دکتر زهرا شریف زاده
درگیری مرزی اکتبر 2025 میان افغانستان (طالبان) و پاکستان را میتوان نمونهای از یک بازی ژئوپلیتیکی پیچیده دانست که هر دو طرف در چارچوب نظریهی بازیها در حال محاسبه سود و زیان استراتژیک خود هستند. از دیدگاه نظریه بازیها، این بحران مصداق یک بازی دوسویهی مجموع غیرصفر است، بهگونهای که هر کدام از دو دولت بازیگر (طالبان افغانستان و دولت پاکستان) در پی کسب بیشترین منافع نسبی، نه لزوماً شکست کامل طرف مقابل هستند.بر اساس نظریه بازی ها در این بازی، هر دو طرف درگیر انتخابهایی میان همکاری و تقابل دارند بگونه ای که طالبان افغانستان تلاش میکند استقلال خود را از پاکستان نشان دهد و همزمان از تهدید نظامی برای مشروعیتبخشی داخلی استفاده کند.در مقابل پاکستان کوشید با حملات محدود، هزینه پناه دادن طالبان افغان به تحریک طالبان پاکستان[1] را بالا ببرد و آنان را وادار به مصالحه کند.این الگو به شکل یک بازی تکرارشونده از نوع معضل زندانی تحلیلپذیر است که در آن هر دو طرف با انتخابهای غیرهمکارانه، وارد چرخهی تلافی و خسارت متقابل شدهاند. ضمن آنکه ورود هند به این معادله بهعنوان متحد بالقوه طالبان افغانستان، منجر به تغییر شرایط موازنه قوا شده است و بازی را از حالت دوجانبه به بازی سهجانبه میان هند، پاکستان و افغانستان تبدیل کرده است.پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه بازیگران منطقهای (افغانستان، پاکستان، و هند) با بهرهگیری از استراتژیهای بازدارندگی، تهدید و ائتلافسازی، منافع خود را در بحران مرزی اکتبر 2025 دنبال کردهاند؟فرضیه پژوهش این است که درگیری مرزی اخیر، نتیجهی انتقال بازی از سطح «امنیت مرزی» به سطح «رقابت ژئوپلیتیکی» است؛ بهبیان دیگر، استراتژیهای خصمانه پاکستان برای مهار تهدیدات امنیتی از نوع بازی کوتاهمدت تنبیهی بوده و استراتژی طالبان با تکیه بر نزدیکی به هند، نوعی بازی بلندمدت استقلالطلبانه را دنبال میکند.این تحقیق به روش توصیفی ـ تحلیلی است و روش گردآوری دادهها تحلیل محتوای منابع خبری و پژوهشی منتشرشده از اکتبر 2025 می باشد.
کلمات کلیدی:معمای زندانی،افغانستان،پاکستان،تحریک طالبان پاکستان
مقدمه:
روابط افغانستان و پاکستان از زمان شکلگیری مرز دیورند در قرن نوزدهم تا امروز، تحت تأثیر شدید بیاعتمادی تاریخی و رقابت امنیتی ساختاری بوده است. در سال 2025، این بیاعتمادی به اوج تازهای رسید، وقتی که در ۹ اکتبر ۲۰۲۵ نیروهای هوایی پاکستان اهدافی در کابل، خوست، جلالآباد و پکتیکا را بمباران کردند. پاکستان مدعی بود که این حملات برای از بین بردن پناهگاههای تحریک طالبان پاکستان انجام شده است، در حالیکه افغانستان این اقدام را نقض حاکمیت ملی خود دانست و تهدید به تلافی کرد.در سطح نظری، این وضعیت نمونه واضحی از بازی معمای زندانی دو سطحی است: دو بازیگر (پاکستان و طالبان افغانستان) در برابر تصمیمهایی قرار دارند که میتواند به نفع هر دو منجر شود، اما نبود اعتماد و ترس از خیانت، هرکدام را به سمت انتخاب کنش خصمانه سوق داده است.
طالبان در افغانستان
طالبان، یک جنبش سنی مذهب بنیادگرای اسلامی و عمدتاً پشتون، از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ بیشتر افغانستان را تحت کنترل داشت. در اکتبر ۲۰۰۱، نیروهای آمریکا و متحدان به این کشور حمله کرده و به سرعت رژیم طالبان را پس از خودداری آن از تحویل اسامه بن لادن، رهبر تروریستی، در پی حملات ۱۱ سپتامبر القاعده برکنار کردند. پس از حمله به رهبری آمریکا، رهبری طالبان به جنوب افغانستان و آنسوی مرز به پاکستان نقل مکان کرد و از آنجا شورشی را علیه دولت مورد حمایت غرب در کابل، نیروهای امنیت ملی افغانستان و نیروهای ائتلاف بینالمللی به راه انداخت.زمانی که مأموریت رزمی ائتلافبه رهبری آمریکا به طور رسمی در سال ۲۰۱۴ به پایان رسید، نیروهای دفاعی و امنیتی ملی افغانستان [2]مسئول امنیت افغانستان شدند؛ با این حال، این نیروها با چالشهای قابل توجهی در حفظ قلمرو و دفاع از مراکز جمعیتی مواجه بودند. طالبان به حملات به مناطق روستایی و اجرای حملات انتحاری در شهرهای بزرگ ادامه دادند و نیروهای دفاعی و امنیتی ملی افغانستان تلفات سنگینی متحمل شدند. جنگ تا نزدیک به شش سال عمدتاً در حالت بنبست باقی ماند، علیرغم افزایش کوچک نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۷، ادامه مأموریتهای رزمی و تغییر استراتژی نظامی آمریکا برای هدف قرار دادن منابع درآمد طالبان که شامل حملات هوایی به آزمایشگاههای مواد مخدر و سایتهای تولید تریاک بود. طالبان در ماه مه ۲۰۱۸ برای مدت کوتاهی مرکز استان فراه را تصرف کرد و در اوت ۲۰۱۸ مرکز استان غزنی را به تصرف خود درآورد و این شهر را برای نزدیک به یک هفته در اختیار داشت تا اینکه نیروهای آمریکایی و افغان کنترل را دوباره به دست آوردند.
در فوریه ۲۰۲۰، پس از بیش از یک سال مذاکره مستقیم، دولت آمریکا و طالبان یک معامله صلح به اصطلاح توافق دوحه را امضا کردند که یک جدول زمانی برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان تعیین میکرد. بر اساس این توافق، آمریکا متعهد شد که نیروهای خود را ظرف ۱۳۵ روز به حدود ۸۵۰۰ نفر کاهش داده و ظرف ۱۴ ماه خروج کامل را تکمیل کند. در عوض، طالبان متعهد شدند که از استفاده قلمرو تحت کنترلشان توسط گروههای تروریستی جلوگیری کرده و وارد مذاکرات با دولت افغانستان شوند. با این حال، هیچ آتشبس رسمی برقرار نشد. پس از یک کاهش کوتاهمدت خشونت، طالبان به سرعت حملات خود به نیروهای امنیتی افغان و غیرنظامیان را از سر گرفتند. مذاکرات مستقیم بین دولت افغانستان و طالبان ماهها پس از زمان توافقشده شروع در مارس ۲۰۲۰ آغاز شد؛ اما این مذاکرات با تأخیرهای متعدد مواجه شده و در نهایت پیشرفت کمی داشت. خشونت در سراسر افغانستان در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ ادامه یافت در حالی که آمریکا حملات هوایی و یورشها علیه طالبان را افزایش داد. طالبان نیز به نوبه خود به اهداف دولت افغانستان و نیروهای دفاعی و امنیتی ملی افغانستان حمله کرده و پیشرفتهای قلمروی قابل توجهی به دست آوردند.
تلفات غیرنظامیان در سراسر افغانستان در چند سال گذشته بالا باقی مانده است. سازمان ملل در سال ۲۰۱۸ با ۱۰۹۹۳ نفر، رکوردی در آن زمان از تلفات غیرنظامیان را ثبت کرد. اگرچه سال ۲۰۱۹ کاهش اندکی را شاهد بود، اما کشتهها و مجروحان غیرنظامی برای ششمین سال متوالی از ده هزار نفر فراتر رفت و مجموع تلفات غیرنظامیان ثبت شده توسط سازمان ملل از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۰ را به بیش از صد هزار نفر رساند. علیرغم کاهش اندک دیگر در آن سال، نیمه اول سال ۲۰۲۱ شاهد تعداد رکوردشکنی از تلفات غیرنظامیان بود، زیرا طالبان عملیات نظامی خود را در آستانه خروج نیروهای بینالمللی تشدید کردند. علاوه بر تهاجم طالبان، افغانستان با تهدیدی از سوی دولت اسلامی خراسان (داعش-خراسان) نیز روبرو است که حضور خود را به چندین استان شرقی گسترش داده، فعالیت خود در کابل را افزایش داده و غیرنظامیان را مورد حملات انتحاری قرار داده است.
در آوریل ۲۰۲۱، جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرد که نیروهای نظامی آمریکا تا سپتامبر ۲۰۲۱ افغانستان را ترک خواهند کرد. طالبان که علیرغم گفتگوهای جاری صلح با دولت افغانستان به تصرف و به چالش کشیدن قلمرو در سراسر کشور ادامه داده بود، حملات به پایگاهها و پستهای نیروهای دفاعی و امنیتی ملی افغانستان را تشدید کرد و به سرعت شروع به تصرف قلمروهای بیشتری کرد. در ماه مه ۲۰۲۱، ارتش آمریکا سرعت خروج نیروهای خود را افزایش داد. تا پایان ژوئیه ۲۰۲۱، آمریکا نزدیک به ۹۵ درصد از خروج خود را تکمیل کرده بود و تنها ۶۵۰ سرباز برای محافظت از سفارت آمریکا در کابل باقی مانده بود.
در تابستان ۲۰۲۱، طالبان تهاجم خود را ادامه داد و مناطق شهری تحت کنترل دولت را تهدید کرده و چندین گذرگاه مرزی را تصرف کرد. در اوایل اوت سال 2021، طالبان حملات مستقیم به چندین منطقه شهری از جمله قندهار در جنوب و هرات در غرب را آغاز کردند. پنتاگون تکمیل خروج نیروهای آمریکایی را اعلام کرد و پرسنل و شهروندان باقیمانده آمریکایی مجبور شدند برای تخلیه به کانالهای دیپلماتیک متکی باشند.هرچند پنتاگون بیانیه اولیه خود در مورد آخرین حمله پهپادی ایالات متحده در افغانستان قبل از خروج رسمی ایالات متحده از این کشور را لغو کرد. رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده، ژنرال دریایی فرانک مککنزی، اعتراف کرد که این «حمله یک اشتباه غمانگیز» بوده و منجر به مرگ ده غیرنظامی شده است، پنتاگون در دسامبر ۲۰۲۱ تصمیم گرفت که هیچ یک از پرسنل نظامی به دلیل این حمله مجازات نشوند.
پس از خروج آمریکا از افغانستان، بیش از ۱۲۰۰۰۰ افغان با هواپیما منتقل و در سراسر جهان اسکان داده شدند که حدود ۷۶۰۰۰ نفر از آنها تا اوت ۲۰۲۲ به آمریکا رسیدند. آنهایی که در کشور تحت حکومت طالبان باقی ماندهاند، شاهد عقبگرد و بازگشت هرگونه دستاورد در زمینه حقوق و آزادیهای لیبرال و دموکراتیک در طول بیست سال گذشته بودهاند. دختران بار دیگر از مدارس متوسطه منع شدهاند. زنان ملزم شدهاند هنگام سفرهای طولانی یک همراه مرد از بستگان داشته باشند و در ملا عام صورت خود را بپوشانند. موسیقی ممنوع شده و شلاق زدن، قطع اعضا و اعدامهای دستهجمعی مجدداً برقرار شده است. بر اساس یک تحقیق نیویورک تایمز، نزدیک به پانصد مقام سابق دولت و اعضای نیروهای امنیتی افغان توسط طالبان تنها در شش ماه اول قدرت کشته یا ناپدید شده اند.
طبق گزارش سازمان ملل متحد، افغانها همچنین از بحرانهای انسانی فزاینده رنج میبرند و با بزرگترین بحران انسانی در جهان روبرو هستند. در ژانویه ۲۰۲۲، سازمان ملل متحد بزرگترین درخواست کمک یک کشور در تاریخ خود را برای تأمین مالی کمکهای بشردوستانه برای افغانستان آغاز کرد. تا مارس ۲۰۲۲، ۹۵ درصد از خانوارهای افغان غذای کافی برای خوردن نداشتند و بیش از سه و نیم میلیون کودک به حمایتهای درمانی تغذیهای نیاز داشتند. تا اوت ۲۰۲۲، شش میلیون نفر "در آستانه قحطی" بودند. تغییرات اقلیمی، که فراوانی و شدت بلایای طبیعی و آب و هوای نامساعد را افزایش داده است، مردم را در معرض کمبود مواد غذایی قرار داده است، به طوری که موجهای گرمای سوزان و سیلهای ناگهانی محصولات کشاورزی و زمینهای زراعی را از بین میبرند. افغانها همچنین شاهد افزایش قیمت مواد غذایی در نتیجه جنگ روسیه و اوکراین بودهاند.
وضعیت بشردوستانه در افغانستان همچنین با اقتصادی در آستانه فروپاشی و انزوای بینالمللی تشدید شده است. تحریمها و توقف کمکهای توسعهای قابل توجه، اقتصاد افغانستان را فلج کرده است. لغو اعتبار بانک مرکزی کشور، تمام تراکنشهای بانکی اولیه را متوقف کرد و جریان نقدی حیاتی که خانوادههای افغان برای فعالیتهای روزانه بازار به آن متکی بودند را به شدت محدود کرد. علاوه بر این، تورم سرسامآور به معنای افزایش بیش از ۵۰ درصدی در قیمت کالاها از ژوئیه ۲۰۲۱ تا ژوئن ۲۰۲۲ بوده است. کسب کمک خارجی برای مقابله با ویرانی اقتصادی داخلی، با اکراه غرب برای کار با دولت طالبان به دلیل نگرانی از اینکه این کار مشروعیت رژیم را تقویت میکند، پیچیده شده است. علیرغم استثناهای بشردوستانه صادر شده توسط سازمان ملل، آمریکا و سایر کشورهایی که از زمان به قدرت رسیدن طالبان بر افغانستان تحریم اعمال کردهاند، این کشور از کمک محروم مانده است. علاوه بر این، هیچ دولت خارجی تا به امروز به طور رسمی طالبان را به رسمیت نشناخته و در پاسخ به درخواست طالبان در ژوئن ۲۰۲۳ برای به رسمیت شناخته شدن توسط سازمان ملل، فرستاده سازمان ملل به افغانستان گفت که این کار «تقریباً غیرممکن» است مادامی که طالبان قوانین محدودکننده خود بر زنان و دختران را حفظ کند.
اما در ماه اکتبر 2025 روابط بین افغانستان و پاکستان به دلیل اتهامات اسلامآباد مبنی بر پناه دادن کابل به گروه «تحریکطالبان پاکستان» که حملاتی را علیه پاکستان انجام داده، متشنج شده است. پاکستان مدتهاست طالبان افغانستان را متهم میکند که به طالبان پاکستان، معروف به تحریک طالبان پاکستان اجازه میدهد از خاک خود علیه این کشور فعالیت کنند اما دولت طالبان افغانستان همیشه این موضوع را رد کرده است.
نزدیک شدن هند به پاکستان
هند از زمان به قدرت رسیدن طالبان درکابلدرچهارسالپیش، روابط خود را با این گروه حفظ کرده است. اما مجموعهای از تحولات منطقهای منجر به تغییر بیسابقهای در سیاست هند نسبت به طالبان شده است که امروز شاهد آن هستیم. درگیری نظامی بین هند و پاکستان در اوایل سال 2025، حمایت فعال و رو به رشد چین از پاکستان، واکنش بیتفاوت روسیه به آن جنگ با وجود روابط دفاعی تاریخیاش با هند، و استقبال اخیر واشنگتن از پاکستان، حس ناراحتی و ترس از فضای بسته را در دهلی ایجاد کرده است.
دهلی در بخش بزرگی از شبه قاره هند، از ران کوچ در مرز گجرات تا کشمیر در شمال، از چین تا کشورهای شمال شرقی و جنوب آسیا مانند بنگلادش، میانمار، نپال و بوتان، دوستان یا شرکای قابل اعتماد کمی دارد. افغانستان در چنین زمینه ژئوپلیتیکی مهم است و به نظر میرسد طالبان مایل به همکاری با آن است. با این حال، تلاش دهلی برای برقراری ارتباط با طالبان با توجه به سابقه حقوق بشری آن با انتقاد شدید روبرو شده است. جنجال ناشی از کنفرانس مطبوعاتی اولیه که خبرنگاران زن را از شرکت در آن منع کرد، تنها یادآوری این موضوع بود. با وجود این انتقاد، هنوز هم این دیدگاه در دهلی رو به رشد است که سیاست خارجی باید عملگرایانه و مبتنی بر منافع باشد نه ملاحظات اخلاقی. دهلی به طور مداوم منافع سرد را بر هر چیز دیگری اولویت داده است - تعامل با حکومت نظامی میانمار، خودداری از انتقاد آشکار از حمله روسیه به اوکراین، تعامل با ایران و اسرائیل و نزدیک شدن به شناسایی طالبان به عنوان دولت رسمی افغانستان. تفکر جدید در دهلی این است که باید با هر کسی که در یک کشور قدرت را در دست دارد، همکاری کند..
آنچه تعامل فعلی هند و طالبان را مهمتر میکند، عامل پاکستان است. بدون آن، دهلی ممکن بود با اشتیاقی که اکنون با طالبان تعامل میکند، با آنها تعامل نکند. سه انگیزه رقابتی از سه پایتخت وجود دارد. اسلامآباد از همکاری دفاعی و امنیتی نزدیکتر بین دو کشور غیردوست که در دو طرف آن قرار دارند، میترسد. کابل میخواهد در برابر وخامت روابط خود با حامی سابق خود، اسلامآباد، که طالبان را به پناه دادن به گروهی جداگانه اما متحد که حملات مرگباری را در داخل پاکستان انجام داده است، متهم میکند، محافظت کند. دهلی نو با بازنگری در روابط تاریخی با افغانستان، تضمین دسترسی اقتصادی و تجاری بالقوه به آسیای مرکزی و ایجاد حضور دوستانه در جبهه غربی پاکستان با مزایای استراتژیک بالقوه، انگیزه میگیرد. این انگیزههای رقابتی منجر به استراتژیهای متمایزی شده است. اسلامآباد میخواهد بین دهلی و کابل فاصله ایجاد کند یا در بهترین حالت، طالبان را کنترل کند. کابل میخواهد همکاری با هندی را که با پاکستان نیز اختلاف دارد، افزایش دهد، و در حالی که طالبان همچنان به دنبال به رسمیت شناخته شدن رسمی بینالمللی به عنوان دولت افغانستان است. دهلی به عنوان وزنه تعادلی در برابر پاکستان به دنبال تعامل با هر کسی که در افغانستان در قدرت است،می باشد.
هند در این بحران نقش مستقیم نظامی ندارد، اما بر اساس روابط نوینش با طالبان، حمایت سیاسی و دیپلماتیک از کابل نشان داده است. دهلینو اخیراً سفارت خود را در کابل بازگشایی کرده، سطح روابط اقتصادی را ارتقاء داده، و مقامات طالبان را به هند دعوت کرده است. هند همچنین با انتقاد از نقش پاکستان در حمایت از گروههای تروریستی، موضع خود را بهعنوان «توازندهنده منطقهای» تثبیت کرده است.
به طور کلی دلایل افغانستان برای درخواست کمک از هند:همپوشانی منافع ضدپاکستانی،تلاش برای تنوعبخشی به سیاست خارجی،منافع اقتصادی و دیپلماسی راهبردی و در نهایت پروژههای زیربنایی و انرژیمی باشد.
چارچوب نظری: نظریه معمای زندانی
نظریه معمای زندانی، یکی از مفاهیم کلیدی در نظریه انتخاب عقلانی و روابط بینالملل نئوریالیستی است. در این الگو، دو بازیگر میتوانند میان دو گزینه انتخاب کنند:
اگر هر دو طرف همکاری کنند، نتیجهای پایدار و مثبت حاصل میشود؛ اما چون هیچ تضمینی برای پایبندی طرف مقابل وجود ندارد، هر کشور ترجیح میدهد برای جلوگیری از آسیب بالقوه، پیشدستانه عمل کند ــ همان رفتاری که در سیاستهای مرزی کابل و اسلامآباد مشاهده میشود.
افغانستان و پاکستان در اکتبر 2025
در بازی استراتژیک بین دو طرف، هر کدام با محاسبه عقلانی تصمیم گرفتهاند که همکاری پرریسکتر از تقابل است.
- پاکستان (بازیگر A: )برای از بین بردن پناهگاههای تحریک طالبان پاکستان، حملات هوایی انجام داد تا هزینه عدم همکاری طالبان افغانستان را بالا ببرد.
- افغانستان (بازیگر B: ) بهجای همکاری با پاکستان برای سرکوب تحریک طالبان پاکستان ، حملات را نقض حاکمیت خود تلقی کرد و تهدید به پاسخ داد. طالبان آرزو داشت از وابستگی تاریخی به پاکستان بکاهد و با نزدیک شدن به هند (بهویژه پس از سفر امیرخان متقی به دهلی نو در همان هفته) نشان دهد که در تصمیمگیری مستقل است.
در نتیجه، هر دو طرف گزینه «تقابل (D)» را انتخاب کردند:
در عمل، رفتار بازیگران به گزینه اخیر یعنی (D/D) منتهی شد — وضعیتی که در نظریه، تعادل نش [5] نام دارد. هیچیک از طرفین تمایل ندارد استراتژی خود را تغییر دهد، زیرا تصور میکند تغییر رفتار به نفع طرف مقابل تمام خواهد شد.
نقش هند و تغییر از بازی دوطرفه به سهجانبه
ورود هند بهعنوان یک بازیگر ثالث، معادله را به بازی سهجانبه مجموع غیرصفر تغییر داده است. هند از نزدیکی به طالبان افغانستان برای کاهش نفوذ پاکستان در منطقه استفاده میکند. این امر موجب افزایش احساس تهدید وجودی در اسلامآباد شده و انگیزههای همکاری را بیش از پیش تضعیف کرده است.
در چارچوب گستردهتر، هر سه کشور درگیر نوعی بازی سیگنالدهی استراتژیک [6] هستند: طالبان با تقویت روابط با هند پیامی سیاسی به پاکستان میفرستد؛ پاکستان با حملات محدود هوایی پاسخی بازدارنده ارسال میکند؛ و هند در سطح دیپلماتیک حمایت غیرمستقیم خود را از کابل افزایش میدهد.
نتیجهگیری
بر پایه دادهها و رویدادهای اکتبر 2025، میتوان نتیجه گرفت که درگیری افغانستان و پاکستان در چارچوب نظریه معمای زندانی، بازتابی از بیاعتمادی ساختاری و رفتار عقلانی غیرهمکارانه است. نبود نهادهای منطقهای مؤثر و سابقه مداخلات متقابل تاریخی، انگیزه همکاری را تضعیف کرده است. در غیاب تضمینهای نهادی یا میانجیگری کارآمد، دو طرف در تعادل نش ناپایدار گرفتار شدهاند، جایی که ادامه بیثباتی بهطور منطقیتر از تغییر مسیر همکاری به نظر میرسد. بهعبارتی دیگر، بحران امنیتی 2025 صرفاً یک منازعه مرزی نیست، بلکه یک بازی بازتولیدشونده از بیاعتمادی تاریخی جنوب آسیا است.
اما پاسخ به پرسش اصلی مقاله در چارچوب معمای زندانی قابل تبیین است:
۱. افغانستان (طالبان): بازیگر جستوجوگر استقلال
طالبان افغانستان در جایگاه بازیگری است که میان همکاری با پاکستان برای سرکوب تحریک طالبان پاکستان و حفظ حاکمیت مستقل خود بر سر دو راهی قرار دارد. در منطق معمای زندانی، طالبان گزینه خیانت را برگزید زیرا همکاری با اسلامآباد را تهدیدی برای استقلال سیاسی خود دانست. در این وضعیت، رفتار خصمانه پاکستان بهمثابه نشانهای از بیاعتمادی تعبیر شد و طالبان با نزدیک شدن به هند، نوعی استراتژی پاسخ متقابل و بازدارنده اتخاذ کرد. هدف کابل از این انتخاب، افزایش قدرت چانهزنی و محدود کردن نفوذ دیرینه اسلامآباد بود.
۲. پاکستان: بازیگر بازدارنده و مجازاتگر
از دیدگاه معمای زندانی، پاکستان نیز با همان ساختار ذهنی تصمیم گرفت از بازدارندگی سخت[7]استفاده کند. با انجام حملات هوایی و تهدید نظامی، اسلامآباد کوشید هزینهی پناه دادن طالبان افغان به تحریک طالبان پاکستان را برای کابل افزایش دهد. اما چون افغانستان این اقدامات را تجاوز و نقض حاکمیت دانست، پاکستان بهطور ناخواسته وارد تعادل نشِ خصمانه[8]شد؛ وضعیتی که در آن هیچیک از دو کشور نمیتواند چرخش به همکاری را بدون ترس از خیانت طرف مقابل انجام دهد.
۳. هند: بازیگر فرصتطلب و ائتلافساز
در معمای زندانی منطقهای، هند نقش یک بازیگر ثالث عقلانی[9]را ایفا میکند که از بیاعتمادی میان دو طرف برای افزایش نفوذ خود بهره میبرد. ورود هند به صحنه با بازگشایی سفارت در کابل و گسترش همکاری اقتصادی با طالبان، عملاً بازی دوجانبه خصمانه را به بازی سهجانبه مجموع غیرصفر تبدیل کرد. هند از منظر نظریه بازیها، نه برای حل بحران بلکه برای تغییر موازنه قوا به نفع خود و تضعیف پاکستان وارد همکاری با طالبان شد؛ رفتاری که بهنوعی، ائتلاف غیررسمی در سایه بیاعتمادی دوسویه است.
۴. تبیین رفتاری در چارچوب معمای زندانی
در این بازی سهجانبه، هر کشور عقلانی عمل میکند، اما چون اعتماد و نهادهای معاملاتی میان آنها غایب است، هر سه بازیگر نتیجهای کمبازدهتر از حالت همکاری جمعی را تجربه میکنند:
بهاینترتیب، هیچیک از سه بازیگر به حداکثر منافع جمعی[10]دست نمییابند. همگی در تعادلی گرفتار شدهاند که عقلانیت فردیشان منجر به زیان جمعی شده است؛ تعادلی همارز با وضعیت همکاریناپذیر در معمای زندانی کلاسیک.
در پاسخ نهایی، باید گفت که هر سه کشور از استراتژیهای بازدارندگی و تهدید برای کاهش آسیبهای کوتاهمدت استفاده کردهاند، اما در غیاب اعتماد متقابل، تضاد منافع و بیاعتمادی تاریخی باعث شد منطق بازی بر مدار تقابل-تقابلاستوار بماند. هند از این توازن منفی سود نسبی برده است، در حالیکه افغانستان و پاکستان در یک بازی تکرارشونده از بیاعتمادی ساختاری گرفتارند
منابع:
پاندستون،ویلیام(1397)،معمای زندانی"،ترجمه عباسعلی کتیرایی، انتشارات مازیار
پنجره ای برای شناخت افغانستان(1400)،" اتهامات متقابل و بی اعتمادیِ افغانستان و پاکستان؛ ساختاری از نظریه معمای زندانی"،بازیابی نشانی اینترنتی: https://kelkein.com/7030/7030/
خبربان(1404)،" درگیری در دو کشور همسایه ایران بالا گرفت"،بازیابی نشانی اینترنتی: https://khabarban.com/a/46173877
خیرآبادی،علی(1404)،" بازگشت هند به معادله افغانستان؛ سفر متقی، نقطه عطفی در سیاست خارجی طالبان"،بازیابی نشانی اینترنتی:
جامعه تحلیلی خبری الف(1404)،" چرا افغانستان و پاکستان درگیر شده اند؟"،بازیابی نشانی اینترنتی:
https://www.alef.ir/news/4040726022.html
سیگفرید،تام(1398)،ریاضیات زیبا"،نشر نی
یوسفی،کوثر(1403)،نظریه بازی"،نشرنی
Bajpaee,C (2025),” India is seeking to reset relations with the Taliban. But can this rapprochement last?” https://www.chathamhouse.org/2025/10/india-seeking-reset-relations-taliban-can-rapprochement-last
Center for Preventive Action(2025),”Instability in Afghanistan”, https://www.cfr.org/global-conflict-tracker/conflict/war-afghanistan
Jacob.H.(2025),” Why India Is Embracing the Taliban”, https://time.com/7325762/india-taliban-muttaqi-trip-pakistan/
[1] Tehrik-i-Taliban Pakistan(TTP)
[2] The Afghan National Defense and Security Forces (ANDSF)
[3] Cooperation
[4] Defection
[5] Nash Equilibrium
[6] Signaling Game
[7] Hard Deterrence
[8] Hostile Nash Equilibrium
[9] Third-party Rational Actor
[10] Collective Payoff


