دکتر زهرا شریف زاده
سرزمین هندوستان برای سیصد سال تحت کنترل انگلستان بود. این سرزمین ترکیبی از قومیت های مختلف می باشد که دو دین اصلی آن هندو و اسلام است(البته هند را سرزمین هزار مذهب می نامند). همواره بین آنها اختلافات بسیار بود ولی عملاً بیشتر مسلمان هندی در غرب این کشور ساکن می باشند. زمانی که بعد از جنگ جهانی دوم انگلستان زیر فشار اقتصادی بود تن به استقلال بسیاری از مستعمرات خود از جمله هند داد بگونه ایی که فرآیند کلاسیک استعمارزدایی که در نیمه اول قرن بیستم به جریان اصلی تبدیل شد، منجر به انحلال حاکمیت رسمی بریتانیا بر «شبهقاره هند» گردید، اما تنها یکی از اختلافات خاص این منطقه جغرافیایی را حل کرد.در حالی که تنشها و رقابتهای دیرینه در سراسر منطقه به اشکال جدیدی ظهور کردند که تحت تأثیر تعامل با دولتها و ارتشهای مدرنتر و پیشرفتهتر از نظر فناوری قرار داشتند. بریتانیا به سرعت دست به تقسیم این سرزمین بین هندها و مسلمانان شد که پاکستان در واقع بخش مسلمانشین این کشور است . با وجود این همه مسلمانان در پاکستان نبودند بلکه یک سوم مسلمانان شبه قاره در کشمیر تحت کنترل هند که مسلمان نشین بودند باقی ماندند(کشمیر دو بخش است بخشی دست پاکستان و بخشی دست هند) و بخشی از مسلمانان در بنگلادش یا پاکستان شرقی ساکن شدند.
بحران آوریل ۲۰۲۵ که بین هند و پاکستان ظهور کرد،نشاندهنده تداوم قابل پیشبینی یک اختلاف تاریخی چندبعدی وهمچنین نتیجه زمینه خاص روابط بینالمللی است که با قطبیشدن، ناسازگاریها، افزایش گفتمان تقابلی، اعتراض عمومی به وضع موجود و تسلیحاتیشدن جهانی مشخص میشود. هدف این تحقیق شناسایی عناصر اساسی بحران حاد آوریل ۲۰۲۵ بین هند و پاکستان، تحلیل آخرین تحولات چالشهای آب و تروریسم فرامرزی که این دو همسایه با آن مواجه هستند و تعیین چارچوبها و شرایط احتمالی برای کاهش تنش است.
جنگ های بین هند و پاکستان
تنش بین هند و پاکستان بر سرکشمیر بود ولی بنگلادش عملاً پایگاه پاکستان در آن سوی هند بود این کشور نیز این مسئله را تحمل نمیکرد و این اختلافات باعث چند دور جنگ بین هند و پاکستان شد:
1)جنگ سال 1947
تنها چند ماه از استقلال هند و پاکستان می گذشت که اولین جنگ از چهار جنگ این دو کشور انجام شد. موضوع کشمیر بود. ایالات جامو کشمیر در مرحله اول استقلال بود و جزو کشورهای هند و پاکستان نبود و دارای 90 درصد مسلمان و تمایل برای پیوستن به پاکستان داشت .حرکتهای اولیه از طرف پاکستان بود. تعدادی از قبایل مسلمانو اکثراً سنی مذهب پاکستان از وزیرآباد پاکستان خودسرانه قیام کردند و با رد شدن از مرز رسمی وارد کشمیر شدند. آنها خواهان الحاق این بخش به پاکستان شدند. مسلمان پاکستانی با حمله به هندوهای هندی دست به غارت و کشتن انها زدند و انها نیز از دولت هند تقاضای کمک کردند.هر چند حرکت مسلمانان خودسرانه بود ولی در عمل کاملاً برنامه ریزی شده از طرف حکومت پاکستان بود .با وجود سربازان بیشتر و با تجربه در ارتش هندمجبور شدند تسلیم نیروی های پاکستانیشوند و بعد یک سال نبرد عملاً این پاکستان بود که پیروز ماجرا بود .دست کم 70 درصد جامو و کشمیر به کنترل پاکستان در آمده بود. در این جنگ هتد عملکرد ضعیف و عدم پشتیبانی درست از جانب ارتش داشت اما پاکستان پیروزی را با استراتژیک موج انسانی بُرد.در سال 1948 اتش بس بین دو کشور طی قطعنامه 121 سازمان ملل امضا شد . در این توافق ارتش پاکستان بخشهای از مناطق تحت کنترل خود را از دست داد و در نهایت دو سوم از جامو و کشمیر دست هند افتاد و یک سوم آن دست پاکستان در حالی که عملاً نتیجه جنگ چیز دیگری بود.
2)جنگ سال 1965
درسال 1965ژنرال ایوب خان بر این عقیده بود که می توان با یک حمله سریع هند را در کشمیر شکست داد و این منطقه را تحت کنترل در آورد به این دلیل که بخش عمده نیروهای هندی در درگیرهای مرزی بین هند و چین در سال 1962 درآن سوی هند مستقر بودند و از طرفی جمعیت پر تعداد مسلمانان در کشمیر می خواهند به پاکستان بپیوندند.به این منظورحدود سی هزار نیروی پاکستانی مرز را رد کردند. حکومت هند در مرحله اول مات و مبهوت از اینکه چه اتفاقی افتاده اما در همان روز نقشه لو رفت و هند با گلوله باران توپخانه ای تلاش کرد جلوی آنها را بگیرد ولی نیروهای قبلیه ای برخی شهرهای شمال کشمیر را به اشغال خود در آوردند.ارتش هند نتوانست نیروهای قبیله ای پاکستان را کامل عقب بزند. در این میان نیروهای قبلیه ایبه نسل کشی حتی بین مسلمانان زدند و چند هزار زن را ربوده و به پاکستان بردند و فروختند.بالاخره لشکر پیاده هند به طرف مرز پاکستان جای که شهر لاهور قرار دارد پیشروی کرد. و موفق به شکست نیروهای پاکستانی شد و از مرز عبور کرده و به حومه لاهور رسیدند. در این جنگ نیروی هوایی پاکستان بهترین بخش ارتش از جنگنده امریکایی چون اف86 و اف104 و هند از جنگنده های انگلیس و روسی میگ21 پیشرفته ترین جنگنده شوروی استفاده نمودند.در نهایت هر دو طرف اتش بس را پذیرفتند و به پشت مرز های سال 1948 برگشتند. در این نبرد پاکستان بازنده اصلی بود زیرا این کشور جنگ را اغاز کرده بود و عملاً نه تنها به هیچ کدوم از اهداف خود نرسید بلکه عواقب بین المللی بسیار هم برای آن داشت و تحریمهای نیز بر علیه آن وضع شد زیرا پاکستان اغاز کننده جنگ بود.
3)جنگ سال 1971
جنگ سوم به مسائلی که در پاکستان شرقی و یا همان بنگلادش فعلی برمی گردد.حکومت پاکستان در آنجا از ترس اینکه مردم به سمت خودمختاری نروند حکومت امنیتی شدید را اجرا می کرد .ولی از سال 1970 شرایط به شدت رو به به بحران رفت. تشکلهای استقلال طلب دست به کار شده و مبارزه با نیروهای پاکستانی را شروع کردند. پاکستان به دستگیری و شکنجه برای جلوگیری از شورش در این منطقه اقدام ورزیدندولی وضعیت آرام نشد. پاکستان با ایجاد یک دوره قحطی تصنعی که باعث مرگ صدها هزار انسان بیگناه شد نتوانست موفق شود و این کارسبب شد تا عده زیادی به کشورهای همسایه از جمله هند فرار کنند.از یک طرف هند که در دهه 1970 دچار رکود اقتصادی بود نمی توانست موج مهاجرت را تحمل کند از طرف دیگر می دانست که یک شانس بزرگ برای نابودی پاکستان شرقی به دست آورده از این رو دست به آموزش مخالفین بنگلادشی و تجهیز آنها زد و به شکل هدفمند به نیروهای دولتی در بنگلادش حمله می کردند .
فرماندهان وقت ارتش هند سال1971 به نخست وزیر هند پیشنهاد داد تا یک عملیات غافلگیرانه را بر علیه پاکستان آغاز کنند. وی دنبال جنگ نبود و در مرحله اول نپذیرفتو در مرحله دوم به این شرط پذیرفت که ارتش آماده بشود و دست به کار شتابزده نزند .در پاکستان هم هزاران نفر از سیاسیون خواهان یک جنگ نابودکنندهعلیه هند شدند .هند دست به تجمع نیرو در مرز غربی خود زد.پاکستان دست پیش را گرفت و نیروی هوایی حملات را شروع کرد .این حملات پیش دستانه پاکستان به تقلید از حمله هوایی روز نخست جنگ شش روزه اعراب و اسرئیل در سال 1967 انجام شد ولی بر خلاف عملیات اسرائیل که طی یک روز نیروی هوایی مصر را از بین برد در این حملات خسارت زیادی به هند وارد نکرد.در این جنگ از دریا،هوا وزمین عملیات جنگی صورت می گرفت و ارتش هند در هر دو جبهه یعنی بنگلادش و خود پاکستان به خوبی عمل کرده بود ونیروی های پاکستانی جنگیدند ولی چون در محاصره بودند با تمام شدن تدارکات مجبور به عقب نشینی شدند نتیجه جنگ این بود که پاکستان 8000 کشته و 25000 زخمی داد در حالی که هند 3000 کشته 12000 زخمی داد.هند و پاکستان هر دو به پشت مرزهای خود برگشتندولی این بار شکست خورده واقعی پاکستان بود زیرا بنگلادش مستقل شد و از دست پاکستان رفت.
4)جنگ سال 1999
این جنگ به نبرد گارگیل شناخته می شود که در سال 1999 آغاز شد .گارگیل یک منطقه در شمالی ترین بخش هند و پاکستان است که مانند مناطق هیمالیا داری ارتفاعات بسیار بالا و آب هوایی بسیار سرد است به شکلی که در زمستان هوا در آنجا به منفی 54 درجه میرسد. در جریان جنگ سال 1965 و 1971 درگیر در گارگیل وجود داشت ولی از آنجایی که این منطقه بسیار کوهستانی است معمولاً یگانهای کوهستانی هر دو ارتش درگیری محدود در منطقه داشتند و در واقع بزرگترین درگیری این دو ارتش در گارگیل به سال 1947 و اولین جنگ بین این دو کشور بر می گردد.بعد از جنگ سال 1971 هر دو کشور تلاش بسیار کردند تا اختلافات راکم کنند ولی مشکل این بود که اگرچه کشمیر طی جنگ سال 1947 تقسیم شده بود، ولی عملاً هیچ پیمانی بین دو کشوروجود نداشت و حدود نیم قرن بود که درآتش بس قرار داشتند.پاکستان کشمیر را کامل متعلق به خود می داند و هنوز هم از این ادعا دست برنداشته و بر نمی دارد.
با وجود این با آزمایشات اتمی هند و پاکستان در سال 1998 هر دو با هم تنش پیدا کردند.زمستان آن سال آنها تلاش کردند با دوری از گفتگو ها با هم به تفاهم های برسند ولی پاکستان در تلاش برای تقویت و تجهیز و آموزش جدای طلبان مسلمانکشمیری میکرد تا انها را وادار به حرکت مسلحانه بکند تا شاید جوامع بین الملل را وادار به دخالت و یکسره کردن داستان کشمیر کند.
در فوریه سال 1999 نیروی های پاکستانی مخفیانه از مرز رد شده و برخی از نقاط حساسی را اشغال کردند مناطقی که در صورت اغاز یک نبرد تمام عیار ارتش هند دسترسی خود را به شهر های آن منطقه از دست می داد .این عملیات نفوذ تا دو هفته فاش نشد تا اینکه یک واحد کشتی هندی با کمک یک چوپان موفق به کشف یک دسته از نفوذی ها شدند. اول مشخص نبود حجم نفوذ چقدر است ولی به زودی مشخص شد که حجم زیادی از نیروی های های ویژه پاکستانی وارد گارگیل شده و در مناطق مختلف مخفی شده اند.به زودی درگیری شروع شد نیرو های هندی در خاک خود برای کنترل جاده له( با بیش از 297 مایل در میان رشته کوه هیمالیا واقع شده است. این جاده از یکی از بلندترین کوه ها در جهان می گذرد که با ارتفاع 2 تا 3 مایل از سطح دریا می باشد)به سنینگر (شهری است در ایالت جامو و کشمیر هندوستان واقع در هیمالیای غربی. این شهر در دره کشمیر و بر کرانه رود جِهلوم قرار گرفته و پایتخت تابستانی دولت ایالتی جامو و کشمیر است. شهر سرینگر حدود دو هزار سال پیش بهدست شاه پراواراسِنا بنیاد نهاده شد) وارد نبرد شدند. نیروهای پاکستانی مجهز به سلاحهای تهاجمی مسلسل نیم سنگین خمپاره 60 و ار پی جی بودن آنها در مناطق مختلف مختلف در ارتفائات مخفی شده بودند و هندی ها تلاش می کردند آنها را نابود کنند .به زودی نیروی هوایی هند وارد شد. برخی از مناطق پر ارتفاع توسط توپخانه هدف قرار داد و با وارد شدن تیم های کوهستانی هند وارد عمل شدند .دو ماه بعد ارتش پاکستان تحت فشار شدید بین المللی دستور بازگشت نیروهای خود را از گارگیل داد . برای پاکستان باز همانند دو جنگ قبلی باز جنگ بد تمام شد. باز پاکستان آغاز کننده جنگی بود که هیچ نقطه مثبتی هم در آن نبود .4000 کشته به جا گذاشت در حالی که هند تنها 530 نفر کشته داد.
از سال 1948 تا کنون این دو کشور چندین دور با هم جنگیدند ولی خطمرزیهیچ تغیری نکرده است. همواره پاکستان به نوعی آغاز کننده جنگ بوده ولی هرگز نتوانسته به اهداف خود برسد . معمولاً اقتصاد ضعیف پاکستان در میانه جنگ کم می آورد و یا تحت فشار بین المللی قرار میگرفت زیرا هند نه تنها اقتصاد بسیار قدرتمندتری دارد بلکه ازحمایت خارجی نیز برخوردار است .اگرچه بعد از اتمی شدن درگیری کمتری بین این دو کشوراتفاق افتاده اما درگیری های کوچکی رخ داده از جمله در فوریه 2019 میلادی بعد از حمله تروریستی گروه تندرو جیش المحمد که در کشمیر پاکستان حضور دارد و البته تحت حمایت پاکستان است در خاک هند دست به عملیات تروریستی و بمب گذاری زد که هند نیز متقابلاً به بمب باران مراکز آنها در داخل کشمیر پاکستان اقدام نمود.نتیجه آن چند زد خورد هوایی و توپخانه ای بین دو طرف بود که یک میگ21 هندی توسط یک اف16 پاکستانی سرنگون شد.
جنگ 2025
با توجه به تنش ها و جنگ های اتفاق افتاده این بار در 22 آوریل 2025 گروهی از شبه نظامیان پاکستانی با حمله یه یک کمپ توریستی در بخش هندی نشین کشمیر، ۲۶ غیر نظامی از جمله چند توریست خارجی را به قتل رساندند؛ پس از این حادثه تنش سیاسی میان دهلی نو و اسلام آباد شدت گرفته و دو طرف فرصت ۴۸ برای تخلیه خاک خود از اتباع یکدیگر داده اند. واکنش کشور هند به حادثه تروریستی هفته اخیر بسیار شدید و دور از انتظار بود؛ هندی ها توافقنامه آبی دهه ۱۹۶۰ که سرشاخه های رود سند بین دو کشور را تقسیم میکند به طوری که سند در منطقه بالادست رودخانه کشمیر از ۶ رودخانه تشکیل میشود که از این تعداد ۳ رودخانه به هند و ۳ رودخانه به پاکستان تعلق دارد و برای آن در قرارداد مذکور مکانیزمی پیش بینی شده است را لغو شده اعلام کرده و وزیر آب هند می گوید در روزهای آینده با تکمیل مسدود شدن سدهای مستقر روی ۴ سرشاخه اصلی سِند حتی یک قطره آب به سمت پاکستان سرازیر نخواهد شد.در این در حالی است که هندی ها در دهه ۱۹۶۰ به شکلی سخاوتمندانه، سرچشمه های سند را به دو بخش شرقی (متعلق به هند) و غربی (متعلق به پاکستان) تقسیم کردند که این موضوع موجب می شود ۸۰ درصد آبهای جاری در اختیار طرف پاکستانی قرار بگیرد؛ اکنون به نظر می رسد دهلی نو به دنبال تغییر مفاد قرارداد و تغییر دِبی عبوری از سدهای منطقه کشمیر دست کم با شرایط ۵۰-۵۰ باشد. اما واکنش اسلام آباد به این اقدام هند نیز فوری و شدید بود بگونه ای که سرتاج عزیز معاون نخست وزیر پاکستان گفت: ما قاطعانه تعلیق معاهده آبهای سند را رد می کنیم و آن را اعلان جنگ می دانیم.گرچه «شهباز شریف» نخستوزیر پاکستان در گفتوگوی تلفنی با «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل، اتهامات هند مبنی بر دخالت اسلامآباد در حمله تروریستی در جامو و کشمیر را رد کرد. این در حالی است که در این شرایط تنشزاء موجود «عطاءالله طرار» وزیر اطلاعرسانی پاکستان اعلام کرد که این کشور اطلاعات موثقی در اختیار دارد که نشان میدهد هند قصد دارد حمله نظامی انجام دهد. همچنین «محمد مدثر تیپو» سفیر پاکستان در تهران ضمن تأکید بر اینکه اسلام آباد خواهان تنش نیست، گفت: بدیهی است اگر اقدامی صورت گیرد که تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ما را تهدید کند، پاکستان توانایی، امکانات و اراده ملی لازم برای پاسخگویی را دارد.در عین حال ارتش و نیروی هوایی هند ماموریت مشترکی به نام «عملیات سندور» را علیه آنچه زیرساختهای «تروریستی» در پاکستان و کشمیر تحت کنترل پاکستان خواندند، آغاز کردند.
حال اینکه چرا جنگ بین هند و پاکستان بالا گرفته است لازم است مواردی را یادآوری نماییم:
بر اساس ماده ۳۵A قانون اساسی (تفویض اختیار به دولت منطقهای برای وضع شرایط اقامت دائم در منطقه) و ماده ۳۷۰ (وضعیت ویژه منطقه)، خودمختاری ویژه جامو و کشمیر تا سال ۲۰۱۹ تضمین شد، زمانی که توسط حکومت هند لغو گردید. این اقدام منجر به نظامیسازی بیشتر منطقه و افزایش تنش بین هند و پاکستان شد، اما جامعه بینالمللی ظاهراً واکنش قابل توجهی به تغییر وضعیت نشان نداد.لذا درگیری بین پاکستان و هند، عمدتاً به دلیل منطقه جامو و کشمیر و در آوریل ۲۰۲۵ ظاهراً به دلیل آب، این منطقه را به مقصدی برای تسلیحات تبدیل کرده است، که به طور بالقوه پس از غرب آسیا/خاورمیانه دومین مقصد بزرگ تسلیحاتی در جهان است. در دوره ۲۰۲۰–۲۰۲۴، هند (به عنوان دومین واردکننده بزرگ تسلیحات) و پاکستان (پنجمین واردکننده بزرگ تسلیحات) ۱۲.۹٪ از کل واردات تسلیحات جهانی ثبت شده توسط موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم[1] را تشکیل دادند. قطعاً شاخص ذکر شده در بالا ماهیت اقتصادی دارند، اما به ویژه تجارت سلاح بر امنیت منطقهای و جوامع به طور کلی نیز تأثیر میگذارد. در طول جنگ سرد، همه کشورها تحت فشارهای تقابل بین آمریکا و متحدانش و اتحاد جماهیر شوروی(روسیه فعلی) و متحدانش قرار داشتند. در رقابت ابرقدرتها، شوروی تصمیم گرفت از توسعه بخشهای هستهای در چین، هند و پاکستان حمایت کند. این تصمیمات استراتژیک چشمانداز امنیتی آسیا را در کوتاهمدت (در نیمه دوم قرن بیستم) تغییر داد و به طور بالقوه مسیر تاریخ را عوض کرد، اما از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جلوگیری نکرد و به پیروزی در درگیریهایی مانند جنگ روسیه در افغانستان کمک نکرد.
تا سال ۲۰۲۵، به نظر میرسد سهام منطقهای بالاتر از هر زمان دیگری شده است. بریتانیا، به دنبال نفوذ جهانی تجدیدشده در پی برگزیت است و آمریکا به دنبال راهحلهایی برای حفظ برتری در روابط پسا کسینجر با آسیا و به ویژه چین است. در این چارچوب، باید در نظر گرفت که ایده جایگزینی چین با هند به عنوان شریک اقتصادی بزرگ چیز جدیدی نیست.از نظر تغییرات در حضور ابرقدرتها، به نظر میرسد فدراسیون روسیه نقش خود را به حداقل رسانده یا منابع سرمایهگذاری شده برای شکلدهی به نتایج منطقهای را کاهش داده است و چین از نظر کل تولید ناخالص داخلی به اقتصاد برتر جهان تبدیل شده است، در حالی که هند نیز به عنوان سومین کشور از این نظر ظهور کرده است.
لازم بذکر است که چین به عنوان اولین ابرقدرت تجاری و اقتصادی مدرن که موقعیت خود را از طریق جنگهای بزرگ به دست نیاورده است، به تدریج تجارت آسیایی و جهانی و در نتیجه چشمانداز ژئوپلیتیکی را مجدداً تنظیم میکند. با این حال، اتحادیههایی مانند بریکس، سازمان همکاری شانگهای یا ابتکار کمربند و جاده مستقیماً با اتحادیههای غربی/تحت رهبری غرب، مانند ناتو، اتحادیه اروپا یا گروه هفت قابل مقایسه نیستند. سازمانهای آسیایی و تحت رهبری چین جوانتر و انعطافپذیرتر از نظر قوانین همکاری و رقابت هستند و استقلال شرکتکنندگان به طور ذاتی غالب است. در این چارچوب، استقلال هند در صحنه بینالمللی عاملی نسبتاً پیچیده است که پتانسیل بالایی برای تعیین نتایج تاریخی دارد.
برخلاف چین، هند پس از جنگ جهانی دوم کرسیی در شورای امنیت سازمان ملل متحد دریافت نکرد، اگرچه جمعیت آن نسبتاً زیاد بود و به عنوان بازاری بزرگ به توافقنامه برتون وودز در زمان تأسیس آن پیوست. در نتیجه، هند در دهههای اخیر، همراه با کشورهای دیگری مانند ترکیه، خواستار اصلاح سیستم شورای امنیت شده است تا نقش اقتصادی و امنیتی خود را در سراسر جهان منعکس کند، اگرچه برخلاف چین، با کسری تجاری مواجه است و حجم صادرات آن در میان ۱۰ کشور برتر جهانی قرار نمیگیرد. از نظر مشارکت در کمربند جاده، به نظر میرسید هند ایده یک پروژه رقابتی را در صورتی که شرکای غربی مشارکت قابل توجهی داشته باشند، دنبال میکرد. از طرفی به نظر نمیرسد هند منابعی برای رقابت با چین در کمربند جاده حتی در میان شرکای خود داشته باشد و در حالی که هنوز با غرب تجارت میکند و نفت روسیه را پالایش میکند، نقش مهمی در تحولات بریکس و شانگهای ایفا میکند. از این منظر، اگر مذاکرات سیاسی بین هند و چین به طور قابل توجهی پیشرفت کند، هند ممکن است به دلایل اقتصادی حتی به شریک فعالتری در کمربندجاده تبدیل شود، در چارچوب محدودیتهای ژئوپلیتیکی عمده: در حالی که منطقهایشدن به عنوان تور ایمنی برای جهانیشدن کامل ارائه میشود، باید تصدیق کرد که هند با اکثریت هندو، اگرچه بازاری بزرگ است، توسط کشورهای بزرگ مسلمان مانند ایران، افغانستان، پاکستان و بنگلادش و به طور بالقوه رهبر اقتصادی جهانی بیچون و چرای آینده، چین، احاطه شده است که دومی پایگاه مشتری جهانی و توافقنامههای همکاری ویژه با همسایگان مانند آسه آن دارد. از این منظر، اگر منطقهایشدن مدرن در بلندمدت نتیجه دهد، این ممکن است هند آسیا را در آینده در جایی بین آمریکای قرن بیستم و کانادا از نظر نفوذ منطقهای قرار دهد، مگر آن که رویدادهای مختلکننده روندهای فعلی را تغییر دهند.
ژئوپلیتیک منطقهای و روابط بین هند و پاکستان توسط خود کشورها و بازیگران خارجی سنتی مانند بریتانیا و آمریکا شکل میگیرد، اما منافع منطقهای چین، به عنوان مثال، در بنادری مانند گوادر، که مشابه علاقه هند به بندر ایرانی چابهار است اگرچه بخشی از تلاشی مشابه سیستماتیک نیست، هم نشاندهنده یک بردار جدید همسویی منطقهای است و هم نمونهای که در سطح جهانی از طریق پروژههایی مانند کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب یا جاده توسعه عراق تکرار میشود.
در جمع بندی می توان گفت عوامل اصلی افزایش تنش بین هند و پاکستان در سال ۲۰۲۵ عبارتاند از:
- حمله تروریستی مرگبار در کشمیر: حمله ۲۲ آوریل به گردشگران هندی در کشمیر با ۲۶ کشته، هند را به متهم کردن پاکستان به حمایت از گروههای شبهنظامی واداشت، اگرچه پاکستان این اتهام را رد کرد.
- اقدامات تلافیجویانه هند: حملات هوایی و موشکی هند به خاک پاکستان و کشمیر تحت کنترل پاکستان، کاهش سطح روابط دیپلماتیک، لغو روادید و تهدید به قطع آب رودخانه سند.
- واکنشهای متقابل پاکستان: بستن حریم هوایی به روی پروازهای هندی، قطع روابط تجاری و اعلام حق پاسخ قاطع به هرگونه حمله.
- اختلافات تاریخی و مناقشه کشمیر: ریشه تنشها به اختلافات دیرینه بر سر کشمیر و بیاعتمادی ناشی از حمایت ادعایی پاکستان از گروههای شبهنظامی بازمیگردد.
- عوامل ژئوپلیتیکی و داخلی: رشد قدرت هند، بحران اقتصادی پاکستان، ملیگرایی در هند و نقش ارتش در سیاست پاکستان، و رقابت قدرتهای بزرگ مانند آمریکا و چین نیز به تشدید بحران کمک کردهاند.
این مجموعه عوامل، وضعیت را به آستانه یک درگیری نظامی گسترده بین دو قدرت هستهای رسانده است. از این جهت باید در پی راهکارهایی بود که هند و پاکستان از ورود به جنگ تمامعیار خودداری کنند.لذا باید:
- بازدارندگی هستهای: هر دو کشور دارای سلاح هستهای هستند و خطر نابودی گسترده و تلفات انسانی و زیستمحیطی عظیم، مهمترین عامل بازدارنده است. حتی ژنرالهای نظامی نیز میدانند که هیچ برندهای در چنین جنگی وجود ندارد و هر دو کشور در معرض خطر نابودی خواهند بود.
- هزینههای اقتصادی و انسانی: جنگ تمامعیار میتواند اقتصاد هر دو کشور را به شدت آسیب بزند و تلفات انسانی سنگینی به بار آورد، که این موضوع برای دولتها و افکار عمومی غیرقابل پذیرش است.
- میانجیگری و فشار بینالمللی: قدرتهای جهانی مانند آمریکا و چین، به دلیل نگرانی از بیثباتی منطقهای و خطر جنگ هستهای، همواره تلاش میکنند از طریق دیپلماسی و میانجیگری مانع تشدید بحران شوند.
- ملاحظات داخلی: دولتها برای حفظ مشروعیت داخلی و جلوگیری از نارضایتی عمومی، معمولاً از ورود به جنگ تمامعیار اجتناب میکنند و به درگیریهای محدود یا اقدامات نمادین بسنده میکنند.
- سابقه مذاکرات و توافقات: تجربههای گذشته مانند توافق سیملا و لاهور و اقدامات اعتمادساز نشان داده است که دو کشور حتی پس از درگیریهای محدود، به سمت کاهش تنش و آتشبس حرکت میکنند.
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
منابع:
تابناک(1404)،"سفر عراقچی به دهلینو در اوج تنشها بین هند و پاکستان "،بازیابی نشانی اینترنتی:https://www.tabnak.ir
تسنیم(2025)،" تنشهای هند و پاکستان؛ دو قدرت هستهای به کدام سو میروند؟ "،بازیابی نشانی اینترنتی:https://www.tasnimnews.com
تارخ،عبدالحمید(1404)،"جنگ های بین هند وپاکستان"،بازیابی نشانی اینترنتی: https://jangaavaran.ir/wars-between-india-and-pakistan
عصر ایران(1404)،" هند و پاکستان در آستانه جنگ ؟ "، بازیابی نشانی اینترنتی:https://www.asriran.com
مشرق(1404)،" هند و پاکستان در آستانه یک جنگ تمام عیار؟"، بازیابی نشانی اینترنتی:https://www.mashreghnews.ir/
geeksforgeeks (2025),”Wars and Peace with Pakistan”, https://www.geeksforgeeks.org/wars-and-peace-with-pakistan-class-12-political-science/
MATOI,E(2025),”Historical Rivalries and Regional Stakes: The Geopolitical Dynamics of India-Pakistan Tensions”, https://mepei.com/historical-rivalries-and-regional-stakes-the-geopolitical-dynamics-of-india-pakistan-tensions/
Center for Preventive Action(2025),” Conflict Between India and Pakistan”, https://www.cfr.org/global-conflict-tracker/conflict/conflict-between-india-and-pakistan
[1] Stockholm International Peace Research Institute(SIPRI)


