شما اینجا هستید: Homeگزارشصلح در روابط بین الملل از منظر فقه روابط بین الملل شیعی

صلح در روابط بین الملل از منظر فقه روابط بین الملل شیعی

دکتر سید محمد ساداتی نژاد

نهمین هم اندیشی گروه مطالعات روابط بین الملل یکشنبه 10 بهمن 1395

 گردآوری و تدوین :لیلا طباطبایی -امیر مقدمی 

قبل از ورود به بحث لازم است تا به چند نكته اشاره شود:
١- قلمرو اين بحث تنها محدود به دوره فقهي انقلاب اسلامي است.
٢- از دوره فقهي انقلاب اسلامي نيز با توجه به شناخت كمتر نسبت به نظرات فقهي آيت الله جوادي آملي در حوزه روابط بين الملل و اين حقيقت كه نامبرده اولين فقيهي است كه در باب فقه روابط بين الملل يك كتاب فقهي را با عنوان روابط بين الملل در اسلام نگاشته است، قلمرو اين بحث تنها محدود به صلح در روابط بين الملل از نگاه فقهي آيت الله جوادي آملي است.
٣- تعريف روابط بين الملل از منظر فقهي آيت الله جوادي آملي:
روابط بين الملل به معناي هماهنگي و همزيستي مسالمت آميز عادلانه ملل گوناگون جهان با يكديگر است كه قران خطوط كلي آن را بازگو و برخي از روايات مطالب كليدي آن را ارائه كرده اند.

*جايگاه دين در روابط بين الملل و مفهوم سازي صلح
از نظر فقهي، دين تنها منبع تعيين كننده روابط بين الملل و مفاهيم آن است و دين يكسري بايسته هايي را براي تعيين روابط بين الملل و مفاهيمي مانند صلح مشخص ميكند. كار فقه آن است كه بايد بايسته هاي روابط بين الملل و مفاهيم مختلف روابط بين الملل مانند صلح را از قرآن و سنت استخراج كند.

در تعيين عناصر سازنده صلح و روابط بين الملل، بايد سه ويژگي را كه در واقع همان ويژگي هاي دين نيز هست، مد نظر داشت:
١- جهان شمولي
٢- تغيير ناپذيري
٣- فطرت مداري

اسلام از آنجا كه مكتبي جهان شمول است و اصول مشترك الهي و انساني را دارا است، توان تبيين و تعيين روابط بين الملل و مفهوم صلح را دارد . لذا همانطور كه دين، از نظر اصول كلي، جهان شمول، فطرتمدار و تغيير ناپذير است، روابط بين الملل و عناصر آن شامل صلح جهاني نيز بايد جهان شمول، فطرت مدار و تغيير ناپذير باشد.
*محورهاي لازم مورد نظر فقه براي تنظيم روابط بين الملل اسلامي و عناصر تشكيل دهنده آن، شامل صلح:
١- محور عدل : يكي از محورهاي مورد نظر فقهي براي تنظيم و استقرار صلح در روابط بين الملل، عدل است. عدل مانند توحيد ريشه در نظام تكوين دارد و خدا در سوره نساء ايه ٥٨ فرمود، بالعدل قامت السموات و الارض. لذا اهتمام به عدل، هماهنگي با نظام هستي است.عمل به عدالت در زندگي اجتماعي از مهمترين تكاليف الهي مسلمانان و ظلم به حقوق ديگران از محرمات و معاصي بزرگ است. (٣٨) مسلمانان بايد نماد عدالت باشند و هيچگونه دشمني نبايد آنها را از محور عدل خارج سازد. ( آيه ٨ سوره مائده ) همچنين مسلمانان مكلف اند حتي با نامسلماناني كه به آن ها ستم نكرده اند، با عدالت رفتار كنند.( آيه ٨ سوره ممتحنه) خداوند حتي به پيامبر (ص) فرمود اگر قاضي متخاصمان غير مسلمان شد، حتما بايد عدالت را رعايت كند .( آيه ٤٢ سوره مائده)
گرچه ياري كردن مسلمان امري واجب است اما واجب تر از آن رعايت ميثاق بين الملي است كه از مصاديق عدالت محوري است و نقض آن، مصداق ظلم و تجاوز است.
عدم علو و پرهيز از برتري طلبي نيز مصداق روابط عادلانه و كنار نهادن ستم است. اسلام نه تنها اجازه نمي دهد كسي بر ضد مسلمانان مسلح شود و جنگ ادامه پيدا كند، نمي گذارد به دو كشور كافر و غير موحد هم سلاحي بفروشند كه جنگ خانمانسوز ادامه يابد.در دوران حكومت جهاني حضرت مهدي نيز با استناد به ايات ١٤ و ٦٤ سوره مائده، ايشان با قسط و عدل حكومت ميكند و اصرار روايات هم اين نيست كه همه مردم روي زمين مسلمان مي شوند، بلكه يهوديان و مسيحيان هم خواهند بود. ولي آنها در دوران حضرت ، حكومت اسلامي را پذيرفته و جزيه خواهند داد و نه توان ظلم دارند و نه هيچ مسلماني بر آنها ستم مي كند. اساس حكومت حضرت ولي عصر نيز همان قسط و عدل الهي است.
٢- محور وحدت
اسلام آن چنان بر اساس قسط و عدل حركت ميكند، كه بر اساس محور وحدت مي چرخد و حركت ميكند. اسلام نه ظلم و ستم را امضاء ميكند و نه تفرقه و اختلاف را روا مي دارد . اسلام بر اساس قسط و عدل از هر ستمي جلوگيري و بر اساس وحدت از هر اختلاف و تفرقه اي نهي ميكند. اسلام، طلايه دار اتحاد است و ادعاي صلح و وحدت در سطح جهاني را دارد. منتهي اتحاد مورد نظر اسلام داراي چند لايه دروني و بيروني است كه به آن در بخش بعدي پرداخته مي شود.

*مثلث فقهي اتحاد، صلح و پيروي همگاني از اصول مشترك، مبناي روابط بين الملل اسلامي
سه مفهوم اتحاد، صلح و انقياد همگاني مولفه هاي لازم و اصلي روابط بين الملل اسلامي و صلح جهاني را تشكيل مي دهند. اين مثلث در هر سه حوزه ذيل مطرح هستند:
١- امت اسلامي
٢- پيروان اديان توحيدي
٣- همه جوامع بشري
الف- صلح در ميان امت اسلامي:
اتحاد امت اسلامي مستند به آيه ١٠ سوره حجرات و آيه ٢٩ سوره فتح است كه مسلمانان و مومنان را به سلم، صلح و صفا فرا مي خواند تا زير سايه اسلام زندگي مسالمت آميزي داشته باشند. خداوند مومنين را طبق ايه ٢٠٨ سوره بقره به سلم دعوت مي كند. سلم به معناي انقياد، طاعت، صلح، مسالمت و عدم تعرض به امنيت، آزادي، استقلال سياسي ، اقتصادي، فرهنگي و مانند آن است و كاربرد قراني آن نيز همان معناي معهود لغوي است.سلم در اين آيه ، يا ايها الذين امنوا ادخلوا في السلم كافه ( بقره ٢٠٨) صلح و سازش و اتحاد و برادري در درون حوزه اسلامي است البته در بحث اخوت اسلامي و لزوم حل اختلاف و اصلاح ، در صورت به مبارزه برخاستن دو گروه از مومنان، بايد به اين نكته توجه شود كه صرف صلح طلب بودن ممدوح نيست بلكه بايد با عدل اصلاح كرد زيرا در غير اين صورت، صلح و مصلحت ظاهري ايجاد ميكند و از عدل و عدالت واقعي فاصله دارد.

ب- صلح در ميان اديان توحيدي:
بحث اتحاد پيروان اديان توحيدي به آيه ٦٤ سوره آل عمران، و آيه ٥١-٥٢ سوره مومنون و آيه ١٩ آل عمران و آيات ١٠٥ سوره شعراء و ٨٠ سوره حجر بر مي گردد كه مي گويد توحيد اصل مشترك ميان همه مذاهب است و خدا از همه مي خواهد در پرتو توحيد زندگي مسالمت آميزي داشته باشند. مكتب و هدف همه انبيا يكي بوده و امت ها نيز دين واحد ( دين اسلام) دارند ( ان الدين عند الله الاسلام العمران ١٩) لذا هم، همه امت هاي انبيا در حكم امت واحدند و هم خود انبيا در حكم نبي واحدند. ولي اگر اين امت واحد از شيطان و هواي نفس پيروي كند، به صورت امت ها و احزاب گوناگون در مي آيد و هر كسي به حزب خاصي دلخوش است و در نتيجه به مكتب خود مي بالد.( آيه ٥٣ مومنون).
اسلام بر اساس جهان شمولي، همه ملت ها را مي پذيرد ، خواه ملتي كه اسلام را بپذيرند و خواه ملتي كه غير مسلمان ولي موحد باشند. اسلام ديني بين المللي است، اسلام با يهوديت، مسيحيت، و مانند آن دو از صاحبان مكاتب وحي رابطه برقرار ميكند و تنظيم اين روابط خيلي سخت نيست زيرا قران ساير كتاب هاي اسماني را تصديق ميكند.
وقتي مليت ها و مذهب ها مصدق يكديگر بودند ، پيروان اين مليت ها و مكتب ها هم مي توانند با هم روابط حسنه برقرار كنند. آيه ٢٨٥ بقره همه موحدان جهان را به همزيستي دعوت ميكند. لذا بايد ابتدا يك اتحاد در داخل مسلمانان ايجاد و بعد از تحصيل وحدت اسلامي، پاي را فراتر نهاده و براي تامين وحدت موحدان عالم اقدام كرد تا همه مسلمانان با همه كساني كه داراي كتاب اسماني اند، متحد شوند.قرآن نه تنها همه مسلمانان را به اتحاد حول محور حبل الله ( واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا ال عمران- ١٠٣)، بلكه همه موحدان عالم را به همزيستي مسالمت اميز فرا مي خواند.
با استناد به ايه ٦٤ ال عمران، ٣ محور را ميتوان براي وحدت و همزيستي عادلانه در حوزه پيروان اديان توحيدي اعلام كرد:
١- پرستش خدا و نفي شركت ذاتي
٢- نفي رژيم ارباب و رعيتي
٣- تاسيس رژيم رباني

ج- صلح در سطح جوامع بشري:
بر اين اساس، خدا گرچه اعتقاد كافران و مشركاني را كه به جامعه اسلامي آسيبي نمي رسانند و بر ضد آن توطئه نمي كنند ، مبغوض دانسته ولي مسلمانان را از اينكه با آنان زندگي مسالمت آميز داشته باشند، نهي نميكند و درخواست مي كند تا با آن ها به نيكي و عدالت رفتار كنند، چون خداوند عدالت پيشگان را دوست دارد، هر چند اين عدل محوري نسبت به كافران باشد. ( آيه ٦١ انفال)
اسلام رابطه حسنه بين المللي را توجيه ميكند بدين صورت كه مبدا فاعلي و افريدگار و پروردگار همگان يكي است، فطرت هاي بشر مشترك است، يعني ساختارهاي اولي انسانيت در همه يكي است- و نيز مقصد و هدف نهايي قافله بشر واحد است. بعد از روشن شدن وحدت امور ياد شده، قهرا روابط حاكم بر بشر هم بايد مشترك و يكسان باشد و آن هم دين الهي است.

تنظيم روابط انسان هاي مسلمان و موحد با كافر، روي بخش مشترك فطرت آن ها است. قران درباره رابطه با كافران مي فرمايد آنان كه به جامعه اسلامي ضرري نمي رسانند و بر ضد مسلمانان توطئه اي نمي كنند، گرچه دين و اعتقادشان مبغوض شما است، خدا شما را نهي نمي كند كه با آنان رابطه مسالمت آميز و نيكي و عدالت داشته باشيد چون خدا عدالت گران را دوست دارد. ( آيه ٨ سوره ممتحنه) قران در جاي ديگر ، صلح و سازش دولت اسلامي با دولت كفر را مطرح كرده و مي فرمايد چنانچه كافران به شما پيشنهاد صلح و سازش دادند، اظهار تمايل نشان بدهيد ( ايه ٦١ سوره انفال - و ان جنحوا لسلم فاجنح لها) ليكن اين پذيرش صلح در صورتي است كه آنان به شما تهاجم و حمله اي نداشته باشند زيرا اگر آنان حمله كرده و بعضي از شما را كشتند و اموالتان را به غارت بردند، وظيفه تان مبارزه است نه صلح.

در اسلام، كافر از امنيت اسلامي برخوردار است و به ايه ٦ سوره توبه استناد ميشود. اگر آنها خواستار صلح و سلامت بودند شما با توكل به خدا آن را بپذيريد.
اسلام دين زندگي مسالمت آميز جهاني است (آيه ١٨٥ سوره بقره... هدي للناس) اكنون كه مسلمانان در عصر غيبت به سر مي برند، آيا پسنديده است با كشورهاي ديگر رابطه برقرار نكنند؟ با استناد به آيات ١٠٣ سوره يوسف و ١١٦سوره انعام، بسياري از مردم جهان كافرند، و قران را نمي پذيرند اما براي ادامه زندگي سالم ناچارند به مسائل انساني وي پايبند باشند. به عنوان مثال يكي از موارد، حقوق بشر است كه يكي از اصول قانون اساسي زندگي مسالمت آميز است.

*نكات پاياني
از نگاه فقهي آيت الله جوادي آملي، اسلام در راستاي تنظيم روابط بين الملل اسلامي و صلح جهاني، در چارچوب مثلث اتحاد، صلح و پايبندي همگاني، در گام نخست ميان مومنان روابط حسنه را برقرار و كيفيت زندگي مسالمت آميز افراد با ايمان را تشريع ميكند.
در مرحله دوم رابطه مسلمان ها و ساير موحدان و پيروان انبيا مانند مسيحي ها و يهودي ها را بنيان ميگذارد كه خدا و وحي و نبوت و رسالت را قبول دارند.
نهايتا در قدم سوم كيفيت رابطه مسلمان ها و همچنين موحدان را با غير اهل توحيد بازگو ميكند و آن ها را مي پذيرد و تاييد ميكند كه با آنان ميتواند زندگي مشترك ايجاد و وحدتي جهان شمول پديد آورد.

بنابر اين؛ در اسلام، صلح اصالت دارد نه جنگ و رعايت تعهدات توسط افراد و دولت ها نيز نمادي از وحدت و همزيستي عادلانه است. عنوان طاعت و انقياد همگاني نيز عنواني اعم و جامع است كه معناي صلح را نيز تامين ميكند زيرا صلح در صورتي پديد مي آيد كه همگان از حقوق مشترك و اصول جامع و حافظ منافع عمومي اطاعت كنند و هيچ فرد يا گروهي منافع خود را بر مصالح ديگران ترجيح ندهد. با اين تفاوت كه صلح مسلمانان و مسالمت آنها مرهون پذيرش و اطاعت از همه احكام اسلام است اما صلح موحدان ، يعني پيروان مكاتب انبيا و صلح جوامع بشري اعم از موحدان و ملحدان وابسته به قبول و اطاعت از اصول فطري مشترك و نه پذيرش اسلام به معناي مكتب معهود است.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل