نقش روسیه در بحران سوریه

گزارش سومین جلسه بحث آزاد گروه تلگرامی روابط بین الملل

تدوین: لیلا طباطبایی

پس از انقلاب اوکراین در سال 2014 و در پی آن ورود نظامی روسیه به شبه جزیره کریمه به فرمان ولادیمیر پوتین ، بحران شبه جزیره کریمه حادث شد که به نظر بعضی تحلیلگران به بزرگترین بحران بین روسیه و غرب پس از جنگ سرد تبدیل گردید. در 16 مارس همان سال با رای  مثبت  96% از 81 درصد واجدین شرایط رای دادن، کریمه از اوکراین جدا و مجدداً به روسیه پیوست .وبه همین دلیل غرب،به خاطر تحت فشار گذاشتن روسیه، تحریم های خود  علیه آن کشور راآغاز کرد  که باعث افت ارزش روبل و ایجاد نابسامانی اقتصادی از یک سو و جدال قدرت با غرب از دیگر سو را موجب  شد .
روسیه برای اعاده حیثیت و قدرت و به عبارتی خروج از  فشارهای غرب  در اوکراین که در آن زمان درگیری نظامی با غرب را  تجربه   می کرد ،  در30 سپتامبر 2015 با مجوز دولت بشار اسد و برای سرکوب مخالفان مسلح و داعش، به عنوان یکی از بازیگران وارد سوریه شد و علیرغم بحران اقتصادی بوجود آمده در آن کشور که به واسطه تحریم غرب و افت   قیمت  نفت بوجود آمده بود با عملیات نظامی هوایی وارد عرصه مداخله نظامی سوریه شد .
این کشور با جلوگیری از فروش نفت ارزان قیمت به ترکیه  توسط داعش و اعلام اتهام وجود رابطه دولت ترکیه با داعش بحران روابط را  با  ترکیه  آغاز نمود به طوریکه در 24 نوامبر 2015 با ساقط  کردن   هواپیمای   سوخوی M24  روسیه توسط  نیروی هوای ترکیه  و کشته شدن یک خلبان روابط دو کشور وارد تنش شد و پس ازآن روسیه تحریم یک جانبه ای را علیه ترکیه آغاز نمود.
اما علیرغم تلاش هایی که غربی ها برای به حاشیه راندن روسیه در منازعات منطقه انجام دادند ، این کشور با سرسختی و به پشتوانه ائتلاف با ایران حضور خود را در منطقه را تثبیت نمود به طوریکه آمریکا را پای میز مذاکره نشاند. در روزهای اخیر و با بازپس گیری حلب از  مخالفان ،  حداقل  در کوتاه مدت  میتوان   انتظار  داشت   که   روسیه بتواند به عنوان یکی از بازیگران اصلی در منطقه قدرت نمایی کند و با حضور ترامپ در  کاخ   سفید  دور از انتظار نخواهد بود که در آینده مذاکرات بین دو کشور تلطیف شده  و منجر  به تفاهمات فیمابین شود.
با مقدمه ونوشتار پیش رو  برآن هستیم تا نگاهی اجمالی  به   اهمیت  و  نقش روسیه در منطقه داشته باشیم.
  آنچه  مورد   توجه   است   اینکه روسیه  بیشتر پایگاه ها  و  حوزه های نفوذ سنتی خود در خاورمیانه مثل عراق و لیبی را از دست داده است .وبه دنبال آن است که  نفوذ   و منافع   خود   در سوریه و  منطقه  را   از   طریق  تاثیر گذاری بر معادلات این کشور حفظ نماید . پوتین ، ورود   به   جنگ    سوریه  را احتمالامسیری برای خروج از انزوای بین المللی تلقی می کند.
   در بیشتر  در گیری هایی که  آمریکا سیاست همراهی با اروپا را برای موجه جلو  دادن  سیاست هایش  برای   جهان داشته ،تلاش روسیه ایجاد  شکاف  بین این دو بازیگرمهم بوده است .نمونه آن را می توان در بحران اوکراین دید که سعی در ارتباط خطی با اعضای اتحادیه اروپا مخصوصا در انتخابات پارلمان اروپا نمود . و در این  راستا سناریوی  احتمالی وپیش روی  روسیه در ورود به سوریه  این است که این  رفتار  بیشتر  نمادین است وهدف  غایی روسیه سعی در متزلزل کردن وبی اعتماد ی کشورهای اروپایی به سیاست های آمریکا است، وشاید به نوعی کمرنگ کردن اتحاد این دو بازیگر در توافق هسته ای با ایران است که  وجه  موفقی از همراهی آمریکا واروپا  رانشان داده است  واین نشانه اعتماد این دو قدرت جهانی به یکدیگر است.
 نگاه راهبردی روسیه به سوریه را می توان از یک سو حضور روسیه در سوریه اعمال قدرت به منظور کسب حقوق در مذاکرات نانوشته این کشور با غرب عنوان کرد ویا خارج نزدیک هدف نهایی روسیه در ورود  به   بحران   سوریه است. سوریه را می توان نقطه صفر وجه مصالحه حقوق روسیه  در اوکراین و کشور های اقماری   قلمداد   کرد .هرچند در تحلیل  سیاست خارجی  و   عملکرد خاورمیانه ای روسیه همیشه باید به منطقه حیاتی و مهم روسیه یعنی بالکان ،آسیای مرکزی و قفقاز و جمهوری های سابق شوروی دقت داشت.
در واقع هرگاه که روسیه در مناطق یاد شده با امریکا و غرب مناقشه پیدا می کند سعی می نماید با تحت فشار قرار دادن غرب و امریکا این فشارها را جبران کند.ودر نهایت می توان حضور نظامی در سوریه را واکنشی  به تضاد روسیه با غرب بر سر اوکراین و خطر گسترش ناتو و اتحادیه اروپا به قلمرو شوروی سابق عنوان کرد.می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که با توجه به سند جدید تدبیر سیاست خارجی روسیه، پوتین از دو فاکتور برای فضاسازی استفاده خواهد کرد:مبارزه سریع با تروریسم و افراط گرایی که این مبارزه می تواند باعث کسب جذابیت در بین مردم خاورمیانه که در میان مدت خود را در خطر گسترش اشکال تروریسم می بینند و این رویکرد روسیه می تواند  تبدیل به قدرت نرم بشود و همراهی کوتاه مدت با محور مقاومت و افزایش چانه زنی با امریکا و اروپا به واسطه این همراهی در خصوص مسائل بین المللی است .
 بر اساس ،  نظریه امپریالیسم مبتنی بر قدرت  احساس تهدید امنیتی روسیه این کشور را وارد حوزه هایی مثل اکراین و سوریه نموده است.اما بعد دیگر حضور روسیه  در سوریه ایجاد یک کمربند امنیتی به دور خود وجمهوری های سابق است تابتواند  از گسترش  دموکراسی   و نهادهای غربی   به     قلمرو خود  ممانعت کند.
با نگاهی به کمپین نظامی اخیر شاید در ابتدا وبه ظاهرهمه گزینه ها به نفع تهران ومسکواست اما  روسیه   اهرم بیشتری در مذاکرات برای حل و فصل مسئله دارد، در ضمن روسیه ممکن است خواهان نقش بزرگ تری در عراق حیات خلوت ایران تحت هدف مبارزه با داعش باشد. از طرف   دیگر   روسیه خواستار مقابله با تل آویو نیست و این می تواند منبع  اختلاف  دیگری   میان روسیه و ایران باشد.ایران ممکن است نقشی تسهیل کننده در ورود روسیه به جنگ سوریه داشته باشد ، اما سابقه تاریخی نشان می دهد که روسیه درحفظ منافع ملی ایران قابل اعتماد نیست. همه این موارد نشان می دهند که نتیجه نهایی تحولات ممکن است به نفع ایران نباشد.این بدین معناست  که ورود روسیه به حفظ حکومت بشار اسد می تواند منجربه مخاطره افتادن اهداف استراتژیک  ایران   در سوریه   شود .
ایران به عنوان هم پیمان اصلی سوریه باید  به دیپلماسی  و سوریه  بعد از اسد نیز بیاندیشد و روی روسیه به عنوان متحدی استراتژیک سرمایه گذاری نکند زیرا تجربه و سابقه تاریخی نشان می دهد که روسیه با گرفتن امتیاز از رب و تامین منافع خود صحنه را خالی خواهد نمود. الگوی مذاکرات هسته ای میان ایران و 1+5 می تواندبرای سامان دادن به بحران سوریه نیز به کار گرفته شود .
 بنا براین باز گذاشتن مسیر دیپلماسی میان ایران و اعضای اتحادیه اروپایی ، ایالات متحده و سایر قدرت های تاثیر گذار در حل و فصل بحران های سوریه و عراق رفتاری خردمندانه و با هزینه ای کمتر خواهد بود و باعث ارتقاء نقش و جایگاه ایران به عنوان قدرتی تاثیر گذار در منطقه خواهد گردید.
مورد مهم دیگر
 توجه به حوادث قبلی و اخیر در ترکیه ،(از حضور نظامی روسیه و انهدام هواپیمای جنگنده آن تا ترور سفیر روسیه در ترکیه ) و روند مناسبات دو کشور است .شمال سوریه وبه ویژه شهر حلب برای ترکیه از  اهمیت فراوانی برخوردار است .بنابراین در حال حاضر در این نقطه تلاقی روسیه و ترکیه در مقابل یکدیگرند. ودرابتدا ترکیه بانزدیکی باائتلاف عربستان و قطر باامید به پشتیبانی امریکا و  دخالت  مستقیم  در سوریه واحساس بازیگرمنطقه‌ای پرقدرت نوعی تقابل باروسیه  را درپیش گرفت ولی با جنگ فرسایشی درسوریه وعدم کسب موفقیت  و سپس کودتا نظامی  و  ناامیدی ازغرب این بار بانزدیکی به روسیه‌ و به امید ازدست ندادن بازیگری درسوریه نوعی چرخش ازغرب به سوی روسیه و قرارگرفتن در جبهه‌ منطقه‌ بوده وترکیه ناگزیر از حمایت جبهه آزاد سوریه و یا دولت انتقالی است و از این جنبه دو کشور سوریه و ترکیه به سختی خواهند توانست که به توافق دست یابند.هر چند با توجه به حضور ترامپ احتمال تغییر معادلات وجود خواهد داشت.
اما تحرکات روسیه در قبال سوریه حاکی از آن است که موضوع سوریه  برای روسیه اهمیت دارد و اگر مسکو بخواهد سوریه را واگذار کند باید نقش خود را در خاورمیانه برای همیشه به نفع غرب کنار بگذارد امری که در تضاد کامل با منافع کلان و استراتژیک مسکو قرار دارد. این دغدغه روس­ها کاملاً با نگرانی­های ایران در قبال تحولات منطقه خاورمیانه بویژه گسترش نفوذ جهان غرب و خطر تضعیف سوریه در مقابل اسرائیل هم خوانی دارد .
آنچه   جدای   از ابعاد استراتژیکی و ژئوپولیتک در تراژدی سوریه بسیار مهم است واذهان حقوق بشر وجوامع مدنی را به خود معطوف داشته .کشتار غیر  نظامیان ،زنان وکودکان بی گناه سوری و جنایات جنگی رخ داده  است .هرچند نفس موضوع  نیازمند تحلیل سیاسی است اما با توجه به سوابق ممکن است مانند ماجرای یوگسلاوی سابق شورای امنیت بخواهد دست به تأسیس یک دادگاه کیفری بین المللی بزند که احتمالا مقامات روس و چه بسا ایران با اتهاماتی مواجه شوند. چنین تصمیمی قطعا از سوی روسیه وتو میشود. در حال حاضر برخی دولتها به دنبال احیای قطعنامه اتحاد برای صلح هستند و ممکن است همین اقدام را از طریق مجمع عمومی پیگیری کنند. چنین دادگاهی مشروعیت خود را مستقیماً از اقدام به نام جامعه بین المللی خواهد گرفت.  اگر  ثابت بشود که روسیه و  هم پیمانانشان جنایات جنگی در حلب مرتکب شده اند ابتدا باید طرح  شکایتی   به دیوان کیفری داده شود   یعنی   دولت سوریه طی نامه ای رسمی از   دیوان بخواهد دادگاهی مبنی بر جنایات جنگی برعلیه روسیه ودیگر متحدانش انجام بدهد که این امر منتفی است چون دولت سوریه طرح چنین موضوعی به دیوان نخواهد کرد .  اما  دیوان  اگر جنایات جنگی را توسط روسیه تشخیص بدهد میتواند به مجمع عمومی بکشاند وموضوع حلب  را جزء   جنایات   جنگی مطرح کند ومجمع به  اتفاق  آراء  این موضوع را مطرح کند.هرچند که احتمال این موضوع نیز ضعیف است.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل