Developed in conjunction with Joomla extensions.

فرصت سوزی های قطع اینترنت جهانی و بین المللی

دکتر محمد منصور نژاد

با شروع «جنگ رمضان» (9 اسفند 1404) از اولین اقدامات دولت ایران، قطع اینترنت بین المللی بر روی ملت بود و این اقدام نه تنها زمان جنگ چهل روزه، بلکه هفته ­های بعد در زمان آتش ­بس نیز استمرار یافت. در این موقعیت پلتفرم ­های داخلی فعال بودند و جستجوی مطلب از هر سایتی که به خارج از ایران ربط داشت، ممکن نبود و طبیعی است که تمام شبکه های اجتماعی و پیام رسان­ های فراایرانی نیز مسدود بودند.

در تحلیل این اتفاق، سخن­ ها بسیار است و نگارنده از ابعاد گوناگون بارها بدین موضوع پرداخته است. در این نوشتار تمرکز بحث بر طرح نکاتی به یک مشکل و پرسش است. اینان که برای فضای رسانه ای، اینترنتی و مجازی، تصمیم سازی می­کنند، مهمترین دلیل انسداد ارتباطی با جهان از طریق اینترنت را این می دانند که محل استقرار ساختار نرم­افزاری و حتی سخت ­افزاری اصلیِ اینترنت جهانی، در غرب و به صورت مشخص در کشور آمریکاست و دشمنی آمریکا با ایران دست کم در دو جنگ سال 1404 و به ویژه جنگ رمضان کاملا آشکار است. از طرفی می دانیم با پیشرفت اینترنت و فعال شدن هوشِ­ مصنوعی، کارگزاران اینترنت جهانی، هم بر تمامی داده­ های کاربران اشراف دارند و هم با کمک از هوش مصنوعی می توانند این «بیگ دیتاها» را به خوبی تجزیه و تحلیل به گونه ای کنند، که جهت گیری­های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و... ایرانیان را بدست آورند و برای سیاستگذاری در اختیار مثلا دولتمردان آمریکا قرار دهند.

با این وصف پاسخ شورای عالی مجازی و مقامات ایرانی به کسانی که به قطع اینترنت جهانی معترض هستند آن است که آیا می­خواهید داده های کشور و مردم ایران در اختیار دشمنان این دیار، ملت و نظام قرار گیرد؟

در نگاه اول هر میهن ­پرستی ممکن است نتیجه بگیرد که نه تنها در زمان جنگ، بلکه در زمان های عادی و غیرِجنگ هم، چرا باید داده های خودی دست بیگانگان افتد!

اما موضوع به این سادگی­ ها نیست که با سطحی­ نگری، سریع برای قطع اینترنت نتیجه گرفت. این داستان پیچیدگی هایی دارد، که برخی از نکات قابل تامل آن به قرار زیرند:

  1. پرسش اول آنکه اگر اینترنت جهانی قطع شود، در عصر ماهواره­ها و ... آیا مجاری کشف داده و اطلاعات بیگانگان از ایران قطع می­شود؟ در باب صنایع هسته­ای دیده شد که دشمن کوچکترین حرکت در زمینه اقدامات ایران برای احیای مثلا سایت «فردو» یا «نطنز» را در جریان بوده است، با اینکه اینترنت جهانی در همین ایام قطع بوده است! ممکن است بگویند با این حال دست کم بخشی از داده ها با قطع اینترنت به خارج نمی­رود!
  2. پرسش دیگر آن است که وصل شدن به اینترنت جهانی آیا فقط تهدید است و خطر و سود و دستاوردی ندارد و فرصتی خلق نمی ­کند؟ پاسخ بدین سوال نیز منفی است. در عصر ارتباطات، هرچه فناوری اطلاعاتی و ارتباطاتی قوی­تر و گسترده تر باشد، راه برای توسعه کشور هموارتر می گردد و قطع ارتباط دیجیتال بین المللی، در ابعاد گوناگون فقط به عقب ­ماندگی دامن می­زند. ضمن اینکه کدام کار و یا فناوری را سراغ دارید که کاملا فارغ از خطر باشد و مشکلی خلق نکند. اگر با ملاحظه خطر باید دست از کار و فعالیت کشید، حدودا هیچ کاری را نباید انجام داد. چون حتی خُرد کردن پیازی در آشپزخانه، با تکنولژی در حدّّ کارد و چاقو نیز بی­خطر نیست! پس اینجا باید مدافعین بستن اینترنت جهانی نشان دهند که شرّّ اینترنت جهانی، از خیرش بیشتر است. اما اگر خیر و شری برابر داشته و یا خیر حضور در فضای جهانی بیشتر از نبودن باشد، اتصال به اینترنت جهانی معقول و موجه است (شیوه ای که اکثریت کشورهای جهانی با همین منطق، به اینترنت متصل ­اند و اصراری برای داشتن اینترنت ملی ندارند.)؛
  3. پرسش دیگر آنکه با فرض اینکه اینترنت بین ­المللی قطع و به فناوری اینترنت داخلی مجهز شدیم. در آن صورت ،آیا امکان نفوذ بیگانگان به شبکه ­ها و پیام رسان­ های داخلی دیگر وجود ندارد؟ یا اینکه این پلتفرم ­های بومی به جهت بهره گیری از تکنولژی پایین، به شدت در معرض هک و نفوذ نرم افزاری و سخت افزاری دشمن هستند؟ تجربه اتکا به شبکه ­های داخلی و پیام رسان­ های بومی طی این سالها نشان داد که ضریت نفوذپذیری این پلتفرم ها بسیار بالاست و آسیب پذیری زیاد دارند. پس با فرار از اینترنت جهانی، مشکل نفوذ و دسترسی به داده های خودی از سوی بیگانگان، (که مشکل اصلی بود) سر جایش محفوظ است؛
  4. پرسش بعدی آن است که با بستن اینترنت جهانی و هزینه سنگین برای پلتفرم­ های آسیب­ پذیر داخلی (و با کیفیت کاربسیار پایین، کُند و خسته کننده)، آیا امکان اینکه جدای از مجاری کنونی دریافتِ اینترنت، دشمنان بتوانند از طریق دیگری هموطنان را به اینترنت جهانی متصل کنند، وجود دارد یا خیر؟ داستان اینترنت «استرلینک» که با مکانیزمی شبیه ماهواره، اینترنت را در آینده نزدیک در اختیار علاقه مندان قرار می­دهد، چه می شود؟ اگر ملت موافق قطع یا محدودیت در اینترنت بین المللی نباشد (که بهره گیری درصد بالایی از مردم از ماهواره در زمان جنگ رمضان، به جای استفاده از پلتفرم های داخلی، این نکته را تایید می کند)، راه برونرفت دولت از این مشکل چیست؟ آیا همان راه ممنوعیت ماهواره و... را می رود و آزموده را دوباره می آزماید؟ هزینه های شکاف دولت ملت (که پای دشمن را به میهن می گشاید)، را چه کسی پرداخت نموده و چگونه پُر می کنند؟  
  5. مساله بعدی آن است که قطع ارتباط از اینترنت جهانی به جهت اقتصادی، بسیار خسارت­ بار است (ضرر روزانه 80 میلیون دلاری و اما سالانه!!!) و چون بسیاری از فعالیت های اقتصادی فرامرزی (کسب و کار بین المللی) است و در صورت عدم ارتباط از طریق اینترنت جهانی، مشکل با پلتفرم های داخلی هم جبران نمی شود؛ نتیجه کار، فشار مضاعف بر زنجیره تامین اقتصادی از فرآِیند تامین و لجستیک تا ارتباط با مشتریان خارجی و فروش است که بر دوش مملکت سنگینی می کند. با تهدید مشاغل اینترنتی، فرار سرمایه و نیز خروج نیروی کار به سایر مشکلات از این جنس، اضافه می گردد.
  6. امروزه و در هزاره سوم، در همه ابعاد (فرهنگی، علمی، اقتصادی، هنری، ورزشی، سیاسی، رسانه ای و....) و در سطح جهانی و منطقه­ ای، «بازیگران غیردولتی» (به صورت شخصی و نهادی)، نقش بسیار تعیین­ کننده ­ای دارند. قطع اینترنتِ جهانی، ارتباط میلیون­ها نیروهای کیفی و نهادهای مدنی و مردمی کشورمان که می توانند از طریق خبرگزاری های داخلی، با جهان ارتباط داشته و حتی تاثیر شایسته و جدی بگذارند را قطع می کند و نتیجه آن از دست دادن فرصت­های ارزنده و خلق خسارت ­های جبران ناپذیر برای ایرانیان است؛
  7. مهمترین استدلال برای ایجاد محدودیت در اینترنت از سوی دولت، خطر دشمن برای کشور و ملت است. اگر این نکته پذیرفته باشد که مهمترین رکن وطن و کشور، ملت و به ویژه نیروهای کیفی هستند، باید دید آیا این نیروها که بسیاری مستقل و منتقد هستند آیا از سوی دولت فعلی احساس راحتی می کنند تا داده­های خویش را در پلتفرم داخلی در اختیار اینان قرار دهند؟ چرا باید وضع فرار مغزهای ایران، این چنین فاجعه بار باشد؟ و... با فرض وجود شکاف بین دولت و ملت، حتی اگر اینترنت جهانی قطع و اینترنت داخلی برپا شود، با اینترنت ملی فاصله دارد!
  8. واقعا اگر اصحاب قدرت نگران اتصال مردم به شبکه ها و پیامرسان های برون مرزی اند؟ اولا: چرا خود فیلترشکن می فروشند؟ و ثانیا: اینترنت طبقاتی (برای نورچشمی ها) دیگر چه صیغه­ ای است؟ وثالثا: حضور مقامات (که به داده­های محرمانه دسترسی دارند) در شبکه ها و پیام رسان­های ممنوعه، چه زیان­بار است و چه معنا دارد؟
  9. ممکن است برخی به جای مدل غربی اینترنت ، مدل کشورهای شرقی را پیشنهاد کنند؛ بدیهی است که اینجا مشکل حل نمی شود و تنها به جای کشورهای غربی، امکان دسترسی کشورهای شرقی به داده­های خودی فراهم می آید، البته با پلتفرم های ضعیف تر و کم کارآمدتر! تنها مورد استثنا، که به نظر دولتی نمی­آید و به جهت کارآمدی بالا، مورد علاقه اغلب ایرانیان نیز هست (بالای 50 میلیون نفر در آن حضور دارند)، پیامرسان «تلگرام» بوده است، که هم با دول غربی مشکل دارد و هم با قدرت های شرقی همراه نیست و تا حدودی مستقل است. اگر این پلتفرم در فضای مجازی، نسبت به سایر موارد کم خطرتر است، چرا در زمان عادی، حتی تلگرام ایرانیان فیلتر می شود؟
  10. پرسش بعدی آن است که آیا قدرت رسانه ­ها و میزان بهره گیری از داده­ های ایرانیان از طریق بیگانگان خطری ملی است؟ امروزه به کرات و در شرق و غرب تجربه شده است که قدرت رسانه و بُرد آن، مطلق نیست و اتفاقا به کاربران و میزان سواد رسانه­ای آنان بستگی دارد، که به منبع خیر اطمینان کنند یا نکنند؟ چرا باید ایرانیان به مراجع خبری نظام اعتماد نکنند و رسانه بیگانه را بر آن ترجیح دهند؟ جدای از مطلق نبودن قدرت رسانه (بر همگان تاثیر واحد ندارد)، حتی داده های کشور ایران هم آنگونه نیست که دشمن را با خُلق و خوی هم میهنان در حدی آشنا نماید، که برایشان برنامه و سناریوی موفق داشته باشند. نمونه آن کنش رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، در تصمیم برای آغازِ «جنگ رمضان» بود که تلقی ­اش بر اساس همان داده­ های دیجیتالی و تحلیل آن اطلاعات با هوش مصنوعی این بود: اگر در ایران رهبری نظام را بزنند، سیستم به سرعت فروپاشیده و ملت علیه نظام، به خیابان ها می ریزند! و.... این اشتباه محاسبات سیستم دیجیتال را همه جهانیان پس از جنگ رمضان به خوبی تجربه و لمس کردند ( نه سیستمی فروپاشید و نه مردمی علیه سیستم، به خیابان آمدند). شاهد دیگر آنکه خودمان هم در موارد فراوانی، پرسشی از «هوش مصنوعی» داشتم، حال آنکه پاسخ­ اش کاملا خلاف واقع بود و اشتباهش را هم می پذیرفت! پس آنگونه هم نیست که در دسترس بودن داده های هموطنان، یعنی پی بردن به تمام تمایلات مردم ایران و بدین جهت این کار برای کشور، خطر بنیادی دارد؛ این کار در ایرانی که هیچ مرکز آمار معتبر، وجود ندارد و داده­ها غیرعلمی و پراکنده­ اند، جواب نمی­دهد و این گونه نیست واقعا با تحلیل داده­ های فضای مجازی، دقیق بتوان روح و جان ایرانیان را رصد کرد. البته برای احتیاط بیشتر، پیشنهاد می گردد تا مجموعه داده ها و کاربران اینترنت در کشور به دو دسته تقسیم شود: کسانی (فرد یا نهاد) که به داده­ های کلان، استراتژیک و محرمانه دسترسی دارند؛ داده های این سنخ افراد هرگز در اینترنت بین­ المللی نیاید. اینان سیستم انتقال پیام داخلی، مستقل و جداگانه داشته باشند. اما قسم دوم داده­ های غیراستراتژیک، عمومی و کم ­اهمیت است، در آنجا سخت­گیری ­ها اندک بوده و اصل در اینجا بر اتصال اینترنت جهانی باشد.
  11. نکته بعدی آن است که با توجه به توانایی ادعایی فناوران بومی (که می گویند توان هک بالا در سیستم های پیچیده دشمنان را دارند و....) برای ایجاد اخلال در داده­ های بیگانگان، سیاستگذاران و تصمیم سازان برای امور دیجیتالی به گونه ای تدبیر کنند که از این سامان و کشور، اخبار نادرست فراوان به جهان مخابره شده تا در محاسبات نهایی از ایران، دچار خطا شوند. برای این غایت اگر نخبگان ایرانی به دولتمردان اعتماد کنند، با ایده های خوب و توان اجرا بسیار می توانند یاوران خوبی برای سیستم باشند و دشمنان را سردرگم نمایند.
  12. مشکل دیگر کسانی که قطع اینترنت جهانی را همواره در مِخیال خویش می پرورانند آن است که زمین بازی رسانه ای، خبری و اینترنتی را فقط در سطح ملی می بینند و به ویژه اینکه فقط بر تهدیدات تمرکز دارند و در نتیجه از فرصت های جهانی و منطقه ای حضور فعالانه در فضای اینترنتی و دیجیتالی غفلت می­کنند. اینان ناخواسته (و چه بسا نفوذی­ها خواسته)، مرجعیت تولید خبر و تجزیه و تحلیل آن داده­ها را به خارج از کشور منتقل نموده و لاجرم پیوسته باید منفعلانه در موضع دفاعی باشند، تا خبرسازی­های خبرگزاری­های بیگانگان (و قلیلی از وطن فروشان خارج نشین) را دفاع کنند و پاسخ گویند و چون به اینترنت بین المللی هم متصل نیستند، حتی در دفاع عقیم بمانند و بازنده باشند. حال آنکه نیروهای کیفی فراوانی در کشور، وقتی پای «ایران» به میان آید، به بسیاری از شبهات بیگانگان نه تنها پاسخ می گویند، بلکه در سطح جهانی گاه خبرهای داغ تولید می کنند. در مقابل، با نیروهای محدود، باندی و کم سواد رسانه ­ای، خروجی های پلتفرم ­های داخلی در همین سطح می­شود، که در این سالها شاهدیم. نکاتی که حتی در درون کشور هم برای اکثر ملت خریداری ندارد (چه رسد به خارج از کشور!)؛
  13. نتیجه سخن آنکه قطع اینترنت جهانی و تکیه مطلق به اینترنت ملی، قرین به صواب نیست؛ چون، یک: پُرهزینه است و توجیه اقتصادی و مدیریتی ندارد؛ دو: چون خروجی آن کارکرد کم کیفیت ­تر رسانه ای است، جدای از اینکه رضایت را جلب نمی کند و جاذبه ندارد، راه توسعه را در رقابت با سایر کشورها سد می کند؛ سه: به جهت سیاست های نادرست، فعلا مردم به سیستم های دیجیتال داخلی اعتماد نمی­کنند (مگر اصلاح بنیادین در سیستم رخ دهد و مردم این تغییر را حس کنند)؛ چهار: فواید فراوانی از حضور در اینترنت جهانی از نظر علمی و عملی بدست می آید که تهدیدات در مقابل آن کم وزن ­ترند و در نهایت: اگر کارگزاران رسانه ای و اینترنتی خوب و پیچیده عمل کنند، حتی مراکز گردآوری و آنالیز داده­ های قدرت­های جهانی را با خبرهای جعلی و فیک، به اشتباه انداخته و چه بسا امنیت آنان را از این طریق به خطر می اندازند. به دلایل یاد شده ارتباط تعاملی با جهان از طریق اینترنت، به مراتب اولی­تر از قطع ارتباط با جهان است (کسب خیرِ کثیری در مقابل شر قلیل). به همین دلیل، حتی دشمنی چون اسراییل در جنگ رمضان، اینترنت جهانی را بر ملت خود قطع نکرده و بلکه از آن طریق، «جنگ ادراکی و شناختی» با ایران را در سطح جهانی، تعقیب می کرد؛
  14. در نهایت، به جای بازی رسانه­ ای از موضع ضعف، مدیریت انفعالی، دامن زدن به خشم عمومی، تعطیل کردن بخشی از اقتصاد کشور، مایوس کردن فعالان رسانه ای، تصمیمات نسنجیده و متعارض و... (که همگی نشانه ضعف مدیریت فضای دیجیتالی و سردرگمی در تدبیر این امر است)، خوب و بلکه لازم است، این پرسش مهم را از کارشناسان وطن دوست بپرسیم: «چه کنیم تا از فرصت­های جهانی اینترنت بیشتر استفاده کرده و تهدیدات را به حداقل برسانیم؟» و برابر یافته ­های روشمند حاصل از این تحقیق، در سطح ملی تصمیم سازی و تصمیم گیری مجازی شود. بلاشک محصول کار بهتر از تصمیمات هیجانی، انفعالی و احساسی کنونی با تبعات سنگین است.

2 اردیبهشت 1405

تمامی حقوق برای مجله ایرانی روابط بین الملل محفوظ است ©2024 iirjournal.ir. All Rights Reserved

Please publish modules in offcanvas position.