Developed in conjunction with Joomla extensions.

ژئوپولیتیک نوظهور خلیج فارس و آینده صلح منطقه‌ای

امیر هوشنگ میرکوشش

گروه روابط بین الملل انجمن علمی مطالعات صلح ایران

چکیده 

خلیج فارس یکی از مهم‌ترین مناطق ژئوپولیتیکی جهان است که تحولات آن همواره بر امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی تأثیرگذار بوده است. در سال‌های اخیر مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، منطقه‌ای و امنیتی موجب شکل‌گیری نوعی ژئوپولیتیک نوظهور در این منطقه شده است. تغییر در موازنه قدرت جهانی، کاهش نسبی نقش هژمونیک ایالات متحده، افزایش نقش بازیگران منطقه‌ای، گسترش رقابت‌های ژئواکونومیک و وقوع جنگ‌ها و بحران‌های امنیتی در منطقه از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده به این وضعیت جدید هستند. مقاله حاضراز نظر هدف، پژوهشی بنیادی و از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی است و به بررسی ابعاد ژئوپولیتیک نوظهور خلیج فارس و پیامدهای آن برای آینده صلح منطقه‌ای می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ژئوپولیتیک جدید منطقه از یک ‌سو فرصت‌هایی برای همکاری اقتصادی و کاهش تنش‌ها ایجاد کرده است و از سوی دیگر، رقابت‌های امنیتی و بی‌اعتمادی‌های سیاسی همچنان مانعی جدی برای تحقق صلح پایدار در منطقه به شمار می‌روند.

واژگان کلیدی  : خلیج فارس، ژئوپولیتیک نوظهور، نظم منطقه‌ای، جنگ‌های منطقه‌ای، صلح منطقه‌ای

مقدمه 

خلیج فارس از مهم‌ترین مناطق ژئوپولیتیکی جهان محسوب می‌شود و به دلیل تمرکز منابع عظیم انرژی، موقعیت راهبردی در شبکه‌های حمل‌ونقل جهانی و حضور همزمان قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای همواره در مرکز توجه سیاست بین‌الملل قرار داشته است. این منطقه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های تولید و انتقال انرژی جهان، نقش تعیین‌کننده‌ای در اقتصاد و امنیت جهانی ایفا می‌کند (Fawcett, 2013: 327).

در دهه‌های گذشته، نظم امنیتی خلیج فارس عمدتاً بر پایه حضور قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا، شکل گرفته بود. اما تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که این نظم در حال دگرگونی است و منطقه به‌تدریج وارد مرحله‌ای از بازآرایی ژئوپولیتیکی شده است. کاهش نسبی تمرکز راهبردی ایالات متحده بر خاورمیانه، افزایش نقش قدرت‌های منطقه‌ای، گسترش رقابت‌های ژئواکونومیک و ظهور بازیگران جدید در معادلات منطقه‌ای از جمله نشانه‌های این تغییر هستند (Gause, 2010:154).

در ادبیات روابط بین‌الملل، این وضعیت را می‌توان در قالب مفهوم “ژئوپولیتیک نوظهور” تحلیل کرد. ژئوپولیتیک نوظهور به مجموعه‌ای از تغییرات تدریجی در ساختار قدرت، الگوهای تعامل و نقش بازیگران در یک منطقه ژئوپولیتیکی اشاره دارد. این تغییرات الزاماً به معنای فروپاشی کامل نظم پیشین نیست، بلکه بیشتر بیانگر بازآرایی آن در قالبی جدید است (Agnew, 2018:41).

در کنار این تحولات ساختاری، جنگ‌ها و بحران‌های امنیتی در خاورمیانه نیز تأثیر مهمی بر ژئوپولیتیک خلیج فارس داشته‌اند. جنگ یمن، بحران سوریه و تحولات ناشی از جنگ غزه ,  و نیز جنگ های 12 روزه و 40 روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران از جمله عواملی هستند که موجب تغییر در الگوهای ائتلافی و محاسبات امنیتی بازیگران منطقه‌ای شده‌اند. این تحولات نشان می‌دهد که امنیت خلیج فارس به شدت با تحولات گسترده‌تر خاورمیانه پیوند خورده است.با توجه به این شرایط، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که ژئوپولیتیک نوظهور خلیج فارس چه ویژگی‌هایی دارد و این تحولات چه پیامدهایی برای آینده صلح منطقه‌ای به همراه خواهد داشت.

در چارچوب تحلیلی این پژوهش، از نظریه‌های ژئوپولیتیک و رویکردهای مربوط به نظم‌های در حال گذار در روابط بین‌الملل بهره گرفته شده است. این نظریه‌ها بر این فرض استوارند که ساختار قدرت در نظام بین‌الملل همواره در حال تغییر است و این تغییرات می‌تواند به بازآرایی نظم‌های منطقه‌ای منجر شود (Ikenberry, 2011:68).

برای تحلیل ژئوپولیتیک نوظهور خلیج فارس، سه سطح از متغیرها مورد بررسی قرار گرفته است: نخست، متغیرهای ساختاری که شامل تغییر در موازنه قدرت جهانی و کاهش نسبی نقش ایالات متحده در منطقه است.دوم، متغیرهای منطقه‌ای که شامل رقابت میان قدرت‌های منطقه‌ای، تحولات ائتلافی و افزایش نقش بازیگران منطقه‌ای در مدیریت امنیت خلیج فارس می‌شود. سوم، متغیرهای امنیتی  شامل جنگ‌ها و بحران‌های نظامی در منطقه خلیج فارس و پیرامون آن است که موجب بازتعریف الگوهای امنیتی در منطقه شده است.

چارچوب نظری: ژئوپولیتیک و نظم‌های در حال گذار 

ژئوپولیتیک به مطالعه تأثیر عوامل جغرافیایی بر رفتار سیاسی دولت‌ها و شکل‌گیری قدرت در نظام بین‌الملل می‌پردازد. در چارچوب تحلیل ژئوپولیتیکی حافظ نیا از فضا و قدرت، موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی، مسیرهای ارتباطی و ساختارها  نام می برد و بر نقش مهم آن ها در شکل‌دهی به سیاست خارجی و امنیت ملی کشورها تاکید دارد. (حافظ‌نیا، ۱۳۹۴: ۵۴). در چارچوب نظریه‌های نظم منطقه‌ای، مناطق مختلف جهان در طول زمان دچار تغییر در ساختار قدرت و الگوهای تعامل میان بازیگران می‌شوند. این تغییرات ممکن است در نتیجه تحولات اقتصادی، سیاسی یا امنیتی رخ دهند و به شکل‌گیری نظم‌های جدید منطقه‌ای منجر شوند (Ikenberry :68).

در این چارچوب، ژئوپولیتیک نوظهور خلیج فارس را می‌توان به‌عنوان نتیجه تعامل میان عوامل جغرافیایی، اقتصادی و امنیتی در شرایط جدید نظام بین‌الملل در نظر گرفت.

عوامل شکل‌دهنده ژئوپولیتیک نوظهور خلیج فارس 

  1. تغییر در موازنه قدرت جهانی

یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده ژئوپولیتیک نوظهور در خلیج فارس، تغییر در ساختار قدرت جهانی است. کاهش نسبی تمرکز راهبردی ایالات متحده بر خاورمیانه و افزایش رقابت قدرت‌های بزرگ در سایر مناطق جهان موجب شده است که نظم امنیتی منطقه دچار تحول شود (Gause:154).

در چنین شرایطی، کشورهای منطقه تلاش کرده‌اند نقش فعال‌تری در مدیریت مسائل امنیتی و سیاسی خلیج فارس ایفا کنند.

  1. افزایش نقش بازیگران منطقه‌ای

در نظم در حال گذار خلیج فارس، قدرت‌های منطقه‌ای مانند ایران، عربستان سعودی، ترکیه و امارات متحده عربی نقش مهم‌تری در تعیین معادلات ژئوپولیتیکی ایفا می‌کنند. رقابت میان این قدرت‌ها یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ساختار امنیتی خاورمیانه محسوب می‌شود (کاظمی، ۱۳۹۸: ۱۱۲).

این رقابت‌ها در حوزه‌های مختلفی از جمله نفوذ سیاسی، امنیتی و اقتصادی در جریان است و بر شکل‌گیری نظم جدید منطقه‌ای تأثیر می‌گذارد.

  1. رقابت‌های ژئواکونومیک و کریدورهای منطقه‌ای

در دهه اخیر، رقابت‌های ژئوپولیتیکی در خلیج فارس بیش از گذشته با ابعاد اقتصادی پیوند خورده است. توسعه کریدورهای حمل‌ونقل، پروژه‌های زیرساختی و شبکه‌های انرژی به ابزارهای مهم قدرت در سیاست منطقه‌ای تبدیل شده‌اند.

در این میان، موقعیت جغرافیایی ایران می‌تواند نقش مهمی در اتصال مناطق مختلف آسیا ایفا کند.  ایران در یکی از مهم‌ترین گره‌های ژئوپولیتیکی جهان قرار دارد و این موقعیت می‌تواند به مزیت ژئواکونومیک تبدیل شود .

  1. جنگ‌ها و بحران‌های امنیتی

جنگ‌ها و بحران‌های امنیتی در خاورمیانه یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده ژئوپولیتیک نوظهور خلیج فارس محسوب می‌شوند. جنگ یمن که از سال ۲۰۱۵ آغاز شد، به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت ژئوپولیتیکی در منطقه تبدیل شد و نقش بازیگران منطقه‌ای در معادلات امنیتی را برجسته‌تر کرد (Fawcett:335).

همچنین تحولات مرتبط با جنگ  های سوریه و غزه و پیامدهای امنیتی آن نشان داده است که بحران‌های منطقه‌ای می‌توانند به سرعت بر معادلات امنیتی خلیج فارس تأثیر بگذارند. این جنگ‌ها موجب بازتعریف ائتلاف‌ها و افزایش سطح بی‌اعتمادی میان بازیگران منطقه‌ای شده‌اند.

جنگ‌های موسوم به دوازده‌روزه و چهل‌روزه میان اسرائیل و ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران، در کنار تحولات مرتبط با تنگه هرمز، رقابت‌های انرژی و منازعات زیرساختی، از جمله عواملی هستند که به تغییر و بازآرایی ساختارهای ژئوپولیتیکی خلیج فارس و پیرامون آن خواهد انجامید. این رخدادها نشان می‌دهند که معادلات امنیتی منطقه صرفاً در سطح تقابل‌های کلاسیک نظامی باقی نمانده، بلکه به عرصه‌های پیچیده‌تری همچون امنیت خطوط انتقال انرژی، زیرساخت‌های حیاتی، شبکه‌های حمل‌ونقل دریایی و حتی زیرساخت‌های فناورانه و سایبری نیز گسترش یافته است. تنگه هرمز، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ژئوپولیتیکی جهان، در این میان جایگاهی محوری دارد؛ به‌گونه‌ای که هرگونه تنش یا تقابل نظامی در پیرامون آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از سطح منطقه‌ای داشته و بر بازار جهانی انرژی، امنیت کشتیرانی و توازن قدرت میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اثر بگذارد. از سوی دیگر، رقابت بر سر کنترل یا تأثیرگذاری بر زیرساخت‌های انرژی، از خطوط لوله و پایانه‌های نفتی گرفته تا تأسیسات تولید و انتقال انرژی ، به یکی از ابعاد مهم رقابت ژئوپولیتیکی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، منازعات محدود نظامی، عملیات‌های بازدارنده، جنگ‌های ترکیبی و فشارهای ژئواکونومیک، همگی در قالب الگوهای جدیدی از رقابت قدرت در حال بازتعریف نقش بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در خلیج فارس هستند. در نتیجه، این تحولات را می‌توان بخشی از فرآیند گذار در نظم امنیتی و ژئوپولیتیکی منطقه دانست که پیامدهای آن در شکل‌گیری الگوهای جدید همکاری، رقابت و موازنه قدرت در آینده خلیج فارس قابل مشاهده خواهد بود.

پیامدهای ژئوپولیتیک نوظهور برای صلح منطقه‌ای 

  • فرصت‌های همکاری اقتصادی

یکی از مهم‌ترین فرصت‌های ناشی از ژئوپولیتیک نوظهور خلیج فارس، افزایش همکاری‌های اقتصادی میان کشورهای منطقه است. گسترش تجارت، سرمایه‌گذاری و پروژه‌های زیرساختی می‌تواند به ایجاد نوعی وابستگی متقابل اقتصادی میان کشورها منجر شود.بر اساس نظریه وابستگی متقابل پیچیده، افزایش روابط اقتصادی میان کشورها می‌تواند احتمال بروز منازعات نظامی را کاهش دهد (Keohane & Nye, 2012:12).

  • چالش‌های امنیتی پایدار

با وجود این فرصت‌ها، همچنان چالش‌های امنیتی مهمی در منطقه وجود دارد. رقابت‌های ژئوپولیتیکی، اختلافات ایدئولوژیک و بی‌اعتمادی‌های تاریخی از جمله عواملی هستند که مانع از شکل‌گیری صلح پایدار در خلیج فارس می‌شوند. به گفته حافظ‌نیا، بسیاری از بحران‌های ژئوپولیتیکی در خاورمیانه ریشه در ترکیبی از رقابت‌های قدرت، هویت‌های سیاسی و عوامل جغرافیایی دارند (حافظ‌نیا : ۲۳۱).

  • ضرورت سازوکارهای اعتمادسازی

برای حرکت به سوی صلح منطقه‌ای، ایجاد سازوکارهای اعتمادسازی میان کشورهای منطقه ضروری است. تجربه سایر مناطق جهان نشان می‌دهد که گفت‌وگوهای امنیتی چندجانبه و ایجاد نهادهای منطقه‌ای می‌تواند به کاهش تنش‌ها کمک کند (Acharya, 2014:102).

نتیجه‌گیری

تحولات سال‌های اخیر به‌روشنی نشان می‌دهد که خلیج فارس در حال تجربه نوعی گذار ژئوپولیتیکی چندلایه و ساختاری است که می‌توان آن را در چارچوب مفهوم "ژئوپولیتیک نوظهور" تحلیل کرد. این گذار صرفاً بازآرایی مقطعی موازنه قدرت نیست، بلکه بیانگر تغییر در منطق کنشگری، ابزارهای رقابت و سطوح درگیری در منطقه است. کاهش نسبی تمرکز ایالات متحده بر خاورمیانه، افزایش نقش و خوداتکایی بازیگران منطقه‌ای، تعمیق رقابت‌های ژئواکونومیک، و گسترش الگوهای جنگ ترکیبی و زیرساختی، همگی مؤلفه‌هایی هستند که ساختار ژئوپولیتیکی خلیج فارس را در مسیر تحول قرار داده‌اند.

جنگ‌های اخیر در خاورمیانه و خلیج فارس،به‌ویژه جنگ یمن، تحولات ناشی از جنگ غزه، و نیز جنگ‌های موسوم به دوازده‌روزه و چهل‌روزه، نقش تعیین‌کننده‌ای در بازتعریف الگوهای امنیتی منطقه ایفا کرده‌اند. این منازعات نشان دادند که امنیت خلیج فارس دیگر صرفاً تابع رقابت‌های کلاسیک میان دولت‌ها نیست، بلکه به‌شدت با تحولات گسترده‌تر خاورمیانه، شبکه‌های بازیگران غیردولتی، و رقابت‌های فرامنطقه‌ای گره خورده است. به‌عبارت دیگر، پیوند میان امنیت منطقه‌ای و امنیت پیرامونی عمیق‌تر شده و مرزهای سنتی امنیت ملی در حال بازتعریف است.

از سوی دیگر، تحولات مربوط به تنگه هرمز، امنیت خطوط انتقال انرژی، زیرساخت‌های نفت و گاز، و رقابت بر سر کریدورهای حمل‌ونقل و ترانزیت، نشان می‌دهد که ژئوپولیتیک منطقه بیش از گذشته با ژئواکونومی درهم‌تنیده شده است. در چنین فضایی، انرژی نه‌تنها یک منبع اقتصادی، بلکه ابزاری برای اعمال قدرت، بازدارندگی و شکل‌دهی به ائتلاف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. به همین دلیل، هرگونه تنش امنیتی در خلیج فارس می‌تواند پیامدهایی فراتر از سطح منطقه‌ای داشته و به سرعت به حوزه اقتصاد جهانی و امنیت بین‌المللی سرریز شود.

در چارچوب ژئوپولیتیک نوظهور، شاهد انتقال تدریجی از اتکاء به امنیت سخت به الگوهای ترکیبی هستیم؛ الگوهایی که در آن رقابت نظامی، فشار اقتصادی، جنگ سایبری، نبردهای رسانه‌ای و عملیات‌های محدود بازدارنده در هم ادغام می‌شوند. این امر سبب شده است که ثبات منطقه نه صرفاً با موازنه قوا، بلکه با مدیریت هوشمندانه وابستگی‌های متقابل اقتصادی و کنترل تنش‌های زیرآستانه‌ای تعریف شود.

در چنین شرایطی، آینده صلح منطقه‌ای به میزان توانایی بازیگران منطقه در نهادینه‌سازی سازوکارهای گفت‌وگو، اعتمادسازی امنیتی و همکاری‌های کارکردی وابسته است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که حتی در اوج رقابت‌های ژئوپولیتیکی، ظرفیت‌هایی برای تعامل و کاهش تنش وجود دارد؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی چون امنیت دریایی، تضمین جریان انرژی، همکاری‌های زیست‌محیطی و مدیریت بحران‌های انسانی. بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نوعی امنیت مشارکتی در خلیج فارس باشد.

در سطح راهبردی، اگر کشورهای منطقه بتوانند از ظرفیت‌های ژئواکونومیک خو،از جمله بازار انرژی، موقعیت ترانزیتی، کریدورهای ارتباطی و سرمایه‌گذاری‌های متقابل، برای تقویت همکاری‌های منطقه‌ای استفاده کنند، امکان حرکت به سوی نوعی ثبات نسبی و پایدار در خلیج فارس فراهم خواهد شد. در غیر این صورت، تداوم رقابت‌های پرتنش، تشدید قطب‌بندی‌های ژئوپولیتیکی و گسترش جنگ‌های نیابتی و زیرساختی می‌تواند منطقه را در وضعیت بی‌ثباتی مزمن نگاه دارد.

در مجموع، ژئوپولیتیک نوظهور خلیج فارس نه به معنای فروپاشی نظم پیشین، بلکه بیانگر گذار از یک الگوی تک‌محوری و امنیت‌محور به الگویی پیچیده‌تر، چندبازیگری و ژئواکونومیک است. سرنوشت صلح منطقه‌ای در این چارچوب، نه در حذف رقابت، بلکه در مدیریت عقلانی رقابت و تبدیل آن به رقابتِ مهارپذیر و قاعده‌مند رقم خواهد خورد. از این منظر، آینده خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری وابسته به اراده سیاسی بازیگران منطقه برای عبور از منطق تقابل حاصل جمع صفر و حرکت به سوی منطق همزیستی رقابتی است.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

سخن سردیبر

امیرهوشنگ میرکوشش مدیرمسئول و سردبیر مجله ایرانی روابط بین‌الملل

یادداشت

مفاهیم و نظریه ها

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
امیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
 دکترامیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش مدیر مسئول مجله ایرانی روابط بین الملل و عضو هیئت ...

کتاب

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل کتاب "فروپاشی" اثر جرد دایموند از ...
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

مطالب پربازدید

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
نام خاورميانه همواره در کنار خود، صفتي از آشوب و التهاب و انقلاب همراه داشته ...
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
متن سخنرانی دکتر امیر هوشنگ میرکوشش به مناسبت 18 می روز جهانی موزه و میراث ...
تمامی حقوق برای مجله ایرانی روابط بین الملل محفوظ است ©2024 iirjournal.ir. All Rights Reserved

Please publish modules in offcanvas position.