دکتر زهرا شریف زاده
چکیده:
نقش رسانههای جدید مبتنی بر هوش مصنوعی را در افزایش آگاهی فلسطینیان در طول جنگ ۷ اکتبر از دیدگاه مردم فلسطین و همچنین میزان اتکا و اعتماد به رسانههای جدید را به عنوان منبع اطلاعات در طول بحرانها بر اساس یک پرسشنامه الکترونیکی بین یک نمونه تصادفی از ۴۰۰ شرکتکننده بین ۱۱ مارس و ۱۵ مه ۲۰۲۵ با استفاده از مقیاس پنج امتیازی لیکرت و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد و یافتهها نشان داد که ۸۰.۷۵٪ از پاسخدهندگان به شدت به رسانههای جدید - به ویژه برنامههای پیامرسان فوری مانند واتساپ و تلگرام - برای دریافت اخبار در طول درگیری متکی هستند. با این حال، تنها ۵۳.۲۵٪ اعتماد متوسطی به این پلتفرمها ابراز کردند که نشاندهنده شکاف بین استفاده مکرر از آنها و اعتبار درک شده از محتوا است. همچنین شکافهای دیجیتالی تحت تأثیر سن و موقعیت جغرافیایی را آشکار کرد.
مقدمه
رسانه با توجه به نقشها و کارکردهایی که ایفا میکند و اطلاعات، ایدهها، دانش و نظراتی که در مورد مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی متعدد ارائه میدهد، یکی از مهمترین ویژگیهای اساسی است که در شکلدهی به آگاهی نقش دارد. چه آنهایی که مستقیماً با زندگی روزمره، محیط محلی، جامعه محلی یا حتی مسائل جهانی مرتبط هستند. علاوه بر این، نقش مهمی در اصلاحات فکری، اجتماعی و سیاسی در جوامع مختلف ایفا میکند. چشمانداز رسانه در طول دو دهه گذشته، به لطف پیشرفتهای سریع و در حال تکامل در فناوری و علم، شاهد توسعه قابل توجه و تنوع فوقالعادهای در رسانههای مختلف بوده است. این دوران، دوران تأثیرات رسانهای نامیده شده است که قدرت رسانه و توانایی خارقالعاده آن در کنترل ذهن و احساسات و شکل دادن به واقعیت را نشان میدهد.
اطلاعات یکی از مهمترین نیازهای جامعه در شکلدهی به نگرشها و نظرات محسوب میشود. همچنین جزء اساسی و محرک قدرتمند برای تصمیمگیری و حل مشکلات و چالشها است. نیاز به اطلاعات با وقایع، درگیریها و فجایع نوظهور در فلسطین افزایش مییابد. رسانهها یکی از مهمترین و اصلیترین منابع اطلاعاتی هستند که افراد در دوران مدرن به آنها تکیه میکنند .آنها با ارائه اطلاعات قابل اعتماد و تجربیات واقعی با استفاده از یک رویکرد عینی، نقش برجستهای در ایجاد و شکلدهی به رشد عاطفی، شناختی و رفتاری افراد ایفا میکنند. رسانههایی که توسط هوش مصنوعی پشتیبانی میشوند، به تأثیر اساسی در شکلدهی به آگاهی عمومی تبدیل شدهاند، زیرا به عنوان مرکزی برای کسب اطلاعات در مورد مسائل سیاسی، اجتماعی و امنیتی در جامعه در نظر گرفته میشوند. این رسانهها به تحریک تفکر انسانی، شکلدهی به آگاهی و تبادل و تعامل با اطلاعات کمک میکنند. وقوع جنگ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ منجر به بهرهبرداری از تمام قابلیتها و فناوریهای مدرن برای پیگیری اخبار به سرعت در حال تحول شد. در این راستا، رسانهها به منبع اصلی برای عموم مردم فلسطین تبدیل شدهاند، زیرا میزان پیگیری صفحات الکترونیکی رسانهها افزایش یافته است. تحول رسانههای نوشتاری و چاپی همچنین به حضور نشریات الکترونیکی که با روند و وقایع جنگ همگام هستند، کمک کرده است که تا زمان انجام این مطالعه همچنان ادامه دارد. جنگ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نقطه عطفی در الگوهای مصرف اطلاعات فلسطینیان بود، زیرا رسانههای جدید و پلتفرمهای دیجیتال - مانند فیسبوک، توییتر (X) و اینستاگرام - به منبع اصلی اخبار برای مردم فلسطین تبدیل شدند و از رسانههای سنتی که با چالشهای متعددی، از سانسور سیاسی گرفته تا پوشش محدود زمانی و مکانی، روبرو هستند، پیشی گرفتند. این تغییر، سوالات اساسی در مورد نقش رسانههای جدید در افزایش آگاهی فلسطینیان از ابعاد و پیچیدگیهای جنگ مطرح میکند. در عین حال، به مسائل مربوط به اعتبار محتوا و تأثیر الگوریتمها بر شکلدهی روایت میپردازد.
از طرفی با توجه به تغییر بیسابقه در الگوهای مصرف رسانههای جدید مبتنی بر هوش مصنوعی در طول درگیریهای مدرن، جنگ اکتبر 2023 یک مشکل تحقیقاتی حیاتی را مطرح میکند: فقدان یک چارچوب نظری و عملی برای درک تعامل پیچیده بین رسانههای جدید مبتنی بر هوش مصنوعی و آگاهی جمعی در زمینههای شکنندگی سیاسی و فناوری. در حالی که 92٪ از فلسطینیها به پلتفرمهای دیجیتال به عنوان منبع اصلی اطلاعات خود متکی هستند ، در مقایسه با 78٪ در اوکراین (تحقیقات پیو، 2023)، پتانسیل ویرایشی این پلتفرمها، مانند پوشش میدانی در زمان واقعی و به اشتراک گذاری روایتهای محبوب، با چالشهای جدی مواجه است. مهمترین آنها، اطلاعات نادرست آنلاین سیستماتیک است که توسط طرفین درگیری از طریق الگوریتمهایی که محتوای فلسطینی را با نرخ 70٪ بیشتر از محتوای اسرائیلی حذف میکنند، مورد سوء استفاده قرار میگیرد و سانسور دوگانه، خارجی از اشغال و داخلی از سیاستهای پلتفرمهای جهانی، مانع دسترسی عادلانه به اطلاعات میشود. علیرغم کاربرد نظریه وابستگی رسانهای در زمینههای جهانی، سازوکارهایی که رسانههای جدید را قادر به افزایش تابآوری دیجیتال میکنند، مانند استفاده از شبکههای مش[1] توسط مردم فلسطین در هنگام قطع اینترنت، در زمینه فلسطین ناشناخته مانده است.
لازم بذکر است شبکه مش یک توپولوژی شبکه محلی است که در آن نود های[2] زیرساخت (مانند سوئیچ داده یا بریجها) بطور مستقیم و بدون سلسله مراتب به یکدیگر متصل میشوند تا دادهها را از طریق نودها به کاربران نهایی هدایت کنند.شبکه مش به تجهیزات شبکهای که میتوانند قابلیتهای ارتباطی مانند بلوتوث یا وایفای ارائه دهند، این امکان را میدهد تا نودها را یکی پس از دیگری تشکیل دهند. سپس یک مسیر داینامیک بین دستگاهها شکل میگیرد و در نتیجه میتوان دادهها را از طریق شبکه مش دریافت کرد.هنگامی که یک نود در توپولوژی شبکه از کار بیفتد، سایر نودهایی که به آن متصل هستند نیز از کار میافتند. اما خوشبختانه شبکه هنوز کارایی خود را از دست نداده است. زیرا تنها یک نقطه اتصال دچار مشکل شده که تاثیری بر عملکرد سایر اتصالات نخواهد داشت. از این رو، اغلب شبکه مش بیسیم را به عنوان یک شبکه اطلاعات غیرمتمرکز درنظر میگیرند.
علاوه بر این، فقدان مطالعاتی که تحلیل کمی، مانند مطالعه گسترش هشتگهای فلسطینی در توییتر با استفاده از ابزار برندواچ[3]، را با تحلیل کیفی، مانند مصاحبه با فعالان رسانهای، ترکیب کنند، مانع از درک جامع از نقش این رسانهها در شکلدهی به آگاهی میشود.
بر اساس چارچوب نظری نظریه وابستگی رسانهای رابطه بین مردم و رسانهها در مواقع بحران عمیقتر میشود، زیرا رسانهها به منبع اصلی برای تأمین نیازهای شناختی و امنیتی تبدیل میشوند، این نظریه توسط ملوین دفلوئر در سال 1976 مطرح شد. دفلوئر مخاطب به دلیل نیاز به کسب اطلاعات برای تصمیم گیری به رسانه وابسته می شود. نیاز به اطلاعات شامل موارد ذیل است: 1- درک محیط اجتماعی 2- همراهی با هنجارهای اجتماعی 3- گریز از واقعیت های اجتماعی.
اما میزان این وابستگی به رسانه ها، بطور یکسان نیست. ودو عامل بر میزان این وابستگی اثر می گذارد: اول، مخاطب به رسانه ای که به سبب ارائه کارکردهای متنوع تعداد بیشتری از نیازهای اطلاعاتی او را پاسخ می گوید، وابسته می شود. در این حالت، مطابق نظر استفان لیتل جان، شدت تاثیرگذاری رسانه به لحاظ شناختی، عاطفی و رفتاری افزایش می یابد. در این صورت، از نظر شناختی، رسانه قدرت شکل دهی، تغییر نگرش ها و برجسته سازی بیشتری دارد زیرا مخاطب برای کسب اطلاعات در زمان تصمیم گیری به رسانه وابسته می شود. از سوی دیگر، رسانه به لحاظ عاطفی، می تواند احساسات گوناگونی نظیر ترس، اضطراب، شادی و ... را در مخاطبان خود برانگیزد. همچنین، چنین رسانه ای قادر است از نظر رفتاری نیز تغییرات قابل توجهی در رفتار مخاطبان ایجاد کند به گونه ای که مخاطبان اقداماتی را انجام دهند که به صورت معمولی انجام نمی دهند و یا از انجام عملی که آن را در حالت عادی انجام می دهند، امتناع ورزند. پس رسانه ای که قادر است در هر سه حوزه به خوبی اثرگذار باشد، مخاطبان را بیشتر به خود وابسته می کند.
دومین عامل، ثبات اجتماعی است. که هنگام بروز تحولات و یا بحران های اجتماعی - به عنوان مثال در زمان « انتخابات» - که طی آن رسوم، باورها و اعمال افراد جامعه به چالش کشیده می شود، افراد برای رفع تعارضات احتمالی ناچار می شوند باورها و رفتارهای خود را مورد ارزیابی قرار دهند و تصمیمات جدیدی را اتخاذ کنند. در چنین شرایطی، اعتماد افراد جامعه به رسانه برای کسب اطلاعات افزایش می یابد.
بعدها، در سال 1989، این دو نظریه پرداز سه مورد را به عنوان عوامل وابستگی رسانه ای مخاطبان اعلام کردند: 1- نیازهای اطلاعاتی 2- ویژگی های فردی(ارزش ها و ...) 3- مراحل توسعه در مخاطبان( سن مخاطب و ...).این دو نظریه پرداز معتقدند، این سه عامل سبب می شوند تا رسانه «تاثیر گزینشی» بر روی مخاطبان خود داشته باشد. به عنوان مثال این امکان وجود دارد که نوجوانان بر خلاف والدینشان کمتر به موسیقی سنتی علاقمند باشند.
نیاز فرد به رسانه همواره فردی نیست بلکه ممکن است به وسیله فرهنگ یا متغیرهای موجود در شرایط اجتماعی شکل بگیرد. به بیان دیگر، نیازهای افراد، انگیزه ها و کاربردهای رسانه به فاکتورهای بیرونی وابسته است که ممکن است خارج از کنترل افراد باشد. این فاکتورهای بیرونی محدودیت هایی هستند که در رابطه با اینکه چه رسانه ای و چگونه باید مورد استفاده قرار بگیرد، اعمال می شوند. همچنین، این محدودیت ها بر ظهور و قدرت جایگزین های غیر رسانه ای در رفع نیاز اطلاعاتی موثر است . از سوی دیگر، هر اندازه جایگزین غیر رسانه ای و یا نیازهای فرد متنوع تر باشد، وابستگی به یک رسانه معین نیز کمتر است.
نظریه وابستگی رسانه ای را می توان بسط یافته نظریه استفاده و رضامندی و حتی در حکم الحاقیه آن دانست. تفاوت ظریف این دو نظریه آن است که نظریه استفاده و رضامندی می گوید افراد به دلایل مختلفی به رسانه ها وابسته می شوند اما نظریه وابستگی می گوید هر اندازه وابستگی مخاطب به رسانه برای ارضاء نیازش بیشتر باشد، آن رسانه برای مخاطب اهمیت و وابستگی بیشتر ایجاد می کند. وجه اشتراک هر دو نظریه نیز در « وابستگی مخاطب به رسانه» است.
از سوی دیگر، مطابق نظر روکلیچ و دفلوئر در 1985 ، رسانه و سیستم های سیاسی، اقتصادی و سایر سیستم های اجتماعی نیز به یکدیگر وابسته می شوند و به یکدیگر در تحقق اهداف کمک می کنند. در این حالت یک رابطه دوسویه و متقارن میان سیستم ها در راستای تحقق اهداف یکدیگر ایجاد می شود و برهم خوردن تعادل از سوی هر سیستم، سیستم های دیگر را تحت فشار قرار می دهد. این سیستم ها در اصطلاح سیستم های وابستگی اصلی (مرکزی) نامیده می شوند. این حالت به سیستم هایی نظیر خانواده، آموزش، مذهب و که وابستگی آنها اصلی و مرکزی نیست، تعمیم داده نمی شود.
در مورد اتکای مردم فلسطین به رسانههای جدید در طول جنگ 7 اکتبر، این نظریه برای توضیح چگونگی تبدیل شدن پلتفرمهای دیجیتال به یک جایگزین استراتژیک برای رسانههای سنتی، به ویژه با توجه به دشواری دسترسی به منابع خبری بیطرف یا تحت نظارت، پدیدار میشود. طبق این نظریه، اتکای افراد به رسانهها زمانی افزایش مییابد که اطلاعات مربوط به نیازهای حیاتی آنها، مانند بقا یا درک تهدیدات فوری باشد.در شرایط جنگ، فلسطینیها نه تنها برای بهروزرسانیهای فوری، بلکه برای تشکیل شبکههای حمایتی مجازی که به کاهش احساس انزوا کمک میکردند، به پلتفرمهایی مانند تلگرام و توییتر متکی بودند. با این حال، کاتز (2021) هشدار میدهد که این وابستگی بیش از حد میتواند مردم را در معرض اطلاعات نادرست سیستماتیک قرار دهد، به خصوص اگر خود پلتفرمها بخشی از مبارزه اطلاعاتی مرتبط با جنگ باشند.به گفته هابفول (1989)، قرار گرفتن شدید در معرض اخبار جنگ از طریق پلتفرمهای دیجیتال، علیرغم افزایش آگاهی ظاهری از این رویداد، سطح اضطراب اجتماعی را افزایش میدهد.
نتایج
۱. اتکای شدید به رسانههای جدید با پشتیبانی هوش مصنوعی، به طوری که ۸۰.۷۵٪ از مردم فلسطین (به میزان بسیار زیاد یا زیاد) به رسانههای جدید و کاربردهای آن به عنوان منبع اصلی اطلاعات در طول بحرانها، مانند جنگ ۷ اکتبر، به دلیل سرعت و توانایی آن در غلبه بر محدودیتهای جغرافیایی و سیاسی، تکیه میکنند.
۲. ۵۳.۲۵٪ اعتماد متوسطی به محتوای رسانههای جدید دارند، در حالی که ۲۷٪ اعتماد کمی دارند یا اصلاً اعتمادی ندارند، که نشان دهنده تردید در مورد اعتبار محتوای منتشر شده است.
تسلط برنامههای پیامرسان فوری، به طوری که برنامههای پیامرسان فوری (مانند واتساپ و تلگرام) پرکاربردترین منبع (۳۲.۷۵٪) هستند و پس از آن پلتفرمهای متن کوتاه مانند توییتر (۲۴.۷۵٪) قرار دارند، در حالی که پلتفرمهای تصویری بلند (مانند یوتیوب) و وبلاگها به ترتیب درصدهای کمتری (۱.۲۵٪) و ۰.۵٪ داشتهاند.
۴- از طرفی ممکن است نابرابری در دسترسی به فناوری یا مهارتهای دیجیتال در گروههای سنی یا جغرافیایی وجود داشته باشد.
تحریریه مجله ایرانی رواط بین الملل
اطلاعات این مقاله:
The Role of AI-Enhanced New Media in Shaping Palestinian Awareness During the October 7 War
- ARID International Journal of Media Studies and Communication Sciences
- DOI: 10.36772/arid.aijeps.2025.51160
لینک دریافت:
[1] Mesh Network
[2] Nodes
[3] Brandwatch
یک پلتفرم پیشرو در زمینه اطلاعات مصرفکننده دیجیتال است که بینشهای ارزشمندی در مورد رفتارها و روندهای مصرفکننده آنلاین ارائه میدهد. این ابزار به کسبوکارها اجازه میدهد تا دادههای رسانههای اجتماعی، نظرات، انجمنها و سایر کانالهای آنلاین را تجزیه و تحلیل کنند تا احساسات، ترجیحات و روندهای نوظهور مشتری را بهتر درک کنند.

