دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
مدیر مسئول و سردبیر مجله ایرانی روابط بین الملل
در مطالعات جدید امنیتی، بسیاری از پژوهشگران معتقدند که جنگها فقط نتیجه اختلاف منافع مادی یا رقابت قدرت نیستند، بلکه به میزان زیادی تحت تأثیرفرایندهای ادراکی و شناختی تصمیمگیران شکل میگیرند. مفاهیمی مانند ادراک، سوءادراک، خطای حس نسبت، خطای محاسباتی و جنگ شناختی ابزارهایی هستند که به تحلیلگران کمک میکنند بفهمند چرا دولتها گاهی تصمیمهایی میگیرند که به بحران یا جنگ منجر میشود.
در این رویکرد، فرض اصلی آن است که رهبران سیاسی جهان را همانگونه که هست نمیبینند، بلکه آن را از طریق مدلهای ذهنی، تجربیات تاریخی، باورهای ایدئولوژیک و اطلاعات موجود تفسیر میکنند. بنابراین اگر این ادراکات دچار خطا شوند، تصمیمهای راهبردی نیز ممکن است نادرست باشد.
مدل تحلیلی پنجمرحلهای برای تحلیل جنگها
مرحله اول: شکلگیری ادراک تهدید
در این مرحله دولتها بر اساس اطلاعات امنیتی، تحلیلهای رسانهای و برداشتهای تاریخی خود از رفتار دیگران، تصویری از تهدیدات محیطی ایجاد میکنند. این تصویر ممکن است با واقعیت فاصله داشته باشد، زیرا اطلاعات ناقص یا جهتدار میتواند بر آن تأثیر بگذارد.
مرحله دوم: شکلگیری سوءادراک
در این مرحله برداشت نادرست از نیتها یا تواناییهای طرف مقابل ایجاد میشود. اقداماتی که ممکن است ماهیتی دفاعی داشته باشند، به عنوان اقدام تهاجمی تفسیر میشوند. این پدیده در ادبیات روابط بینالملل با مفهوم معمای امنیت نیز ارتباط دارد.
مرحله سوم: بروز خطای حس نسبت
در این مرحله تصمیمگیران رفتار طرف مقابل را به ویژگیهای ذاتی و نیتهای خصمانه نسبت میدهند، در حالی که ممکن است آن رفتار ناشی از شرایط محیطی یا فشارهای داخلی باشد. این سوگیری شناختی باعث میشود اعتماد میان بازیگران کاهش یابد.
مرحله چهارم: خطای محاسباتی
پس از شکلگیری برداشتهای نادرست، دولتها در ارزیابی قدرت خود، واکنش دشمن و هزینههای اقدام نظامی دچار اشتباه میشوند. این مرحله اغلب نقطهای است که تصمیم به جنگ یا تشدید بحران گرفته میشود.
مرحله پنجم: جنگ شناختی و مدیریت روایت
در مراحل قبل و بعد از جنگ، بازیگران تلاش میکنند با استفاده از رسانهها، شبکههای اجتماعی و عملیات اطلاعاتی، ادراک افکار عمومی و حتی تصمیمگیران طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهند. این همان چیزی است که امروزه از آن با عنوان جنگ شناختی یاد میشود.
نمونههای تاریخی
الف) جنگ جهانی اول (1914)
جنگ جهانی اول یکی از کلاسیکترین نمونههای نقش سوءادراک و خطای محاسباتی در آغاز جنگ است.رهبران اروپا در اوایل قرن بیستم تصور میکردند که توازن قدرت میان ائتلافها باعث بازدارندگی خواهد شد. اما پس از ترور ولیعهد اتریش در سارایوو، مجموعهای از برداشتهای نادرست باعث تشدید بحران شد.
- آلمان تصور میکرد روسیه به سرعت بسیج نخواهد شد.
- فرانسه تصور میکرد آلمان در صورت جنگ در دو جبهه ناتوان خواهد شد.
- بسیاری از رهبران اروپایی فکر میکردند جنگ کوتاه خواهد بود.
این محاسبات اشتباه باعث شد بحران منطقهای به یک جنگ جهانی تبدیل شود که بیش از چهار سال ادامه یافت.
در این جنگ همچنین خطای حس نسبت مشاهده میشود؛ بسیاری از دولتها اقدامات دفاعی رقبای خود را نشانهای از قصد تهاجمی تلقی کردند و این مسئله موجب افزایش رقابت تسلیحاتی شد.
ب) جنگ کره (1950)
در آغاز جنگ کره نیز مجموعهای از سوءادراکها و خطاهای محاسباتی وجود داشت.
رهبران کره شمالی تصور میکردند:
- ایالات متحده از کره جنوبی دفاع نخواهد کرد
- عملیات نظامی سریع باعث سقوط دولت کره جنوبی میشود
این برداشت نادرست موجب آغاز حمله شد. اما مداخله مستقیم ایالات متحده و سپس ورود چین جنگ را به یک درگیری طولانی تبدیل کرد.در این مورد، خطای محاسباتی درباره واکنش قدرتهای بزرگ نقش کلیدی در گسترش جنگ داشت.
ج) جنگ عراق (2003)
جنگ عراق نیز نمونهای از خطای محاسباتی در سیاست بینالملل است.
تصمیمگیران آمریکایی چند فرض اصلی داشتند:
- سقوط حکومت عراق سریع خواهد بود
- ساختار دولتی عراق پس از جنگ حفظ میشود
- جامعه عراق به سرعت به ثبات سیاسی خواهد رسید
اما این ارزیابیها با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی عراق مطابقت نداشت. فروپاشی ساختارهای دولتی و شکلگیری گروههای شورشی باعث شد جنگ به یک بحران طولانی تبدیل شود.در این مورد، ارزیابی نادرست از شرایط داخلی کشور هدف نقش مهمی در شکلگیری بحران داشت.
نقش جنگ شناختی در جنگهای معاصر
در قرن بیست و یکم، جنگها تنها در میدان نظامی رخ نمیدهند. فضای اطلاعاتی و رسانهای به میدان مهمی برای رقابت قدرتها تبدیل شده است.جنگ شناختی تلاش میکند:
- ادراک افکار عمومی را تغییر دهد
- مشروعیت سیاسی دولتها را تضعیف کند
- تصمیمگیری نخبگان سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد
ابزارهای این نوع جنگ شامل موارد زیر است:
- رسانههای بینالمللی
- شبکههای اجتماعی
- روایتسازی سیاسی
- عملیات اطلاعاتی
- تحلیل دادههای منبع باز
در چنین فضایی، اطلاعات نادرست یا روایتهای جهتدار میتوانند باعث شکلگیری سوءادراک و خطای محاسباتی در تصمیمگیریهای راهبردی شوند.
نتیجهگیری
تحلیل جنگها از منظر شناختی نشان میدهد که بسیاری از درگیریهای بینالمللی صرفاً نتیجه اختلاف منافع مادی نیستند. ادراکات، باورها و برداشتهای ذهنی رهبران نقش مهمی در شکلگیری بحرانها و جنگها دارند.
مفاهیمی مانند:
- ادراک
- سوءادراک
- خطای حس نسبت
- خطای محاسباتی
- جنگ شناختی
به ما کمک میکنند بفهمیم چرا دولتها گاهی تصمیمهایی میگیرند که به تشدید تنشها یا آغاز جنگ منجر میشود.بررسی نمونههای تاریخی نشان میدهد که برداشتهای نادرست از نیتها و تواناییهای طرف مقابل و نیز بیش بر آورد توانمندی های خود میتواند پیامدهای گستردهای برای نظام بینالملل داشته باشد. از این رو، توجه به ابعاد شناختی سیاست و امنیت بینالملل برای درک بهتر پویاییهای جنگ و صلح اهمیت اساسی دارد.
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

