Developed in conjunction with Joomla extensions.

دورنمای کردها در سوریه پس از بازگشت دوباره سوریه به اتحادیه عرب؛ به رسمیت شناخته شدن یا تداوم جنگ فرسایشی و هویتی

میکائیل سانیار، دانشجوی دکتری علوم سیاسی و پژوهشگر مهمان در انجمن مطالعات استراتژیک خاورمیانه

در اکثر تحلیل هایی که در خصوص سوریه ارائه می شود، کردها و نقش آنها در مبارزه با تروریسم نادیده انگاشته شده است. اما توجه به این نکته حائز اهمیت است که هم اینک بخش وسیعی از جغرافیای سوریه ( نزدیک به ۳۰ درصد) تحت اداره مدیریت خودگران کردی موسوم به "روژآوا" است؛ لذا توجه به کردها در سوریه به معنای گام نهادن بر مدار صلح و خاموش کردن تعارضات و تقابل ها و خصومت صدسالەای است کە میان دولتهای سوریە، ترکیە و عراق با کردها وجود داشته است. و از این طریق گام های مهمی برای صلح در منطقه نهاد، چرا که موضوع کردها در خاورمیانه یکی از چالش های اساسی در منطقه بوده است.

یکی از فاکتورهای مهم در نظام بین الملل که پس از فروپاشی بلوک شرق ظهور و یا رشد پیدا نمود، ورود هویت های فرو و فراملی به معادلات سیاسی دولت ها، مناطق و همچنین در سطح جهانی است. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، بر طبق پیمان های بعد از جنگ جهانی اول (میان قدرت های پیروز جنگ)، جغرافیای کردها به عنوان بزرگترین ملت بدون دولت در جهان، در میان کشورهای ترکیه، عراق، سوریه و بخش هایی از ارمنستان تقسیم شد. سرکوب و انکار هویت کردها در ترکیه، عراق و سوریه، به ظهور و تداوم جنبش های گریز از مرکز کردها در منطقه انجامیده است. فروپاشی بلوک شرق و ظهور نظم نوین جهانی و توسعه تکنولوژی ارتباطی، این امکان را برای کردها فراهم نمود تا بیش از قبل به رشد و شکوفایی هویت و ناسیونالیسم کردی دست یازند. در طول یک سدەی گذشته، کردها در سوریه تحت سیاست های انکار حکومت مرکزی قرار گرفته، بطوریکه جمعیت قابل توجهی از آنها، حتی شناسنامه نداشتەاند.
پس از ورود تحولات موسوم به "بهار عربی" به سوریه، این کشور نیز به مانند بسیاری از کشورهای عرب دستخوش تحولات بسیاری گشت. آنچه که تحولات سوریه را از دیگر کشورهای عرب متمایز می ساخت، ورود داعش به صحنه ناآرامی ها بود که در اثر آن تغییرات ژئوپلیتیکی رخ داد. از یکسو داعش مناطق وسیعی را اشغال نمود و از سوی دیگر کردها با سازماندهی زودهنگام توانستند نیروهای اپوزیسیون شورشی سوریه و سپس داعش را از مناطق شان بیرون رانده و بعد نیز تحت حمایت ائتلاف بین الملل ضد داعش، توانستند نزدیک به یک ۳۰ درصد سرزمین سوریه را از نیروهای داعش پاکسازی نموده و حاکمیت دوفاکتوی خود را تحت عنوان "مدیریت خودگردان روژآوا" ایجاد نمایند. مبارزه نیروهای کورد دمکراتیک سوریه بر علیه داعش و حماسه سازی شان در جریان مقاومت شهر کوبانی، آنها را به تیتر اول روزنامه های جهان تبدیل کرد و در این راستا با بسط ژئوپلیتیکی در مناطق کردستانی سوریه به تقویت مواضع سیاسی و نظامی خود پرداختند. ناسیونالیسم کردی در سوریه که محصول یک سده خفقان و سرکوب هویت کردها از سوی دمشق بود، همزمان با قدرت گیری کردها در اقلیم کردستان عراق و فضای مناسب بین المللی که در آن نیروهای نظامی کردها (پیشمرگه) به یکی از تاثیرگذارترین نیروی زمینی ضد تروریسم جهانی تبدیل شده بودند، رشد نمود و کردها در سوریه را بر آن داشت تا بتوانند از موقعیت ایجاد شده، جهت تامین منافع تاریخی شان گام بردارند. در این راستا کنترل منابع مهم نفت و گاز توسط نیروهای کُرد با حمایت آمریکا، آنها را هرچه بیشتر به سمت تمایلات خودمختاری سوق داد.
از سوی دیگر حکومت بشار اسد به دلیل وجود جنگ داخلی و همزمان، جنگ با داعش و  اختلافات بین المللی، توان مقابله و گشودن جبهه ای دیگر نداشته و در توافقی نانوشته میان نیروهای دولتی و نیروهای کردی، هر دو در راستای حفظ تمامیت ارضی سوریه که توسط داعش و بعدا ترکیه به خطر افتاده بود، مبارزه کردند. هرچند که مطالبات کردها مبنی بر اعطای خودمختاری سیاسی در چارچوب دولت سوریه از سوی بشار اسد مورد قبول واقع نشده (و در این راستا مذاکراتی هم صورت گرفت)، اما قاعده "دشمنِ دشمنِ من، دوست من است" بر روابط میان ادراه خودگران کردها با دمشق حاکم گردید.

تهاجم دولت اردوغان به مناطق مهم و استراتژیک منطقه خودگردان کردها و اشغال شهرهای مهمی چون عفرین، معادلات سیاسی و ژئوپلیتیکی سوریه را به سمت دیگر منحرف نمود. اینک کردها از یکسو هم باید با داعش و هم با ترکیه و نیروهای شورشی سوری که تحت امر ترکیه بودند، می جنگیدند (که کماکان این جنگ ادامه دارد)، و از سوی دیگر می بایست با دولت مرکزی بر سر خواسته های سیاسی خود مذاکره ای سخت می کردند.  نشست های "آستانه" در ارتباط با وضعیت سوریه کماکان بدون نتیجه ماند. آنچه که سبب بی نتیجه گی این نشست ها شد، تمایل دمشق به بازگشت به وضعیت قبل از ۲۰۱۱ بود. اما آنچه که در واقع روی داده بود، چیزی متفاوت از چنین تمایلاتی بود. حضور نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا از یکسو و روسیه، ترکیه و ایران از سوی دیگر، کلیه نشست های بین المللی در خصوص بهبود وضعیت سوریه را با بن بست مواجه می نمود؛ چرا که این دولت ها سیاست های متفاوت و متعارضی را در سوریه دنبال می کردند.

بازگشت سوریه به اتحادیه عرب

سقوط پایتخت خودخوانده داعش (رقه) توسط نیروهای ائتلاف و کردها، و همچنین تقویت موقعیت سیاسی و نظامی دمشق در داخل و منطقه، سبب آرام تر شدن اوضاع به نفع دمشق و به تبع آن، تغییر گرایش های منطقەای نسبت به دمشق گردید. اما کماکان، سوریه تنها بر روی نقشه، یک کشور است و در عمل، چهار منطقه در سوریه وجود دارد: مناطق تحت کنترل دولت، مناطق تحت کنترل کردها (که نزدیک به ۳۰ درصد کل سرزمین سوریه است و تحت حمایت ائتلاف بین الملل به رهبری آمریکا است)، مناطق اشغال شده در شمال و شمال شرق سوریه توسط ترکیه و نیروهای سوری تابع آنکارا، و مناطقی که هنوز در آنها هنوز گروه های داعشی و سایر نیروهای تروریست نفوذ دارند. ولیکن، وضعیت جنگ، آرام شده و لذا آنچه که در صحنه واقعیت سوریه می بینیم تثبیت و تقویت موقعیت دولت مرکزی از یکسو و از سوی دیگر، امید کردها به شناسایی در مناطق تحت مدیریت شان است.
رای اتحادیه عرب مبنی به بازگشت دوباره سوریه به این اتحادیه در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ (پس از ۱۲ سال ناآرامی در این کشور) برگ تازه ای برای بازیگری دولت بشار اسد باز نموده است. در ابتدای ناآرامی های سوریه، بسیاری از دولت های عرب خواستار کنارەگیری بشار اسد از قدرت بودند، اما اینک اسد دوباره بازگشته است. نقش ایران و روسیه در عدم سقوط دولت بشار اسد، بسیار کلیدی بوده و به باور بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان، اگر این دو دولت نبودند سقوط بشار اسد حتمی بود. بازگشت دوباره سوریه به اتحادیه عرب، حاوی نکات زیادی در خصوص اتحادها و ائتلاف های جدید و گذار از برخی مواضع قبلی است. آنچه که مشخص است این است که در سیاست، دوست و دشمن همیشگی وجود ندارد، اما منافع، دائمی هستند. بدون تردید، عادی سازی روابط ایران و عربستان، همچنین مواضع روسیه و چین در این خصوص (و مسائلی از این قبیل)، و همچنین بازگشت دوباره سوریه به اتحادیه عرب، قطب بندی های جدید را به همراه خواهد داشت. بیشتر دولت های عرب که مناسبات خوبی با غرب دارند، احتمالا از اسد خواهند خواست نفوذ ایران در سوریه را کاهش دهد. روسیه غرق در جنگ اوکراین است و از سوی دیگر بازگشت مشروط سوریه به اتحادیه عرب خوشایند آمریکا نبوده و گزینه های جدیدی پیش رویش گشوده شده است.
هم اینک نزدیک به ۳۰ درصد از خاک سوریه تحت اداره مدیریت خودگران کارهاست و کردها تحت حمایت آمریکا و ائتلاف بین الملل ضد داعش هستند. اما این حمایت آنچنان مستحکم نبوده که مانع از تهاجم ترکیه به برخی مناطق کردها در شمال و شمال شرق سوریه شود. آمریکا به دلیل مبارزه کردها با داعش از آنها حمایت نموده است و در این راستا در بخش وسیعی از شمال سوریه حضور پیدا کرده است، و در صورت اتمام جنگ با داعش، طبیعتا بهانه ای برای حضور نخواهد داشت. اما خروج نیروهای آمریکا از سوریه، همزمان می تواند به قدرت گیری بیشتر سوریه، روسیه و ایران منتهی شود؛ و چنین امری با سیاست خارجه آمریکا همخوانی ندارد. تمام تلاش ترکیه نیز، این بوده که مدیریت خودگران کردها را نابود کرده و از تثبیت آن جلوگیری کند. انتخابات هفته آینده ترکیه، سبب تغییر مناسبات با سوریه و کردها خواهد شد. اردوغان که همواره برای ماندن در راس قدرت، نیاز به حمایت ملی گراهای ترک در داخل داشت، به انحای گوناگون کردها را در داخل و نیز در سوریه و عراق مورد تهاجم قرار می داد. اما اینک اوضاع متفاوت است و این بار نتوانست برای حمله به بخش دیگری از   مناطق روژآوا، آمریکا و روسیه را قانع کند. به نظر می رسد با توجه به سخنان و مستندات، در صورت پیروزی کمال قلیچدار اوغلو رهبر حزب اپوزیسیون ترکیه که همراهی حزب کردی دمکراتیک خلق ها را هم با خود به همراه دارد، روابط ترکیه با سوریه و کردها، از حالت جنگ به حالت های نرم تر تمایل پیدا کند. وضعیت کردها در سوریه منوط به مذاکرات روسیه و آمریکا از یک طرف و ترکیه و ایران و اتحادیه عرب از طرف دیگر در خصوص آینده سوریه خواهد بود. تلاش روسیه این است که با اعطای برخی امتیاز، کردها را به دمشق نزدیک کند. ترکیه تاکنون حاضر به دادن هرگونه امتیازی به دیگران بوده تا موقعیت کردها را بی ثبات سازد. آمریکا در ظاهر امر از کردها حمایت می کند، اما در دو تهاجم گسترده ترکیه به کردها، آنها را تنها گذاشت. این نمایی از وضعیت سوریه و کردها است.

بیم و امید کردها

کردها در مقاطعی در دوازده سال گذشته، با دولت بشار اسد به همکاری ها و نتایجی دست یافتەاند (از جمله تحویل شهر قامیشلو و برخی دیگر مناطق به کردها بدون درگیری از سوی دمشق و یا موافقت کردها برای حضور نیروهای دولت در برخی مناطق هم مرز با ترکیه برای جلوگیری از تهاجمات بیشتر ترکیه). اما بیشتر نگرانی کردها از ناحیه ترکیه است. اردوغان عزم خود را برای جلوگیری از تشکیل هرگونه قواره سیاسی کردها در سوریه بسته و در این راستا از انجام هیچ اقدامی کوتاهی نکرده است. پس از آنکه ترکیه برای بار سوم نتوانست مجوز حمله به کردها را از آمریکا و روسیه بگیرد، به حملات وسیع پهبادی علیه رهبران و فرماندهان نظامی نیروهای دمکراتیک سوریه (SDF) روی آورده است. نتایج انتخابات پیش رو در ترکیه می تواند سیاست های متفاوت و نرم تری برای  کردها در سوریه به همراه داشته باشد.
کردها و بشار اسد، هر دو در مورد اخراج نیروهای ترکیه از سوریه هم داستان هستند، اما این مسئله که بشار اسد راضی به پاسخگویی به مطالبات کردها باشد، جای تردید وجود دارد. کردها دو مطالبه اساسی از اسد خواهند داشت: نخست، حفظ ساختار سیاسی اداره خودگردان کردی و دیگری حفظ ساختار نظامی نیروهای دموکراتیک سوریه. اما اسد و سیستم تمرکز گرای دولت سوریه چنین خواستەای را تاکنون نپذیرفته است. بر طبق نظر رهبران حزب کردی PYD (حزب اتحاد دمکراتیک)، آنها به وضعیت قبل از ۲۰۱۱ برنخواهند گشت. صالح مسلم رهبر مشترک حزب در این باره گفته: "کردها از همان ابتدای تاسیس دولت سوریه، در سرزمین خود مستعمره دولت مرکزی بودەاند و پس از ۲۰۱۱، در راستای حفظ سرزمین خود و سوریه هزاران شهید در جریان مبارزه با داعش و ترکیه دادەاند". از نظر آنها سیستم تمرکزگرای سوریه نمی تواند پاسخگوی نیازهای دمکراتیک مردمان سوریه باشد، و خشونت و کشتارهای یک دهه گذشته در این کشور گویای این مدعاست. اما نظر دولت بشار اسد چیز دیگری است و با آمال کردها مبنی بر برخورداری از "حق تعیین سرنوشت" و حقوق قومی، هویتی و شهروندی، فاصله دارد. کردها این امید را دارند با دولت سوریه به توافق دست یابند و یا اینکه به واسطه قدرت های درگیر در سوریه و سازمان ملل و سایر نهادهای بین المللی به رسمیت شناخته شوند. سفر مقامات برخی از کشورهای منطقه و غرب به مناطق تحت اداره مدیریت خودگران، و همچنین سفر مقامات کرد سوری به دیگر کشورها، نوعی به رسمیت شناخته شدن نانوشته است، اما نگرانی عمده کردها از ناحیه تهدیدات ترکیه است که در صورت خروج نیروهای آمریکا از مناطق شان، به حال خود رها شوند. نگرانی دیگر کردها این است که بازگشت دوباره سوریه به اتحادیه عرب، سبب قدرت گیری مجدد بشار اسد شده و به تبع، خواستەهایشان از سوی دمشق نادیده انگاشته شود، و این به معنای بازگشت دولت به قبل از ۲۰۱۱ بوده و کردها قبول نخواهند کرد. سفر مظلوم کوبانی، فرمانده کل نیروهای سوریه دمکراتیک به امارات را در این راستا می توان ارزیابی نمود.
در تحلیل نهایی می توان گفت که نادیده انگاشتن هویت های فروملی در خاورمیانه، امری یک صد ساله است و سبب جنگ و خشونت های بسیار بوده است. به نظر می رسد آینده هر چه باشد، دولت بشار اسد و قدرت های درگیر در جنگ سوریه نتوانند و یا نخواهند حقوق و موقعیت مدیریت خودگران را تماماً نادیده انگارند، و احتمالا می توان سناریوهای زیر را در نظر گرفت:

۱. تثبیت دولت مرکزی با اعطای برخی امتیازات به کردها،
۲. تثبیت دولت مرکزی با اعطای امتیازات شهروندی و سیاسی به کردها،
۳. ایجاد حکومت فدرال شبیه به عراق کنونی.

سناریوهای دیگری را نیز می توان تصور نمود، از جمله تداوم وضعیت کنونی و وضعیت نه جنگ، نه صلح و یا تداوم جنگ های نیابتی و فرسایشی

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

یادداشت

سید محمد تقی آقایان دانشجوی دکتری روابط بین الملل
رضا میرزایی کارشناس ارشد روابط بین الملل
سیدقائم موسوی دکتری علوم سیاسی
  دکتر معصومه محمدی عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
دکتررامتین‌رضایی سردبیر مجله ایرانی روابط بین‌الملل
حسین علی فام دانشجوی دکتری علوم سیاسی،گرایش مسائل ایران-دانشگاه آزاداسلامی ...

مفاهیم و نظریه ها

زهرا شریف زاده عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
زهرا شریف زاده عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

گفتگو

دکتر امیرهوشنگ میرکوشش مدیر مسئول مجله ایرانی روابط بین الملل در گفت‌وگو با ...
دکتر سیامک کاکایی عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل درگفتگو با ...

مطالب پربازدید

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
دکتر امیر هوشنگ میرکوشش
متن سخنرانی دکتر امیر هوشنگ میرکوشش به مناسبت 18 می روز جهانی موزه و میراث ...
دکترامیرهوشنگ میرکوشش

تبلیغات

فراخوان مقاله

تمامی حقوق برای مجله ایرانی روابط بین الملل محفوظ است ©2021 iirjournal.ir. All Rights Reserved

Please publish modules in offcanvas position.