انتخابات آمریکا :بررسی موردی رقابت هیلاری کلینتون ودونالد ترامپ(بخش سوم)

سجاد خطیبی

چهارمین هم اندیشی گروه  مطالعات روابط بین الملل

در ادامه بحث به نگاه دو حزب موجود  در انتخابات به برجام خواهیم پرداخت.
با نزدیک شده به پایان انتخابات ایالات متحده روند مناظره ها و تمرکز آن به سمت برجام و نحوه تعامل ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.نگاه هر دو کاندیدا با ایران چندان مثبت نیست هرچند که نوع عملکرد و اقدامات متفاوتی را برای مقابله با ایران و اعمال نظر خود مطرح می نمایند.
انتخابات ریاست جمهوری حتی به نوعی پیشبرد مساله برجام را با کندی مواجه ساخته و سایر بازیگران بین المللی منتظر نتیجه انتخابات ایالات متحده هستند تا با اطمینان خاطر بتوانند در مسیر همکاری در راستای برجام حرکت کنند.هر دو به جمهوری اسلامی به مثابه یک تهدید می نگرند.
جمهوری خواهان و به خصوص ترامپ بارها اعلام کردند که با پیروزی در انتخابات برجام را لغو خواهند کرد و مانع پیشبرد اهداف آن خواهند شد زیرا بر این باورند که برجام نتوانست آنطور که باید مانع برنامه  هسته ای ایران و اقدامات نظامی آن شود.
از طرفی دیگر کلینتون نیز با رویکردی مشابه اما از طریق حفظ ساختار کلی تحریم ها دامنه نفوذ ایران را بکاهد.نظر هر دو کاندیدا گویی در راستای نظر نتانیاهو است که آن را" اشتباه تاریخی" می داند.ارتباط هیلاری کلینتون با جی استریت و آیپک برکسی پوشیده نیست. سخنرانی هیلاری در مجمع آیپک گویای این مطلب است که وی در تلاش جهت جلب اطمینان آنان بوده است.هرچند که جی استریت با ساختار کلی برجام مخالفتی ندارد.از طرف دیگر ترامپ با بکار بردن پاره کردن برجام مخالفت علنی خود را با آن اعلام داشته.
تحلیلگران بر این باورند که جایگاه هژمونیک آمریکا و اعتبار بین المللی آن ، خود به عنوان عاملی محدود کننده عمل خواهد کرد و ایالات متحده هرگز خلاف تعهدات خود حرکت نخواهد کرد مگر آنکه اقدامات ایران به نوعی دستاویزی مناسب برای مخالفان برجام فراهم سازد .
با لحاظ موازین حقوق بین الملل ، تغییر دولت ها هیچ کدام از قراردادهای بین المللی را تعییر نمیدهد و تعهدات بین المللی کشورها از میان نمی رود.
فسخ یکجانبه علاوه بر هزینه های سیاسی متعدد برای ایالات متحده چندان ممکن به نظر نمیرسد زیرا ساختار تصمیم گیری در ایالات متحده  تنها در دست یک رییس جمهور نیست و تصمیمات مهم استراتژیک و تصمیم گیری در ایالات متحده تقسیم شده اند.لابی های سیاسی و کنگره و احزاب و دیگر گروه های ذی نفوذ همگی در روند تصمیم گیری ها سهیم خواهند بود .
مساله دیگر شناخت منابع قدرت و تصمیم ساز در سیاست خارجی آمریکاست .این منابع قدرت با تغییر دولت چندان دست خوش تغییر شگرف نمی شوند.
و از آنجا که همین منابع سیاست خارجی تصمیم به نهایی ساختن برجام گرفتند، بعید به نظر می رسد که با این سرعت تغییری شگرف در این استراتژی ایالات متحده رخ دهد.
به ویژه آن که نگاه ایالات متحده رو به شرق و مهار چین است و تمرکز ایالات متحده به مقابله به اقدامات روسیه در شرق اروپاست.
با توجه به آن که برجام نه یک اقدامی ناگهانی بلکه در پروسه ای طولانی مدت اتفاق افتاده است و همه ارگان ها صاحب قدرت در آمریکا به نوعی اعمال نظر نموده اند، تغییر در این تصمیم بزرگ چندان منطقی و محتمل به نظر نمی رسد.
به طور کلی این تغییر آنقدر بزرگ و مهم است که بدون شک می تواند اثراتی را در روند اقدامات آمریکا  در برجام و مسایل آن ایجاد نماید.که نیازمند تدبیری مناسب در برخورد با این تغییر مهم می باشد.
اجتناب از واکنش های لحظه ای
پیش بینی روند های ممکن و محتمل
تبعیت از عقلانیت و منافع ملی کشور
در این رابطه همگی می توانند در پیشبرد منافع کشور و ملتزم ساختن ایالات متحده به تعهدات برجام میسر باشند.در نتیجه روند آینده برجام به نسبت  در دست جمهوری اسلامی است که میتواند با اقدامات خود تصمیمات ایالات متحده را در مسیر مطلوب خود نزدیک کند.

 گروه مطالعات روابط بین الملل

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل