چهارشنبه 6 آبان 1405

تعامل رسانه و دیپلماسی فرهنگی

چکیده مدیریتی

جهانی‌شدن، گسترش فناوری‌های ارتباطی و افزایش جابه‌جایی اطلاعات، افراد و ایده‌ها، مرزهای زمانی و مکانی ارتباطات را کم‌رنگ کرده است. پیام‌ها، تصاویر و روایت‌های فرهنگی در زمانی کوتاه از یک جامعه به جامعه‌ای دیگر می‌رسند و بر شناخت مردم از یکدیگر اثر می‌گذارند. در چنین فضایی، فرهنگ دیگر موضوعی محدود به روابط داخلی کشورها نیست بلکه بخشی از رقابت، همکاری و تعامل بین‌المللی به شمار می‌آید. دولت‌ها و جوامع، چه بخواهند و چه نخواهند، از تحولات فرهنگی فرامرزی تأثیر می‌پذیرند اما با شناخت این تحولات و برنامه‌ریزی سنجیده می‌توانند در شکل‌گیری آن‌ها نقش فعال‌تری داشته باشند.

در میانهی این تحولات و تغییرات جدید، رسانه رسالت جدید و مهمی را دریافت کرده است و تنها وسیله‌ای برای انتقال خبر نیست. رسانه می‌تواند به مردم کمک کند فرهنگ‌های دیگر را بشناسند، ارزش‌ها و تجربه‌های خود را به دیگران معرفی کنند و درباره مسائل مشترک گفت‌وگو کنند. به همین دلیل، رسانه یکی از ابزارهای مهم قدرت نرم و از پایه‌های عملیاتی دیپلماسی فرهنگی است. دیپلماسی فرهنگی نیز طبیعتا تبلیغ یک‌سویه فرهنگ ملی نیست بلکه در معنای مؤثر و پایدار خود، شامل معرفی فرهنگ، تبادل فرهنگی، شناخت متقابل و ایجاد زمینه برای همکاری میان جوامع است. لذا هم‌افزایی میان رسانه و دیپلماسی فرهنگی زمانی شکل می‌گیرد که سیاست فرهنگی و تولید رسانه‌ای در یک جهت حرکت کنند یعنی دیپلماسی فرهنگی به رسانه هدف، شناخت مخاطب و زمینه ارتباطی می‌دهد و رسانه نیز پیام فرهنگی را به مخاطبان گسترده‌تر می‌رساند و امکان واکنش و گفت‌وگو را فراهم می‌کند. به دلیل اهمیت این هم افزایی و تعامل میان رسانه و دیپلماسی فرهنگی این یادداشت پنج محور اصلی این تعامل را بررسی نموده و سپس راهکارهایی برای اجرای مؤثرتر آن پیشنهاد می‌دهد.

الف: ابعاد تعامل و تاثیرگذاری رسانه و دیپلماسی فرهنگی

1-تبیین و ترویج ارزش‌های فرهنگی در کشورهای دیگر و شناخت متقابل فرهنگ‌ها

یکی از کارکردهای رسانه در دیپلماسی فرهنگی، معرفی سنجیده ارزش‌ها، میراث تاریخی، هنر، زبان، سبک زندگی و تجربه‌های اجتماعی یک کشور به مخاطبان بیرونی است. فیلم، مستند، برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی، پادکست، خبرگزاری، شبکه‌های اجتماعی و محصولات فرهنگی دیجیتال می‌توانند تصویری ملموس‌تر از جامعه ارائه کنند، تصویری که در کنار روایت‌های رسمی، زندگی روزمره و تنوع درونی آن کشور را نیز نشان دهد. این معرفی زمانی مؤثر است که به انتقال شعارها محدود نماند و با تجربه‌ها، روایت‌ها و چهره‌های واقعی جامعه پیوند بخورد.

نکته مهم آن است که این فرایند باید دوطرفه باشد. همان‌گونه که رسانه می‌تواند ارزش‌ها و فرهنگ یک کشور را در خارج معرفی کند، رسانه‌های داخلی نیز در شناخت فرهنگ‌های دیگر برای مخاطبان داخل کشور نقش دارند. دسترسی به روایت‌ها و آثار فرهنگی جوامع دیگر، در صورت ارائه زمینه و توضیح مناسب، می‌تواند شناخت کلیشه‌ای را کاهش دهد و امکان مقایسه و گفت‌وگوی فرهنگی را فراهم سازد. بنابراین، ترویج فرهنگ خودی و آشنایی با فرهنگ دیگران دو فرایند جدا از هم نیستند هر دو می‌توانند در شکل‌گیری شناخت متقابل و احترام به تفاوت‌ها مؤثر باشند. انچه که نیازمند دقت بیشتری است آن است که معرفی فرهنگ نباید به تحمیل یا برترنمایی آن تبدیل شود. اگر مخاطب احساس کند با پیام تبلیغاتی یک‌طرفه مواجه است، احتمال دارد به‌جای اعتماد، مقاومت نشان دهد. ازاین‌رو، تولید محتوای باکیفیت، ترجمه دقیق، توجه به حساسیت‌های فرهنگی مخاطب و بازنمایی صادقانه پیچیدگی‌ها و تنوع جامعه، بخشی از سیاست رسانه‌ای در دیپلماسی فرهنگی است.

2-تأثیر بر افکار عمومی و شکل‌گیری نگرش‌ها

رسانه در انتخاب موضوعاتی که درباره آن‌ها بحث می‌شود، چارچوب‌بندی مسائل و برجسته‌کردن بعضی جنبه‌های یک رویداد نقش دارد. از این طریق، رسانه می‌تواند بر برداشت مخاطبان از یک کشور، فرهنگ یا گروه اجتماعی اثر بگذارد. تکرار بازنمایی‌های محدود یا کلیشه‌ای ممکن است تصویری نادرست و ثابت از یک جامعه بسازد در مقابل، تولید محتوای متنوع و مستند می‌تواند شناخت دقیق‌تری ایجاد کند و زمینه را برای نگرش‌های واقع‌بینانه‌تر فراهم آورد.

تأثیر بر افکار عمومی تنها به پخش پیام وابسته نیست. اعتماد مخاطب به رسانه، تناسب محتوا با پرسش‌ها و تجربه‌های او، زبان و قالب ارائه و امکان پاسخ‌گویی به مخاطبان نیز اهمیت دارند. پیام فرهنگی‌ای که از منابع معتبر و آشنا برای مخاطب منتشر شود، ممکن است اثر بیشتری از پیامی داشته باشد که تنها با حجم بالا یا تکرار فراوان توزیع شده است. بنابراین، هدف نباید فقط افزایش دیده‌شدن باشد افزایش اعتماد و ایجاد امکان گفت‌وگو نیز باید در مرکز توجه قرار گیرد.

این موضوع برای سیاست‌گذاری فرهنگی اهمیت ویژه دارد، زیرا افکار عمومی می‌تواند فضای همکاری یا بی‌اعتمادی میان ملت‌ها را شکل دهد. رسانه‌ها با پرداختن به تجربه‌های مشترک انسانی، همکاری‌های علمی و هنری و مسائل مشترک، امکان شناخت متقابل را افزایش می‌دهند. در مقابل، انتشار محتوای تحریک‌آمیز یا تقلیل‌دادن جامعه‌ای پیچیده به چند تصویر کلیشه‌ای، ممکن است شکاف‌ها را تشدید کند. ازاین‌رو، سنجش بازخورد مخاطبان و بررسی تغییر نگرش‌ها باید بخشی از ارزیابی برنامه‌های دیپلماسی فرهنگی باشد، نه آنکه موفقیت فقط با شمار بازدیدها یا تعداد برنامه‌های تولیدشده سنجیده شود.

3-تسریع تبادل فرهنگی و گسترش ارتباطات فرامرزی

رسانه‌های نوین سرعت، گستره و دسترسی تبادل فرهنگی را افزایش داده‌اند. پیش‌تر، آشنایی با هنر یا اندیشه یک جامعه به سفر، حضور در رویدادهای حضوری یا دسترسی به منابع محدود ممکن بود وابسته باشد اما اکنون محتوای فرهنگی می‌تواند از طریق بسترهای دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های برخط به مخاطبان مختلف برسد. این امکان، معرفی موسیقی، ادبیات، سینما، میراث فرهنگی، دانش و تجربه‌های اجتماعی را تسهیل می‌کند و برقراری ارتباط مستقیم میان هنرمندان، دانشگاهیان، نهادهای فرهنگی و شهروندان را گسترش می‌دهد.

بااین‌حال، انتشار سریع محتوا به‌تنهایی معادل تبادل فرهنگی نیست. تبادل زمانی شکل می‌گیرد که جریان ارتباط دوطرفه باشد و مخاطب فرصت پرسیدن، پاسخ‌دادن، تفسیرکردن و تولید محتوای خود را داشته باشد. به همین دلیل، برنامه‌های مشترک رسانه‌ای، گفت‌وگوهای برخط، همکاری میان تولیدکنندگان محتوا و ترجمه دوسویه آثار می‌توانند از پخش یک‌طرفه مؤثرتر باشند. رسانه باید نه‌فقط ویترین فرهنگ، بلکه بستری برای ارتباط میان حاملان فرهنگ باشد.

از منظر سیاست‌گذاری، لازم است از ابزارهای جدید ارتباطی، محتوای چندزبانه و قالب‌های متناسب با گروه‌های گوناگون مخاطب استفاده شود. ترجمه و زیرنویس، تولید نسخه‌های کوتاه و بلند، همکاری با رسانه‌ها و نهادهای محلی کشور مقصد و فراهم‌کردن دسترسی‌پذیری برای گروه‌های مختلف، احتمال رسیدن پیام به مخاطبان واقعی را افزایش می‌دهد. همچنین باید به موانعی مانند محدودیت دسترسی دیجیتال، تفاوت زبان‌ها و تفاوت‌های فرهنگی در دریافت پیام توجه کرد زیرا دسترسی فنی به محتوا حتما به معنای فهم یا پذیرش آن نیست.

4- تقویت ارتباطات میان قومیت‌ها، همگرایی قومی و افزایش سرمایه اجتماعی

یکی دیگر از کارکردهای رسانه در داخل کشور کمک به توسعه ارتباطات میان‌فرهنگی میان گروه‌های قومی و زبانی است. بازنمایی عادلانه تنوع قومی، معرفی زبان‌ها و سنت‌های گوناگون و نشان‌دادن تجربه‌های مشترک مردم، زمینه شناخت متقابل و احساس تعلق جمعی را تقویت می‌کند. تجارب مختلف نیز کارکردهایی مانند افزایش همدلی فرهنگی و قومی، تقویت همگرایی و سرمایه اجتماعی و بازنمایی مشترکات فرهنگی را از جمله نقش‌های رسانه ملی در ارتباطات میان‌فرهنگی تاکید دارد. قابل ذکر است که مقصود از همگرایی به معنای یکسان‌سازی نیست. اگر رسانه برای ایجاد وحدت، تفاوت‌ها را حذف کند یا فقط یک روایت از هویت ملی را بازتاب دهد، ممکن است گروه‌هایی از جامعه احساس کنند دیده نمی‌شوند. در مقابل، ارائه مسئولانه تنوع فرهنگی در کنار تأکید بر تجربه‌ها و منافع مشترک، می‌تواند به همبستگی‌ای فراگیرتر کمک کند. رسانه باید امکان حضور صدای گروه‌های مختلف را فراهم آورد و از بازنمایی آن‌ها به‌صورت کلیشه‌ای، حاشیه‌ای یا منحصرا مرتبط با تعارض‌ها پرهیز کند. از طرفی این رویکرد با دیپلماسی فرهنگی نیز پیوند دارد. تصویری که یک کشور از تنوع فرهنگی و توانایی گفت‌وگوی درونی خود ارائه می‌دهد، بر برداشت مخاطبان خارجی از جامعه و ظرفیت همکاری آن اثر می‌گذارد. ازاین‌رو، تقویت ارتباط میان اقوام تنها موضوعی داخلی نیست بلکه می‌تواند بخشی از اعتبار و قدرت نرم کشور نیز باشد لذا سیاست رسانه‌ای در این حوزه باید با مشارکت گروه‌های فرهنگی، رعایت حساسیت‌های محلی و سازوکارهای دریافت بازخورد همراه باشد.

5-روایت‌سازی در شرایط عادی و بحرانی و اهمیت اعتماد رسانه‌ای

رسانه در شکل‌گیری روایت‌هایی که مردم برای فهم رویدادها به کار می‌برند، نقش مهمی دارد. در شرایط عادی، روایت رسانه‌ای از تاریخ، جامعه، فرهنگ و روابط میان کشورها می‌تواند شناختی بلندمدت بسازد. در شرایط بحرانی، سرعت انتشار خبر و تفسیر آن افزایش می‌یابد و روایت‌های متعارض به‌سرعت در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی گردش می‌کنند. در چنین موقعیت‌هایی، رسانه‌ای که اطلاعات دقیق، روشن و به‌موقع عرضه کند و بتواند به پرسش‌های مخاطبان پاسخ دهد، در شکل‌گیری برداشت عمومی اثرگذارتر خواهد بود.

بااین‌حال، پیروزشدن در روایت یا تثبیت روایت اول را نباید فقط به انتشار زودتر یا بلندتر یک پیام تقلیل داد. سرعت، در کنار دقت، شفافیت و اعتماد اهمیت دارد. روایت نادرست یا متناقض ممکن است کوتاه‌مدت دیده شود، اما در بلندمدت اعتبار رسانه و کشور را تضعیف کند. بنابراین، روایت‌سازی مؤثر به معنای پنهان‌کردن واقعیت یا جایگزین‌کردن تبلیغات به‌جای اطلاع‌رسانی نیست بلکه ارائه منظم شواهد، توضیح زمینه رویداد، بیان روشن آنچه معلوم و نامعلوم است و اصلاح آشکار خطاها را دربرمی‌گیرد. برای این منظور، رسانه‌ها و نهادهای دیپلماسی فرهنگی باید از پیش سازوکار همکاریهایی اعم از ، هماهنگی در اطلاع‌رسانی بدون محدودکردن استقلال حرفه‌ای رسانه، آماده‌بودن سخنگویان آشنا با موضوع، دسترسی به منابع معتبر، انتشار سریع محتوای چندزبانه و پایش روایت‌های نادرست را داشته باشند. در عین حال، ارتباط مستمر با مخاطبان خارجی در زمان عادی اعتماد می‌سازد و پاسخ‌گویی در بحران را باورپذیرتر می‌کند. اعتماد را نمی‌توان فقط هنگام بحران تولید کرد این سرمایه از عملکرد روزمره رسانه به دست می‌آید.

ب)- چگونگی اجرای سیاست و ملاحظات تکمیلی

برای بهره‌گیری مؤثر از تعامل رسانه و دیپلماسی فرهنگی چند راهکار حائز اهمیت است:

  • نخست باید هدف، مخاطب و پیام هر برنامه مشخص باشد. تولید محتوای عمومی برای همه مخاطبان، بدون شناخت زبان، نیازها و فضای رسانه‌ای مخاطب، معمولا اثربخشی محدودی دارد. نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای می‌توانند برای هر کشور یا گروه مخاطب، شناخت زمینه‌ای فراهم کنند و با مشارکت پژوهشگران، هنرمندان، روزنامه‌نگاران و نهادهای محلی محتوا بسازند. این مشارکت به فهم بهتر تفاوت‌های فرهنگی و کاهش خطاهای ارتباطی کمک می‌کند.
  • دوم، سیاست رسانه‌ای باید از رویکرد یک‌سویه فاصله بگیرد. برنامه‌های گفت‌وگومحور، تولیدات مشترک، نشست‌های برخط، تبادل هنرمند و روزنامه‌نگار، ترجمه آثار و ایجاد فرصت برای پاسخ مخاطبان، رابطه‌ای پایدارتر از انتشار مقطعی پیام ایجاد می‌کنند.
  • سوم، لازم است معیار ارزیابی از میزان تولید و بازدید فراتر برود و شاخص‌هایی مانند تنوع مخاطبان، کیفیت تعامل، میزان اعتماد، تغییر شناخت، تداوم همکاری‌ها و بازتاب محتوا در رسانه‌های دیگر را نیز دربرگیرد.
  • چهارم، سواد رسانه‌ای و توانایی مقابله با اطلاعات نادرست باید جزئی از سیاست دیپلماسی فرهنگی باشد. مخاطبان امروز هم دریافت‌کننده پیام‌ و هم بازنشرکننده و تولیدکننده آن هستند. بنابراین تقویت ظرفیت تشخیص منبع معتبر و فهم زمینه فرهنگی محتوا می‌تواند از تعمیم‌های نادرست و تشدید سوءبرداشت‌ها جلوگیری کند. در نهایت، هماهنگی میان رسانه‌های عمومی، نهادهای فرهنگی، دانشگاه‌ها، بخش خصوصی و جامعه مدنی ضروری است. این هماهنگی باید هدف‌ها را همسو کند، اما نباید به حذف تکثر دیدگاه‌ها یا کاهش اعتماد مخاطب بینجامد.
  • جدول کارکردها و تعامل رسانه و دیپلماسی فرهنگی
بُعد تعامل کارکرد رسانه در دیپلماسی فرهنگی اقدام پیشنهادی
معرفی و شناخت متقابل فرهنگ‌ها بازنمایی ارزش‌ها، میراث و تجربه‌های فرهنگی و آشنایی مخاطب داخلی با فرهنگ‌های دیگر تولید محتوای مستند و چندزبانه، ترجمه دوسویه و پرهیز از تصویرسازی کلیشه‌ای
تأثیر بر افکار عمومی شکل‌دهی به دستور کار و چارچوب فهم مخاطبان درباره کشورها و فرهنگ‌ها شناخت مخاطب، استفاده از منابع معتبر و سنجش تغییر نگرش و میزان اعتماد
تسریع تبادل فرهنگی رساندن آثار و ایده‌ها به مخاطبان فرامرزی و ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان فرهنگی حمایت از تولید مشترک، گفت‌وگوی برخط، تبادل هنرمند و دسترس‌پذیرکردن محتوا
ارتباط میان اقوام و سرمایه اجتماعی بازنمایی تنوع، تقویت شناخت متقابل و برجسته‌کردن زمینه‌های مشترک مشارکت‌دادن گروه‌های قومی در تولید محتوا و پرهیز از حذف یا یکسان‌سازی تفاوت‌ها
روایت‌سازی در شرایط عادی و بحرانی توضیح رویدادها، پاسخ‌گویی به پرسش‌ها و مقابله با اطلاعات نادرست اطلاع‌رسانی دقیق و به‌موقع، انتشار محتوای چندزبانه و اصلاح شفاف خطاها
اعتماد و پایداری ارتباط ایجاد رابطه بلندمدت میان جامعه‌ها و افزایش اعتبار پیام‌های فرهنگی تداوم ارتباط در شرایط عادی، شفافیت و ارزیابی مستقل برنامه‌ها

 

نتیجه‌گیری

رسانه یکی از ابزارهای محوری دیپلماسی فرهنگی است، زیرا می‌تواند معرفی فرهنگ، تبادل فرهنگی، شکل‌گیری نگرش‌های عمومی، ارتباط میان گروه‌های اجتماعی و روایت رویدادها را تسهیل کند. اما قدرت رسانه تنها در سرعت و گستره انتشار پیام خلاصه نمی‌شود چرا که اعتماد، دقت، تناسب با مخاطب و امکان گفت‌وگوی دوسویه، تعیین می‌کنند که پیام فرهنگی تا چه اندازه پذیرفته و ماندگار شود. در داخل کشور نیز بازنمایی منصفانه تنوع قومی و زبانی می‌تواند همدلی، سرمایه اجتماعی و احساس تعلق مشترک را تقویت کند.

بر این اساس، سیاست‌گذاری باید رسانه را نه فقط به عنوان بلندگوی پیام رسمی، بلکه زیرساختی برای گفت‌وگو و شناخت متقابل بداند. تولید محتوای چندزبانه و باکیفیت، همکاری میان نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای، مشارکت گروه‌های مختلف، ارتباط پایدار با مخاطبان و ارزیابی مبتنی بر اعتماد و کیفیت تعامل، از الزامات این رویکرد است. دیپلماسی فرهنگی زمانی به قدرت نرم پایدار تبدیل می‌شود که فرهنگ را نه فقط عرضه کند، بلکه به شنیدن، پاسخ‌گویی و یادگیری متقابل نیز متعهد باشد.

منابع

ابای فینی، عبدالرضا. (۱۳۹۶). بررسی نقش رسانه در دیپلماسی فرهنگی از دیدگاه دیپلمات‌های فرهنگی کشور (رایزنان فرهنگی) [پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی].

رحمان‌زاده، سید علی، و غفاری معین، زهرا. (۱۳۹۰). بررسی نقش رسانه ملی در توسعه ارتباطات بین‌فرهنگی در میان اقوام ایرانی از دیدگاه صاحب‌نظران. نشریه مطالعات رسانه‌ای، ۶(۱۳).

رشادت‌جو، حمیده، و رشیدی، میلاد عباس. (۱۳۹۱). نقش رسانه در دیپلماسی فرهنگی از دیدگاه اساتید حوزه ارتباطات، مدیریت امور فرهنگی و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات. مدیریت فرهنگی، ۶(۱۸)، ۱–۲۲. https://sid.ir/paper/199732/fa

آخرین مطالب

سفر احمد الشرع به ریاض؛ بازآرایی موازنه‌های منطقه‌ای و معمای امنیتی اسرائیل

سفر احمد الشرع، رئیس‌جمهوری سوریه، به ریاض و دیدار...

روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن

سخن سردبیر روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن جهان...

قدرت روایت؛ چرا جنگ‌های امروز پیش از میدان نبرد، در افکار عمومی آغاز می‌شوند

چکیده در عصر کنونی، جنگ‌ها تنها به میدان نبرد فیزیکی...

فرهنگ و رسانه در مجله ایرانی روابط بین الملل

مجله ایرانی روابط بین‌الملل با تجربه سالها تلاش بی...

رویکردی نو به تلاقی اقتصاد و دیپلماسی؛ معرفی گروه اقتصاد بین‌الملل

جهان معاصر صحنه تحولات پرشتاب، درهم‌تنیدگی‌های پیچیده ساختاری و...

تحلیل اثر نااطمینانی نرخ ارز و محدودیت‌های مبادلات مالی بین‌المللی

این مقاله سازوکار اثرگذاری هم‌زمان نااطمینانی نرخ ارز و...

معرفی گروه «فرهنگ و رسانه» مجله ایرانی روابط بین‌الملل

با خرسندی، گروه تخصصی «فرهنگ و رسانه» در چارچوب...

معرفی گروه «اقتصاد بین‌الملل» مجله ایرانی روابط بین‌الملل

معرفی گروه «اقتصاد بین‌الملل» مجله ایرانی روابط بین‌الملل گروه تخصصی...