دکتر مریم خالقی نژاد: دبیر سرویس دیپلماسی فرهنگی مجله ایرانی روابط بین الملل
چکیده
جهانی شدن در دهه گذشته دچار شوکهای زیادی شده است. جهان شاهد طیفی از شوک های عمیق و به هم پیوسته بوده است که به طور قابل توجهی چشم انداز جهانی شدن را تغییر داده است. از ظهور پوپولیسم و جنگهای تجاری گرفته تا اختلالات بیسابقه ناشی از همهگیری کووید-19 و تنشهای ژئوپلیتیکی ناشی از رویدادهایی مانند درگیری روسیه و اوکراین، نیروهای محرک جهانیشدن با چالشها و دگرگونیها مواجه شدهاند. این شوکها نه تنها جریان کالاها، خدمات و سرمایه را در سراسر مرزها تغییر داده است، بلکه باعث ارزیابی مجدد اصول یکپارچگی اقتصادی جهانی شده است. با بررسی علل، تأثیرات و واکنشهای در حال تحول ملتها، کسبوکارها و مؤسسات و درک این پویاییها، میتوانیم مسیر آینده جهانی شدن و پیامدهای آن برای اقتصادها، جوامع و روابط بینالملل در دنیایی که به طور فزایندهای نامطمئن است را بهتر درک کنیم.
شوک اول؛ برگزیت:
تصمیم بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا در سال 2016 باعث ایجاد عدم اطمینان و اختلال در اقتصاد اروپا و فراتر از آن شد. مذاکرات طولانی مدت و عدم اطمینان پیرامون برگزیت پیامدهای اقتصادی برای کسب و کارها و سرمایه گذاران داشت. برگزیت، مخفف «خروج بریتانیا» به تصمیم بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا اشاره دارد که در همه پرسی در 23 ژوئن 2016 به رأی گذاشته شد و رسما در 31 ژانویه 2020 انجام شد. این تصمیم به چند دلیل موجی از شوک را در سراسر جهان ایجاد کرد؛
- تأثیر اقتصادی: خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا پیامدهای اقتصادی قابل توجهی داشته است که بر توافقات تجاری، بازارهای مالی و تصمیمات سرمایه گذاری تأثیر می گذارد. عدم اطمینان پیرامون برگزیت باعث نوساناتی در ارزش ارز و بازارهای سهام شده است که نه تنها بر بریتانیا بلکه بر بازارهای جهانی نیز تأثیر گذار است.
- پیامدهای سیاسی: برگزیت پیامدهای سیاسی عمیقی در بریتانیا داشته است که منجر به استعفای دیوید کامرون، نخست وزیر سابق و چالشهای بعدی رهبری که جانشینان وی، از جمله ترزا می و بوریس جانسون با آن مواجه شدند، شد. همچنین سوالاتی در مورد آینده تمامیت ارضی بریتانیا، به ویژه در مورد ایرلند شمالی و اسکاتلند، ایجاد کرده است.
- پیامدهای جهانی: برگزیت نگرانیهایی را در مورد آینده اتحادیه اروپا و توانایی آن برای حفظ وحدت و انسجام در مواجهه با افزایش احساسات ملی گرایانه در سراسر این قاره ایجاد کرده است. همچنین سایر کشورها را وادار کرده است تا روابط خود با اتحادیه اروپا را مورد ارزیابی مجدد قرار دهند و تأثیرات احتمالی رفراندوم یا خروج مشابه را در نظر بگیرند. به طور کلی، شوک جهانی برگزیت ناشی از پیامدهای گسترده آن در عرصه های اقتصادی، سیاسی و جهانی است که بر پیوستگی جوامع مدرن و پیچیدگیهای روابط بین الملل تأکید می کند.
شوک دوم؛ جنگ تجاری:
جنگ تجاری بین ایالات متحده و چین که در سال 2018 تشدید شد، اثرات قابل توجهی بر تجارت جهانی و زنجیره تامین داشت. اعمال تعرفه ها و سایر موانع تجاری روابط بین دو اقتصاد بزرگ جهان را تیره و تار کرد و اثرات سرریزی بر سایر کشورها داشت. جنگ تجاری ایالات متحده و چین به تنشهای اقتصادی و سیاسی مداوم بین ایالات متحده و چین اشاره دارد که عمدتا از اختلافات تجاری ناشی میشود. این درگیری در سال 2018 آغاز شد، زمانی که ایالات متحده تعرفه های گمرکی را بر واردات چین اعمال کرد و به آن اشاره کرد که شیوه های تجاری ناعادلانه و سرقت مالکیت معنوی است. در اقدامی تلافی جویانه، چین نیز تعرفههایی را بر کالاهای آمریکایی اعمال کرد که منجر به تشدید موانع تجاری بین دو کشور شد. این جنگ تجاری یکی از شوکهای جهانی شدن به حساب می آید زیرا زنجیره تامین جهانی را مختل کرده، عدم اطمینان در بازارهای مالی را افزایش داده و نگرانی هایی را در مورد آینده تجارت بین المللی ایجاد کرده است. به هم پیوستگی اقتصاد جهانی به این معنی است که اقدامات انجام شده توسط یک بازیگر اصلی، مانند ایالات متحده یا چین، میتواند پیامدهای گستردهای برای سایر کشورها و مناطق داشته باشد.جنگ تجاری ایالات متحده و چین همچنین پیچیدگی های جهانی شدن را برجسته کرده است، زیرا کشورها در تلاش برای ایجاد تعادل بین مزایای تجارت و یکپارچگی اقتصادی با نیاز به حفاظت از صنایع و منافع ملی خود هستند. تنشهای مداوم بین دو اقتصاد بزرگ جهان اثر موجی ایجاد کرده است که در سراسر جهان احساس میشود و بر کسبوکارها، مصرفکنندگان و سیاستگذاران به طور یکسان تأثیر میگذارد. موانع تجاری معرفی شده توسط رهبرانی مانند دونالد ترامپ تابوی حمایت گرایی را شکسته است، در حالی که درگیری های مسلحانه مانند جنگ در اوکراین و خاورمیانه مسیرهای تجاری سنتی را مختل می کند. بازگشت ترامپ به کاخ سفید تهدیدی برای شعله ور کردن یک جنگ تجاری، به ویژه با چین، با خطر اعمال تعرفه های مطرح شده بر همه کالاهای وارداتی است که این امر به نوبه خود در صورت عملی شدن در بعد از فرصت تنفسی که ترامپ اعلام کرده است می تواند منجر به واکنشهای شدیدتری شود که احتمالا یک شک دیگری را به عرصه اقتصادی جهانی تزریق خواهد کرد. اما نباید غافل شد که خیلی از کشورها در پی لغو این دستور ریاست جمهوری آمریکا از طریق کاخ سفید هستند که باید منتظر نتایج آنها در آینده باشیم.
شوک سوم؛ همه گیری کووید-19:
همه گیری جهانی که در اواخر سال 2019 آغاز شد و تا دهه 2020 ادامه یافت، تجارت جهانی، سفر و زنجیره تامین را در مقیاسی بی سابقه مختل کرد. قرنطینه ها و محدودیت های اعمال شده توسط دولتها در سراسر جهان برای کنترل شیوع ویروس عواقب گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته است. همهگیری کووید-19 به دلیل تأثیر گسترده و بیسابقهای که بر جوامع، اقتصادها و سیستمهای مراقبت بهداشتی در سراسر جهان دارد، یک شوک جهانی در نظر گرفته میشود. گسترش سریع ویروس در سراسر مرزها منجر به اختلالات قابل توجهی در جنبه های مختلف زندگی از جمله بهداشت عمومی، تجارت، مسافرت و آموزش شد. این بیماری همه گیر آسیب پذیریها و به هم پیوستگی اقتصاد جهانی را آشکار کرده است که منجر به رکود اقتصادی گسترده و از دست دادن مشاغل شد. علاوه بر این، همهگیری اهمیت همکاری و هماهنگی بینالمللی در پاسخ به بحرانهای جهانی را برجسته کرده است. کشورها می بایست برای توسعه و توزیع واکسن، به اشتراک گذاری اطلاعات و منابع و اجرای اقدامات برای کنترل شیوع ویروس همکاری میکردند. این بیماری همهگیر همچنین تحول دیجیتال و نوآوری را در بخشهای مختلف تسریع کرد، زیرا سازمانها و افراد مجبور شدند خود را با روشهای جدید کار و تعامل در دنیایی که از نظر اجتماعی فاصله دارد، وفق دهند. به طور کلی، همهگیری کووید-19 تأثیر عمیق و ماندگاری بر جهان داشته است و بر نیاز به آمادگی، انعطافپذیری و همبستگی در مواجهه با چالشهای جهانی آینده تأکید میکند.
شوک چهارم؛ افزایش حمایت گرایی:
گرایشی به سمت حمایت گرایی در برخی کشورها وجود داشته است، به طوری که دولتها سیاستهایی را برای اولویت بندی تولید داخلی و کاهش اتکا به زنجیرههای تامین جهانی اجرا می کنند. این تغییر به سمت حمایتگرایی هنجارهای سنتی جهانی شدن را به چالش کشیده است. افزایش حمایتگرایی می تواند تأثیرات جهانی قابل توجهی داشته باشد زیرا میتواند روابط تجاری را مختل کند، قیمتها را برای مصرف کنندگان افزایش دهد و به اقدامات تلافی جویانه از سوی سایر کشورها منجر شود. وقتی کشورها واردات را از طریق تعرفه ها یا سایر موانع محدود می کنند، می تواند حجم تجارت و رشد اقتصادی کلی را کاهش دهد. این امر می تواند منجر به از دست دادن شغل در صنایع صادرات محور و افزایش قیمت کالاهای وارداتی شود و به مصرف کنندگان و مشاغل آسیب برساند. علاوه بر این، افزایش حمایت گرایی اغلب می تواند منجر به تشدید درگیریهای تجاری بین کشورها شود و اقتصاد جهانی را بیشتر بی ثبات کند. بنابراین، در اصل، افزایش حمایت گرایی مانند یک موج ضربه ای است که در سیستم تجارت جهانی موج میزند و باعث بی ثباتی و عدم اطمینان می شود. به عبارتی این شوک ناشی از برخی عواقب شوک دوم نیز می تواند باشد که کشورها را به سمت اقدامهای تقابل تشویق می کند.
این شوکها شکنندگی اقتصاد جهانی به هم پیوسته و تأثیری که رویدادهای ژئوپلیتیکی میتوانند بر تجارت، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی داشته باشند را برجسته میکنند.
برآیند و اثرات
در دهه اخیر، جهانی شدن با چالشهای بیسابقهای مواجه شده است که ماهیت و جهتگیری آن را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. شوکهای عمیق و بههمپیوستهای همچون برگزیت، جنگ تجاری آمریکا و چین، همهگیری کووید-۱۹ و افزایش حمایتگرایی، ساختار اقتصاد جهانی و روابط بینالملل را دگرگون کردهاند. این تحولات نهتنها جریان کالاها، خدمات و سرمایه را مختل کرده، بلکه باعث بازاندیشی در اصول یکپارچگی اقتصادی و همکاریهای فرامرزی شده است و نتایج زیر را در بر داشته است.
۱. برگزیت و تردید در وحدت اروپا
تصمیم بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۶، یکی از نخستین شوکهای جدی به نظم جهانی بود. این رویداد علاوه بر ایجاد بیثباتی اقتصادی و سیاسی در اروپا، پرسشهای اساسی درباره آینده همگرایی منطقهای و افزایش گرایشهای ملیگرایانه مطرح کرد. برگزیت نشان داد که حتی در پیشرفتهترین بلوکهای اقتصادی، تمایل به بازگشت به حاکمیت ملی میتواند بر همکاریهای چندجانبه غلبه کند.
۲. جنگ تجاری و تضعیف multilateralism
تشدید تنشهای تجاری میان آمریکا و چین از سال ۲۰۱۸، به یک رویارویی استراتژیک تبدیل شد که فراتر از تعرفهها، رقابت فناوری و امنیت اقتصادی را نیز دربرگرفت. این جنگ تجاری، زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرد و نشان داد که چگونه قدرتهای بزرگ میتوانند با ابزارهای اقتصادی، نظم تجارت بینالملل را به چالش بکشند. بازگشت ترامپ به قدرت، خطر تشدید این تنشها و گسترش حمایتگرایی را افزایش داده است.
۳. کووید-۱۹ و آزمون تابآوری جهانیشدن
همهگیری کرونا ضعفهای سیستم جهانی از اختلال در زنجیرههای تأمین تا نابرابری در دسترسی به واکسن را آشکار کرد. این بحران، وابستگی متقابل کشورها را برجسته ساخت، اما همزمان گرایش به خودکفایی و کوتاهسازی زنجیرههای تولید را تقویت کرد. با این حال، سرعت توسعه واکسنها نیز نشان داد که همکاری بینالمللی در حل بحرانهای جهانی چقدر حیاتی است.
۴. حمایتگرایی و بازتعریف حاکمیت اقتصادی
افزایش سیاستهای حمایتی در واکنش به شوکهای پیشین، نشاندهنده تمایل دولتها به کاهش وابستگی به خارج و تقویت تولید داخلی است. این روند، اگرچه ممکن است امنیت اقتصادی ملی را افزایش دهد، اما خطر کاهش رشد تجارت جهانی و تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک را به همراه دارد.
نتیجه گیری: جهانی شدن در گذار
دهه گذشته نشان داد که جهانیشدن دیگر یک فرآیند خطی و غیرقابلتوقف نیست، بلکه پویایی آن تحت تأثیر عوامل سیاسی، امنیتی و بهداشتی قرار دارد. در آینده، احتمالا شاهد مدلی چندقطبی و انعطافپذیرتر از جهانیشدن خواهیم بود که در آن امنیت اقتصادی و تابآوری ملی در کنار همکاریهای انتخابی نقش پررنگتری ایفا میکنند. این تحولات، هم چالش و هم فرصتهایی برای کشورهایی مانند ایران ایجاد میکند که باید با سیاستگذاری هوشمندانه، از فضای جدید بهرهبرداری کنند.
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل


