دکتر زهرا شریف زاده
ظهور جنگ شناختی، میدان نبرد مدرن را با قرار دادن ذهن انسان به عنوان عرصهای کلیدی، متحول ساخته است لذا می توان چارچوبی دقیق برای درک جنگ شناختی ارائه داد تا از مفاهیم مرتبط، شامل جنگ اطلاعاتی و جنگ روانی، متمایز شود.در اجرای جنگ شناختی بر استفاده از فناوریهای پیشرفته مانند هوش مصنوعی و علوم اعصاب[1] برای هدف قرار دادن ادراک، تصمیمگیری و انسجام اجتماعی تأکید شده است.در این یادداشت بدنبال معرفی جنگ شناختی، تاریخچه، ویژگی ها،ماهیت و بیان چند نمنه از جنگ شناختی هستیم.
جنگ شناختی اکنون به عنوان قلمرو مستقلی در جنگافزار مدرن در کنار چهار حوزه نظامی تعریفشده بر اساس محیط (زمینی، دریایی، هوایی و فضایی) و حوزه سایبری که همه آنها را به هم متصل میکند، شناخته میشود. رویدادهای اخیر که توازن ژئوپلیتیک قدرت را بر هم زدهاند، نشان دادهاند که این حوزه جدید جنگافزاری چگونه ظهور یافته و به کار گرفته شده است.این جنگ در عرصه جهانی عمل میکند، چرا که امروزه کل بشریت به صورت دیجیتالی به هم متصل است. این حوزه از فناوری اطلاعات و ابزارها، ماشینآلات، شبکهها و سیستمهای همراه آن استفاده میکند. حملهها به گونهای تعریف، ساختاردهی و سازماندهی میشوند تا افکار رهبران و اپراتورها، اعضاء کل طبقات اجتماعی یا حرفهای، مردان و زنان در یک ارتش، یا در مقیاس بزرگترکل جمعیت یک منطقه، کشور یا گروهی از کشورها را تغییر دهند یا گمراه کنند. این حملات میتوانند اهداف متنوعی داشته باشند و خود را با استراتژی مورد استفاده تطبیق دهند: فتح قلمرو (مثلاً یک منطقه مرزی، شبهجزیره یا مجمعالجزایر)، اعمال نفوذ (در انتخابات، برانگیختن ناآرامیهای مردمی)، اختلال در خدمات (ادارات ملی یا محلی، بیمارستانها، خدمات اضطراری، و تأسیسات آب و فاضلاب یا تأمین انرژی) یا حمل و نقل (حریمهای هوایی، نقاط بحرانی دریایی...)، سرقت اطلاعات (از طریق افشای غیرعمد یا به اشتراکگذاری گذرواژهها...) و غیره.
لذا می توان گفت جنگ شناختی، هنر استفاده از فناوری برای تغییر شناخت اهداف انسانی است؛ اهدافی که اغلب از هرگونه تلاش در این راستا غیرمطلع هستند، همانگونه که کسانی که وظیفه مقابله با آن، به حداقل رساندن یا مدیریت پیامدهای آن را بر عهده دارند نیز غیرمطلعند و واکنشهای آنها بسیار کند یا ناکافی است.
در ابتدا چند تعریف از جنگ شناختی ارائه می دهیم.
- جنگ شناختی شکلی نامتعارف از جنگافزاری است که از ابزارهای سایبری برای تغییر فرآیندهای شناختی دشمن، بهرهبرداری از سوگیریهای ذهنی یا تفکر واکنشی، تحریک تحریفات فکری، تأثیرگذاری بر تصمیمگیری و ممانعت از اقدامات استفاده میکند. این امر تأثیرات منفی هم در سطح فردی و هم جمعی دارد.
- این مفهوم آشکارا با جنگ سایبری مرتبط است که از ابزارهای اطلاعات دیجیتال برای به دست آوردن کنترل، تغییر یا نابودی آن ابزارها استفاده میکند. با این حال، جنگ شناختی فراتر از اطلاعات رفته و هدف آن چگونگی پردازش اطلاعات توسط مغز افراد است. بنابراین، این مفهوم گستردهتر از پیامدهای انسانی جنگ سایبری (شامل مهندسی کامپیوتر، رباتیک و برنامهها) است؛ تأثیر شناختی محصول جانبی اقدامات نیست، بلکه هدف اصلی آن است.هرچند ابزارهای فناورانه وسیلهای برای ایجاد اثر هستند، این هدف مستقل از فناوریهای مورد استفاده برای دستیابی به آن است. میتوان آن را از یک سو به عنوان «جنگ روانی-اجتماعی-فنی» و از سوی دیگر به عنوان شکلی از"جنگ تأثیرگذاری" با استفاده از ابزارهای سایبری در نظر گرفت. در زمینه نظامی بهطور خاص، این مفهوم شامل استفاده از راهبردی است که برای انجام اقدامات رزمی، نظارتی و/یا امنیتی طراحی شده است.
تعاریف دیگری نیز با جنگ شناختی مرتبط است:
- نبرد شناختی[2] به استفاده عملی، محلی و موقت از ابزارهای تاکتیکی برای تأثیرگذاری بر شناخت اشاره دارد. این بخشی از یک راهبرد کلانتر برای درگیر کردن اهداف شناختی است. در اقدامات تهاجمی، با رویکردی مبتنی بر مزاحمت سیستماتیک و بهرهبرداری از ضعفها مشخص میشود، در حالی که در حالت دفاعی شامل توسعه قابلیتهای تابآورانه و پیشگیرانه با ابزارهای مشابه است.
- مفهوم منازعه شناختی[3] زمانی به کار میرود که زمینه کلیتر شده و رویارویی فرآیندهای شناختی به قاعده تبدیل شود. اما این مفهوم هنوز نیازمند نظریهپردازی است.
تاریخچه جنگ شناختی
اصطلاح "جنگ شناختی" از سال ۲۰۱۷ در ایالات متحده با این معنا استفاده شده است تا بهویژه شیوههای عملیاتی یک دولت یا گروه تأثیرگذار را توصیف کند که به دنبال دستکاری مکانیسمهای شناختی دشمن یا شهروندانش به منظور تضعیف، نفوذ، تأثیرگذاری یا حتی مطیعسازی یا نابودی آن است. هرچند این مأموریت گسترده همواره بخشی از هنر جنگ بوده، اکنون با یک رشته جدید مواجهیم که نیازمند واکاوی بیشتر است. این رشته ترکیبی از فنون جدید سایبری مرتبط با جنگ اطلاعات و مؤلفههای انسانیِ قدرت نرم [4]، به همراه جنبههای دستکاری عملیات روانی[5] است. این اقدامات معمولاً شامل ارائهای جهتدار (معمولاً دستکاریشده دیجیتالی) از واقعیت هستند که برای تأمین منافع خودی طراحی شدهاند. ابزارهای جدید ارتباطی اکنون امکانات بیپایانی ارائه میدهند و راه را برای روشها و اهداف جدید هموار میکنند. این پیچیدگی فزاینده باید قربانیان بالقوه را به توسعه یک وضعیت ثابت تابآوری تشویق کند، حتی اگر در بیشتر موارد، قربانیان معمولاً زمانی متوجه حمله میشوند که خیلی دیر شده است.
جنگ شناختی توجه نیروهای مسلح سراسر جهان را جلب کرده و شامل جنبههای راهبردی و عملیاتی است که برخی بیش از دیگران توسعه یافتهاند. این حوزه در حال حاضر تحت پوشش ملاحظات اخلاقی و دکترینهای تثبیتشده قرار ندارد. جنگ شناختی با ورود دستیاران راهبردی تصمیمگیری دیجیتال، قلمروهای عملیاتی جدید و هجوم دادههای عظیم [6]و تحلیلگری، در حوزه اطلاعات، جنگورزی [7] و هدایت عملیات، بهطور قابل توجهی گسترش یافته است. اکنون به تمام حوزههایی که از اطلاعات دیجیتال استفاده میکنند سرایت کرده است، از جمله اجرای خاموشِ کاربردهای تهاجمی و دفاعی، فرسایش شناختی [8] و اقدامات دفاعیِ طراحیشده برای محافظت از جمعیتهای هدف. این حوزه ترکیبی از فرآیندهای حمله ازپیشطراحیشده و همچنین اقدامات متقابل و پیشگیرانه است
جنگ شناختی از دو منظر قابل مطالعه است یکی دیدگاه جهانی و دیگری مبتنی بر ابزارهای موجود.در دیدگاه اول به دنبال کمک به ایجاد فرهنگی است که یا درصدد دستکاری اذهان است و یا در سوی مقابل، به دنبال تقویت تابآوری و امنیت جهانی است. این رویکرد همزمان دو هدف آگاهسازی و آموزش افرادی که بیشتر در معرض اقدامات یا نیات بدخواهانه هستند، و استفاده از ابزارهای شناختی برای مقابله با چنین اقداماتی را دنبال میکند.بعد شناختی، همزمان بر سه پایه استوار است: شناخت روانشناسی بازیگران درگیر، روانشناسی-جامعهشناسی جمعیتها یا گروههای خاص، و تأثیر فرهنگ بر تصمیمگیری و عقلانیت بازیگران مختلف. سطح دوم بهطور ویژهتری به حوزههای گوناگون شناخت مرتبط از جمله:دوگانگی تصمیم/عدم تصمیمگیری،خطاها و سوگیریهای شناختی،ادراکات و توهمات،سایبرنتیک و فقدان یا از دستدادن کنترل،نفوذ و قدرت نرم،روانشناسی و روانشناسی سایبری،تعاملات بین کاربران و سامانهها،رباتیک و پهپادها،خودمختاری و ملاحظات اخلاقی مرتبط با فناوریهای نوین،انگیزش و فقدان آن (سازش و ناامیدی)،اخلاق و تضاد ارزشها،روانشناسی و دین،فوریت پشتیبانی روانپزشکی در موارد مراقبت پس از ضربه روانی یا پس از فروپاشی روانی افراد،امنیت سایبری و قابلیت اطمینان انسانی و جنبههای شناختی فرماندهی و کنترل که خود شامل ملاحظات گستردهای از جمله ابعاد چندحوزهای و چندفرهنگی میشود.این رویکرد شناختی را نمیتوان در چارچوب ردهبندیهای سنتی ابزارهای جنگی تعریف کرد، بلکه باید آن را ابزاری برای مداخله در اهداف فردی یا جمعی دانست که به دنبال دستیابی به تأثیرات در مقیاسهای مختلف از سطح یک فرد واحد گرفته تا کل یک محیط اجتماعی/فنی است.
این قابلیتها و تأثیرات را میتوان قبل، حین و بعد از اقدامات یک جنگ یا جنبش استفاده کرد این اقدامات غیرفیزیکی عدم تعادلهایی ایجاد خواهند کرد که به نفع گردانندگان آنها بوده و هدفهای مورد نظر را تضعیف میکند. اما امروزه جنگ شناختی ممکن است:
- به جزء جداییناپذیر یک اقدام جهانی، محتاطانه یا حتی نامرئی تبدیل شوند،
- یا به عنوان اقدامات خاص، دقیق و غیرقابل کشف ظاهر گردند،
- و یا صرفاً به عنوان اجزایی از یک یا چند عملیات تهاجمی عمل کنند.
همه این موارد ایجاب میکند که ما همزمان با شناخت خطرات موجود، به توسعه فنون دفاعی، گزینههای بازدارنده مؤثر و راههای مقابله با پیامدهای آنها بپردازیم.
ویژگی های جنگ شناختی
جنگ شناختی دارای ویژگی های کلیدی می باشد که بدان اشاره می شود:
۱. گستره جهانی:با اتصال دیجیتال کل بشریت، این جنگ در صحنه جهانی عمل میکند واز فناوری اطلاعات و ابزارها، ماشینآلات، شبکهها و سیستمهای مرتبط با آن بهره میبرد.
۲. هدف مشخص:تمرکز آن بر هوشمندی انسان هم در سطح فردی و هم در سطح جمعی می باشد و حملات بهصورت تعریفشده،ساختاریافتهوسازمانیافته اجرا میشوند تا افکار گروه هایی چون :رهبران و اپراتورهای نظامی/سیاسی،اعضای طبقات اجتماعی یا حرفهای،پرسنل ارتش (زن و مرد) و کل جمعیت یک منطقه، کشور یا گروهی از کشورها را تغییر یا منحرف کنند.
۳. انعطاف و بیمرزی:تهاجم شناختی محدودیتپذیر نیست واهداف متنوعی و مانند:تسلط سرزمینی، نفوذ سیاسی، اختلال در خدمات حیاتی،اختلال در حملونقل وسرقت اطلاعات دارد و با سایر راهبردها (همراه یا مستقل) سازگار میشود.
ماهیت جنگ شناختی
ماهیت جنگ شناختی هنر بهکارگیری ابزارهای فناورانه برای دستکاری ادراکِ اهداف انسانی است؛ اهدافی که اغلب از چنین تلاشهایی بیخبرند .جنگ شناختی هماکنون با درجات مختلفی از موفقیت توسط شمار زیادی از بازیگران دولتی و غیردولتی، نهادها یا شرکتها، از جمله سازمانهای تروریستی، جنبشهای مذهبی افراطی و غیره استفاده میشود. این بازیگران شامل واحدهای تخصصی و بسیار ماهرِ وابسته به سرویسهای اطلاعات دیجیتال، و همچنین آژانسهای صنعتی و شرکتهایی هستند که با دیگران در رقابتند یا در حوزه ای مانند بازاریابی فعالیت میکنند. در تمام این موارد، هدف سلطهجویی، اثبات برتری، یا حتی فتح و نابودی است. امروزه این اقدامات به سطحی رسیدهاند که رهبران سیاسی دیگر نمیتوانند از اهمیت آنها چشمپوشی کنند.
نمونههای تاریخی جنگ شناختی:
1.عملیات مرغ مقلد[9] :
عملیات مرغ مقلد یک برنامه پنهانی سازمان سیا بود که از دهه 1940 آغاز شد و هدف اصلی آن دستکاری رسانههای خبری جهانی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی به نفع سیاستهای خارجی آمریکا بود. در این عملیات، سیا با استخدام مخفیانه روزنامهنگاران، سردبیران و رسانهها، اخبار جعلی تولید و توزیع میکرد تا روایتهای سیاسی را کنترل کند .اهداف کلیدی این عملیات تضعیف جنبشهای کمونیستی در دوران جنگ سرد،مشروعیتزدایی از دشمنان سیاسی آمریکا (مانند اتحاد جماهیر شوروی) و ایجاد روایتهای مثبت درباره سیاستهای آمریکا در سطح جهانن می باشد.این پروژه در سال 1948 توسط فرانک ویسنر، مدیر اداره عملیات ویژه سیا، راهاندازی شد. ویسنر با بودجه کلان، شبکهای از روزنامهنگاران را در رسانههای معتبر مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست و خبرگزاریهای بینالمللی استخدام کرد. درمقیاس جهانی بر اساس افشاگریهای کارل برنشتاین (روزنامهنگار تحقیقی) در سال 1977حداقل 400 روزنامهنگار و 25سازمان خبری بزرگ در سراسر جهان مخفیانه برای سیا کار میکردند. این شبکه در اروپا، آسیا و آمریکای لاتین فعال بود و حتی رسانههای "بیطرف" مانند رویترز را تحت نفوذ داشت .پس از افشاگریها در دهه 1970، عملیات بهظاهر متوقف شد، اما اسناد نشان میدهد سیا تا دهه 2000 نیز با روشهای جدیدتر (مانند همکاری با پلتفرمهای دیجیتال) آن را ادامه داده است. در روشهای کلاسیک پرداخت حقوق به روزنامهنگاران برای انتشار اخبار جهتدار، ساخت گزارشهای ساختگی برای تخریب چهره رهبران مخالف (مانند فیدل کاسترو) و جایگزینی داستانهای واقعی با روایتهای سیا در رسانهها مدنظر است.
ابزارهای مدرن جنگ شناختی استفاده از دادههای دیجیتال(همکاری با شرکتهایی مانند کمبریج آنالیتیکا در انتخابات 2016 آمریکا برای تحلیل رفتار کاربران و انتشار هدفمند اخبار جعلی )،مهندسی الگوریتمی: ایجاد "اتاقهای پژواک" در شبکههای اجتماعی برای تقویت تعصبهای سیاسی و ساخت ویدیوهای جعلی برای تأثیرگذاری بر انتخابات یا بحرانها می باشد.
2.انتخابات 2016 آمریکا:
کمبریج آنالیتیکا با استفاده از دادههای فیسبوک، پروفایل روانشناختی 220 میلیون آمریکایی را ساخت و محتوای سفارشی برای تأثیرگذاری بر رأیدهندگان تولید کرد .الکساندر نیکس (مدیرعامل شرکت) در کنفرانسها توضیح داد چگونه با دور زدن "موانع شناختی"، رفتار رأیدهندگان را تغییر میدهند .
3.جنگ سرد:
مسمومسازی محصولات کشاورزی: سیا در جمهوری آلمان شرقی، صابون را به شیر کودکان اضافه کرد و شکر صادراتی کوبا به شوروی را آلوده کرد .یا ترور شخصیتها: انتشار اخبار جعلی برای تخریب چهره رهبرانی چون مالکوم ایکس (نوهاش، مالکوم شباز، در 2015 هنگام برنامهریزی برای سفر به ایران ترور شد).همچنین نقش رسانههای اجتماعیمانند فیسبوک در 2016 اجازه داد 146 میلیون کاربر اخبار جعلی مرتبط با عملیات مرغ مقلد را مشاهده کنند .
4.اسناد ترور کندی (2023)سندی 63,000 صفحهای نشان میدهد سیا تلفن روزنامهنگاران واشنگتن را شنود میکرد و به ساختمان کنسولگری فرانسه نفوذ غیرمجاز داشت .جان اف کندی سیا را "دولتی در دل دولت" خواند و قصد داشت آن را به هزار تکه تقسیم کند
5.پانوپتیکون دیجیتال:در این خصوص ادوارد اسنودن هشدار داد: جامعه امروز به "تار عنکبوت سوابق" تبدیل شده که در آن تمام رفتارهای افراد ردیابی میشود .مانند جفری روست، کهنهسرباز آمریکایی، تنها برای دیدن عکس نوههایش در فیسبوک ثبتنام کرد، اما دادههایش توسط کمبریج آنالیتیکا برای هدفگیری سیاسی استفاده شد .
6.جنگ اوکراین و روسیه:استفاده روسیه از رباتهای هوش مصنوعی برای انتشار اخبار جعلی در تلگرام و توییتر با هدف تضعیف روحیه اوکراینیها و ایجاد تردید در حمایتهای غرب .
7.ایران: جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران (23 خرداد ۱۴۰۴) تنها یک نبرد نظامی نبود، بلکه عرصه پیچیدهای از جنگ شناختی بود که در آن، ذهن و ادراک مردم، نخبگان و تصمیمگیرندگان هدف قرار گرفت.
اهداف جنگ شناختی رژیم صهیونیستی تضعیف روحیه مقاومت: بود به طوری که اسرائیل پیش از جنگ، با روایتسازی رسانهای القا میکرد ایران توان مقابله نظامی ندارد. هدف، ایجاد «اختلال در دستگاه محاسباتی» مسئولان و مردم بود تا هزینه مقاومت را غیرقابل تحمل نشان دهد .از طرفی هدف دوقطبیسازی داخلیرا دنبال می کنند و تلاش برای ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت از طریق پوشش اخبار تحریفشده درباره فروپاشی اقتصادی، اعتراضات گسترده و ناکارآمدی نظام.همچنین قصد مشروعیتزدایی از دفاع ایران به این طریق که توصیف حملات اسرائیل به عنوان «اقدام پیشگیرانه» و القای بیتاثیری پاسخهای ایران می باشد.
رژیم صهیونیستی برای رسیدن به اهداف کثیفش از ابزارها و تاکتیکهای زیادی استفاده کرده است از جمله :
1.رسانههای معاند (ایران اینترنشنال):گزینش منابع ناشناس: ارجاع به اکانتهای مجازی فاقد اعتبار و رسانههای عبری (مثل جروزالم پست) برای سلب امکان راستیآزمایی یا تکرار واژگان القایی: استفاده مکرر از کلیدواژههایی مانند «سرکوب خونین» یا «ایران روی لبه تیغ» برای تثبیت ذهنی فروپاشی ودر نهایت حذف زمینههای تحلیلی: ارائه روایتهای یکسویه بدون اشاره به زمینههای تاریخی یا سیاسی حملات رژیم صهیونیستی.
2.مهندسی هیجانات:پوشش متمرکز بر «صفهای کالا» و «قطع برق» برای القای بیثباتی،پخش زنده پیامهای اپوزیسیون همزمان با بمباران تهران، برای تضعیف انسجام ملی .
3.هماهنگی با رسانههای عبری: همراستاسازی گزارشهای امنیتی با شبکههایی مانند 24 News و Israel Hayom
پیامدهای جنگ شناختی برایر رژیم صهیونیستی عبارتند از :شکست روایتسازی:ادعاهای اولیه اسرائیل درباره «ناتوانی ایران» با عبور موشکهای ایرانی از گنبد آهنین و اصابت به حیفا و تلآویو باطل شد. رسانههای عبری اعتراف کردند سرزمینهای اشغالی به «شهر اشباح» تبدیل شدهاند .دیگر اینکه افشای جنایات: گزارشهایی درباره ریختن مهمات اضافه جنگندهها بر غزه پس از عملیات علیه ایران، چهره وحشیانه اسرائیل را عریان کرد .کاهش مشروعیت بینالمللی از دیگر پیامدها می باشد که مصاحبه جنجالی تاکر کارلسون با رئیسجمهور ایران، ضربهای رسانهای به روایتهای غربی بود .
جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد پیروزی در میدان شناختی، شرط بقای نظام است. ایران با ترکیب «عملیات نظامی کوبنده» و «جهاد تبیین» نه تنها حمله صهیونیستها را خنثی کرد، بلکه ذهنیت جهانیان را درباره توازن قوا در غرب آسیا دگرگون ساخت. آینده این نبرد، در گرو حفظ هوشیاری شناختی و تبدیل فضای مجازی به سنگر دفاع از روایتهای حقیقی است
نتیجهگیری
به طور خلاصه می توان گفت جنگ شناختی، یکی از پیچیدهترین و مؤثرترین اشکال جنگ در عصر حاضر است که با هدف تغییر ادراکات، باورها و رفتارهای جوامع، نخبگان و تصمیمگیرندگان بدون استفاده مستقیم از نیروی نظامی انجام میشود وبا استفاده از اطلاعات نادرست، شایعهسازی، تبلیغات هدفمند و دستکاری هیجانات، فرآیندهای فکری را مختل میکند تا جامعه را به سمت اهداف مهاجم هدایت کند .درماهیت پنهان: مانند "موریانه" عمل میکند؛ ساختارهای فکری را از درون تخریب میکند، بدون آنکه آثار بیرونی آشکاری داشته باشد.در حقیقت جنگ شناختی، جنگ بدون گلوله است که "مغزها" را به میدان نبرد تبدیل میکند. پیروزی در این جنگ مستلزم آگاهی فردی،انسجام اجتماعی (اعتمادسازی) وتدبیر حکومتی است.نهادهای حاکمیتی، همچنان که باید به اقناع و همراهی افکار عمومی در تصمیمگیریها اهمیت دهند و آن را پایه هر کاری بدانند، مطلقا نباید در قبال شانتاژ یگان مجازی دشمن منفعل شوند. باید مراقب باشند که پادوهای بیگانه را با افکار عمومی اشتباه نگیرند. یکی از شگردهای عملیات روانی دشمن، جا زدن خود بهعنوان «مردم»، ربودن مطالبات واقعی، و قالب کردن انتظارات مسموم خود به نام مردم است. حقیقت ملت ایران همان است که زیر تابوت شهید سلیمانی، شهر به شهر به تلاطم در آمد و در خیابانها سرریز شد. برای جلوگیری از دودستگی، نباید در برابر جریان رسانهای مزدور منفعل بود، بلکه اتفاقا مقابله با این یگان نقابدار، از لوازم تقویت اتحاد ملی است.
منابع:
اورنگی،مرتضی(1404)،" از هیأت تا هشتگ؛ چگونه با جنگ شناختی مقابله کنیم؟"، بازیابی نشانی اینترنتی:https://azarpishraft.ir
ایمانی،محمد(1400)،" زندان پانوپتیکون و عملیات مرغ مقلّد"،بازیابی نشانی اینترنتی:https://kayhan.ir/fa/news/235125
داوودی،علیرضا(1400)،"جنگ شناختی،آخرین الگوی دشمن برای حکمرانی جهان"،امریکاشناسی،سال سوم،شماره یازدهم.
فرانچوز دوکلوزی،فرانچوز(2016)،"جنگ شناختی"،مترجم: جواد باجلانی،نشر دانشگاه غیر انتفاعی آفاق.
میگنا(1401)،" جنگ شناختی (Cognitive warfare) به زبان ساده"،بازیابی نشانی اینترنتی:https://www.migna.ir/news/60114
Claverie1.B, François du Cluzel.F du(2023),”The Cognitive Warfare Concept”, https://innovationhub-act.org/wp-content/uploads/2023/12/CW-article-Claverie-du-Cluzel-final_0.pdf
Claverie1.B, François du Cluzel.F du(2022),”Cognitive Warfare: The Advent of the Concept of “Cognitics” in the Field of Warfare”, https://hal.science/hal-03635889/document.
Claverie, B. (2021). Des théories pour la cognition : Différences et Complémentarité des Paradigmes. Paris (France): L’Harmattan.
https://en.wikipedia.org/wiki/Neuroscience
[1] Neuroscience
علوم اعصاب مطالعه علمی سیستم عصبی، از جمله مغز، نخاع و سلولهای عصبی (نورونها) است. این رشته طیف گستردهای از رشتهها را در بر میگیرد و هدف آن درک چگونگی توسعه، عملکرد و تأثیر بیماری بر سیستم عصبی است. علوم اعصاب بررسی میکند که چگونه سیستم عصبی احساسات، افکار، رفتار و عملکردهای بدن را تولید و تنظیم میکند.
[2] Cognitive Combat
[3] Cognitive Conflict
[4] Soft Power
[5] Psychological Operations( PSYOP)
[6] Big Data
[7] Wargaming
[8] Cognitive Attrition
[9] Operation Mockingbird


