چهارشنبه 6 آبان 1405

تفاهم ایران و آمریکا و تولد نظم پساهژمونیک

تحولات اخیر در روابط ایران و آمریکا را نباید صرفاً در چارچوب یک توافق سیاسی، امنیتی یا هسته‌ای تحلیل کرد. آنچه امروز در حال وقوع است، ممکن است نشانه ظهور واقعیتی بزرگ‌تر باشد؛ واقعیتی که از تغییر تدریجی ساختار نظام بین‌الملل و کاهش توان آمریکا برای حفظ نظم سنتی غرب آسیا حکایت دارد.

در ادبیات آینده‌پژوهی، بسیاری از تحولات بزرگ زمانی رخ می‌دهند که ساختارهای مسلط دیگر قادر به بازتولید گذشته نباشند. نظم منطقه‌ای غرب آسیا طی دهه‌های گذشته تا حد زیادی بر محور برتری راهبردی آمریکا شکل گرفته بود؛ نظمی که در آن واشنگتن نقش بازیگر مسلط، تنظیم‌کننده قواعد و تضمین‌کننده موازنه قدرت را بر عهده داشت.
اما شواهد سال‌های اخیر نشان می‌دهد که این الگو با چالش‌های فزاینده‌ای مواجه شده است.
تمرکز فزاینده آمریکا بر رقابت با چین در شرق آسیا، افزایش هزینه‌های مداخله نظامی، گسترش بازیگری قدرت‌های نوظهور و افزایش استقلال عمل کشورهای منطقه، همگی بیانگر آن هستند که غرب آسیا به تدریج وارد مرحله‌ای می‌شود که دیگر یک قدرت واحد قادر به تعیین همه معادلات آن نیست.
از این منظر، تفاهم احتمالی میان تهران و واشنگتن را می‌توان بیش از آنکه محصول تغییر بنیادین در اهداف دو طرف دانست، نتیجه تغییر محیط راهبردی پیرامون آنها تلقی کرد.
هنگامی که ساختار قدرت دگرگون می‌شود، رفتار بازیگران نیز ناگزیر تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، مدیریت رقابت جایگزین تقابل پرهزینه می‌شود و بازیگران تلاش می‌کنند خود را با واقعیت‌های جدید سازگار سازند.
آینده‌پژوهان معتقدند یکی از نشانه‌های ورود به دوران پساهژمونیک، افزایش توافق‌های تاکتیکی میان رقبایی است که همچنان اختلافات بنیادین خود را حفظ کرده‌اند.
در این وضعیت، هدف اصلی نه حل کامل اختلافات، بلکه جلوگیری از تبدیل آنها به بحران‌های غیرقابل کنترل است. به همین دلیل، حتی اگر تفاهمی میان ایران و آمریکا شکل بگیرد، لزوماً به معنای پایان رقابت نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند آغاز شکل تازه‌ای از رقابت باشد.
در نظم نوظهور، وزن قدرت‌های منطقه‌ای افزایش می‌یابد و کشورهایی که بتوانند میان امنیت، اقتصاد و دیپلماسی توازن برقرار کنند، نقش بیشتری در شکل‌دهی آینده خواهند داشت.
به همین دلیل، اهمیت هرگونه تفاهم احتمالی میان ایران و آمریکا تنها در روابط دوجانبه خلاصه نمی‌شود، بلکه می‌تواند بر الگوهای رفتاری سایر بازیگران منطقه نیز تأثیر بگذارد.
سناریوی محتمل آینده، نه بازگشت به نظم آمریکامحور گذشته است و نه شکل‌گیری یک نظم کاملاً باثبات و بدون رقابت. آنچه بیش از هر چیز قابل مشاهده است، حرکت تدریجی منطقه به سوی نوعی موازنه چندقطبی است؛ وضعیتی که در آن قدرت میان بازیگران بیشتری توزیع می‌شود و هیچ بازیگری به تنهایی قادر به تعیین سرنوشت منطقه نخواهد بود.
بنابراین، پرسش اصلی این نیست که آیا ایران و آمریکا به تفاهم می‌رسند یا خیر؛ بلکه پرسش مهم‌تر آن است که آیا این تفاهم نشانه آغاز دوران جدیدی در غرب آسیاست؟
دورانی که در آن منطق هژمونی جای خود را به منطق موازنه، رقابت مدیریت‌شده و نظم چندلایه منطقه‌ای می‌دهد. اگر پاسخ مثبت باشد، آنچه امروز یک توافق سیاسی به نظر می‌رسد، ممکن است در آینده به عنوان یکی از نشانه‌های گذار تاریخی غرب آسیا به نظم پساهژمونیک شناخته شود.

دکتر نصیر جینور
عضو هیات تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

آخرین مطالب

سفر احمد الشرع به ریاض؛ بازآرایی موازنه‌های منطقه‌ای و معمای امنیتی اسرائیل

سفر احمد الشرع، رئیس‌جمهوری سوریه، به ریاض و دیدار...

روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن

سخن سردبیر روابط بین‌الملل؛ از روایت جهان تا فهم آن جهان...

قدرت روایت؛ چرا جنگ‌های امروز پیش از میدان نبرد، در افکار عمومی آغاز می‌شوند

چکیده در عصر کنونی، جنگ‌ها تنها به میدان نبرد فیزیکی...

فرهنگ و رسانه در مجله ایرانی روابط بین الملل

مجله ایرانی روابط بین‌الملل با تجربه سالها تلاش بی...

تعامل رسانه و دیپلماسی فرهنگی

چکیده مدیریتی جهانی‌شدن، گسترش فناوری‌های ارتباطی و افزایش جابه‌جایی اطلاعات،...

رویکردی نو به تلاقی اقتصاد و دیپلماسی؛ معرفی گروه اقتصاد بین‌الملل

جهان معاصر صحنه تحولات پرشتاب، درهم‌تنیدگی‌های پیچیده ساختاری و...

تحلیل اثر نااطمینانی نرخ ارز و محدودیت‌های مبادلات مالی بین‌المللی

این مقاله سازوکار اثرگذاری هم‌زمان نااطمینانی نرخ ارز و...

معرفی گروه «فرهنگ و رسانه» مجله ایرانی روابط بین‌الملل

با خرسندی، گروه تخصصی «فرهنگ و رسانه» در چارچوب...