند که درگیری اسرائیل و فلسطین فرصت های جدیدی را برای چین و روسیه فراهم می کند تا نظم بین المللی موجود را اصلاح کنند. این در حالی است که به نظر می رسد ایالات متحده برای چالش‌های بالقوه وجودی سال‌های 2027-2035 و پس از آن آمادگی چندانی ندارد. مطابق برخی برآوردها نظم جهانی که پس از جنگ جهانی دوم اساساً توسط قدرت های ایالات متحده و اروپا ساخته شد، امروزه ذاتاً حاوی تضاد منافع ژئوپلیتیکی است. چرا که  اساساً توزیع قدرت و منافع به رهبری ایالات متحده است و طبیعتاً تحت تأثیر مستقیم تغییرات سیاسی و اقتصادی داخلی در ایالات متحده و کشورهای اروپایی خواهد بود. به نظر می رسد این تغییرات چندان مثبت برآورد نمی شود، چراکه قطعیت سیاسی ایالات متحده علیرغم لفاظی سیاسی چندان نمود ندارد. به عنوان نمونه برخی تحلیل ها اذعان دارد سفر بایدن در شرایط استثنایی دستاورد قابل توجهی نداشته است و به نظر می رسد ایالات متحده در فاز جدیدی از چالش های مرتبط با در هم تنیدگی منافع خود با اروپا در مرزی که هندسه قدرت را در بر می گیرد، مواجه باشد! روی آوری به ابزارهای استراتژیک سنتی مانند قوه قهریه در قالب ناوگان ها نشان از حساسیت این موضوع در یک حوزه جغرافیایی خاص دارد که البته صرفا مرتبط با جنگ غزه هم نمی تواند باشد. البته اینجا ذهنیت بازتری هم می تواند وجود داشته باشد که گزینه های دیگر واکنش یا اقدام خواهد بود و می تواند متمرکز بر (تنظیم نظم) باشد. برخی تحلیل ها می گوید این حالت بر تسهیل ارتباط و همکاری بین قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای، بین کشورهای جنوبی و شمالی، همچنین بین قدرت‌های نوظهور و قدرت‌های بزرگ قدیمی در ایجاد نظم جدید متمرکز خواهد بود. این هنوز هم تا سطح زیادی به پاسخ ایالات متحده وابسته است، که البته قابلیت مداخله و دستکاری نیز دارد!؟

آمریکایی ها بخوبی می دانند جایگزینی برای بازدارندگی وجود ندارد هر چند این نمی تواند شامل صدایی بلند و چوب کوچکی باشد! بنابراین فناورهای یا روش های تقویت کننده یا چند وجهی مورد توجه و سرمایه گذاری بیشتری قرار خواهد گرفت و از نگاهی ورود به عرصه ایدئولوژیک (نبرد بین دموکراسی‌ها / خودکامگی‌ها) نیز در آسیا با سابقه ای که غرب در نزد ملت ها دارد، حتی برایشان آسیب زننده خواهد بود. شاید مطابق با برخی نظرات راه مناسب، برنامه مثبتی باشد که رشد اقتصادی مشترک، امنیت پایدار و منافع ملموس برای معیشت مردم منطقه ایجاد نماید. این یک امتداد مشترک بزرگ با برخی کشورهای اقتدار گرا بویژه چین ایجاد خواهد نمود. البته دلائل محکم دیگری نیز در الزام همکاری دو اقتصاد بزرگ در نظم آتی یا مراحل تنظیم نظم بین الملل وجود دارد مانند زنجیره تامین، کربن زدایی، تامین انرژی (فناوری پاک)، انقلاب مجدد دیجیتال و هوش مصنوعی..‌. که می تواند مقدمه محاسباتی باشد که نشان دهد نیاز به نظم اقتصادی جهانی موضوعی همگانی تلقی می شود. چنین نیازی محتملا نمی تواند تغییرات بستر ساز (قوانین، نهادها، هنجارها) آنهم بصورتی جهانی و شتابزده یا نزدیک را پشتیبانی نماید. در وضعیت حداکثری البته اگر منعقد شود، بین الملل بر پایه تعریف نظم  با برساخت های پاراللِ بیشتری مواجه خواهد شد که البته به نظر در نهایت انعطاف پذیر خواهد بود. اینها به معنای تداوم نسبی بستر نظم موجود خواهد بود.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

یادداشت

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش(دکتری تخصصی روابط بین الملل)
دکتر زهرا شریف زاده (دکتری تخصصی روابط بین الملل)
میکائیل سانیار( دانشجوی دکتری علوم سیاسی (مسائل ایران)، دانشگاه آزاد اسلامی ...
دکترمریم خالقی نژاد(دبیر سرویس دیپلماسی فرهنگی مجله ایرانی روابط بین الملل)

گفتگو

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش در گفت‌وگو با ایلنا
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش مدیر مسئول مجله ایرانی روابط بین الملل در گفت‌وگو با ...

مفاهیم و نظریه ها

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
رضا میرزایی کارشناس ارشد روابط بین الملل

مطالب پربازدید

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
متن سخنرانی دکتر امیر هوشنگ میرکوشش به مناسبت 18 می روز جهانی موزه و میراث ...
دکترامیرهوشنگ میرکوشش

تبلیغات

فراخوان مقاله

تمامی حقوق برای مجله ایرانی روابط بین الملل محفوظ است ©2024 iirjournal.ir. All Rights Reserved

Please publish modules in offcanvas position.