ارزیابی روانشناسی شخصیتی دونالد ترامپ با استفاده از مدل هگزاکو (HEXACO) به عنوان یکی از شاخصترین مدلهای روانشناسی شخصیت، ابعاد متنوع و پیچیده شخصیت وی را به شکلی علمی و منسجم تبیین میکند. مدل هگزاکو شش بعد اصلی شخصیت را در نظر میگیرد:
صداقت-تواضع (Hoesty-Humility) عاطفه (Emotioality)
برونگرایی (Extraversio) موافقتکردن (Agreeableess)
وجدان (Coscietiousess) و گشودگی به تجربه Opeess to Experiece),)
بررسی شخصیت ترامپ در هر یک از این ابعاد نشاندهنده ویژگیهایی است که رفتار سیاسی و تصمیمگیریهای او را به طور قابل توجهی شکل دادهاند. نخست، در بعد صداقت-تواضع او ، به شدت پایین ارزیابی میشود. این بعد شامل ویژگیهایی چون صداقت، تواضع، بیریایی و پرهیز از خودمحوری است؛ اما در مورد ترامپ، ویژگیهایی همچون خودمحوری، تمایل به فریب، بهرهبرداری از دیگران و عدم توجه به قواعد اخلاقی برجسته است .این امر در سیاست خارجی او بازتاب یافته و موجب اتخاذ تصمیماتی شده که بیشتر بر حفظ منافع شخصی و ساخت تصویر قهرمانانه وی متمرکز بودهاند تا منافع ملی یا استراتژیک. ترامپ تصور می کند با توجه به شرایط پیش آمده در قبال ایران به دنبال تصویر قهرمانانه جهانی خود میگردد ودر پی آن است تا بتواند از این طریق سیاست های خود را با شنیدن نامش در دیگر کشورها راحت تر به پیش می برد.
در بعد عاطفه، ترامپ دارای نمرات متغیر است؛ در مواجهه با بحرانها و چالشها، واکنشهای هیجانی، پرخاشگری کلامی و رفتارهای ناپایدار مشاهده می شود ، که در مواضع اخیر او در ارتباط با ایران هم با پرخاشگری کلامی و هم رفتارهای ناپایدار مشاهده میشود که شاید در مواقعی نشان از استیصال وی در اهداف ذهنی خود می باشد .
بعد برونگرایی، یکی از برجستهترین ویژگیهای ترامپ است. او فردی بسیار برونگراست که تمایل زیادی به جلب توجه، سخنرانیهای پرشور، حضور در رسانهها و ایجاد جنجالهای سیاسی دارد. این ویژگی نه تنها به شناخته شدن وی کمک کرده، بلکه به شکلگیری سبک رهبری برندمحور و سیاستهای نمایشی در عرصه بینالملل انجامیده است.نمونه این رفتار ترامپ درقبال ایران را در رسانه ها بسیار می توان مشاهده کرد چه بسا در بسیاری مواقع به دوربین نظاره میکند و با جنجال دست آورد های نمایشی برای خود تعریف می کند بدون آنکه چیزی به دست آورده باشد.
در بعد موافقتکردن، ترامپ نمره پایینی دارد، به این معنا که تمایل کمی به همکاری، تساهل و همدلی با دیگران دارد. این ویژگی موجب شده که در تعاملات دیپلماتیک رویکردی سختگیرانه، گاه خصمانه و غیرقابل انعطاف اتخاذ کند، به ویژه در مواجهه با رقبایی مانند ایران .این روزها به علت برداشت های ذهنی که از جنگ با ایران دارد سعی می کند خودش را بدون تساهل نشان دهد و به دنبال سخت گیری ورسیدن به هدف غایی خود میگردد .
وجدان نیز از جمله ابعاد مهمی است که در شخصیت ترامپ ویژگیهای متناقضی دارد؛ از یک سو، به لحاظ انضباط درپیگیری اهداف شخصی، پشتکار و جاهطلبی قابل توجه است، اما از سوی دیگر، بیثباتی و واکنشهای ناپایدار باعث شده که گاهی تصمیمات وی دچار تناقض و عدم هماهنگی شوند .از نگاه نگارنده ترامپ در جنگ با ایران دچارتناقض شده است ونتوانسته پیش بینی های که در برابر جنگ با ایران داشت را نظم واقعی دهد و به همین دلیل واکنش های پایدار او دچار تزلزل شده است.
در نهایت، بعد گشودگی به تجربه که مرتبط با کنجکاوی، نوآوری و پذیرش دیدگاههای جدید است، در ترامپ نسبتا پایین است. او معمولاً رویکردی محافظهکارانه و مقاوم در برابر تغییرات پیچیده و سیستماتیک دارد که این موضوع باعث شده سیاست خارجی او در مواردی بیشتر به شعارهای ساده و راهکارهای سریع متکی باشد تا به دیپلماسی پیچیده و راهبردی.در واقع می توان گفت که ترامپ همه قواعد بین المللی را در ذهن خود بصورت دیپلماسی اقتصادی و معامله گری چیده است
این ارزیابی روانشناختی با مدل هگزاکو، تصویری جامع و چندوجهی از شخصیت ترامپ ارائه میدهد که در آن صفات خودمحوری، برونگرایی شدید، کمتوجهی به همکاری و گشودگی، و واکنشهای هیجانی، به وضوح قابل مشاهدهاند. چنین ویژگیهایی نقش محوری در شکلگیری سیاستهای غیرمعمول وتهاجمی وی در عرصه بینالملل در رابطه با ایران دارد وعلاوه بر اینکه این نوع رفتارهای ترامپ به عنوان یک چالش جدی برای چارچوبهای نظری سنتی در روابط بینالملل شناخته می شود باعث تنش بیش ازحد با ایران و کشاندن کل منطقه خاورمیانه به آتشی که حتی خودش راه حل وبرون رفتی برای آن متصور نیست تا حدی که این روزها به دلیل شرایط پیچیده ای که جنگ در منطقه پیدا کرده و برون رفت از آن از دست سیاست های آمریکا خارج شده است.
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
