دکتر امیر هوشنگ میرکوشش مدیر مسئول مجله ایرانی روابط بین الملل
مقدمه
روابط ایران و روسیه همواره در کشاکش همکاری تاکتیکی و بیاعتمادی راهبردی بوده است. این مقاله با روش توصیفی–تحلیلی و با اتکا بر منابع تاریخی، دیپلماتیک و شواهد ژئوپلیتیکی معاصر، مجموعهای از خیانتها، مداخلات، و اقدامات خصمانه روسیه علیه ایران را بررسی میکند. از عهدنامههای گلستان و ترکمانچای و اشغال نظامی ایران گرفته تا سکوت در برابر تجاوزهای اسرائیل در جنگهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ و حمایت تلویحی از ادعای امارات درباره جزایر سهگانه، شواهد نشان میدهد روسیه بیشتر بازیگری فرصتطلب است تا شریک راهبردی. از قرن نوزدهم تاکنون، روابط ایران و روسیه همواره میان بیاعتمادی، مداخله و رقابت قدرت در نوسان بوده است. برخلاف تصور برخی نخبگان مبنی بر اتحاد ضدغربی با روسیه، شواهد تاریخی و مواضع معاصر حاکی از آن است که روسیه ،چه در دوران تزاری، چه شوروی و چه فدراسیون کنونی،همواره سیاستی مبتنی بر منفعتگرایی یکجانبه نسبت به ایران دنبال کرده است این مقاله با بررسی نمونههای تاریخی و رفتاری، تصویری جامع و انتقادی از ماهیت این روابط ارائه میکند.در پایان، مقاله بر ضرورت بازنگری در سیاست خارجی ایران نسبت به روسیه و تأکید بر استقلال و توازن در روابط بینالملل تأکید دارد.
۱. خیانتها و تجاوزات تاریخی روسیه به ایران
- جنگهای اول و دوم ایران و روس با هدف توسعهطلبی روسیه در قفقاز رخ داد. با وجود اعلام بیطرفی ایران در جنگهای جهانی اول و دوم، روسیه شمال ایران را اشغال کرد. روسیه با استفاده از ضعف حکومت قاجار و ناتوانی در نوسازی ارتش، دو جنگ سنگین و نابرابر را بر ایران تحمیل کرد. در جنگ اول (۱۸۰۴–۱۸۱۳)، با اشغال بخشهایی از قفقاز، روسیه ایران را وادار به پذیرش عهدنامه گلستان کرد که موجب از دست رفتن سرزمینهایی چون گرجستان، داغستان، و بخشهایی از ارمنستان شد. در جنگ دوم (۱۸۲۶–۱۸۲۸)، روسیه با تجاوز مجدد، ایران را به امضای عهدنامه ترکمانچای واداشت؛ معاهدهای خفتبار که نهتنها منجر به واگذاری ارمنستان شرقی، نخجوان و دیگر مناطق قفقاز جنوبی شد، بلکه امتیازات استعماری مانند حق کاپیتولاسیون و پرداخت غرامت سنگین نیز بر ایران تحمیل کرد.پس از پایان جنگ جهانی دوم، نیروهای شوروی از تخلیه خاک ایران خودداری کرده و بحران آذربایجان (۱۹۴۶) را رقم زدند که پس از تهدید ایالات متحده، شوروی مجبور به عقبنشینی شد.
- یکی از فصول دردناک روابط ایران و روسیه در تاریخ معاصر، کشتار مردم تبریز توسط ارتش روسیه تزاری است که در جریان انقلاب مشروطه و پس از اشغال نظامی تبریز رخ داد. این رویداد، نهتنها به لحاظ انسانی، بلکه از نظر سیاسی و ملی، ضربهای سنگین بر استقلال و کرامت ایرانیان وارد ساخت.
- یکی از جنایتبارترین و فراموشنشدنیترین اقدامات خصمانه روسیه علیه ملت ایران، به توپ بستن حرم مطهر امام رضا (ع) در شهر مشهد است. این فاجعه تاریخی که در سال 1291 توسط نظامیان روسیه تزاری انجام گرفت، نشاندهنده اوج بیاحترامی به مقدسات دینی، مداخلهجویی گستاخانه در امور داخلی ایران، و جنایت علیه غیرنظامیان بیگناه است.
· نقش منفی در مسئله ملی شدن صنعت نفت (دهه ۳۰):اتحاد شوروی در ظاهر از ملی شدن نفت حمایت میکرد، اما در واقع تلاش داشت امتیاز نفت شمال ایران را برای خود بگیرد.مواضع دوگانه و تهدیدآمیز شوروی در این دوره، به بیاعتمادی ایران نسبت به شرق دامن زد.
۲. رفتارهای غیرشفاف و مداخلهگرانه روسیه در دوره معاصر
- حمایت از تحریمها علیه ایران
روسیه در فاصله سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ به تمام قطعنامههای تحریمی شورای امنیت علیه برنامه هستهای ایران (قطعنامههای ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳، ۱۹۲۹) رأی مثبت داد و در انزوای بینالمللی ایران نقش ایفا کرد .
- تأخیر در ساخت نیروگاه بوشهر
با وجود قرارداد اولیه در دهه ۱۳۷۰، روسیه ساخت نیروگاه بوشهر را تا سال ۲۰۱۰ به تأخیر انداخت و آن را به اهرم فشار دیپلماتیک با هدف استفاده ابزاری از ایران در مذاکرات با غرب و کسب امتیاز از آمریکا و اروپا. بدل ساخت.
- نقش روسیه در سوریه و استفاده ابزاری از ایران و سناریوی عبور از اسد
ورود رسمی ارتش روسیه به جنگ سوریه در سپتامبر ۲۰۱۵، بهظاهر به دعوت دولت بشار اسد و برای مبارزه با تروریسم بود، اما در عمل، توازن قدرت در سوریه را به نفع روسیه تغییر داد. پیش از آن، ایران اصلیترین بازیگر میدان در حمایت از دمشق بود. با ورود روسها، ایران به بازیگر دست دوم تنزل یافت و ابتکار نظامی و سیاسی از دستانش خارج شد.روسیه بهتدریج پروژههای زیرساختی، نظامی و امنیتی ایران را در سوریه یا مصادره کرد یا به حاشیه راند. در مواردی، فرماندهان نظامی روسیه مانع انتقال تجهیزات ایرانی یا حملات سپاه به مواضع معارضین شدند. رقابت آشکار در بندر لاذقیه، فرودگاه دمشق و ساختار امنیتی ارتش سوریه، نشاندهنده تلاش روسیه برای کاهش حضور میدانی ایران است . در فرآیند بازسازی سوریه، قراردادهای بزرگ به روسیه، چین و امارات واگذار شدهاند. شرکتهای ایرانی یا جایی نداشتند یا در سطوح پایین نگه داشته شدند. در سالهای اخیر، بهویژه پس از نشستهای آستانه و مذاکرات پشتپرده با ترکیه، عربستان و آمریکا، تحلیلگران و دیپلماتهای روسی از لزوم انتقال آرام قدرت در سوریه سخن گفتهاند. بسیاری از نخبگان روس، بشار اسد را چهرهای تمامشده و عامل بیثباتی معرفی کردهاند.
روسیه، در حالی که با ایران در ظاهر در یک جبهه علیه غرب و تروریسم در سوریه همکاری میکند، در عمل در حال مدیریت گذار از اسد، حذف تدریجی نفوذ ایران، و برقراری نظم امنیتی مطلوب خود با مشارکت بازیگران عربی و اسرائیل است. این مسئله نشان میدهد که حتی در مهمترین پرونده ژئوپلیتیکی ایران در دو دهه گذشته، روسیه شریک قابل اعتمادی نبوده و اولویت را به منافع خود داده است.
- فروش تسلیحات روسی به ایران
رفتار روسیه در زمینه فروش تسلیحات و سامانههای دفاعی به ایران نهتنها ناهمخوان با روابط راهبردی ادعایی است، بلکه حاکی از نگاه ابزاری و تحقیرآمیز کرملین به ایران است. روسیه در عمل، ایران را فاقد اولویت میداند و هرگاه در تنگنای دیپلماتیک یا مالی قرار میگیرد، روابط تسلیحاتی را قربانی ملاحظات بزرگتر خود با غرب، اسرائیل یا کشورهای عربی میکند.
تأخیر ۱۰ ساله در تحویل سامانه S-300: در سال ۲۰۰۷، ایران قرارداد خرید سامانه پدافند هوایی S-300 را با روسیه امضا کرد. اما با فشار ایالات متحده و صدور قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت، روسیه در سال ۲۰۱۰ یکطرفه قرارداد را لغو کرد. این اقدام نقض آشکار قرارداد و تحقیر یکجانبه ایران بود. در حالی که ایران به تعهدات مالی خود پایبند بود، روسیه بدون توجه به منافع دفاعی ایران، تحویل سیستم را به تعویق انداخت . پس از توافق برجام و لغو قطعنامهها، روسیه در سال ۲۰۱۶ سامانهای تحویل داد که طبق برخی گزارشها، مدلی پایینتر از نسخه قرارداد اصلی بود نسخه صادراتی S-300 و فاقد توان مقابله مؤثر با جنگندههای نسل پنجم و موشکهای بالستیک بود.
خودداری از فروش سامانههای پیشرفتهتر: روسیه علیرغم درخواستهای رسمی ایران، از فروش سامانه پدافندی S-400 خودداری کرده است.در پرونده هواپیماهای جنگنده، با وجود اعلام رسمی خرید جنگندههای سوخو-۳۵ در سال ۲۰۲۲، روسیه تا سال ۲۰۲۵ هیچ هواپیمایی به ایران تحویل نداده و حتی بر اساس برخی گزارشها، هواپیماها به مصر یا کشورهای دیگر منتقل شدهاند.درمقایسه با رفتار روسیه با دیگر کشورها،روسیه با کشورهای همپیمان دیگر همچون ترکیه، هند، چین و حتی عربستان سعودی تعامل تسلیحاتی گستردهتری دارد و سامانههایی همچون S-400، سوخو-۳۵ و موشکهای پیشرفته به آنها تحویل داده است. این در حالی است که ایران، بهرغم همکاریهای سیاسی و نظامی، همواره در پایینترین سطح تعامل تسلیحاتی قرار دارد.
4. جنگهای ایران و اسرائیل در ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ و موضع انفعالی روسیه
جنگ ایران و اسرائیل در ۲۰۲۴ یک نقطه عطف تاریخی بود که نشان داد معادلههای بازدارندگی در منطقه وارد مرحلهای جدید شدهاند. در عین حال، این جنگ نشان داد که ایران در صحنه بینالمللی تنهاست و هیچ قدرت جهانی، حتی روسیه، در موقع حمله از آن دفاع نخواهد کرد. این رویداد میتواند آغازگر بازنگری اساسی در سیاست خارجی ایران باشد.در واکنش به حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق، ایران برای نخستینبار به صورت مستقیم خاک اسرائیل را هدف قرار داد. اسرائیل نیز با حمایت غرب، پایگاههایی در ایران (از جمله اطراف اصفهان) را هدف قرار داد. با وجود نقض آشکار حاکمیت ایران، روسیه صرفاً خواستار خویشتنداری دو طرف شد و از محکومیت اسرائیل خودداری کرد .
جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل ، شدیدترین و طولانیترین درگیری مستقیم بین این دو قدرت منطقهای بود. این جنگ، در ادامه تنشها و درگیریهای سال ۲۰۲۴ و ماهها نبرد سایبری، ترور و جنگ های نیابتی روی داد و به یک نبرد محدود ولی بسیار پرهزینه تبدیل شد که منطقه را در آستانه جنگی تمامعیار قرار داد. روسیه تنها با انتشار بیانیهای رسمی، خواستار "خویشتن داری" شد و بدون اشاره به تجاوز اسرائیل، بیطرفی ساختگی خود را حفظ کرد.
- مواضع ضدایرانی نخبگان روس
نظر نخبگان روسیه درباره ایران و اسرائیل، به ویژه در سالهای اخیر و بهویژه در جریان تنشها و جنگهای منطقهای، عموماً ترکیبی از تحلیلهای ژئوپلیتیکی، ایدئولوژیک و واقعگرایانه بوده است.الکساندر دوگین فلسفهدان و نظریهپرداز شناختهشده روس که دیدگاههایش در برخی حلقههای قدرت در روسیه تأثیرگذار است ایران را بازیگری میداند که گاه با رویکردهای ایدئولوژیک و انقلابی، منطقه را بیثبات میکند. او معتقد است سیاستهای جمهوری اسلامی گاهی به منافع روسیه در منطقه ضربه زدهاند. اگرچه دوگین دیدگاههای ضدغربی دارد، اما اسرائیل را به عنوان یک بازیگر مهم منطقهای میشناسد که روسیه باید با آن تعامل واقعگرایانه داشته باشد. او حتی در برخی موارد نسبت به همگرایی بیش از حد ایران با قدرتهای غربی هشدار داده است. دوگین رویکردی مبتنی بر حفظ تعادل قدرت و منافع روسیه دارد و ایران را یک شریک تاکتیکی، نه استراتژیک، میبیند.
سرگئی کاراگانوف استراتژیست و مشاور سیاست خارجی که دیدگاههایش در دولت روسیه تأثیرگذار است. ایران را یک بازیگر مهم منطقهای میداند اما معتقد است تهران باید رفتار خود را تعدیل کند تا منافع روسیه در منطقه به خطر نیفتد. او انتقاداتی به سیاستهای تهاجمی ایران در سوریه و یمن دارد.او اسرائیل را به عنوان یک متحد غیررسمی روسیه در منطقه میبیند که منافع مشترکی در محدود کردن نفوذ آمریکا و غرب دارد. کاراگانوف به تعاملات پنهان و همکاریهای نظامی و اطلاعاتی روسیه و اسرائیل اشاره میکند.
میخائیل بوگدانوف دیپلمات و معاون وزیر امور خارجه روسیه، مسئول پرونده خاورمیانه و شمال آفریقا. بوگدانوف رابطه تاریخی و استراتژیکی با ایران را تأیید میکند اما از ایران خواسته است که در سیاستهای منطقهای خود انعطاف بیشتری نشان دهد. وی همچنین تأکید کرده که روسیه اهمیت حفظ کانالهای دیپلماتیک با اسرائیل را در جهت مدیریت بحرانهای منطقهای میداند.
۵. دیگر رفتارهای خصمانه یا غیرحمایتی روسیه
- کاهش سهم ایران در دریای خزر:در کنوانسیون ۲۰۱۸ رژیم حقوقی خزر، روسیه با همراهی سایر کشورها، سهم ایران را عملاً به زیر ۱۳٪ کاهش داد، بدون تضمین حقوق تاریخی ایران .
- ماجرای قرهباغ و کریدور زنگزور: روسیه در قبال طرح ایجاد کریدور زنگزور توسط ترکیه و آذربایجان، که تهدیدی برای تمامیت ارضی ایران محسوب میشود، سکوت اختیار کرد و توازن ژئوپلیتیکی منطقه را به زیان ایران تغییر داد
- جزایر سهگانه و حمایت تلویحی روسیه از امارات: روسیه در مسئله جزایر سهگانه ایران، ضمن حفظ روابط رسمی با تهران، مواضعی اتخاذ کرده که به نفع ادعاهای امارات متحده عربی بوده است. این حمایت غیررسمی روسیه شامل عدم مخالفت قاطع با طرحهای امارات در مجامع بینالمللی و تقویت روابط اقتصادی و نظامی با ابوظبی است. این رویکرد، به نوعی نشاندهنده بازی دوگانه روسیه برای بهرهبرداری از رقابتهای منطقهای و افزایش نفوذ خود در خلیج فارس است. همچنین، همکاریهای گسترده روسیه و امارات در زمینه انرژی و امنیت منطقهای، عملاً به تهران فشار بیشتری وارد کرده است. در مجموع، روسیه با حمایت ضمنی از امارات، جایگاه ایران را در موضوع جزایر سهگانه تضعیف کرده است.
6- اشتباه استراتژیک ایران در حمایت از روسیه در جنگ اوکراین
- حمایت تسلیحاتی و فناوری از روسیه
- طبق گزارشهای معتبر بینالمللی، ایران پهپادهای شاهد و سایر تجهیزات را در اختیار روسیه قرار داده است.این اقدام با واکنش تند اروپا و آمریکا مواجه شد و باعث تحریمهای جدید علیه ایران گردید.
- در ادبیات بینالمللی، روسیه به عنوان متجاوز در جنگ اوکراین شناخته میشود. حمایت از روسیه عملاً ایران را در کنار یک بازیگر متخاصم جهانی قرار داد.این باعث شد تا فضای مذاکره درباره پرونده هستهای ایران (برجام) بیش از پیش منفی و پرچالش شود.
- تضعیف روابط با اروپا
پیش از این، کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، آلمان و ایتالیا از حامیان مذاکرات و تعامل با ایران بودند.پس از حمایت ایران از روسیه، مواضع اروپا به شدت سختگیرانه شد. سفرای ایران در برخی کشورها احضار شدند و روابط دیپلماتیک تنزل یافت. این تصمیم باعث افزایش انزوای دیپلماتیک ایران گردید و حتی برخی کشورهای آسیایی و آفریقایی نیز که پیشتر با ایران مناسبات خوبی داشتند، اکنون با احتیاط بیشتر رفتار میکنند.روابط با اروپا، برای ایران میتوانست در حوزه انرژیهای نو، صادرات نفت، صنعت، تکنولوژی و حتی کشاورزی فرصتساز باشد.اما همسویی با روسیه موجب شد تا این فرصتها از بین برود و روابط اقتصادی ایران با اروپا محدودتر شود.
نتیجهگیری
روسیه، به عنوان یکی از بازیگران بزرگ منطقهای و جهانی، طی تاریخ و در دوره معاصر بارها به گونهای عمل کرده که منافع ملی و امنیت ایران را به مخاطره انداخته است. از عهدنامههای ننگین گلستان و ترکمانچای گرفته تا حمایتهای ضمنی و گاه آشکار از دشمنان ایران مانند اسرائیل و امارات در مناقشات منطقهای، روسیه نشان داده که روابطش با ایران بر پایه منافع لحظهای و بازی قدرت استوار است نه بر دوستی پایدار و احترام متقابل. حمایت روسیه از امارات در موضوع جزایر سهگانه، بیعملی و انفعال در برابر تهدیدهای اسرائیل علیه ایران، و مواضع متناقض در سوریه و منطقه، همگی نمونههایی از این رفتارهای فرصتطلبانه است. علاوه بر این، فروش محدود تسلیحات و ندادن پدافندهای هوایی و جنگندههای پیشرفته به ایران، نشانه دیگری از عدم اعتماد کامل روسیه به تهران است. این خیانتها و بازیهای دوگانه روسیه، نیاز ایران را به بازنگری در سیاست خارجی و تقویت ظرفیتهای دفاعی و دیپلماتیک خود به شدت آشکار میکند.
توصیههای راهبردی
۱. ایران باید با افزایش تنوع شرکای بینالمللی خود، از وابستگی بیش از حد به روسیه جلوگیری کند و روابط راهبردی با کشورهای مختلف را توسعه دهد.
۲. تقویت توانمندیهای دفاعی بومی، به ویژه در حوزههای پدافند هوایی و هوافضا، برای کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای خارجی ضروری است.
۳. دیپلماسی فعالتر و چندجانبهگرایی باید جایگزین اتکا به بازیگران محدودی شود که ممکن است منافع ایران را نادیده بگیرند.
۴. ایران باید در عرصه منطقهای با همسایگان خود همکاری و تفاهم ایجاد کند تا از فرصتهای توسعهای و امنیتی بهرهمند شود و از اختلافات منطقهای برای افزایش نفوذ دیگران جلوگیری نماید.
۵. شفافسازی سیاستهای منطقهای و استفاده از ظرفیت رسانهای و علمی برای افشای سیاستهای فرصتطلبانه و خیانتآمیز بازیگران خارجی به ویژه روسیه، میتواند به افزایش حمایت داخلی و منطقهای کمک کند.
6. ایران باید فوراً سیاست خارجی متوازن، مستقل، و بر اساس منافع ملی را در پیش بگیرد؛ از هرگونه حمایت از اقدامات نظامی و تجاوزکارانه فاصله بگیرد، اعتماد ازدسترفته اروپا را بازیابی کرده و در تعامل با شرق نیز با هوشیاری و نگاه انتقادی عمل نماید.
7. در نهایت، ایران باید بر اساس منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی خود، سیاستی واقعبینانه، هوشمندانه و مستقل را پیش بگیرد تا بتواند در برابر بازیهای پیچیده قدرتهای بزرگ مقاومت کند و جایگاه خود را در معادلات منطقهای و جهانی ارتقاء بخشد.
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل


