دکتر مریم خالقی نژاد؛ پژوهشگر فوق دکتری علوم سیاسی
جهان امروز در حال تجربه یک تحول ژئوپلیتیک شتابان و بیسابقه است. نظم جهانی که برای دههها تحت سیطره ساختارهای قدرت سنتی و نهادهای بینالمللی با ریشههای پس از جنگ جهانی دوم قرار داشت، اکنون با بازتعریف عمیق موازنه قوا و ظهور بازیگران جدید، با چالشهای بنیادین روبهرو شده است. در این میان، ناکارآمدی ساختاری سازمانهای بزرگ و بعضا فرسوده در پاسخگویی به مسائل پیچیده، فوری و انضمامی جهان معاصر از امنیت سایبری و تروریسم تا بحرانهای اقتصادی و امنیت انرژی بیش از پیش آشکار گردیده است. این خلا کارکردی، همراه با تمایل فزاینده بسیاری از دولتها برای رهایی از قید هژمونی یکجانبه یا چندجانبه غرب، بستر لازم برای ظهور و رشد شیوههای بدیل همکاری را فراهم کرده است. در این سپهر نوین، «دیپلماسی باشگاهی» (Club Diplomacy) به عنوان پارادایمی مؤثر و کارآمد، خود را نه به عنوان یک جایگزین کامل، بلکه به عنوان یک مکانیسم تکمیلی و عملگرا برای تحقق اهداف راهبردی کشورها تثبیت کرده است. این مدل، عمدتا پاسخی مستقیم به ناکامی نهادهای چندجانبه جهانشمول و آرمانشهرگراییهای بیثمر آنها محسوب میشود و آشکارا در تقابل با الگوی تکقطبی هژمونیک، به ویژه آنچه که از سوی ایالات متحده آمریکا و متحدان نزدیکش اعمال میگردد، قد علم میکند و نظم مبتنی بر چندجانبهگرایی مستقل و مبتنی بر منافع ملی را تبلیغ مینماید.در عصر گذار ژئوپلیتیک کنونی، که ساختارهای سنتی قدرت با چالشهای جدی مواجه شدهاند، شیوههای جدیدی از همکاریهای بینالدولی در حال ظهور است. یکی از کارآمدترین این شیوهها، «دیپلماسی باشگاهی» (Club Diplomacy) است. این شکل از دیپلماسی، پاسخی به ناکارآمدی نهادهای چندجانبه گسترده و آرمان شهرگرایانه در حل مسائل پیچیده و فوری بینالمللی است و در نقطه مقابل نظام تکقطبی هژمونیک غرب قد علم میکند.
دیپلماسی باشگاهی:
دیپلماسی باشگاهی به گردهماییهای غیررسمی یا نیمهرسمی اما تاثیرگذار گروهی از کشورها گفته میشود که عمدتا بر اساس اشتراکات جغرافیایی، منافع راهبردی مشترک یا دیدگاههای همسو در قبال نظم بینالمللی شکل میگیرند. برخلاف سازمانهای بزرگ بینالمللی که با بوروکراسی سنگین و تصمیمگیریهای دشوار دست و پنجه نرم میکنند، این «بدیپلماسی باشگاهی» انعطافپذیر، چابک و بر نتیجه متمرکز هستند. هدف اصلی آنها تقویت همکاری در حوزههای کلیدی مانند امنیت، اقتصاد و انرژی در میان اعضای منتخب است. این مدل، امکان همکاری بدون حاشیه و فشارهای سیاسی بلوک غرب را فراهم میآورد.
نشست سران شانگهای: نماد عینی مقابله با هژمونی و شکلگیری نظم نوین
نشست سران سازمان همکاری شانگهای (SCO) که در دهم شهریور برگزار شد، نمونهای بارز و پیشرفته از دیپلماسی باشگاهی است. این سازمان که با حضور قدرتهای بزرگی مانند چین و روسیه و کشورهای مهمی مانند ایران، هند، پاکستان و چندین کشور آسیای میانه تشکیل شده است، بهوضوح در تقابل با نظم تحمیلی غرب تعریف میشود.
اهداف و عملکرد این سازمان نشاندهنده یک نظم نوین بین المللی و منطقهای است؛
تقویت چندجانبهگرایی مستقل: شانگهای برپایه اصولی چون «اعتماد متقابل، منافع متقابل، برابری، مشورت، احترام به تمدنهای گوناگون و تلاش برای توسعه مشترک» استوار است. این اصول در تضاد آشکار با سیاستهای یکجانبه، تحریممحور و مداخلهجویانه غرب قرار دارد.
ایجاد قطب اقتصادی و امنیتی جایگزین: این سازمان به دنبال ایجاد یک فضای اقتصادی یکپارچه، توسعه کریدورهای حمل و نقل و ترویج مبادلات پولی خارج از سیستم دلار است. از سوی دیگر، همکاریهای امنیتی آن مبارزه با تروریسم، افراطیگری و جداییطلبی را در دستور کار دارد که اولویت اصلی کشورهای عضو است، نه اولویتهای تعریفشده از سوی واشنگتن و ناتو.
ارائه الگویی غیرغربی: موفقیت نسبی سازمان همکاری شانگهای به جهان عرضه میکند که کشورها میتوانند خارج از چارچوب نهادهای تحت رهبری غرب، مشکلات خود را حل و فصل کرده و منافع ملی خود را پیش ببرند. این امر به خودی خود یک اقدام ضد هژمونیک محسوب میشود.
جمعبندی:
نشست سران شانگهای تنها یک اجلاس معمولی دیپلماتیک نیست؛ بلکه نماد و تجلیگاه یک تحول بزرگتر در صحنه بینالملل است. این نشست نشان میدهد که دیپلماسی باشگاهی به عنوان یک ابزار راهبردی کارآمد، در حال شکلدهی به یک نظم نوین چندقطبی در منطقه اوراسیا و فراتر از آن است. نظمی که در آن، کشورها به جای پذیرش دستورکارهای یکجانبه، حول محور منافع مشترک و احترام متقابل گرد هم میآیند تا در برابر هژمونی غرب ایستادگی کرده و آیندهای را رقم بزنند که در آن صدای همه بازیگران بینالمللی شنیده میشود. ظهور و تقویت چنین نهادهایی، طلوع دوران جدیدی از روابط بینالملل را نوید میدهد.
لینک مطلب:https://www.iras.ir/?p=13012
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

