گفتگو با دکتر امیر هوشنگ میرکوشش مدیر مسئول مجله ایرانی روابط بین الملل
پرسشگر:دکتر روح الله سوری
1.علیرغم مخالفت های جدی که در داخل ایران برای مذاکره با ترامپ وجود داشت اما نهایتاً ایران و آمریکا با یکدیگر وارد مذاکره شدند و تا کنون نیز دو دور از این مذاکرات در مسقط و رم به انجام رسیده است. از نگاه جنابعالی چه عواملی در تصمیم ایران برای ورود به مذاکره با ترامپ تاثیرگذار بوده است؟
اولاً اگر به بُعد اقتصادی توجه کنیم به خاطر تحریم های فلج کننده امریکا و تحریم های بین المللی با حضور مجدد ترامپ به کاخ سفید و هدف گذاری به صفر رساندن صدور نفت ایران شرایط بدتر و تحریم های جدید تری اضافه شد. از طرفی با نگاه به وضعیت اقتصادی در داخل می بینیم که وضعیت مردم مناسب نیست تورم رو به افزایش است و دلار به ۱۰۰ هزار تومان هم رسید. طلا گران و به موازات آن اقلام معیشتی و مَسکن گران شد.و اگر این روند ادامه پیدا کند منجر به فروپاشی اقتصادی خواهد شد که اکنون بخشی از آن تحقق پیدا کرده است. ناترازی هایی که اکنون در انرژی داریم بخش عمده آن به مسائل میان ایران و امریکا و پرونده هسته ای ایران برمی گردد.در ایران با توجه به سابقه ای که وجود دارد و با توجه به ذهنیت سیاستمداران ایران ، امریکا دشمن تعریف شده ودر ۶ الی ۷ سال گذشته از نگاه آقایون مذاکره با دشمن معنی ندارد و حتی تخصیص زدند با هر کسی مذاکره کنیم با ترامپ مذاکره نخواهیم کرد چون ترامپ با ایران برخورد خشنی داشته و همچنین ترور سردار سلیمانی را سبب شده است. با توجه به شرایط دوره اول ترامپ که از برجام خارج شد و البته تندروهای داخل ایران نیز با آتش زدن برجام و خروج ترامپ از برجام همکاری کردند.
از طرف دیگر عدم بهره برداری اقتصادی آمریکا که ترامپ به آن خیلی تأکید داشت برجام برای ما دستآوردی نداشته است. بهر حال آمریکا از برجام خارج شد و شرایط حادتر گردید. به نظر دکتر میرکوشش جمهوری اسلامی ایران احتمال داده بود که ترامپ انتخاب نخواهد شد اما با ورود مجدد ترامپ به کاخ سفید و خط و نشان هایی که کشید و برنامه هایی که در حمایت از اسرائیل و مسائل تعرفه ها در دنیا و اقداماتی که انجام داد،نشان داد ترامپ روی حرف هایی که زده خواهد ایستاد و شرایطی را ایجاد کرد که ایران احساس کند از منظر بقا باید مذاکره کند. زیرا جمهوری اسلامی ایران هرگاه بقا و حفظ نظام که اوجَب و اجبات است،در معرض خطر قرار گیرد به مذاکره تن خواهد داد. بنا بر این عوامل داخلی(بویژه شرایط اقتصادی) و خارجی از جمله در تنگنا قرار گرفتن سیاست خارجی ایران در برابر امریکا و نیز با توجه به مسائلی که در سطح منطقه اتفاق افتاد بویژه بعد از حمله هفت اکتبر و در حقیقت عوامل نیابتی ایران در منطقه به این تصمیم رسیدند که باید مذاکره کنند. و برای ورود به مذاکره چراغ سبز نشان دادند و چهار بار مذاکره انجام شده و به دور پنجم هم رسید.مذاکرات درهمین مدت کوتاه بردلار و اقتصاد تاثیر گذاشت.
2.بعد از انجام اولین دور از مذاکره، تیم مذاکراتی ترامپ در داخل ایالات متحده با مخالفت جدی مخالفان توافق با ایران قرار گرفت و در این میان اسراییل هم به شکل های مختلف سیگنال های مخالفتی خود را به گوش ترامپ رساند چنین مخالفت هایی باعث شد که در روزهای قبل از دور دوم مذاکرات، شاهد شنیده شدن صداهای متفاوتی در مورد خواسته های آمریکا باشیم. این درحالی است که اظهارنظر طرفین بعد از مذاکرات رم حاکی از خرسندی آنها از روند مذاکرات می باشد به نظر شما چه اتفاقی در این دور از مذاکرات رخ داده است آیا ترامپ از خواست های حداکثری خود کوتاه آمده است یا اینکه طرف ایرانی امتیازهای مشخصی به طرف مقابل داده است؟
از متن مذاکرات و اتفاقاتی در مذاکره افتاده است هیچ کس به دلیل محرمانه بودنش اطلاع ندارد ولی با توجه به اظهار نظرهایی که از دو طرف شنیده می شود دو طرف تمایل داشتند این مذاکرات صورت بگیرد و درست است که ترامپ و تیمش خواسته حداکثری داشتند که کلاً غنی سازی تعطیل شود و تجهیزات نابود یا اورانیم غنی سازی ازایران خارج شود نشان می دهد که دو طرف در طول مذاکرات حتماً امتیازهایی را در نظر گرفته اند کما اینکه ترامپ اعلام کرده که پیشنهاد جدیدی به ایران داده ایم و منتظر پاسخ ایران هستیم. از طرف دیگر ایران با توجه به سوابق و با توجه به مسائلی که در داخل از طرفداران نظام مطرح است تاکنون گفته که غنی سازی را ادامه خواهد داد و کنار نخواهد گذاشت و اینکه این مذاکرات روندش به چه شکلی جلو رود و بنظر چون پنج دور انجام شده حتماً در مذاکرات مواردی اتفاق افتاده که دو طرف را راضی به ادامه مذاکرات نموده است. ترامپ سابقه دارد که از خواسته هایش کوتاه بیاید و درموضوع تعرفه ها دیدیم که تا سه ماه آن را تعلیق کرد و با خیلی از کسانی که تعرفه برایشان وضع کرده بود مذاکره نمود و به توافق رسید.در مورد موضوع غزه یا درباره شایعه ای که می خواست خلیج فارس را خلیج عربی معرفی کند کوتاه آمد. ترامپ بیزینس من(Business man) است و دنبال نشان دادن خود می باشد و ممکن است از خواسته های های حداکثری خود کوتاه بیاید و در ایران غنی سازی سه و شصت وهفت صدم را نیز را به رسمیت بشناسد. در مقابل حتماً امتیازهایی خواهد گرفت که به نظر من جمع شدن بساط نیروهای نیابتی در منطقه می تواند یک امتیاز باشد. یا اینکه موشک های دور برد بالستیک وهمچنین موشک های قابل حمل کلاهک هسته ای تولیدش تعلیق شود که می تواند امتیاز دیگری باشد. و امتیازات اقتصادی که داخلی ها بخصوص وزیر خارجه و دیگران کتمان نکردند که به آمریکا تا دو تریلیون دلار پیشنهاد سرمایه گذاری در ایران را دادند. به هر حال روند مذاکرات فرصتی ندارد به آن مهلت پایانی (Deadline)که ترامپ مشخص کرده بود به زودی باید مشخص شود که در مذاکرات چه گذشته و طرفین چه امتیازاتی دادند و احتمال اینکه مذاکرات به بن بست برسد زیاد است.
3.مهمترین دلیل خروج ترامپ از برجام برداشت وی راجع به عدم توانایی برجام در ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته ای بود. اگر ترامپ دست آخر به توافقی شبیه به برجام با ایران دست پیدا کند فکر می کنید ترامپ تا چه حد موفق به همراه نمودن مخالفین داخلی و خارجی با این توافق خواهد بود؟ بویژه اینکه یکی از خواسته های ایران برای دشوار نمودن خروج آمریکا از توافق احتمالی تصویب آن در کنگره است به نظر شما دستیابی به یک توافق حداقلی تا چه حد می تواند توافق ترامپ را در کنگره با مشکل مواجه نماید؟
یکی از دلایل خروج ترامپ از برجام همان عدم توانایی برجام در ممانعت از تسلیحات بود اما ترامپ می گفت که برجام برای امریکا دستاوری نداشته است .چنانکه سه شرکت بزرگ امریکا از جمله شرکت خودروسازی در این میان می خواست در ایران سرمایه گذاری است که با بیانات مقام معظم رهبری به عنوان عوامل نفوذ جلوی آنها گرفته شد. ترامپ می گفت در برجام امریکا بیشترین تلاش را کرده و سود وبهره اش را چین و روسیه می برند. یک دلیل اش این بود که توافق، بهره ی اقتصادی برای امریکا و ترامپ نداشت. اما اینکه آیا توافق فعلی در دوره ترامپ شبیه برجام صورت گیرد یا حداقلی باشد، احتمالش تا زمانی که اکثریت کنگره با جمهوری خواهان است ،امکان پذیر خواهد بود. زیرا تا انتخابات میان دوره ای این احتمال وجود دارد که هر توافقی را تصویب کند و اگر به انتخابات میان دوره ای برسد این توافق حداقلی ممکن است با تغییر بافت کنگره و حضور حداکثری دموکرات ها بدست نیاید و تصویبش با مشکل روبرو گردد. ترامپ معتقد است که برجام ضعیف بوده و میخواهیم به توافقی قویتر برسیم و همه چیز از جمله:برچیدن غنی سازی هسته ای ، محدود کردن موشک های بالستیک و مسائل منطقه ای و گروه های نیابتی را مد نظر دارد. احتمال دارد ترامپ به غنی سازی ایران امتیار بدهد اما در مقابل امتیاز خواهد گرفت. پیش بینی این که این توافق به کجا خواهد رسید با توجه به اطلاعات کمی که در اختیار داریم کمی مشکل است. ولی اگر توافق ضعیف با ایران صورت گیرد به نفع ایران خواهد بود و ترامپ مشکل پیدا خواهد کرد.اما اگر از دوره کنگره فعلی عبورکند یا حتی خود ترامپ مایل نباشد موضوع را به کنگره ببرد دوباره مسئله زمان مطرح میشود و احتمالاً کنگره بعدی با حداکثر جمهوری خواهان نخواهد بود.
نکته دیگر اینکه ایران دنبال این است که خروج امریکا را از توافق جدیدی که احتمالاً صورت گیرد،مشکل کند واین زیاد سندیت ندارد به این دلیل که در خروج اولیه ترامپ از برجام زمینه هایش همین جا ساخته شد با صحبت هایی که شد و مسائل منطقه ای که اتفاق افتاد.حتی به یاد داریم خود تندروهای ایرانی برجام را در مجلس آتش زدند و با جلوگیری اقتصادی و بهره بردن از مواهب برجام زمینه را برای خروج ترامپ فراهم کردند. اگر تفاهمی منعقد شود تا به یک قرار داد منجر گردد بعید می دانم امریکایی ها خارج شوند به شرط آنکه شرایطی در داخل ایجاد نشود که آن را برهم زنند.
4.توافق ایران با آمریکا چه تاثیری بر روابط کشورهای منطقه با آمریکا از یک سو و روابط آنها با اسراییل از سوی دیگر خواهد داشت؟ تاثیر آن بر عادیسازی روابط اعراب و اسراییل را چگونه می بینید؟
کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس موافقند که این توافق انجام شود و منطقه روی آرامش ببیند و ثبات داشته باشد و بتوانند کارهای اقتصادی و توسعه ای شان را پیش ببرند و البته یک نوع رقابت بین عرب ها ی خلیج فارس و ایران از قدیم وجود داشته و الان هم وجود دارد، اما این رقابت می تواند به رقابت سالم و تبادلات بین ایران با این کشورها تبدیل شود. اما آن چیزی که مسلم است اسرائیل موافق نیست، یک توافق ناقص(چه رسد به توافق جامع) با ایران انجام شود چه رسد به اینکه شرایطش را داشته باشد که غنی سازی 3/67 را انجام دهد .یعنی اسرائیل به این هم راضی نیست و خواهان بر چیده شدن کامل غنی سازی است. اما بنظر میرسد ترامپ به حدی از اسرائیل روی برگردانده و کار خودش را انجام می دهد.اینکه اسرائیلی ها تا چه حد می توانند کار خودشان را در این موضوع انجام دهند و روند مذاکرات را خراب کند دست شان باز است و تا چه حد آمریکا می تواند جلوی آنها را بگیرد خودش موضوع دیگری است که قابل بحث است.
به نظر دکتر میرکوشش سفری که ترامپ به عرستان ، امارات و قطر داشت و قراردادهای سنگینی که با این کشورها امضاءکرد به سمت عادی سازی روابط با اعراب و اسرائیل گام بر می دارد و ممکن است پیمان ابراهیم نیز مجدد مطرح شود و کشورهای عربی بیشتری جذب این پیمان شوند. این باز به نوعی نه خیلی جدی به مذاکره ایران و آمریکا مربوط می شود که اگر توافقی انجام شود مسیر هموارتر میگردد و ایران هم نمی تواند در این مسیر عادی سازی این روابط خرابکاری کند.
ایشان در ادامه مطرح کردند :
یکی از دلایل بوجود آمدن هفت اکتبر و به دنبالش مسائل غزه یک نوع خرابکاری در عادی سازی روابط اعراب با اسرائیل بود که در حقیقت این عادی سازی را به تأخیر انداخت. ولی سرنوشت منطقه و جبر زمانه ایجاب می کند که این روابط عادی سازی شود و ایران هم به سمتی برود که هم به توافق پای بند باشد هم دنبال عادی سازی روابط با اسرائیل باشد زیرا شرایط ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی بزرگی در حال وقوع است و اگر ایران در مسیر این تغییرات قرار نگیرد باز در آینده در منطقه و جهان حرفی برای گفتن ندارد.
5.توافق برجام در داخل ایران از سوی برخی گروه های سیاسی از همان ابتدا مورد انتقادهای جدی قرار گرفت در حالی که بخش های بزرگی از جامعه از آن استقبال کردند و نگاه مثبتی به ظریف لااقل در آن مقطع داشتند. این بار اما شواهد حاکی از آن است که همان بخش های مخالف برجام تا کنون نسبت به مذاکرات نه تنها موضع منفی نگرفته اند بلکه حتی بعضا حمایت هم کرده اند به نظر شما چه عاملی در این باره موثر بوده است و این حمایت آیا تداوم خواهد داشت؟ مسالا بعدی اینکه نگاه عموم مردم به توافق احتمالی آینده چگونه خواهد بود آیا همانند برجام شاهد حمایت مردم خواهیم بود یا شاهد بی تفاوتی و احتمالا مخالفت؟
در پاسخ به این سؤال دکتر میرکوشش گفت:
گروه هایی مانند پایداری در برابر برجام ایستادند و هر کاری که از دست شان برای بر هم زدن برجام بر میآمد برای کارشکنی انجام دادند و موفق بودند اما ما با توجه به اینکه مذاکرات غیرمستقیم موضوع نظام است و نظام تصمیم گرفته مذاکره کند و یک سطح بالا رفته ،این گروه ها عملاً خلع سلاح شده اند حتی در خیلی جاها که خواستند وارد شوند جلوی آنها گرفته شد. بنا براین تا زمانی که موضع نظام برای مذاکرات مثبت و به توافق بخواهد بیاندیشید این گروه ها کاری از پیش نخواهند کرد و حتی حمایت هم خواهند کرد. موضوع دیگر اینکه در توافقی که ایران و آمریکا انجام خواهند داد مردم نقش حمایتی خود را همچون برجام در مذاکرات فعلی نیز اعلام کرده اند.زیراشرایط کشور از نظر اقتصادی، اجتماعی، وسیاسی مناسب نیست و مردم به دنبال ثبات در تمام ابعاد هستند.بخصوص در موضوع معیشتی و اقتصاد که همه این روزها آن را لمس میکنند. بنابراین حمایت چه در زمان برجام و چه الان که قوی تر است توسط مردم در سطح بسیار بالا رصد می شود وبی تفاوت نیستند و اگر احتمال شکست به مذاکرات بدهند مردم احتمالاً واکنش نشان خواهند داد زیرا شرایط بگونه ای نیست که در صورت تحریم های سنگین تر و یا تحمیل جنگ به ایران آحاد مردم ایران حمایت کنند،زیرا جامعه ایران با تورم و مشکلات حادی که در عرصه جامعه و خانواده مواجه است و موضوع مرگ و زندگی است . بنظر ایشان بهترین و سالمترین و مهمترین کار این است که نظام مذاکرات را به سمت توافق پیش ببرد و در حقیقت با گشایشی که در حوزه اقتصاد و چه لغو تحریم ها ایجاد می شود ، باید به اوضاع داخلی و مردم نگاه کند وکشور را بسازد. اکنون ناترازی هایی وجود دارد که می تواند به معضلات امنیتی منجر شود و این شرایط خوبی برای نظام و کشور نیست و باید برای حفظ بقای کشور به این مذاکرات با دید مثبت نگریست.وحتی الامکان به سمتی برویم که به این توافق برسیم و شرایطی فراهم شود که مردم در کشور شرایط حداقلی زندگی خود را داشته باشند. نه اینکه شرایطی ایجاد شود که در واقع تفاوتی برایشان نداشته باشد یعنی چیزی برای از دست داشتن نداشته باشند و خدایی نکرده اگر لشگر گرسنگان راه بیفتد که نه از تاک نشان می ماند و نه از تاک نشان
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

