چهارشنبه 6 آبان 1405

نظریه چشم انداز

در سالهای اخیر، یکی از هیجان انگیز ترین تحولات در نظریه تصمیم گیری «نظریه چشم انداز» بوده که در سال 2002، دنیل کاهنمن به خاطر آن برنده جایزه نوبل در اقتصاد گردید.نظریه چشم انداز بر این باور است روشی که افراد گزینه ها را مورد ارزیابی قرار داده به شدت تحت تأثیر روش شکل گیری انتخاب ها قرار می گیرد. برای کسی که شاهد تلاش سیاستمداران بوده تا بحث را به نفع خود جابجا کنند، به نظر این موضوع آشکار می باشد. اما نظریه چشم انداز دقیق تر است، مورد حمایت شواهد تجربی قرار می گیرد و به برخی تعمیم های بسیار مهمی که با سیاست بین الملل در ارتباط بوده،  منجر می گردد.

یکی از مهم ترین یافته های نظریه چشم انداز آن است که افرادی وجود دارند که تمایل بسیار زیاد به ریسک کردن در جلوگیری از ضرر نسبت به کسب سود دارند . به عنوان مثال،  در افراد این تمایل  وجود دارد تا ریسک بیشتری در جلوگیری از ضرر یک دلار نسبت به سود آن داشته باشند. از لحاظ سود مورد انتظار، هیچ تفاوتی بین ضرر یک دلار و عدم سود آن وجود ندارد، اما نظریه چشم انداز نشان می دهد که این تفاوت از لحاظ روان شناختی چشمگیر است و دارای تأثیر قابل سنجش بر رفتار افراد می باشد.

در سیاست بین الملل، یک درس مهم این است که رهبران خطرات قابل توجهی برای محافظت از چیزی که دارند، انجام می دهند (جلوگیری از ضرر ادراک شده). به عبارت دیگر، در امور بین الملل تمایل شدیدی برای حفظ وضع موجود وجود دارد. به طور شهودی، این بدان معناست: از ساکنان یک قلمرو مورد حمله واقع شده انتظار می رود که از سرزمین خود نسبت به مهاجمانی که برای تسخیر قلمرو جدید مبارزه می کنند، شدیدتر دفاع نمایند. تجربه آمریکا در جنگ ویتنام یا تجربه روسیه در حمله به افغانستان در سال 1979 این پدیده را به تصویر می کشد.

نظریه چشم انداز ممکن است به شرح علت اینکه چرا گاهی اوقات دولت های کوچک و ضعیف تر حاضر به تسلیم در برابر تهدیدات بازیگران بزرگ و قویتر نیستند، کمک می نماید. اگر  آن ها از چیزی محافظت می کنند که معتقدند زمانی به آن ها تعلق داشته  ، دولت کوچک نیز احتمالاً در  از دست دادن آن چیز ، از حساسیت بالایی برخوردار است و در نتیجه تمایل دارد تا خطرات طبیعی رفتن به جنگ را بپذیرد. این تمایل چیزی است که تصمیم گیرندگان می آموزند تا آن را مورد بررسی قرار دهند.

به عنوان مثال، هنگامیکه آمریکا و متحدان ناتو در صدد برآمدند تا صربستان را در سال 1999، مجبور به عقب نشینی از کوزوو نمایند، به نظر دلیل خوبی برای باور این موضوع وجود داشت که تهدید به زور یا استفاده از زور متوسط برای انجام این کار کفایت می کند. تنها چند سال قبل، زمانیکه قلمروهای بوسنی و هرزگوین مورد تهدید قرار داشتند، مبارزه با بمباران محدود برای سلب امتیازات از صربستان کفایت می نمود. اما در مورد کوزوو، یک مبارزه با بمباران گسترده و بسیار مخرب لازم بود. چرا این دو مورد با هم فرق داشتند و آیا مقاومت در مورد کوزوو می توانست مورد پیش بینی واقع گردد؟

نظریه چشم انداز احتمالاً به ما در درک علت رفتار متفاوت  صربستان در هر دو شرایط و همچنین به پیش بینی مشکلات در کوزوو کمک می کند. درک چالت و جیمز گلدگیر خاطر نشان می کنند که هر چند بوسنی و هرزگوین به طور سنتی تحت کنترل صربستان قرار نداشتند، اما کوزوو طی سالهای متمادی بوسیله صربستان کنترل می شد. این امر قابل پیش بینی بود. از این رو، این تحلیلگران ادعا داشتند که اسلوبودان میلوشویچ، رئیس جمهور صربستان هزینه های بالاتری برای از دست دادن  کوزوو نسبت به  بدست آوردن  بوسنی پرداخت خواهد کرد .

یک مشکل خاص زمانی رخ می دهد که هر دو طرف وضع موجود را درک و از آن طرفداری نمایند. اگر هر دو طرف شاهد  از دست دادن بخشی از قلمرو سرزمینی خود (یا اصل) باشند، هر دو احتمالاً برای جلوگیری از خسارت ، کاملاً به قبول خطر تمایل دارند. این ممکن است همان چیزی باشد که در سال 1914 اتفاق افتاد وقتیکه به اعتقاد اتریش و روسیه، وضعیت صربستان را نمی توان حفظ کرد و عدم نفوذ در آنجا نیز به موقعیت آنها آسیب جدی وارد می ساخت. از نظر اتریش، حمایت صربستان از جدایی طلبان اتریش به عنوان یک حرکت تهدید آمیز از وضع موجود تلقی می شد، در حالیکه از نظر روسیه، تلاشهای اتریش برای محدود کردن خود مختاری صربستان نیز به عنوان یک حرکت تهدید آمیز به شمار می رفت. چون هر دو طرف در صورت عدم تسلط، از خسارت  از دست دادن قلمرو هراس داشتند ، دیپلماسی ، به جای جنگ ، به ویژه خطرناک بود، خطر مشابه ای خود را در بحران موشکی کوبا نشان داد. از دیدگاه آمریکا، وضع موجود کوبا  بدون تسلیحات هسته ای بود و هر گونه تغییر از آن به عنوان ضرر تلقی می شد. اما با موشکهایی که پیشتر نصب شده اند، آیا چنین چیزی از نظر اتحاد شوروی به عنوان وضع موجود جدید تلقی می شد و به همان اندازه آماده بود تا برای دفاع از آن قبول خطر کند؟ ظاهراً نه و یا لااقل نه به آن حد زیادی که خروشچف تمایل به قبول خطر جنگ هسته ای داشته باشد.

نظریه چشم انداز علاوه بر سایر مسائل، برای موضوعات امنیتی بکار می رود. در مذاکرات مربوط به آزادسازی تجاری، بازیگران( شامل دولت ها و گروههای ذینفع) اغلب واکنش بسیار منفی تر در برابر ضرر و زیانهای خاص از خود نشان داده که احتمالاً برخی بخش های اقتصادی از کاهش موانع تجاری نسبت به دستاوردهای کلی ناشی از اینگونه توافق ها متحمل می گردند. بر اساس نظریه چشم انداز توافق بر چگونگی توزیع دستاوردها آسانتر از توزیع خسارات می باشد. از این رو، حتی دولت هایی که می توانند بر چگونگی توزیع مزایای ناشی از یک معامله تجاری به توافق برسند، احتمالاً توافق بر چگونگی تقسیم خسارات را بسیار دشوارتر می دانند، زیرا آنها در برابر خسارات از حساسیت بسیار بیشتری برخوردارند.

همچنین نظریه چشم انداز دارای پیامدهای جالب برای همکاری در زمینه مسائل زیست محیطی می باشد. نظریه بر این باور است که وقتی بازیگران به وضوح زیان ملموسی را از تخریب بیشتر زیست محیطی درک می کنند، در نتیجه برای جلوگیری از آن خسارات قبول خطر می نمایند. همین طور وقتی شواهد علمی در زمینه کاهش ضخامت لایه اوزون آشکار شد و پیامدهای بهداشتی این وضعیت به طور کامل درک گردید، یک توافق بین المللی نسبتاً سریع در زمینه محدود سازی مواد شیمیایی کاهش دهنده لایه اوزون صورت گرفت. اگرچه مسئله گرم شدن کره زمین پیچیده است و (هزینه های درک شده اقتصادی محدود سازی تولید گازهای گلخانه ای بسیار بالا می باشد)، اما نظریه چشم انداز حاکی از آنست که اگر هزینه های بالای گرم شدن کره زمین آشکارتر گردد، رهبران به احتمال زیاد برای جلوگیری از آنها قبول خطر می نمایند.

نظریه چشم انداز در معنای بسیار گسترده چیزی را تأیید کرده که ما پیشتر می دانستیم یعنی مردم در برابر چگونگی تشکیل یک مسئله خاص بسیار حساس هستند. اما آن در معنای محدودتر، اصل جدید و مفیدی را نشان می دهد: رهبران احتمالاً  ریسک بسیار بزرگتری را برای جلوگیری از خسارات نسبت به کسب دستاوردها انجام می دهند. وقتی اهمیت وضع موجود شناسایی گردد، این دانش می تواند به کسانی هشدار دهد که اقدام به بازبینی وضع موجود می نمایند. اما وقتیکه اهمیت وضع موجود شناسایی نگردد و یا وقتی که وضع موجود نیز خود در حالت ابهام قرار دارد، رهبران می توانند اشتباهات مهمی مرتکب گردند.

منبع: سیاست بین الملل: قدرت و هدف در مسائل جهانی(1400)، پل دانیر،مترجم: امیر هوشنگ میرکوشش،مجید عباسی، انتشارات مبین اندیشه،(09028881006).

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

آخرین مطالب

سفر احمد الشرع به ریاض؛ بازآرایی موازنه‌های منطقه‌ای و معمای امنیتی اسرائیل

سفر احمد الشرع، رئیس‌جمهوری سوریه، به ریاض و دیدار...

روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن

سخن سردبیر روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن جهان...

قدرت روایت؛ چرا جنگ‌های امروز پیش از میدان نبرد، در افکار عمومی آغاز می‌شوند

چکیده در عصر کنونی، جنگ‌ها تنها به میدان نبرد فیزیکی...

فرهنگ و رسانه در مجله ایرانی روابط بین الملل

مجله ایرانی روابط بین‌الملل با تجربه سالها تلاش بی...

تعامل رسانه و دیپلماسی فرهنگی

چکیده مدیریتی جهانی‌شدن، گسترش فناوری‌های ارتباطی و افزایش جابه‌جایی اطلاعات،...

رویکردی نو به تلاقی اقتصاد و دیپلماسی؛ معرفی گروه اقتصاد بین‌الملل

جهان معاصر صحنه تحولات پرشتاب، درهم‌تنیدگی‌های پیچیده ساختاری و...

تحلیل اثر نااطمینانی نرخ ارز و محدودیت‌های مبادلات مالی بین‌المللی

این مقاله سازوکار اثرگذاری هم‌زمان نااطمینانی نرخ ارز و...

معرفی گروه «فرهنگ و رسانه» مجله ایرانی روابط بین‌الملل

با خرسندی، گروه تخصصی «فرهنگ و رسانه» در چارچوب...